تألیف: ولىالله بهرامى
تنظیم: عبدالله شمسى
خط مشی کلی نهضت آزادی در تفکر و اندیشه، بر پایه التقاط میان اسلام و دموکراسی غربی و ملی گرایی ترسیم گردید. نهضت آزادی را باید با اندیشه های بازرگان شناخت، زیرا نهضت محصول اندیشه ها و عملکرد اوست.(1) او به تلفیق علم و دین دست زد و سعی کرد با توسل به علم تجربی میان مفاهیم جدید غربی و اسلام، سازگاری ایجاد کند و آنها را با همدیگر آشتی دهد. وی در این راستا کتاب های بسیاری به رشته تحریر درآورد.
بازرگان در این مسیر تا آنجا پیش رفت که پیشروی بشر با عقل خود را همان راه انبیا دانست، مطهرات در اسلام را از نگاه قوانین فیزیک و شیمی می نگریست. عشق و پرستش را با ماشین های حرارتی و تحول قرآن را با ریاضیات اثبات می کرد.(2) او به حدی تحت تأثیر علم گرایی بود که می خواست به هر حقیقتی جامه علمی بپوشاند؛ به گونه ای که باید گفت بهره گیری از علوم تجربی و دقیقه، مهم ترین و برجسته ترین ویژگی بازرگان بود.
البته او تنها فرد ایرانی است که تا به حال برای فهم دین به این حد از علوم دقیقه استناد کرده است و در این مسیر چندان پیش رفت که اعلام کرد کمترین فایده نگاه علمی به دین، آن است که اشتباهات و خرافه ها از دین پاک می شود و مسلمانان از قهقرا و انحطاط رهایی می یابند.
تلاش بازرگان برای علمی نشان دادن احکام اسلامی در واقع عصیانی علیه قالب های سنتی فهم دین بود. او می خواست ثابت کند که برخلاف علمای سنتی، اسلام یک دین عصری و منطبق بر مقتضیات همه زمان هاست. نتیجه مترتب بر این سازگاری، اثبات دموکراسی اسلامی بود که در چارچوب هماهنگی میان اسلام و دموکراسی انجام می گیرد؛ به گونه ای که مسلمان می تواند با حفظ مسلمانی خود، دموکراسی مشروطه و پارلمانی را بپذیرد. پیوند دین و دنیا، نقد سنت و روحانیت و بازنگری در مفاهیم دینی، در همین راستا صورت می پذیرفت. البته این جریان فکری می کوشید تا برای درست جلوه دادن نظریه های خود، مبادی دینی و اسلامی دست و پا کند و در همین راستا و با همین دید التقاطی، به تفسیر و تأویل قرآن و نهج البلاغه و سایر متون دینی شیعه می پرداخت. (3)
در نگاه نهضت آزادی، در صورت اثبات سازگاری علم و دین در حوزه اندیشه، همگرایی دین و علم در عمل ظاهر می شود.(4) به همین جهت بازرگان می خواست میان اسلام و دموکراسی آشتی پدید آورد و در این راه، از مفاهیم برابری، آزادی و امثال آنها استفاده می کرد و بر آزادی تأکید می کرد. وی در نهایت ادعا می کرد که دوره پیامبر(ص)، خلفای راشدین و علی (ع) عالی ترین و کامل ترین، نمونه دموکراسی و آزادی بود.(5)
موضع اساسی و ثابت نهضت آزادی، تأکید بر آزادی است که این مفهوم در عنوان رسمی آنها نیز وارد شده است. ظلم و استبداد طولانی مدت پادشاهان ایران و خفقان و دیکتاتوری مطلقه سال های پس از کودتای 28 مرداد که نهضت آزادی محصول همین فضا و شرایط است، ذهنیت سران نهضت آزادی را به این نتیجه رسانده بود که مهم ترین مسئله تاریخ معاصر ایران استبداد است که بیش از همه بر وضعیت جامعه ایران اثر گذاشته و به مراتب مهم تر و مقدم تر از استعمار و استیلای خارجی است.
خط مشی نهضت آزادی به لحاظ سیاسی و شیوه مبارزه اصلاح طلبی بود. آنها در مبارزه با شاه، شیوه سیاسی و مسالمت جویانه در قالب قانون اساسی در پیش گرفتند و از آنجا که وجهه ضد استعماری و استثماری نداشتند، در چارچوب حاکمیت آمریکا و رژیم سلطنتی شاه و مبارزه به شیوه دموکراسی غربی و مسالمت جویانه و در محدوده قانون اساسی حرکت خود را آغاز کردند. مهم ترین شعار آنها تحدید قدرت و حکومت در قالب شعار «شاه باید سلطنت کند نه حکومت» بود. به همین جهت نیز پایبندی به قانون اساسی شاهنشاهی را از اصول مهم در مرامنامه خود قرار دادند و هیچ گاه شعار سرنگونی سلطنت سر ندادند، بلکه برعکس مدعی بودند که نظریات ما در مورد سلطنت بر رونق و دوام و مقام او خواهد افزود.(6)
بر همین اساس، نهضت آزادی تا آخرین ماه های سلطنت پهلوی هیچ گاه نظام سلطنتی شاه را نفی نکرد، بلکه در آخرین سال حکومت شاه و در حالی که شعله های انقلاب همه جا را فرا گرفته بود، بر اجرای قانون اساسی مشروطه اصرار می ورزید.(7) نهضت آزادی در مبارزه علیه شاه، هیچ طرحی از حکومت برای جامعه بعد از انقلاب ارائه نکرد؛ چرا که در مبارزه سیاسی خود، قصد تغییر سلطنت و جایگزینی آن با نظام دیگر را نداشت.
خط مشی نهضت آزادی به لحاظ اقتصادی طرفداری از اقتصاد بازار آزاد و سرمایه داری است. اصل چهارم مرامنامه نهضت، گویای این امر است. در این اصل، مطلبی از اسلام نیامده است و از اقتصاد غرب کپی برداری شده است. نهضت در چهارمین قطعنامه کنگره خود نیز خط مشی اقتصادی اش را اجرای همه جانبه و فراگیر اصل تأمین اقتصادی و ریشه کنی فقر و محرومیت و برآوردن نیازهای انسان در جریان رشد پیش بینی نموده و آن را لازمه رفع کنونی و آغاز دوران جدیدی از شکوفایی اقتصادی می داند.(8)
نهضت آزادی دخالت دولت در اقتصاد را درست نمی داند و نظارت او را آن هم فقط بر اقتصاد کلان می پذیرد. (9)
در یک جمع بندی در مورد خط مشی کلی این جریان فکری می توان این گونه اظهارنظر نمود:
1- ایدئولوژی نهضت آزادی، التقاطی بود. آنها برای توانمند کردن اسلام در برابر مسائل جدید، قائل به تلفیق و ترکیب اسلام با آموزه ها و برخی آرای سیاسی بودند که به طور عمده می توان از تلفیق دین و علم و دین و ناسیونالیسم نام برد. این امر حاکی از آن است که نهضت آزادی، اسلام را به تنهایی قادر به پاسخگویی به مسایل جدید نمی دید.
2ـ نهضت آزادی مشکل جامعه ایران را در استبداد و فقدان آزادی می دید. این امر موجب شد که از علل مشکلات جامعه غفلت کنند و نتوانند از حرکت اصیل و اسلامی ملت ایران در انقلاب اسلامی شناخت دقیقی داشته باشند.
3- خط مشی نهضت آزادی محافظه کارانه و اصلاح طلبانه بود، به همین جهت تا اواخر حکومت پهلوی نظام سلطنتی را نفی نکرد و هیچ جایگزینی برای رژیم سلطنتی معرفی نکرد، بلکه طرح هایی برای اجرای بهتر قانون اساسی مشروطه داشت. این طرز تفکر، سبب گردید که نتواند پس از پیروزی انقلاب، خود را با تحولات هماهنگ کند.
4- ارتباط اندیشه های نهضت آزادی با عصر جدید، مهمترین مشخصه این جریان است. آنها تحت تأثیر آموزه های غربی در صدد به روز کردن دین بودند. این اصول و آرمان ها با نظر مردم که دین را از روحانیت گرفته بودند فاصله بسیاری داشت به همین جهت نتوانستند پایگاه اجتماعی قابل توجهی در کشور پیدا کنند. سرانجام نیز این جریان فکری التقاطی نتوانست حتی یک حرکت مردمی را در مخالفت با شاه سازماندهی کند.
در هر صورت، اعضای نهضت آزادی نتوانستند خود را با جریان انقلاب تطبیق دهند به همین جهت وقتی دولت موقت را در دست گرفتند، حاضر نشدند جز افراد نهضت یا کسانی را که با آنها همسو بودند در مصدر امور قرار دهند. آنان به شدت به مخالفت با نهادهای انقلابی پرداختند و حتی در هیئت دولت تصویب کردند که مجلس خبرگان که در حال تصویب اصل ولایت فقیه بود منحل گردد. مشی کلی حرکت نهضت در زمان دولت موقت، مخالفت با انقلاب اسلامی و نهادها و شخصیت های انقلابی بود. پس از سقوط دولت موقت، نهضت آزادی افزون بر مخالفت با انقلاب اسلامی در همه ابعاد سیاسی ـ اقتصادی و فرهنگی، به حمایت از ضد انقلاب و به نوعی بیگانگان نیز پرداخت به گونه ای که بازرگان به صورت رسمی آن هم در مجلس شورای اسلامی و در جاهای دیگر، از سازمان منافقین که همه کشور را به خاک و خون کشیده و ده ها هزار نفر از مردم و مسئولان را به شهادت رسانده بود، آشکارا حمایت کرد. همچنین در اوج جنگ تحمیلی و در زمانی که همه کشور درگیر جنگ بود با دادن اطلاعیه و بیانیه همگام با بیگانگان جنگ را محکوم می کرد و از دشمن طرفداری می نمود. (10)
فعالیت های خصمانه نهضت آزادی علیه نظام جمهوری اسلامی، به جایی رسید که حضرت امام صلاحیت آنها را برای هیچ امری شایسته ندانست. جهت گیری نهضت آزادی در مخالفت با نظام، پس از رحلت حضرت امام نیز ادامه یافت. نهضت آزادی که تا ماه های آخر حکومت پهلوی، بر اجرای قانون اساسی تأکید داشت در نظام جمهوری اسلامی قانون اساسی را قبول ندارد و هر از چندگاهی با یکی از اصول آن به خصوص ولایت فقیه به شدت مخالفت می ورزد و خواستار حذف آن می شود.(11) دکتر یزدی دبیرکل فعلی نهضت می گوید: «ما با سیاست ها و عملکردهای کمیتی که در طول این نوزده سال همه چیز را در انحصار خودش درآورده مخالفت کردیم و می کنیم.»(12)
در حال حاضر، مشی کلی نهضت آزادی، براندازی جمهوری اسلامی از طریق ائتلاف با گروه های مخالف نظام، ارتباط با بیگانگان، تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی از طریق مصاحبه با رادیوهای بیگانه و نشر اکاذیب علیه نظام، متهم نمودن نظام به انواع بدی ها، زشت جلوه دادن چهره نظام نزد بیگانگان، شرکت در کنفرانس های گروه های مخالف نظام، دعوت از بیگانگان برای دخالت در امور کشور به بهانه بی کفایتی مسئولان، اهدای لوح تقدیر به معاندان نظام و... می باشد. نهضت آزادی از پایه های اصلی اغتشاشات تیرماه 78 و اغتشاشات بعد از انتخابات ریاست جمهوری 88 بود.