بصیرت:گفتهاید تهمتهای امروز روزنامه وطنامروز، تکرار مطالب روزنامه «انقلاب اسلامی» بنیصدر است؛ اگر بنیصدر بد است که بد است، ببینید خود او حی و حاضر امروز مکررا از چه کسانی حمایت میکند؟
رضا شکیبایی*
جناب حجتالاسلام والمسلمین هاشمیرفسنجانی
با سلام و احترام؛
نزدیک یک سال از پاسخ دفتر جنابعالی به نامه اینجانب میگذرد. خرداد سال پیش پس از انتشار پاسخ دفترتان
ـ که حتما به رؤیت شما رسیده ـ واکنش دلسوزانه تعداد زیادی از تشکلهای دانشجویی به آن جوابیه و همچنین موهن بودن متن آن ـ که از فرط بیمنطقی آب سردی بود بر سر هر خوانندهایـ من را از جواب دادن به آن ـ بهرغم فرصت مناسبی که تناقضات و اکاذیب موجود فراهم کرده بودـ منصرف کرد. اما امروز که نزدیک به یکسال از آن تاریخ میگذرد، میبینم نهتنها در مواضع ناصواب تغییری حاصل نشده بلکه در روزهای اخیر این خویشتنداریها و ملاحظهها بعضا بد تعبیر میشود و این خوشایند نیست. لااقل لازم دیدم برای جنابعالی که منتقدانتان را به انواع شیوهها مینوازید و در روزهای اخیر سخن از مردم و اعتماد و صداقت و دروغ گفتهاید، نشان دهم چهطور در یک جوابیه چند صفحهای چه توهینها که نشده، چه تهمتها که نبافتهاند و چه پاسخها به عباراتی ندادهاند که اصلا در متن نامه من وجود نداشته است؛ خود گفتهاند و خود پاسخ دادهاند! برخی از این موارد را خیلی کوتاه به عرض میرسانم:
1-در ابتدای مرقومه دفترتان درباره اینجانب آوردهاند: «نویسنده با علم به دروغ بودن محتویات نوشته خویش...».
لازم به ذکر است بنده محتویات نامهام را دروغ نمیدانم و هنوز به آن معتقدم بیش از پیش و اگر شما دروغ میدانید بهتر است ادله بیاورید. هرچند سبک است و خوش نداشتم که واگویه کنم، اما نیز گفتهاند که اینجانب «کار کردنم در شرکت صنعتی پارسخودرو مقدمه مسؤولیتم در سایت شریفنیوز و روزنامه «وطنامروز» بوده»؛ جهت اطلاع باید بگویم که پایگاه خبری ـ تحلیلی «شریفنیوز» را خود پایهگذاری کردم و کسی مسؤولیت این پایگاه را به من اعطا نکرده که اصولا بتوان آن را امتیاز هم تلقی کرد، ضمن اینکه راهاندازی «شریفنیوز» به 3 سال قبل از حضور من در شرکت پارسخودرو بازمیگردد؛ پس لطفا به دفتر تذکر دهید که بر اساس اطلاعات نادرست منشأ صدور جوابیه نشوند. انشاءالله سایر اعلام مواضع سیاسی اینگونه بر اساس اطلاعات غلط اطرافیان نباشد.
2-گفتهاند متن نامهام را با جمله «اخلاق گمشده سیاست است» آغاز کردهام تا «اولا تئوری جدایی دین از سیاست را القا کنم» و «ثانیا با انتساب لقب دروغگویی به آیتالله هاشمی...».
آقای هاشمی! از شما که روحانی استخوان خرد کرده و سردوگرم چشیده سیاست هستید میپرسم، کجای این عبارت (اخلاق گمشده سیاست است) تئوری جدایی دین از سیاست را القا میکند که دفترتان مدعی شده است؟ آیا منکر این هستید که در بخش قابل توجهی از فعالیتهای سیاسی، اخلاق متاسفانه به چشم نمیخورد و نمونه آن همین جوابیه دفتر حضرتعالی که مصداق بیاخلاقی در میدان سیاست است.
در ادامه عبارت فوق، این سوال را مطرح کرده بودم که: چرا آقای هاشمی حمایت همهجانبه خود از یک کاندیدای انتخابات 88 را مخفی و تکذیب میکند و گفته بودم چرا نباید صادق باشیم؟
آیا امروز از کسی پوشیده است که آقای هاشمی رفسنجانی یکی از حامیان سفت و سخت کاندیدای متوهم انتخابات 88 بودند؟ همان کاندیدایی که نتانیاهو و پرز و... حامی او بودند؛ پس قابل درک است چرا باید این حمایتها را تکذیب کرد! بنده جناب آقای هاشمی را «دروغگو» خطاب نکردم اما این ادعای «عدم حمایت» آیا «دروغ» نیست؟
3-گفتهاند که کمحافظه شدهام و دروغی بزرگ گفتم و یا للعجب! دروغ من به زعم دفتر شما این است: «آیتالله هاشمی از روزنامه وطن امروز شکایت کرده است» و در ادامه میگویند «آیتالله هاشمی رفسنجانی از هیچ روزنامهای و یا هیچ شخصی شکایت نکردهاند»! این در حالی است که آقای هاشمی از روزنامه «وطن امروز» شکایت کردهاند و اسناد و احضاریههای آن هم موجود است. چرا باید شکایت از یک رسانه را تکذیب کرد، پس صداقت کجاست؟
4-گفتهاند «چگونه است که سخنان آیتالله هاشمی رفسنجانی در مقام امام جمعه منصوب مقام ولایت درباره لزوم سلامت انتخابات، حمایت از یک نامزد تلقی میشود؟ مگر قبل از انتخابات اسبهای همت زین شده بود که چه کسی انتخاب شود؟...»
بدون شک بیانات حضرت آقای هاشمی در 2 نماز جمعه و چند جلسه عمومی دیگر قبل از انتخابات 88 مصداق القای تقلب و خدشه بر سلامت انتخاباتی بود که هنوز برگزار نشده بود. این تنها نظر من نیست، بسیاری از دلسوزان و پیشکسوتان انقلاب همین را گفتهاند و البته رسانههای نزدیک به شما نیز همین برداشت را به مخاطبان القا کردند.
در پاسخ به این عبارت دفتر حضرتعالی که «مگر قبل از انتخابات اسبهای همت زین شده بود که چه کسی انتخاب شود؟» فقط باید گفت جناب آقای هاشمی! «بیبندوباری» در اظهارنظر علیه نظام جمهوری اسلامی که شاخ و دم ندارد، چنین عبارتی که مشابه ادبیات بیبیسی و صدای آمریکا و رادیو اسرائیل است در یک جوابیه رسمی با سربرگ دفتر جنابعالی که از سابقون نظام جمهوری اسلامی هستید مایه تاسف است.
5-گفتهاند ما خود را «همهکاره انقلاب» میدانیم. نخیر؛ ما خود را نوکر انقلاب میدانیم؛ کسانی خود را همهکاره انقلاب میدانند که به جای اینکه ملاکشان «حال» افراد باشد، کارشان تفاخر به سابقه است. از سابقه چماقی درست میکنند و بر سر «جوانان» میکوبند که زمانی که ما پیش امام بودیم شما کجا بودید؟ این شیوه استدلال در ذات خود با شیوه اعراب جاهلی تفاوتی ندارد. سابقه انقلابی محترم است اما مهمتر از سابقه، وضعیت فعلی افراد و از جمله «مرزبندی» آنها با دشمنان همان انقلابی است که به داشتن سابقه در آن مینازند.
6-میگویند بنده گفتهام «اگر سخنان هاشمیرفسنجانی مبنی بر برخورد با تقلب در انتخابات 76 نبود، خاتمی رئیسجمهور نمیشد. آیا غیر از این است که اعتراف میکنید از همان سال به دنبال شکلدهی نطفه حرام تقلب انتخاباتی در رحم جامعه بودید.»(!)
اولا من به هیچ وجه نگفتهام سخنان جنابعالی درباره سلامت انتخابات و احتمال تقلب، خاتمی را رئیس جمهور کرد که عکس این را هم گفتهام: «مردم که اتفاقا از دولت شما و سیاستهای جنابعالی به تنگ آمده بودند و ناطقنوری را تالی شما و خاتمی را نماد تغییر وضع موجود میدانستند، دست آخر به خاتمی رای دادند».
لبّ حرف این بود که 1- چرا شما در هر انتخاباتی که در یک طرف آن قرار دارید بحث تقلب را علیه طرف مقابل مطرح میکنید؟ نمونهاش انتخابات ریاستجمهوری هفتم، مجلس ششم، ریاستجمهوری نهم و دهم.
2- سخنان غیرمسوولانه شما در سال 76 به عنوان یک مقام رسمی کشور که خود مجری انتخابات است، از تریبون نماز جمعه بهانه به دست بدخواهان جمهوری اسلامی و رسانههای بیگانه داد که این نظام مقدس را متهم به برنامهریزی برای تقلب کنند، منکر این که نیستید؟ شما در سال 84 هم که در انتخابات موفق نشدید، به رقیبتان تبریک که نگفتید هیچ، باز هم مدعی شدید و... تا برسد به سال 88 که در خاطر همه هست. اصولا ما در همه این سالها به غیر از انتخابات دور اخیر (چهارم) خبرگان که نفر اول تهران شدید، رفتار مناسبی در قبال رای مردم از شما شاهد نبودهایم.
آقای هاشمی! به این جمله عجیب از جوابیه دفترتان دقت کنید: «آیا غیر از این است که اعتراف میکنید از همان سال (76) به دنبال شکلدهی نطفه حرام تقلب انتخاباتی در رحم جامعه بودید». کدام اعتراف آقای هاشمی؟ کدام تقلب؟ ای کاش رای مردم برای اهالی رقابت سیاسی ارزش میداشت؛ آنها که مردم از ایشان روی میگردانند در رفتار خود تجدیدنظر کنند و آنها که مردم به آنها رای میدهند مغرور نشوند.
7-درباره انتخابات مجلس ششم در جوابیه دفترتان آمده: «مگر نمیدانید با شمارش تنها 20درصد صندوقهای حوزه انتخابیه تهران که توسط شورای نگهبان انجام میگرفت، آیتالله هاشمی از رتبه سیام به نوزدهم رسید؟» نه؛ واقعا نمیدانیم؛ اگر انتخابات مجلس ششم به زعم شما اینگونه بوده است پس چرا از برگزارکننده آن (آقای خاتمی) در ابتدای جوابیه دفترتان تمجید میشود؟ مگر از متقلب هم تمجید میکنند؟ و بدتر از آن چرا آقای تاجزاده، معاون سیاسی وقت وزارت کشور که باید از نظر دفتر جنابعالی رئیس متقلبان مجلس ششم بوده باشد اکنون حامی شما شده است؟
8-گفتهاید «تهمتها و توهینهای امروز روزنامه وطنامروز، تکرار مطالب روزنامه «انقلاب اسلامی» دیروز است که توسط بنیصدر مدیریت و منتشر میشد»؛ اولا کدام تهمتها و توهینها؟ لطفا ذکر کنید؛ ثانیا اگر بنیصدر بد است که بد است، لازم نیست روزنامه «وطنامروز» را به روزنامه انقلاب اسلامی بچسبانید که وصله نچسبی است، بلکه ببینید خود او (بنیصدر) حی و حاضر امروز مکررا از چه کسانی حمایت میکند؟ شما این اشتباه را البته درباره موضوع «رشیدیمطلق» هم مرتکب شدید و آدرسی دادید درباره ظهور «رشیدی مطلقهای جدید» غافل از اینکه روزی که این حرف را میزدید صاحب اسم مستعار «احمد رشیدیمطلق» داریوش همایون زنده بود و سنگ کاندیدای مورد حمایت شما را به سینه میزد. البته اجل بیش از این مهلتش نداد و در حسن تصادفی دلچسب پس از یک هفته یادداشتهای مکرر «وطنامروز» درباره او، زندگی ننگینش خاتمه یافت. پس اگر کسی بخواهد در نسبت بنیصدر و رشیدی مطلق با این و آن قلمفرسایی و سخنرانی کند باید خود صلاحیت آن را داشته باشد؛ والا آنچه که زیاد بوده و تازه نیست، جریانهای انحرافیای است که در هر دوره به شکلی ظهور و بروز پیدا کردند اما نتوانستند در مسیر انقلاب زاویهای ایجاد کنند.
9-نوشتهاند که «گروهی هاشمیستیزی را نردبانی برای روحانیستیزی خویش قرار میدادند».
درباره مساله «روحانیستیزی» که در بیانات حضرتعالی مکررا دیده میشود باید گفت چه کسانی در دولت شما روحانیتستیزی را باب کردند؟ چه کسانی آواز عبور از جامعه روحانیت مبارز، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و مراجع را سر دادند؟ کارگزاران سازندگی با چه کسانی علیه روحانیت همصدا شدند؟ چه صداهایی در خارج از کشور با آنها همنوا شد؟ عطاءالله مهاجرانی معاون حقوقی و پارلمانی رئیسجمهور الان کجاست، چه میگوید و چه میکند؟ و از همه مهمتر برای جنابعالی، مجموعه موسوم به «جریان انحرافی» که مورد اشاره مکرر، ثقل دلایل و نهجالتوجیه رفتارهای 2 سال اخیر شماست، اکثر عناصر کلیدیاش روزگاری از مریدان و خادمان ستاد انتخابات «Hashemi 2005»بودهاند!
10-جناب آقای هاشمی! این سطور را موجز و مختصر و در برابر عبارات مرقومه دفتر حضرتعالی آوردم و قصد تفصیل و اطاله نداشتم که حرف بسیار است و من هنوز پاسخ نامه خود را دریافت نکردهام. باور کنید که ما نسل سوم و چهارم انقلاب همان هاشمی تاریخی مخالف بنیصدر را (که به آن میبالید) میخواهیم نه هاشمیای که امروز بنیصدر خائن از او تعریف کند.
آقای هاشمی! میتوان محصول رای مردم را قبول نداشت اما باید به رای مردم احترام گذاشت. اگر جمهوری اسلامی را همانطور که امام راحل فرمود «نه یک کلمه کم، نه یک کلمه زیاد» میخواهیم باید از جمهوریت نظام هم پاسداری کنیم، مردم در هر برههای بر اساس شعار کاندیداها، انتخابی دارند و این انتخاب تجربهای است در راه تعالی ملت و انقلاب. کاندیداها و شخصیتهای سیاسی در طول این 32 سال تا زمانی که به اصول انقلاب اسلامی پایبند بودند مردم به آنها روی آوردند و زمانی که از این اصول فاصله گرفتند مردم از آنها روی گرداندند. و نظام این فرصت را برای مردم همیشه فراهم کرده است تا خود انتخاب کنند. پس باید مسیر بلوغ تجربیات را هموار کرد. این چیزی است که رهبر انقلاب هم از ما میخواهند و برای همین در انتخابات سال 88 حافظ رای مردم و نماد پاسداری از «جمهوریت» شدند.
مهم این است که جمهوری اسلامی در مسیر تجربیات نو به نو ملت راه بالندگی، کمال و الهامبخشی را طی میکند، که اگر اینگونه نمیبود ما شاهد تحولات اخیر منطقه و بیداری فراگیر ملت مسلمان نمیبودیم؛ بیداریای که آرمان انقلاب و وعده خمینی و خامنهای بود، هر چند «عدهای» در سالیان نهچندان دور از تحقق آن مأیوس شدند و ساز دیگری را کوک کردند.