صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۲ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۶:۳۳  ، 
کد خبر : ۲۱۹۲۲۸

فراتر از اشغال فلسطین

اظهارات اخیر اوباما درباره سرنوشت فلسطین، طرحی وقیحانه را در متن خود دارد که هدفی به مراتب "فراتر از اشغال فلسطین" را دنبال می‌نماید

بصیرت:اظهارات اخیر اوباما درباره سرنوشت فلسطین، طرحی وقیحانه را در متن خود دارد که هدفی به مراتب "فراتر از اشغال فلسطین" را دنبال می‌نماید. وی در یک نطق چند منظوره در محل وزارت خارجه آمریکا موافقت مشروط واشنگتن با تشکیل یک کشور فلسطینی، بدون هیچگونه حق حاکمیت سیاسی - نظامی را اعلام نمود ولی تعمداً از کنار اصلی‌ترین موانع حل و فصل بحران خاورمیانه، به سادگی عبور کرد.
جا دارد در اینجا، اهداف و انگیزه‌های اوباما را از انجام این نطق جنجالی مرور کنیم و سپس به مفاهیم و نکات مفقوده و غایب در این متن پرتناقض بپردازیم.
1 - اهداف سیاسی - تبلیغاتی اوباما در صدر این فهرست قرار می‌گیرد، چرا که وی برای جلب نظر موافق مقامات حزب دمکرات به منظور معرفی وی به عنوان نامزد این حزب در انتخابات ریاست جمهوری آینده نیازمند انجام تحرکاتی در صحنه خاورمیانه است که آمریکا و اوباما در این منطقه بسیار منفعل و ناکارآمد، ظاهر شده‌اند. شکست سیاستهای خاورمیانه‌ای آمریکا و استعفای "جرج میچل" در اوج ناتوانی وی، نقاط منفی عمده‌ای در کارنامه اوباما محسوب می‌شود. اوباما سعی داشت به تصور خود چهره‌ای فعال و نقش آفرین از دستگاه دیپلماسی آمریکا ترسیم نماید.
2 - پاتک سیاسی - تبلیغاتی علیه طرح به رسمیت شناختن کشور فلسطین، دومین هدف عمده اوباما و دستیارانش بوده است. این نکته بویژه با توجه به اجماع جهانی برای به رسمیت شناختن کشور فلسطین در شهریور ماه سال جاری، جزو مهمترین اهداف آمریکا بوده تا بلکه عقب ماندگی و انفعال خود را با وارد کردن یک ضربه جبران کند.
3- تأمین اهداف و شروط صهیونیستها از دیگر خواسته‌های واشنگتن بوده است که بنحوی محورهای مورد نظر رژیم صهیونیستی از جمله "نفی حاکمیت سیاسی - نظامی" را در مورد کشور فلسطین مطرح کند و در عین حال از کنار موضوع بازگشت پنج میلیون مهاجر فلسطینی، مرکزیت قدس شریف، توقف احداث شهرک‌های یهودی نشین، پرداخت غرامت جنگی به فلسطینی‌ها و سرنوشت اماکن و سرزمین‌های مورد اختلاف و طیف وسیعی از سایر محورهای ریز و درشت در قلمرو مسائل خاورمیانه، مطابق الگوهای مورد نظر صهیونیستها، به سادگی بگذرند.
4 - سرپوش گذاشتن بر انزوای جهانی و منطقه‌ای آمریکا و متحدانش از دیگر محورهای مورد نظر واشنگتن بوده است. این نکته به ویژه در پرتو تحولات پرشتاب منطقه و سرنگونی مبارک و بن علی و احتمال سقوط سایر رژیم‌های مفلوک هم پیمان آمریکا در خاورمیانه، ابعاد گسترده‌تری به خود گرفته است.
5 - صرفنظر از موارد فوق، این اقدام اوباما دقیقاً تمامی ویژگی‌های یک ارزیابی برای اطلاع از واکنش‌های داخلی، منطقه‌ای و جهانی را با خود به همراه دارد. اوباما فرصتهای محدودی برای "بازآرائی" طیف همفکرانش در اختیار دارد. اگرچه وی بسیاری از صهیونیستها را به دور خود جمع نمود ولی هنوز هم بیشترین حملات و کنایه‌ها از جانب نتانیاهو و آویگدورلیبرمن، نصیب وی و دیپلماسی خاورمیانه‌ای آمریکا می‌شود. علاوه بر این حتی رژیم‌های مرتجع عرب هم چندان دل خوشی از وی ندارد. متحدان اروپائی و آسیائی هم تغییر چندانی در دیپلماسی واشنگتن مشاهده نمی‌کنند. در چنین شرایطی اوباما سعی دارد با یک حرکت، واکنش دیگران را ارزیابی کند. با اینهمه، رفتارهای پرتناقض اوباما، اعتباری برای وی، کاخ سفید و دیپلماسی جهانی آمریکا باقی نگذاشته و دوست و دشمن، شاید به یک اندازه، وی و دستیارانش را ملامت می‌کنند.
اگر قرار باشد کشور فلسطین در چارچوب مرزهای سال 1346(1967 میلادی) و بدون حق حاکمیت سیاسی - نظامی تشکیل گردد. آنچه روی می‌دهد، وقیحانه‌تر از اشغال رسمی فلسطین است که اهدافی به مراتب فراتر از اشغال را تعقیب می‌کند و در واقع، به منزله استمرار دائمی "طرح سرکوب فعالان فلسطینی" ارزیابی می‌شود. بدین ترتیب قرار است زندانی به وسعت کل سرزمین فلسطین تشکیل گردد و فلسطینی‌ها در آن، مأمور معارضه و قتال با یکدیگر شوند ولی دلخوش باشند که دارای یک کشور هستند!
طبعاً سئوال جدی اینست که این طرح چه تغییری در اوضاع فلسطین ایجاد می‌کند و وجوه تمایز آن با تشکیلات به اصطلاح خودگردان فلسطینی چیست؟ در واقع، سئوال اصلی اینست که فلسطینی‌ها چه چیزی جز "سرکوب سازمان یافته" و "تحقیر رسمی"، بیش از آنچه امروز بر آنها تحمیل شده، دریافت می‌کنند؟ جای تعجب است که در این زمینه برای کشورهای دلسوز و مستقل نیز فریب تحریکات و تحرکات مشترک آمریکا و صهیونیست‌ها را خورده‌اند و ابعاد مختلف این طرح شیطانی را تأیید و تمجید می‌کنند. اظهارات اخیر عبدالله گل رئیس‌جمهور ترکیه در این مقوله و اصرار وی برای به رسمیت شناختن اشغالگران صهیونیست توسط حماس، تحت هیچ شرایطی قابل درک و پذیرش نیست. آیا صحه گذاشتن بر طرح تشکیل یک دولت فاقد حاکمیت سیاسی - نظامی، به منزله خلع سلاح همیشگی فلسطینی‌ها در برابر اشغالگران شروری نیست که این اواخر حتی زهر خودشان را به جان اتباع ترکیه هم خالی کردند؟
به راستی چه دلیلی دارد که طرحهای شوم کمیته چهارجانبه توسط ترکیه تأیید و ترویج شود؟ البته مقامات ترکیه همواره طی سالهای اخیر تصریح کرده‌اند که دنیای عرب و دنیای اسلام، هرگز سیاست‌های تحقیرآمیز اسرائیل در قبال فلسطین را تحمل نخواهند کرد ولی سئوال اینست که آیا طرح خفت بار اخیر اوباما از این قاعده، مستثنی است؟! آیا واقعاً تفاوت محسوس و ملموسی میان طرح جدید و طرح‌های گذشته وجود دارد؟ و چرا باید آمریکا و اشغالگران، برای ملت فلسطین سیاستگذاری کنند؟ و طرح نهائی آنها هم "خلع سلاح دائمی ملت فلسطین" باشد؟ این، سئوال بدون پاسخی است که رمز شکست و ناکامی همین طرح را نیز به همگان نشان می‌دهد و ثابت می‌کند که این، یک طرح از قبل شکست خورده و پیشاپیش عقیم است.
 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات