صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۱ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۱:۱۸  ، 
کد خبر : ۲۱۹۱۹۱
برشی تحلیلی از بیانات مقام معظم رهبری در جمع نخبگان

گذر از دوران آزمایشگاهی عدالت


سیامک باقرى
دومین نشست اندیشه های راهبردی در جمهوری اسلامی، با «موضوع عدالت» و با هم اندیشی و تبادل نظر رهبر معظم انقلاب و دهها نفر از اندیشمندان، متفکران، استادان و محققان دانشگاهی و حوزوی برگزار شد. اولین نشست نخبگان و برجستگان علمی کشور برای بررسی اندیشه های راهبردی مربوط به «الگوی اسلامی - ایرانی پیشرفت و عدالت» بود که آذر 89 در محضر رهبر معظم انقلاب اسلامی برگزار شده بود. همان طور که از مطالب رهبر معظم انقلاب در دو نشست مزبور برداشت می شود، تردیدی نیست که معظم له در پیگیری موضوع عدالت و پیشرفت، اهداف متعالی، بنیادی و هدفمندی را در نظر دارند، اما به نظر می رسد که اصحاب مطبوعات که خود باید در گفتمان سازی این مهم نقشی داشته باشند، برخورد درستی نداشته و با انتخاب تیترهای جهت دار خود، آن بخش از سخنان مقام معظم رهبری را برجسته نمودند که برای افکار عمومی آدرس خاصی داشته باشد. در واقع، انتخاب تیتری تحت عنوان «وضع فعلی عدالت، مطلقاً راضی کننده نیست» به نوعی به معنای گم کردن بنیاد و شالوده اصلی طرح موضوع عدالت و خارج کردن این موضوع پر اهمیت از جایگاه اصلی اش می باشد. متأسفانه برخی علاوه بر برجسته کردن عنوان موصوف، به تحلیل چرایی طرح این موضوع توسط رهبر معظم انقلاب پرداخته و سخنان رهبر انقلاب را به کارت زرد و تذکر جدی به مسئولان کشور تعبیر کردند و افزودند که عدم توجه مسئولان به تذکرات رهبری طی سال های گذشته، موجب بروز وضعیت فعلی شده است. این در حالی است که هدف گذاری رهبر معظم انقلاب در رابطه با نشست اندیشه های راهبردی پیرامون عدالت و پیشرفت، کاملاً شفاف و دقیقاً برخلاف اظهار نظرهای محافل سیاسی و مطبوعاتی در روزهای اخیر است. برای روشن شدن اهمیت طرح موضوع عدالت در نشست اندیشه های راهبردی با عنایت به سخنان رهبر معظم انقلاب به نکاتی در زیر اشاره می گردد.
1- هدف از نشست اندیشه‌های راهبردی برای الگوی پیشرفت و عدالت
مروری دوباره به اهدافی که رهبر معظم انقلاب برای برگزاری نشست اندیشه های راهبردی درباره عدالت و پیشرفت ذکر کرده اند، تاحدود زیادی رافع برخی از ابهامات ناشی از تیترسازی های مطبوعاتی و رسانه ای است و افزون بر این، جایگاه و اهمیت و ضرورت بحث با یادآوری هدف های ترسیم شده، بیشتر ملموس و فهم خواهد شد. این اهداف را می توان در بیانات مقام معظم رهبری در طی دو نشستی که تاکنون برگزار شده، ملاحظه نمود. معظم له یکی از اهداف اصلی برگزاری این سلسله نشست ها را درگیر شدن متفکران و اندیشه ورزان با مسائل اساسی و کلان و استفاده از ظرفیت ها و توانایی های بالای نخبگان برای تحقق اهداف و کارهای بزرگ در کشور دانستند؛ یکی دیگر از اهدافی که رهبر انقلاب مطرح نمودند، فرهنگ و گفتمان سازی درخصوص مسائل کلان در میان نخبگان و سپس در سطح عمومی جامعه است؛ مسلماً این قبیل نشست ها در ایجاد زبان مشترک بین نخبگان بسیار موثر است. با نگاهی به حضور نخبگان در مباحث راهبردی، این نتیجه قابل حصول است که نخبگان جامعه طی سال های گذشته با برخی اختلافات زبانی و اندیشه ای در ذهنیت ها و چارچوب ها مواجه بودند که همین امر، رسیدن به نتیجه واحد و تعیین نقشه راه برای پیشرفت و عدالت را با مشکل رو به رو می کرد، لذا این نشست ها می تواند نقش موثری را برای شکل گیری یک زبان مشترک در بین نخبگان ایفا کند. هدف سوم از برپایی نشست های راهبردی، تعیین مسیر و نوعی ریل گذاری برای آینده کشور ذکر شده است. به عبارتی نوعی تعیین و دستیابی به نقشه راه است. به تعبیر رهبر معظم انقلاب بدون نقشه جامع، همچون برخی مسائل فرهنگی یا اقتصادی 30 سال گذشته، دچار حرکتهای گاه متناقض خواهیم شد.
نکته دیگری که در خصوص نشست موصوف قابل توجه است و طرح آن را با معنا و هدفمند می کند، نام گذاری دهه چهارم انقلاب به دهه پیشرفت و عدالت از سوی رهبر معظم انقلاب است. از زمانی که معظم له در روز اول سال 1387 (فرمایشات در اجتماع بزرگ زائران رضوی) پیشرفت همراه با عدالت را به عنوان جهت گیری اصلی نظام در دهه چهارم انقلاب مطرح کردند، تاکنون مکرراً بر لزوم پیگیری این راهبرد تأکید فرموده اند. بنابراین اهداف موصوف نشان می دهد که رهبر معظم انقلاب با خواستگاه دینی و با نگاه به تجربیات گذشته و ترسیم دهه چهارم انقلاب، تحقق هدف بزرگی را که هدف عالی نظام جمهوری اسلامی و خواست همه احاد جامعه است، در انتظار دارند. بنابراین تحقق این هدف نه تنها نیاز به بهره گیری از همه ظرفیت ها و توانایی های علمی و نخبگان کشور است بلکه الزامات دیگری از جمله گفتمان سازی ملی نیز دارد.
2- هدف از طرح موضوع عدالت در دومین نشست
اختصاص دومین نشست اندیشه راهبردی به موضوع عدالت از جنبه های مختلفی قابل توجه می باشد. ابتدا برای علت جویی این امر باید به سراغ بیانات رهبر معظم انقلاب رفت.
اولین نکته اینکه، عدالت از نظر رهبر انقلاب اسلامی، سرلوحه دغدغه های همیشگی نظام اسلامی است. عدالت اساس و جوهر نظام اسلامی است و به همین دلیل معیار، ملاک و وجه تمایز نظام اسلامی با نظام های دیگر است. مشروعیت حکومت با وجود عدالت محقق می شود. چنانکه رهبر فرزانه انقلاب در بیانات صریح خود فرمودند که مشروعیت حکومت اسلامی بر پایه عدالت است. حکومت ها با عدالت می مانند و حرکت می کنند .عدالت بنیادی است که چونان ستون خیمه، حکومتها را مقتدرانه نگه داشته است و هیچ چیز دیگری همچون عدالت نمی تواند، مایه، قوام و بقای حکومتها گردد.
دومین هدف از طرح عدالت توسط رهبر معظم انقلاب و ضرورت هم اندیشی راهبردی در این خصوص این است که تا امروز شناخت و تعاریف اجمالی از عدالت وجود داشته است. از همین رو معظم له توصیه می کنند که باید تلاش کرد تا عدالت به گفتمانی زنده و همیشه حاضر در صحنه های مختلف کشور تبدیل شود و در میان نخبگان - مسئولان - مردم و به خصوص نسل جوان همواره به عنوان یک مسئله اصلی مطرح باشد. برای کاهش فاصله کنونی تا تحقق حداکثری عدالت، باید به روشها و راهکارهای جدید و موثر دست پیدا کنیم که این مسئله نیز به هم اندیشی متفکران نیاز دارد.
سومین نکته محوری در بیانات رهبر انقلاب اسلامی پیرامون عدالت، نحوه برخورد در اجرای عدالت طی سه دهه انقلاب است که از نظر معظم له دوران آزمون و خطا بوده است. «در سه دهه اخیر در موارد زیادی، در باب عدالت به صورت آزمون و خطا عمل کرده ایم.» لذا برای برون رفت از این وضعیت بر این باورند که از این پس باید، بر اساس تعاریف و روشهای متقن حرکت کنیم. تردیدی نیست که این امر، مستلزم تأمل و ژرف نگری در موضوع عدالت بر اساس آموزه های دینی و استفاده از ظرفیت ها و توانایی های فکری جامعه نخبگی است.
نکته دیگر این که، ارزیابی رهبر معظم انقلاب در خصوص تحقق عدالت اجتماعی این است که کارهای فراوان و گسترده ای پس از انقلاب انجام شده، اما این کارهای خوب، راضی کننده نیستند. علت این مسئله نیز از نظر معظم له این است که ما براساس نگاه اسلامی، تحقق کامل عدالت و محو هرگونه ظلم را هدف قرار داده ایم، لذا برای پر کردن فاصله وسیع وضع موجود و تحقق عدالت اجتماعی، باید تلاش مستمر، جدی و همه جانبه انجام داد و باید به روشها و راهکارهای جدید و موثر دست پیدا کرد که این مسئله به هم اندیشی متفکران نیاز دارد.
یکی دیگر از عوامل ضرورت توجه بیشتر به مقوله عدالت، حرکت کشور در مسیر پیشرفتهای سریع و جهشی است. از نظر مقام معظم رهبری ادامه این حرکت پرشتاب، نیازمند تصمیم گیری های بزرگ است و اگر در این تصمیم گیری ها از عنصر عدالت و «ارتباط عدالت و پیشرفت» غفلت شود، خسارات فراوانی به بار خواهد آمد. در واقع پیشرفت بدون عدالت، حاصل نمی شود و اگر تحقق پیدا کند، مطلوب نخواهد بود. به همین جهت رهبر معظم انقلاب در سال گذشته فرمودند که در الگوی پیشرفتی که با همفکری و تلاش نخبگان تدوین خواهد شد، عدالت به عنوان یکی از ارکان اصلی لحاظ شود چرا که در اسلام، عدالت، معیار حق و باطل و ملاک مشروعیت یا عدم مشروعیت حکومتها است.
افزون بر موارد فوق یکی از موانع و مشکلات پیش روی موضوع پیشرفت و عدالت، فقدان نظریه خالص بومی و اسلامی است. شاید بخش اعظم شکاف میان وضع موجود با تحقق حداکثری عدالت، نبود نظریه اسلامی و تأثیرپذیری کارگزاران حکومت از اندیشه های غیر بومی یا فهم ناقص از نظریه اسلامی عدالت باشد. از همین رو یکی از هدف هایی که رهبر معظم انقلاب در طرح عدالت دنبال می کنند فراهم کردن و دستیابی به نظریه اسلامی ناب و خالص در باب عدالت است.
به همین جهت رهبر معظم انقلاب فرمودند که در این مقطع باید تلاش کرد به یک جمع بندی قوی، متقن، مستدل و منسجم در باب عدالت دست یافت تا برنامه های درازمدت با اتکا به آنها تدوین شود. باید شاخص هایی مستقل برای تحقق عدالت از دیدگاه اسلام تعریف شود.
3- وجه بیرونی اهمیت و ضرورت توجه به عدالت
تئوریزه کردن عدالت ناب اسلامی بر مبنای منابع دینی و اسلامی و کوشش برای اتقان و تحقق حداکثری آن از جنبه های دیگری نیز حائز اهمیت است. یکی از این موارد، به داعیه جمهوری اسلامی در خصوص تحقق حکومت عدل و توسعه جهانی آن بر می گردد. فراتر اینکه این موضوع نه تنها جزو آرمان های انقلاب اسلامی بوده، بلکه مبلغ اصلی آن دین مبین اسلام بوده و از ارکان اصلی حرکت انبیا و اولیای الهی محسوب می شد. به بیان رهبر معظم انقلاب اساساً بر اساس نگاه دینی بود که «عدالت» در انقلاب اسلامی از همان آغاز، جایگاهی بی نظیر یافت و در شعارهای ملت - قانون اساسی - سخنان و دیدگاه های امام خمینی (ره) و دورانهای مختلف حیات سی و دو ساله جمهوری اسلامی، به عنوان یک ارزش مطلق مورد تأکید قرار گرفت. از این منظر، گفتمان انقلاب اسلامی با عدالت اجتماعی پیوند خورده است، به طوری که نمی توان بین این گفتمان و عدالت فاصله و گسستی مشاهده کرد. بنابراین ضرورت توجه به عدالت، مبانی بسیار عمیقی دارد و از منظر فوق، فراهم کردن تحقق حداکثری عدالت به عنوان یکی از مسئولیت های ذاتی کارگزاران جمهوری اسلامی ایران محسوب می گردد.
نکته اساسی دیگر این است؛ انقلاب اسلامی همانطور که با پیروزی اش مدل نظام سیاسی جمهوری اسلامی را به عنوان یک الگو به جهانیان معرفی کرده است، انتظار این است که الگوی مدیریتی آن و مبانی پیشرفت و توسعه اش نیز براساس منابع دینی باشد. زمانی می توان الگوی جمهوری اسلامی را مانند الگوی انقلاب اسلامی به جهان به ویژه جهان اسلام عرضه نمود که طرحی نو با مبانی و مکتب اسلام ارائه داده و از اقتباس و التقاط با نظام های لیبرالیستی و سوسیالیستی مبرا باشد. اکنون با توجه به ارزیابی که از مسیر عدالت گزینی گذشته خود داریم و با عنایت به تحولات بزرگی که در جهان و منطقه صورت گرفت و نمای جهان در حال متحول شدن است، این ضرورت بیش از پیش احساس شده است که جمهوری اسلامی ایران از خود الگوی کشوری عدالت محور ارائه دهد. چنانچه رهبر معظم انقلاب فرموده بودند: «ما باید یک کشور نمونه بسازیم و نشان دهیم که اسلام می تواند با اجرای قوانین خود و با حاکمیت خود، انسان ها را از لحاظ نیازهای مادی و معنوی اشباع کند. ما باید عدالت را به واقع در جامعه خودمان تجسم ببخشیم و روی دست بگیریم؛ به دنیا نشان بدهیم.»
نکته حائز اهمیت دیگر این است که بشریت تشنه عدالت است. بشریت امروز، پیاده شدن تئوری عدالت را از سوی مکاتب لیبرالیستی، کاپیتالیستی و سوسیالیستی و مائوئیستی دیده و ارزیابی درستی از آنها ندارد. زیرا عملکرد مدل های توسعه غربی نشان داد که اینگونه مدل ها نتوانستند عدالت را تحقق ببخشند. الگوهای غربی تنها به حیات مادی بشر توجه کرده اند، اما نتوانستند مقوله عدالت را جاری نمایند. پروفسور روژه گارودی در کتاب سرگذشت قرن بیستم می نویسد: «وقتی زندگی مدل غربی شکست خورد، دیگر انقلابی بودن این نیست که مشکلات اقتصادی این نظام را رفع کنیم، بلکه انقلابی بودن آن است که نظام تازه ای را جانشین مدل غربی بسازیم، بزرگ ترین درسی که در پایان قرن بیستم می توان فراگرفت آن است که هیچ علمی و هیچ سیاستی قادر نیست ما را از چنگال نابودی رهایی بخشد مگر آن که دست به دامان بعد الهی و متعالی انسان شویم تا اندیشه های ما با حقیقت وجودی خدای متعال سازگار شود.»
بر همین اساس می توان اذعان نمود که اکنون، «عدالت» گم شده بشریت است. البته به بیان رهبر معظم انقلاب «عدالت» گم شده انسان ها در عصرها و دوران های گوناگون است «امروز بشر عیناً همان نیازهایی را دارد که پنج هزار سال پیش، این نیازها را داشت. نیازهای اصولی بشر هیچ تفاوتی نکرده است. آن روز هم بشر از نفوذ قدرت های ستمگر رنج می برد؛ آن روز هم نیاز بزرگ بشر عدالت بود و برترین رنج او بی عدالتی؛ امروز هم در دنیا بزرگ ترین مشکل بشر بی عدالتی است.»
افزون بر این انتقال قدرت از غرب به شرق آنچنان که تئوریسین های آمریکایی از جمله «جوزف نای» در جدیدترین کتابش «آینده قدرت» می گوید و بر این باور است که در سالهای آتی، جهان دو تغییر مهم انتقال قدرت و انتشار قدرت از غرب به شرق، را در افق خودش دارد، ضرورت دیگر بحث و تدوین الگوی عدالت و پیشرفت را آشکار می سازد. اگرچه در این زمینه حرف برای گفتن داریم، اما آنچنان که از بیانات رهبر معظم انقلاب مستفاد می شود تنها حرف و کلی گوی فایده ندارد. عدالت نیاز به تدقیق، شاخص بندی و تئوریزه کردن بر مبنای منابع اسلامی در چارچوب تبادل و تضارب آرای مستمر دارد.
بنابراین، همان طور که رهبر معظم انقلاب فرمودند که این مهم باید گفتمان ملی در دهه چهارم انقلاب شود، بر همه اصحاب رسانه و مطبوعات لازم و واجب است که از نازل کردن بیانات رهبر معظم انقلاب و حرکت بسیار عظیم و عمیق معظم له برای تحقق عدالت حداکثر پرهیز کرده و در عوض سهم و مسئولیت خود را در گفتمان سازی صحیح عدالت به اکمل وجه داشته باشیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات