صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۱ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۱:۲۲  ، 
کد خبر : ۲۱۹۱۹۷

دیپلماسی انفعالی راه‌گشا نیست


حسین امیدى
شورای همکاری خلیج فارس اگرچه، مجموعه ای از شیخ نشین های دست نشانده غرب هستند که با مهندسی انگلیس به عنوان استعمار پیر در دهه های گذشته شکل گرفته و بر مسند امور هم یک خانواده حکومت می کند، ولی در عین حال از رقابت و تباین و اختلاف نیز با یکدیگر بی بهره نیستند. سرنوشت منطقه خاورمیانه و خلیج فارس، ارتباط روشنی با تحولات و خیزش های مردمی دارد و اوباما نیز در سخنرانی خود که استراتژی و نگاه آمریکا به تحولات را ابزاری کرد، بدان اعتراف کرده است. آمریکا و انگلیس و رژیم صهیونیستی نمی توانند به شکل مستقیم در مسیر رویدادها ورود پیدا کنند، چرا که افکار عمومی منطقه حساسیت بیشتری نشان خواهد داد و رویکرد ضداستکباری و ضداستعماری خیزش های مردمی شدت بیشتر به خود می گیرد. از همین رو، وظیفه حفظ منافع پادشاهان دست نشانده و منافع غرب به شورای همکاری و به ویژه با مدیریت عربستان و آل سعود سپرده شده است. ادبیاتی که رژیم آل سعود و مصوبات دیکته شده در شورای همکاری از خود نشان می دهند، این است که ایران را به عنوان مداخله گر در امور کشورهای عربی خلیج فارس معرفی کنند و گزارش 13 صفحه ای آل خلیفه به سازمان ملل که یک نسخه صهیونیستی - انگلیسی برای فرافکنی و فرار به جلو می باشد، نمونه ای از این ادبیات سازی است. این شبه دولت ها برای کسب پشت گرمی و جسارت، از حمایت آشکار آمریکا، انگلیس و صهیونیست ها برخوردارند تا بتوانند، بزرگ تر از حجم و اندازه خود موضع گیری کنند.
با اینکه سربازان سعودی و اماراتی و احتمالاً کویتی و اردنی در بحرین حضور اشغالگرانه پیدا کرده و به سرکوب و جنایت مشغول هستند، در عین حال ایران را متهم می کنند.
در چنین شرایطی دیپلماسی انقلاب اسلامی چگونه باید باشد؟ دیپلماسی رفع اتهام، انفعالی و بی هویت که نشانی از هویت انقلاب اسلامی ندارد، تا چه حد می تواند کارساز باشد؟ نخست وزیر گستاخ امارات نه تنها از لحن دوستانه جناب دکتر صالحی شرمنده نمی شود، بلکه با جسارت بیشتر، حمایت از آل خلیفه و محکوم دانستن مداخله ایران(!) را مورد تأکید قرار می دهد و امیر قطر که امروز ناچار است از نقش های مصنوعی فاصله بگیرد، حل مشکل را در مذاکرات مستقیم ایران با آل سعود مطرح می کند و حاضر نیست درخواست برای میانجی گیری را بپذیرد. البته امیر کویت در دوره تصدی وزارت خارجه ای که در دهه هشتاد میلادی عهده دار آن بود، یک تجربه تلخ دارد که به وزیر خارجه ایران با قلدری عنوان کرده بود که هر خانه ای که توسط موشک های ایرانی در بغداد خراب شود، کویت آن را خواهد ساخت و در حمایت از صدام تردید نمی کنند. وی مدتی بعد از اشغال کویت توسط صدام روبه رو شد و شرمگین از موضع گیری قبلی، قصد تکرار یک اشتباه را ندارد. آل سعود نیز با چشمک پرانی برای دکتر صالحی می خواهد، وزیر خارجه ایران را به ریاض بکشاند تا بهره برداری سیاسی - تبلیغاتی کرده و همان موضع سنتی در حمایت از دیکتاتور بحرین را تکرار کند. در این بازی دیپلماتیک که شأن و اقتدار سیاسی ایران به چالش کشیده می شود، باید حمایت مقتدرانه از حقوق بدیهی و طبیعی مردم در بحرین و محکوم دانستن رفتار مجرمانه آل سعود و آل خلیفه و افشای آشکار نوکری این آل ها برای غرب و صهیونیسم در کنار دیپلماسی هجومی در عرصه بین المللی و تأکید بر اینکه وظایف سازمان ملل و بقیه سازمان های منطقه ای و بین المللی حمایت از حقوق اولیه شهروندی، حقوق مدنی و سیاسی آنهاست، انجام پذیرد. انقلاب اسلامی از ابتدا در نزد مردم و افکار عمومی منطقه و جهان شناخته شده عمل کرده و اعتبار آن در این همسویی با مردم است. طوفان خیزش های مردمی و مطالبات آنها، به جز پایه های نظام دیکتاتوری، ماهیت سازمان های بین المللی که در خدمت استکبار جهانی و سیاست های آنهاست را نیز هدف قرار داده تا رسوایی نفاق آنها نیز بخشی از این روند تحول در منطقه و جهان باشد.
وقتی آل سعود از آینده خود و نظام تحمیلی پادشاهی بر مردم اطمینان ندارد و اینکه غرب تا کجا از آنها حمایت می کند و چگونه آنها را قربانی خواهد کرد، کابوس تمامی شاهزادگان سعودی است و آمریکایی ها نیز این رژیم را در آستانه دگرگونی و تغییر ارزیابی می کنند و نمی توانند همه تخم مرغ های خود را در سبد حمایت از پادشاهان منطقه قرار دهند، چرا دیپلماسی ایران با نگاه به تحولات حتمی منطقه، ادبیات و لحن خود را تنظیم نکند؟ به ویژه اینکه این شبه دولت ها و شاهان و امرا در شرایط ویژه و دیدارهای سری و خصوصی، لب به دوستی می گشایند و ایران را عنصر اصلی و ماندگار منطقه می دانند که باید با آن دوستی کنند. دیپلماسی کشورمان باید به یاد داشته باشند که همین شیوخ و امیران و شاهان خلیج فارس چگونه از اخم سفیر ایران بر خود می لرزیدند و ایران امروز، هم از چهار دهه قبل قدرتمندتر است و هم از پشتوانه گسترده مردمی در منطقه و جهان برخوردار است و هم منطق آن در منطقه در حال ایجاد یک تحول بزرگ و شگرف و سرنوشت ساز در معادلات منطقه ای و جهانی است، لذا دستگاه دیپلماسی ایران باید با لحن و منطق و اقتدار انقلاب اسلامی با سران بی ریشه منطقه سخن بگوید و از ادبیات اومانیستی منحرفین و یا خودباختگی جریان فتنه فاصله بگیرد و تنش زدایی با حکومت های فاسد و دیکتاتوری منطقه به بهای حراج هویت انقلاب اسلامی و حمایت از مردم برنامه ریزی نشود. این شبه دولت ها با اینکه میزبان بخشی از ارتش های کشورهای غربی هستند و تا عمق استخوان برای آنها در عرصه اطلاعاتی، پادویی می کنند و برای سرکوب مردم خود و منطقه، خریدهای تسلیحاتی غیرعادی می کنند و با بلاک واتر قراردادهای چندصدمیلیون دلاری جهت تأسیس یک ارتش سرکوبگر را تدارک می کنند، با این حال در خانه های عنکبوتی ساکن هستند که نسیم از خیزش های مردمی برای آشفته کردن خواب آنها کافی است و نگاه دیپلماسی ایران باید به افق های روشن در منطقه باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات