صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۶ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۰:۴۶  ، 
کد خبر : ۲۲۰۱۰۳
آشنایی با برخی از دیدگاه های نهضت آزادی ایران (6)

احزاب سیاسی ایران (بخش صد و هفتم)


تألیف: ولى‌الله بهرامى
تنظیم: عبدالله شمسى
نهضت آزادی پس از سقوط دولت موقت

هماهنگ نبودن اعضای نهضت آزادی با ارزش های اسلامی و نهادهای انقلابی و همچنین تفاهم نداشتن آنها با رهبری انقلاب اسلامی و آشکار شدن روابط آنها با آمریکا و... باعث سقوط دولت موقت گردید. با سقوط دولت موقت و افشاگری دانشجویان درباره جاسوسی تعدادی از اعضای نهضت آزادی برای آمریکا از جمله عباس امیرانتظام و ناصر میناچی ، مخالفت نهضت آزادی با نظام و رهبری شکل آشکاری به خود گرفت. با وجود اینکه حضرت امام(ره) عمل دانشجویان در تصرف لانه جاسوسی را انقلاب دوم نامید، آقای بازرگان با جملاتی مثل خط شیطان، بی شرف و ضدانقلاب از دانشجویان یاد کرد و اقدام آنها را خلاف عرف بین المللی و یک انحراف در انقلاب اسلامی دانست.(1)
اقدام دیگر نهضت آزادی، تضعیف دولت و مجلس و روحانیت و دفاع از جبهه ملی بود. جبهه ملی اعلام کرده بود که در اعتراض به لایحه قصاص، قصد راهپیمایی دارد که نهضت آزادی نیز از این اقدام حمایت می کرد. حضرت امام از نهضت آزادی خواست حساب شان را از جبهه ملی جدا کنند:
«شما حساب تان را بیایید جدا کنید؛ رادیو بعدازظهر را ما باز کنیم گوش کنیم ببینیم که نهضت آزادی اعلام کرده است که این اطلاعیه جبهه ملی کفرآمیز است. من نصیحت می کنم این جمعیت متدین نهضت آزادی را و آقای رئیس جمهور را، دست بردارید از این تضعیف مجلس و تضعیف روحانیت و تضعیف ملت و روحیه ملت و تضعیف روحیه ارتش. شما وکلایی هستید در مجلس، محترم هستید، متدین هستید، جدا کنید حساب را از مرتدها، آنها مرتد هستند. جبهه ملی از امروز محکوم به ارتداد است.»(2)
نهضت آزادی نه تنها توجهی به نصیحت حضرت امام ننمود، بلکه مخالفت با نظام را آشکارتر کرد. با آن که چند نفر از سران نهضت آزادی و شخص بازرگان نماینده مجلس بودند و می بایست از نظام دفاع می کردند، از تریبون مجلس آشکارا به حمایت از منافقان می پرداختند. در حالی که منافقان در کوچه و خیابان و ادارات جو وحشت و ترور را ایجاد کرده بودند و کشور را به آشوب کشانده و هزاران نفر را کشته و مجروح کرده بودند، بازرگان در نطق خود در همان روزها، از آنها با عنوان جگرگوشه های ملت یاد می کرد. با این حال، رفتار نظام با اعضای نهضت با رأفت و عطوفت بود و هیچ گاه با آنها برخورد نکرد.
نهضت آزادی در جایگاه اپوزیسیون نظام
در این سال ها، نهضت آزادی در جایگاه اپوزیسیون نظام جمهوری اسلامی، با بدترین شکل به نظام و مسئولان می تاخت و با همه اقدامات جمهوری اسلامی، به مخالفت برمی خاست. نهضت آزادی در بهمن 65 طی نامه سرگشاده ای به آقای هاشمی رفسنجانی در خصوص جنگ می نویسد:
«با تبلیغات نادرست، ناشیانه و شعارهای نسنجیده، موضع سیاسی دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران را در دنیا، در نزد کشورهای منطقه، در جمع غیر متعهدها و حتی در میان متحدها به چه صورت درآورده اید؟!... شما کشور کهنسال عزیز ما را بدون مشورت و نظرخواهی آزاد از ملت و مطبوعات و حتی از مجلس تقریباً انتصابی، میدان مبارزه و آزمایش برای احراز قدرت و حصول آمال خود قرار داده اید... چگونه می توان انتظار داشت با اسلحه آمریکایی و با وساطت اسرائیل بتوانید دشمنی را که معتقدید مورد حمایت آمریکا و اسرائیل است از بین ببرید.»(3)
نهضت آزادی در این سال ها با محکمات اسلام که امام قصد اجرای آنها را داشت مخالفت می کرد. برای مثال بازرگان در مقاله ارسالی به روزنامه لوموند فرانسه مراسم برائت از مشرکان را مخصوص پیامبر، آن هم فقط برای یک بار در سال هشتم هجرت دانست و تکرار سالیانه آن را مخالف فتوا و رساله های عملیه مذاهب اسلامی قلمداد کرد و مدعی شد توهین به انسان ها و ادامه جنگ تا محو مستکبران و از بین بردن شیطان، هیچ پایه و اساسی در قرآن و سنت ندارد.(4)
بازرگان حکم امام خمینی(ره) به ارتداد سلمان رشدی را موجب زشت و کریه جلوه دادن اسلام در جهان قلمداد کرد و آن را مخالف عرف بین الملل شمرده و اعلام داشت که حکم قتل مرتد، در کلام خدا و پیامبر نیست. آقای بازرگان در این باره می گوید:
«اصولاً وقتی قرار باشد شخصی را به دلیل این که از دین خدا انصراف پیدا کرده یا استعفا داده است مستوجب اعدام بدانیم و ترک دین برای افراد، باعث خوف و زیان و قتل شود، عیناً چنین خواهد بود که مردم را مجبور به تبعیت و تظاهر به دین کرده باشیم و دین و ایمان برخلاف نص صریح «لا اکراه فی الدین» حالت اکراه و اجبار، تا سرحد اعدام را پیدا خواهد کرد.»(5)
در همین سال ها، به نوشتن ده ها نامه سرگشاده به مسئولان نظام درباره جنگ، نمازجمعه و... اقدام کرد. در این نامه ها بدترین تهمت ها و دروغ ها به نظام نسبت داده می شد. یکی از بدترین این نامه ها، به آقای هاشمی رفسنجانی درباره جنگ در سال 65 بود. نهضت آزادی در این نامه مفصل، جنگ تحمیلی را ضد اسلامی دانست و جمهوری اسلامی را مقصر قلمداد نمود که چرا شعارهای اسلامی و انقلابی می دهد، که کشورهای دیگر با او سازگاری نداشته باشند. نهضت آزادی در این خصوص آورده است:
«سیاست جنگ جنگ تا پیروزی، اگر نگوییم پیروی کامل از نقشه و خواسته ابرقدرت ها برای تأمین منافع آنها و تضعیف حیثیت و حیات ما می باشد، لااقل هماهنگی با آنان و بازیچه شدن ما در دست شان است. برنده واقعی جنگ و ماجراها و بهره بردار از همه خرابی و کشتار آنها هستند و با هزار تأسف و در هیئت حاکم ما، ملت شهیدپرور ایران و جانبازان سراپا ایثار و شجاعت ما، آتش بیار تنور جهان سوز صهیونیست ها به زیان اسلام و ایران گشته اند.»(6)
رد صلاحیت نهضت آزادی از سوی امام(ره)
اظهارنظرهای بیجا درباره اسلام و دخالت های غیرقانونی در امور مملکت و هم نوا شدن با بیگانگان و تهیه خوراک تبلیغاتی برای دشمنان در این سال ها، کار را به جایی رساند که حضرت امام طی نامه ای اعلام نمود که نهضت به اصطلاح آزادی، صلاحیت هیچ امری از امور دولتی یا قانون گذاری یا قضایی را ندارند و نباید رسمیت داشته باشند و باید با آنها برخورد قاطعانه شود.(7)
عملکرد نهضت آزادی درباره انقلاب و به خصوص جنگ تحمیلی و نامه حضرت امام (ره)، آنها را به این نتیجه رساند که هیچ اعتبار و آبرویی نزد ملت ندارند. به همین جهت، فعالیت های آنها پس از جنگ، به شدت کاهش یافت؛ به خصوص اینکه در سال 73 موسس و رهبر خود، یعنی بازرگان را نیز از دست دادند. طبیعی بود که دبیرکل جدید با دبیرکل پیشین خیلی فاصله داشت. در این سال ها، فعالیت های نهضت آزادی، بیشتر به صورت پنهانی در دانشگاه ها و برای عضوگیری بود. البته در انتخابات هایی که در این دوران صورت می گرفت، نمایندگانی از نهضت آزادی کاندیدا می شدند که رد می گردیدند. با توجه به نامه حضرت امام خمینی، نهضت آزادی دیگر در جامعه مطرح نبود و جناح های مختلف کشور نیز در طرد و رد این گروه نظر واحدی داشتند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات