تألیف:ولىالله بهرامى
تنظیم:عبدالله شمسى
پیدایش و تأسیس
برای شناخت بهتر زمینه های سیاسی و اجتماعی شکل گیری نهضت آزادی، ضرورت دارد چالش های فکری و سیاسی دهه 1330 بررسی شود.
در این دهه، سه جریان بسیار مهم در تاریخ ایران پدیدار شد. جریان اول، تفکر کمونیستی بود که باورود روس ها به ایران و تصرف بخش هایی از شمال کشور روی داد، البته قبل از این تاریخ نیزکمونیست ها در ایران جای پایی را برای خود فراهم کرده بودند. برای مثال در سال 1300 هـ .ش با ورود ارتش سرخ به رشت، حزب کمونیست ایران به رهبری پیشه وری و احسان الله خان و حیدرعمواوغلو تشکیل شده بود. در سال 1314 نیز، تقی ارانی گروهی به نام 53 نفر را راه اندازی نمود.
هیچ کدام از اینها مانند حزب توده نبود که در سال 1320 با حمایت مادی و معنوی شوروی تشکیل گردید و یک حزب صد در صد وابسته و زیر سلطه بود. حزب توده پشتیبانی از اعطای امتیاز نفت به شوروی، کارشکنی در مقابل مصدق، محکوم نمودن قیام پانزده خرداد و همکاری با ساواک را در پرونده خود به ثبت رساند.(1)
جریان دوم، جریان مذهبی یا اسلام گرا بود که از شهریور 1320 شکل گرفت. این جریان اسلام را سرلوحه و آرمان مبارزه خود قرار داده بود. برنامه آنها، مبارزه با بهائیت، کسروی، بی حجابی، مارکسیم، اسرائیل و حکومت شاه بود که توسط فدائیان اسلام مطرح گردید. از میان این جریان های مذهبی، می توان به جمعیت فداکاران اسلام به رهبری شمس قنات آبادی، کانون نشر حقایق اسلامی به رهبری محمدتقی شریعتی، جامعه تعلیمات اسلامی به رهبری عباس علی اسلامی، انجمن پیروان اسلام به رهبری علی شریعتمداری و... اشاره کرد.
مهم ترین جریان مذهبی در آن زمان، فدائیان اسلام بود که توسط نواب صفوی راه اندازی شد. او در اعلام موجودیت، هدف خود را رسیدن به حاکمیت اسلام و قرآن معرفی نمود.(2)
نواب در همراهی با آیت الله کاشانی در نهضت ملی شدن نفت، نقش برجسته ای داشت. او و یارانش، جدا از این که با مبارزه مسلحانه خود علیه رژیم، رعشه بر جان حکومت طاغوت انداخته بودند، به یاری مجلسیان به مبارزه ضد استعماری پرداختند و توانستند بخش هایی از مردم مسلمان را در حمایت از کاشانی بسیج نمایند.
مهم ترین فرد شاخص این جریان در این دوران، آیت الله کاشانی بود.(3)
جریان سوم، جریان روشنفکری «سکولار» است که ریشه آن به دوران مشروطه باز می گردد. عامل شکل گیری این جریان در ایران، «جبهه ملی» بود که در 22 مهر 1328 به عنوان جبهه ای از گروه های مختلف، به نشانه اعتراض به آزاد نبودن انتخابات مجلس شانزدهم در دربار تحصن نمودند. افراد شاخص در این تحصن مصدق، فاطمی، سبحانی، شایگان و بقایی بودند که به همراه جمعی دیگر از همفکران و روزنامه نگاران و نمایندگان سابق مجلس شرکت داشتند. جبهه ملی در (10/8/1328) با حضور نوزده نفر در خانه مصدق اعلام موجودیت نمود. آزادی مطبوعات، انتخابات آزاد و لغو حکومت نظامی، از اهداف و آرمان های جبهه ملی ایران اعلام گردید.(4) این جبهه که از گروه های مختلف تشکیل شده بود، دکتر مصدق را به رهبری خود انتخاب نمود.
گروه های تشکیل دهنده جبهه ملی، گرایش های ایدئولوژیک همساز و هماهنگی نداشتند؛ یعنی این جبهه، آمیزه ای از افرادی با گرایش های ناسیونالیستی، سوسیالیستی و اسلام بود. تفکر حاکم بر این جبهه، وطن پرستی، باستان ستایی، بیگانه ستیزی ـ البته نه با غرب بلکه با سایر کشورها - ایرانیت به جای اسلامیت، پذیرش سکولاریسم و تن دادن به حکومت شاهنشاهی بود. به همین جهت، آنها راه نجات کشور را بازگشت به فرهنگ کهن ایران می دانستند.(5)
خاستگاه چنین تفکری، غرب بود. این جریان فکری معتقد بود که غرب آن گاه به پیشرفت دست یافت که دوران قرون وسطا و افکار حاکم بر آن را پشت سر گذاشت و به دوران پیش از مسیحیت و تمدن یونان و آتن بازگشت. بنابراین، اگر ما هم بخواهیم به ترقی و پیشرفت غرب دست یابیم، باید به ایران کهن و پیش از اسلام بازگردیم.(6) در حقیقت، جبهه ملی با افکار ناسیونالیستی و ملی گرایی، شکل دهنده چنین بینش و جریانی بود. پاره ای از رهبران آن، با تحصیل در غرب چنان از آموزه های غربی اثر پذیرفته بودند که راه نجات ایران را صد در صد در غربی شدن می دانستند. این جبهه در 1330 به حکومت رسید و کودتای 28 مرداد1332 به عمر آن خاتمه داد، هر چند فعالیت آن به صورت مخفی ادامه داشت.
پس از سقوط مصدق، باقی مانده های جبهه ملی «نهضت مقاومت ملی» را پایه گذاری کردند. شخص مهندس بازرگان که در زمان مصدق ابتدا رئیس هیئت خلع ید از شرکت ملی نفت و سپس رئیس سازمان آب تهران بود، دبیری شورای مرکزی و سازماندهی امور نهضت مقاومت ملی را به عهده گرفت که به علت همین فعالیت های سیاسی، در سال های 32 و 36 به زندان افتاد. دستگیری سران نهضت مقاومت و فشار ساواک، زمینه فروپاشی این گروه سیاسی را فراهم نمود؛ چنان که نهضت مقاومت ملی در اواخر دهه 1330 به طور کامل از هم پاشید.
پس از فروپاشی نهضت مقاومت ملی، مهندس بازرگان به کمک برخی از افراد که سابقه همکاری با جبهه ملی و نهضت مقاومت ملی را داشتند، نهضت آزادی را پایه گذاشت. به همین جهت نهضت آزادی و پیش از آن نهضت مقاومت ملی، تا آخر، خود را یکی از جریان های وابسته به جبهه ملی قلمداد می کرد و همچنان خود را به آرمان جبهه ملی وفادار می دانست، گرچه رنگ مذهبی و دینی به خود گرفته بود. نهضت آزادی چگونگی ارتباط ایدئولوژیکی و تشکیلاتی خود را با جبهه ملی این گونه توضیح می دهد:
«در واقع نهضت آزادی ایران، ادامه همان نهضت مقاومت ملی بود... رهبران و فعالان و مبارزان نهضت مقاومت ملی، همان کسانی بودند که بعدها در اردیبهشت 1340 نهضت آزادی را تأسیس نمودند.»(7)
بازرگان در جلسه تأسیس نهضت آزادی اعلام کرد که نه تنها به هیچ وجه در صدد ایجاد دکان در مقابل جبهه ملی نیست، بلکه در طول آن و یکی از عناصر تشکیل دهنده آن است. وی در جای دیگر تصریح می کند که نهضت آزادی، از درون جبهه ملی به وجود آمد. در نشریه داخلی نهضت آزادی در تاریخ (21/3/1340) آمده است:
«تأسیس نهضت آزادی ایران، منطبق با هدف و مرام و اساسنامه جبهه ملی ایران و در جهت تأیید و پشتیبانی و تقویت آن است. یکی از هدف های تأسیس نهضت آزادی ایران، تقویت و اعتلای نام جبهه ملی ایران بود.»(8)
در نتیجه، در تداوم جریان روشنفکری غرب گرا و ناسیونالیسم به رهبری جبهه ملی، اسلام لیبرالی به رهبری بازرگان شکل گرفت. نهضت آزادی نه تنها در مقابل جبهه ملی نایستاد، بلکه خود را ادامه دهنده راه آن قلمداد کرد و به آن وفادار هم ماند.