
(بررسی موردی ظلم غرب به زنان)
یکی از نمودهای سلطهگری تفکر غرب، در موضوع حقوق زنان و دامنه آزادی آنهاست. نظامهای غربی تلاش میکنند چگونگی نگرش و رفتار خود با زن را الگوی مطلوبی جلوه دهند و همه ملتها و کشورها را مجبور به پذیرش و اجرای این الگو کنند؛ اما با نگاهی گذرا به آمار و اخبار، میتوان دریافت الگویی که غرب آن را ترویج میکند، یک ظلم آشکار به زن است و جایگاه طبیعی او را تنزل داده است. غرب با ایفای نقش فعال صهیونیستها، جلوهگری و عشوهگری زن را در چشم وی آزادی تعبیر کرده حال آنکه این تنها یک بهرهکشی سخیف از زن برای کسب منافع اقتصادی است. در مقابل این ظلم غرب به زن، دین مبین اسلام، آموزهها و قوانین مستحکمی را برای دفاع از حقوق زنان تدوین کرده و فرد مسلمان را ملزم به رعایت آنها کرده است. آنچه اسلام در دفاع از حقوق زنان میگوید، نقطه مقابل سیاستهای راهبردی غرب در سوءاستفاده از زن است. از همینرو، غرب همواره دین اسلام و جمهوری اسلامی ایران را به پایمال کردن حقوق زنان متهم میکند و با راهاندازی جنگ روانی در این زمینه، تلاش دارد مطلوبیتهای خود در قضیه زن را بر مسلمانان و نظام اسلامی تحمیل کند. دستگاه فکری غرب با تدوین و تبلیغ مقوله فمینیسم، این جنگ روانی را در هیئت یک تفکر سیاسی مدرن درآورده است تا الگوی غرب در رفتار با زنان را به جوامع اسلامی و سایر کشورها بقبولاند؛ در حالی که اساساً فمینیسم با هدف عرضه بیشتر زن به جامعه شکل گرفته است. فمینیسم با طرح ادعای همانندی زن و مرد و لزوم حضور آزادانه زن و مستقل از مرد در تمامی بخشهای جامعه، زمینه به فساد کشیده شدن بیشتر زنان را فراهم کرده است. شعار محوری فمینیسم این است: «زن همانقدر به مرد نیاز دارد که ماهی به دوچرخه». واضح است که این شعار بدون توجه به خصایص طبیعی زن و صرفاً برای حضور مستقل و آزادانه وی در محیطهای دلخواه طراحی شده است.
«تونی گرنت» یک نویسنده غربی است که در برابر نظریات عجیب و غریب فمینیستها با تألیف کتابی با عنوان «به زنانگی خود تحقق بخشید و عشق را بیابید»، موضع سرسختی گرفته است. وی در کتابش به شرح ده دروغ بزرگ فمینیستها پرداخته و با بررسی روانشناختی، مبانی اصلی فمینیسم در مورد زنان را رد میکند. همچنین دکتر «هنری ماکووو»، استاد دانشگاه، نویسنده و پژوهشگر در مسائل زنان، در مقالهای مینویسد: «آزادسازی زن، فریبی از فریبهای نظم نوین جهانی است. فریبی سنگدلانه که زنان آمریکایی را اغوا نموده و تمدن غرب را ویران کرده است.»
این رفتار بیرحمانه غرب با زنان به کرات و به شکلی عالمانه در بیانات مقام بیانات مقام معظم رهبری نقادی شده است. معظمله طی بیانات مختلفی موارد متعددی از ظلمهای غرب در حق زنان را بیان کردند و اخیراً در در دیدار جمعی از بانوان نخبه کشور(1/3/1390) مطالب مهمی را در این زمینه فرمودند.
ایشان در این بیانات تصریح کردند مسئله زن و شأن زن در جامعه بشریت امروز تبدیل به یک بحران شده است؛ اما سیاستهای غربی نمیخواهند این مسئله را بحرانی ببینند، چراکه زن در راهبرد غرب، کالایی مورد انتفاع است. غرب یک معادله نابرابر در مورد بشریت تعریف کرده و آن اینکه «یک طرف ذینفع، یک طرف مورد انتفاع؛ طرف ذینفع مرد است، طرف مورد انتفاع عبارت است از زن... در فرهنگ غربی اگر زن بخواهد در جامعه نمود پیدا کند، شخصیت پیدا کند، حتماً باید از جذابیتهای جنسی خودش چیزی را ارائه بدهد. حتی در مجالس رسمی، نوع پوشش زن باید جوری باشد که برای طرف ذینفع و منتفع - یعنی طرف مرد - چشمنواز باشد.»(1/3/90)
از دیدگاه معظم له سیاست راهبردی و بنیانی غرب، عرضه شدن و هرزه شدن زن است و اینکه با حجاب مخالفت میکنند، بهخاطر این نیست که حجاب یک نماد مذهب است، بلکه به این خاطر است که حجاب با این سیاست بنیادین غرب مخالفت میکند. از این رو «حتی اگر چنانچه حجاب ناشی از یک انگیزه و ایمان دینی هم نباشد، با آن مخالفت میکنند»
در شکلگیری این دیدگاه نسبت به زنان، صهیونیستها و تفکرات استعماری غرب نقش اساسی را داشتهاند. به بیان مقام معظم رهبری، «تشکیلات صهیونیستی برای فساد نسل بشر، از حدود صدوپنچاه سال پیش، شروع به برنامهریزی و اشاعه فساد و فحشا کردهاند. آنها زنها را از عفت بشری خارج ساختند؛ به طوریکه حتی زنهای اروپا و آمریکا هم، بهشدت پنجاه سال اخیر دچار فحشا و فساد و دوری از فضایل انسانی نبودند! زنان کشورهای اسلامی و دیگر کشورهای دوردست که جای خود دارد، همچنین مردها را به فساد و راحتطلبی و تنبلی و عشرتجویی و مصرفگرایی کشاندند و به قبول وضع زندگی حیوانی واداشتند. برای اینکه از طرف مردها و زنهایی که در کشورهای مختلف عالم، زیر فشار استبداد و استعمار این قدرتها قرار میگیرند، تهدید نشوند، مغزها را فاسد کردند.»(5/9/68)
علاوه بر اینکه غرب، نگاه بهرهکشی به زن دارد، تا اوایل قرن بیستم، زنان در غرب از حقوق اولیه خود محروم بودند. رهبر معظم انقلاب در این باره میفرمایند: «شما ملاحظه کنید که در دنیای غرب و همین کشورهای اروپایی که اینهمه مدعی دفاع از حقوق زنان هستند - که تقریباً همهاش هم دروغ است - تا دهههای اول این قرنی که تمام شد، زنان نه فقط حق رأی نداشتند، نه فقط حق گفتن و انتخاب کردن نداشتند، حق مالکیت هم نداشتند. یعنی زن مالک اموال موروثی خودش هم نبود؛ اموال او در اختیار شوهر بود! در اسلام، بیعت زن، مالکیت زن، حضور زن در این عرصههای اساسی سیاسی و اجتماعی، تثبیت شده است: «اذا جائک المؤمنات یبایعنک علی ان لا یشرکن بالله».زنها میآمدند با پیغمبر بیعت میکردند. پیغمبر اسلام نفرمود که مردها بیایند بیعت کنند و به تبع آنها، هرچه که آنها رأی دادند، هرچه که آنها پذیرفتند، زنها هم مجبور باشند قبول کنند؛ نه. گفتند زنها هم بیعت میکنند؛ آنها هم در قبول این حکومت، در قبول این نظم اجتماعی و سیاسی شرکت میکنند. غربیها هزار و سیصد سال در این زمینه از اسلام عقبند.»(30/6/79)
این در حالی است که دین اسلام از 14 قرن پیش، حقوق همهجانبهای برای زنان در نظر گرفته است. بنابراین همانگونه که مقام معظم رهبری میفرمایند، در قضیه زن، ما از غرب سؤال داریم و آنها باید پاسخگو باشند نه ما. ایشان در دیدار اخیر بانوان نخبه میفرمایند: «من یک وقتی گفتم؛ از من سؤال کردند که شما در مقابل آنچه که غربیها درباره مسئله زن در کشور میگویند، چه دفاعی دارید؟ من گفتم: ما دفاع نداریم، ما هجوم داریم! ما در مسئله زن، از غرب طلبکاریم؛ ما مدعی غربیم؛ آنها هستند که دارند به زن ظلم میکنند، زن را تحقیر میکنند، جایگاه زن را پایین میآورند؛ به اسم آزادی، به اسم اشتغال، به اسم مسئولیت دادن، آنها را مورد فشارهای روحی، روانی، عاطفی و اهانت شخصیتی و شأنی قرار میدهند؛ آنها باید جواب بدهند. جمهوری اسلامی در این زمینه یک مسئولیتی دارد. جمهوری اسلامی در مسئله زن باید به طور صریح و بدون هیچ مجامله، حرف خودش را - که عمدتاً اعتراض به نگاه غربی و این نامعادله ظالمانه غربی است - بگوید. با این نگاه، آن وقت مسئله حجاب، مسئله نوع ارتباط زن و مرد، همه معنا پیدا میکند. این یک مسئله است.»( 1/3/90)
با توجه به این بیان مقام معظم رهبری و نظر به اینکه دستگاههای تبلیغاتی غرب همواره اتهامات ناروایی را علیه اسلام و نظام اسلامی در افکار عمومی دنیا پخش میکنند، ضرورت دارد تا جنایتهای غرب در حق زنان، بیشتر مطالعه و افشا شود. در این نوشته به صورت آماری، پارهای از این موارد را تشریح میکنیم.
بررسی موردی رفتار ظالمانه غرب با زنان
خانه و محل کار دو محیطی است که انسان بیشترین حضور را در آنها دارد. ظلم بزرگ غرب در حق زنان این است که هر دو محیط خانه و محل کار را بر آنان ناامن میسازد و زن در این محیطها تحت سلطه مرد قرار دارد و آنگونه که خواسته مرد ایجاب میکند، باید حضور یابد. خشونت در خانه و آزار جنسی در محیط کار از جمله مشکلات رایج زن در جوامع غربی است. آزار جنسی در محل کار میتواند به عنوان استفاده از اقتدار شغلی یا قدرت، به منظور تحمیل خواستههای جنسی تعریف شود: مانند زمانی که به یک کارمند زن گفته میشود که یا به یک برخورد جنسی رضایت دهد یا اخراج شود. این موارد برای برخی مردان غربی امری متداول و معمول است. در واقع، زنان در غرب باید یاد بگیرند از نظر جنسی جذاب باشند تا بتوانند شغلی مناسب به دست آورند.
«سوزان براون میلر» در نظریه خود تحت عنوان «تجاوز جنسی و اضطراب زنان» میگوید: همه زنان غربی، قربانیان تجاوز هستند؛ زیرا زنانی که هرگز مورد تجاوز قرار نگرفته اند نیز دچار اضطراباتی مشابه زنانی که مورد تجاوز واقع گردیدهاند میشوند. او «تجاوز جنسی» را جزئی از یک نظام تهدید مردانه میداند که همه زنان را در ترس و وحشت قرار میدهد.
چنین وضعیتی در غرب سبب شده تا کل حیات فردی و اجتماعی زن تحتالشعاع علایق و خواستههای مرد قرار گیرد و هیچ محیط امنی برای زن غربی باقی نماند. بررسی موردی آزار و اذیت زن در غرب، این موضوع را روشنتر میکند:
الف- آزار جنسی زن در غرب
گزارشها در این زمینه، حاکی از آن است که ایالات متحده بالاترین میزان تجاوز به عنف را در بین کشورهایی که چنین آمارهایی را منتشر میکنند، داراست. میزان تجاوز به عنف در آمریکا 13 برابر بیشتر از انگلستان و 20 برابر بالاتر از ژاپن است. در آمریکا 18 درصد از زنان به صورت روزانه مورد تجاوز قرار میگیرند که اغلب آنان زیر 17 سال هستند. بنابر آماری که مرکز قربانیان ملی به کمک حقوق قربانیان خشونت ارائه داده است: میانگین تجاوز در ایالت متحده آمریکا 3/1 زن در هر یک دقیقه است یعنی 68000 زن در سال. این مرکز در ادامه مینویسد: در آمریکا از هر 8 زن یک نفر از آنها مورد تجاوز قرار گرفته است؛ یعنی به طور اجمالی حداقل دوازده میلیون و صد هزار زن را شامل میشود. این آمار نشان میدهد که 61 درصد از موارد تجاوز بر روی دختران کمتر از 18 سال انجام گرفته است. همچنین نسبت زیادی از دختران آمریکایی قبل از سن 13 سالگی به طرق مختلف بکارت خود را از دست میدهند. بر اساس مطالعات انجام شده 42 درصد از زنان آمریکایی در اماکن کاری و تحصیلی و کانونها و خیابانها مورد تجاوز میگیرند. 20 درصد از زنان اعتراف کردهاند که مورد تجاوز دوستانشان قرار گرفتهاند و 42 درصد از مردان آمریکایی نیز اعتراف کردهاند که تجاوزاتشان واقعاً وحشیانه و ظالمانه بوده است.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از سیانان، طبق گزارشی در سال 2010 حدود 20 میلیون زن آمریکایی قربانی تجاوز جنسی و خشونت شدهاند و روزانه سه زن در این کشور کشته میشوند. در این گزارش آمده است: یک پنجم از دانشجویان و تقریباً سه هزار سرباز زن آمریکایی در سال 2008 قربانی تجاوزهای جنسی بودند که این رقم در مقایسه با سال 2007 حدود 9 درصد افزایش داشته است.
در کانادا در سال ۱۹۹۳ بیش از 54 درصد زنان قبل از رسیدن به سن ۱۶ سالگی بدون خواست قلبی و تمایل، مورد حمله قرار گرفته و ۵۱ درصد مورد تجاوز قرار گرفتهاند. در این کشور، از هر چهار زن یک نفر انتظار دارد که در مرحلهای از زندگی خود مورد حملات جنسی قرار گیرد. دکتر «جنیفر براون» یک محقق اجتماعی غربی میگوید: آیا این آمار، آمار وحشتناکی نیست که از هر 5 زن پلیس 4 نفر از آنها در معرض مزاحمتهای جنسی باشند و آن هم چه زمانی؟ هنگام نوبتهایکاریشان که وظیفهشان برقراری امنیت است. طبق آماری که جمعیت روانشناسی انگلستان ارائه داده است، حدود 60 درصد از پرستاران که در نظرسنجی شرکت داشتهاند، در معرض آزار و اذیتهای جنسی بیماران مرد خود هستند. این تحقیق آشکار میکند که اغلب این مزاحمتها از طریق شوخیهای بسیار زننده و وقیحانه و یا پیشنهاد به رابطه جنسی و اضافه بر آن از طریق تماس بدنی مستقیم صورت میگیرد. این تحقیق میگوید: اغلب پرستاران نیزاز این رفتارها رنج میبرند و 76 درصد از آنها ترجیح میدهند این مسائل را گزارش ندهند .
ب) خشونت خانگی علیه زنان
طبق گزارش سازمان ملل در مورد وضعیت خشونت علیه زنان در کشورهای پیشرفته غربی، بیش از یک میلیون زن ۶۵ ساله و بالاتر در آمریکا هر سال قربانی خشونت توسط همسرانشان هستند. این گزارش میافزاید کتک خوردن شدید، بزرگترین علت آسیبدیدگی در میان زنان آمریکا است. طبق این گزارش در فرانسه، ۹۵ درصد قربانیان خشونت را زنان تشکیل میدهند و ۵۱ درصد آنها قربانی خشونت توسط همسرانشان هستند. در هر ۱۷ ثانیه یک مرد در آلمان یک زن را مورد ضرب و شتم قرار میدهد.
از هر دو خشونتی که به زنان میشود، یک خشونت از طرف همسرانشان است و سهچهارم مردان اروپایی نسبت به زنان خود خشونت میکنند و یکپنجم زنان اروپایی قربانی خشونت خانگی میشوند که مجرم از اعضای فامیل آنها است. به عبارت دقیقتر 6 درصد از زنان اروپایی بین 18 تا 59 سال قربانی خشونت هستند و 40 درصد این افراد در سال 2005 و 2006 قربانی خشونت جنسی شدهاند. به گزارش این سازمان، خشونت جسمی مردان اروپایی به همسرانشان در سال 2005 و 2006 به اوج خود رسیده بود به طوری که هر روز شاهد زنانی کتک خورده بودهایم.
جالب اینکه زنان در برابر خشونتهایی که به آنها میشود، سکوت میکنند و از هر 10 زن، یک زن جرئت بیان خشونت جنسی یا جسمی را که به او شده است، دارد. سازمان Insee در ژانویه و مارس سال 2007 تحقیقی را بر روی 175000 نفر آغاز کرد و نتیجه را چنین اعلام کرد که 12 درصد قربانیان خشونت جنسی، مشکل خود را به پلیس میگویند و 8 درصد قربانیان خشونت جنسی نیز جرئت میکنند خشونتی را که به آنها شده است بیان کنند.
واحد آمار دادگستری آمریکا به نشانی اینترنتی bjs.ojp.usdoj.gov در سال 2009 نشان داد که حدود 25 درصد از قتل زنان در این کشور در سال 2007 تا 2008 توسط زوجهای آنان صورت گرفته درحالی که این آمار برای مردان، چهار درصد است.
همچنین در اینباره مریم مجتهدزاده، رئیس مرکز امور زنان و خانواده، میافزاید: طبق آمار دولت فدرال آمریکا هر 15 ثانیه یک زن به دست شوهرش کتک میخورد. جالب اینجاست که «از هر چهار زن و شوهر آمریکایی تقریباً یکی عقیده دارد که شوهر میتواند دلیل موجهی برای زدن زن داشته باشد.»
ج) ناامنی محیط اجتماعی غرب برای زنان
در جوامع غربی به سبب رشد ناهنجاریهای اجتماعی، زنان ازجمله اقشاری هستند که بیشترین خطر متوجه آنهاست. زنان در جوامع غربی از یک سو به سبب ناتوانی طبیعی در دفاع از خود و از سوی دیگر به جهت برخورداری اندک از حمایت خانواده در محیطهایی آمیخته با خشونتهای مسلحانه بیشترین سهم قربانیان را تشکیل میدهند. در آمریکا دختران بسیاری قربانی خشونت مسلحانه شدهاند. در بین سالهای 1999 و 2004، هزاران دختر و زن آمریکایی در اثر انتقامجویی کشته شدهاند و عده زیاد دیگری نگران قربانی شدنشان هستند و احساس امنیت برای آنها در سطح بسیار نازلی قرار دارد. به همین خاطر، به شهرها و حتی کشورهای دیگر پناهنده میشوند. روزانه بیش از 120 زن و دختر آمریکایی در این کشور در درگیریهای مسلحانه کشته میشوند. دختران آمریکایی نسبت به دختران ۲۵ کشور توسعه یافته جهان، ۱۶ مرتبه بیشتر ممکن است با اسلحه گرم کشته شوند و یا برخی از زنان و دختران که قربانی خشونت جنسی و یا خانوادگی شدهاند، با اسلحه خودکشی میکنند.
چند سال پیش شورای اروپا به عنوان یک منبع رسمی و موثق در گزارشی، از اعمال خشونت گسترده علیه زنان در کشورهای اروپایی خبر داد. در این گزارش با ابراز تأسف از تبعیض و خشونت علیه زنان آمده است که در برخی کشورهای اروپایی در هر ساعت یک زن قربانی خشونت، جان خود را از دست میدهد. یکی از کشورهایی که در زمینه خشونت علیه زنان در اروپا سرآمد است، انگلستان است. در همین راستا اخیراً پژوهشگران امور اجتماعی در انگلیس در باره افزایش خشونت علیه زنان در این کشور هشدار دادند. براساس آمار از هر پنج جرم و جنایت خشونتآمیز در این کشور، یک جنایت علیه زنان است.
همه این ناامنیها علیه زنان غربی در حالی صورت میگیرد که حقوق اقتصادی آنان نیز چندان وضع خوبی ندارد. در واقع هنوز در دنیای غرب دریافتی زنان فقط به دلیل مؤنث بودن حدود 60 تا 80 درصد حقوق مردان است و این در حالی است که در کشورهای غربی تساوی حقوق سیاسی زن و مرد در قرن بیستم تصویب شده است.
د) قاچاق زنان
یکی از زشتترین نمونههای رفتاری غرب با زن، قاچاق آنها به صورت یک کالا است. بنا بر گزارش سازمان ملل با عنوان قاچاق انسان - که توسط دفتر مواد مخدر و جرایم این سازمان منتشر شده است - نزدیک به 80 درصد قاچاق زنان، صرفاً برای بهرهکشی جنسی بوده است. این آمار تنها قربانیان گزارش شده توسط کشورهای مبدأ را دربرمیگیرد و همچنین از افزایش روز افزون میزان قاچاق زنان در آمریکا و کشورهای اروپای غربی خبر میدهد. مقصد نهایی بیشترین قربانیان قاچاق زن، آمریکا و کشورهای اروپای غربی از جمله ایتالیا، آلمان ، فرانسه و انگلیس است.
قاچاقچیان، قربانیان خود را عمدتاً از کشورهای در حال توسعه که در آن فقر شایع است با زور یا اغوا به چنگ میآورند. بیشتر این قربانیان، جوان هستند و بین 8 تا 18 سال سن دارند. بعضی از آنان تنها چهار تا پنج سال سن دارند. این استثمار به ملیت، قومیت، مذهب و جایگاه اجتماعی و اقتصادی خاصی محدود نمیشود. نکته حائز اهمیت آن است که نظامیان، تاجران، مهاجران، توریستها و مشترکان هرزهنگاری اینترنتی کشورهای ثروتمند با پرداخت پولهای کلان برای استفاده از بردگان جنسی باعث رونق بخشیدن این صنعت غیرقانونی برای قاچاقچیان میشوند. شبکه خبری «راشا تودی» نیز، وضعیت قاچاق جنسی، را در آمریکا وخیم گزارش کرد.
در واقع بعد از قاچاق اسلحه و مواد مخدر، سومین دادوستد سودآور در جهان، حراج زنان است و این دادوستد نیز مانند سایر انواع تجارت تحت سیطره مطلق یهودیان است. سود سالیانه این تجارت 4 میلیارد دلار تخمین زده شده است.
در این زمینه، رژیم صهیونیستی بیشترین سهم قاچاق زنان را بر عهده دارد. دو شهر تلآویو و «ایلات» در رژیم صهیونیستی مکانهای اصلی قاچاق زنان در دنیا محسوب میشوند به گونهای که بزرگترین بازار حراج زنان در تلآویو برپا میشود. یک حقوقدان یهودی به نام «دوریت شموئیلی» در مصاحبهای با اورشلیمپست اظهار داشت: هیچ کشور، فرقه و مذهبی، اجازه قاچاق انسان و حمله به هویت و تشخص انسانها را نمیدهد؛ اما در هر گوشه قلمرو رژیم صهیونیستی فضیلت دختران حوا برباد داده میشود. قوانین رژیم نیز با صراحت تمام از قاچاق انسان حمایت میکنند. او میگوید: «دختران وارد شده تا زمانی در این مراکز حراج نگاهداشته میشوند که قاچاقچیان درآمدهای مورد نظر خود را به دست بیاورند. خریداران تنها برای دیدن این «کالاهای وارداتی» برای هر نیمساعت سیهزار شگل دریافت میکنند که نیمی از این درآمد بادآورده خرج شراب و سیگار و پذیرایی خریداران میشود و نیمی دیگر به زنان مورد معامله و مالکان باشگاه میرسد و بدینسان دختران آدم و حوا قربانی حرص و هوس پرچمداران صهیونیسم میشوند و مجبور میشوند که خودشان جنازه آرزوهایشان را تشییع کنند و قبای عفتشان را تارتار نمایند.» نکته مهم اینکه سازمانهای مردمنهاد و نیز سازمانهای دفاع از حقوق زنان از این قضایا اطلاع کامل دارند سکوت میکنند؛ زیرا نهادهایی که در قاچاق زنان و عرضه آنها در بازار فعالیت میکنند در اعطای اعتبارات مالی به این سازمانها دست دارند و از سویی زیر سلطه قدرت صهیونیسم هستند .
قاچاق زن از کشورهای آسیای میانه و قفقاز نیز رواج زیادی دارد. دختران 20 الی 22 ساله با وعدههایی از قبیل کار در شرکتهای هواپیمایی، شرکتهای تبلیغاتی، هتلهای بینالمللی، کار رقص و هنرپیشگی در هالیوود و بالیوود، برای همیشه در زنجیر اسارت صهیونیسم اسیر میشوند. بعد از فروپاشی شوروی، جمهوریهای سابق شوروی با طوفان فقر و گرسنگی روبهرو شدند. صدها دختر از فرط فقر با هر آگهی روزنامه درباره کسب درآمد خوب، به محلهای تعیینشده برای جلب دختران هجوم میآوردند و آنگاه این دختران از آنجا به پایگاه بعدی ارسال میشدند و اینگونه بود که – برخلاف تجارت تاریخی بردگان سیاه - این بار تجارت بردگان سفید راه افتاد و تلآویو به کانون این تجارت نو تبدیل شد. رژیم صهیونیستی برای آنکه از درآمدهای این تجارت پرسود محروم نشود، استفاده تجاری از زنان را قانونمند ساخته است. باید توجه داشت که صهیونیسم بینالملل عرضه زن را به عنوان یکی از ابزارهای فشار بر سیاستمداران بهکار میگیرد. سردمداران صهیونیست وقتی بخواهند حاکمان دیگر کشورها را به کاری وادار کنند. زنان و دختران تیزهوش، چالاک و جذاب را مورد استفاده قرار میدهند. در موساد و سایر سازمانهای مخفی رژیم صهیونیستی زنان جذاب استخدام میشوند و در مؤسسات مدرنی که در قلمرو این رژیم ایجاد شدهاند، آموزش داده میشوند. آنها در این مؤسسات با روشهای گوناگون جاسوسی آشنا میشوند و یاد میگیرند که صداها را چگونه ضبط کنند، چگونه فیلمبرداری کنند، رهبران برجسته مخالف رژیم صهیونسیتی را چگونه اسیر زلف خویش سازند، به آنها آموخته میشود که چگونه از این مخالفان در حین اعمال شرمآور، فیلم و عکس تهیه کنند و از آنها باجگیری کنند و یا در مواقع لزوم این تصاویر را افشا کنند.
دختران جاسوس دورههای زبان عربی را میبینند و بر این زبان تسلط کامل پیدا میکنند. دخترانی که دورههای سخت جاسوسی را با موفقیت پشت سر میگذارند، رسماً به عنوان افسران ارشد موساد در محل مأموریت استقرار مییابند و دخترانی که رد میشوند، به بخش «قاچاق انسان» در ارتش رژیم صهیونیستی تحویل داده میشوند و در آنجا به کار جسمفروشی مأمور میشوند و اگر دختری از خودفروشی سر باز زند، به شکنجه و آزار و اذیت و حبس محکوم میشود. در مورد پلیس رژیم صهیونیستی گفته میشود که سرپرستی واقعی مافیاهای قاچاق دختران را برعهده دارد. یهودیان در تاریخ در راستای نیل به اهداف خود رکورددار بیشترین بهرهبرداری از زنان بهشمار میروند.
قاچاق زنان در کشورهای اروپایی و آمریکا نیز پدیدهای رایج و سودآور است. در این میان، انگلستان مرکزیت مهمی در قاچاق و تجارت زنان دارد. با وجود اینکه صنعت بردهداری در پارلمان انگلستان در200 سال قبل غیرقانونی اعلام شد، با این حال زنان در این کشور به آسانی قاچاق میشوند. قاچاقچیان انگلیسی، زنان را بین 2000 تا 8000 دلار میفروشند و عدهای از این زنان مجبورند که تا 16 ساعت در روز کار کنند. بیشتر قربانیان قاچاق در انگلستان از کشورهای اروپای شرقی مانند لیتوانی، روسیه، آلبانی و اوکراین هستند و بقیه آنها از شرق دور، آمریکای جنوبی و آفریقا هستند. اغلب زنانی که به این کشور قاچاق میشوند، به عنوان فاحشه به خانههای روسپی فروخته میشوند و سن این قربانیان نیز بیشتر بین 18 تا 24 سال است.
همچنین براساس گزارش بینالمللی در زمینه قاچاق زنان، کاروبار تجارت زنان در کشورهایی مانند یونان، بلغارستان، روسیه، هلند، ژاپن، چین و یوگسلاوی در اوج خود قرار دارد. گزارشی از سازمان مهاجرت بینالمللی عنوان میدارد که حدود نیم میلیون زن برای کار در شبکههای فساد و فحشا فروخته میشوند و زنان اروپای شرقی دو سوم از آنان را تشکیل میدهند که بین 18 و 25 سال سن دارند. سازمان مهاجرت بینالملل اعلام کرد در سال 1997 حدود 174هزار زن از طریق بالکان از آسیای میانه به دولتهای اروپایی آورده شدهاند.
همچنین سالانه بیش از 50 هزار نفر به آمریکا قاچاق میشوند که اکثرشان برای کار در فاحشهخانه فروخته میشوند. تجارت دختران و زنان خارجی در اروپا سالیانه به 120 هزار نفر میرسد. در حال حاضر از نظر پلیس «اینتر پل» این نوع قاچاق سریعالرشدترین نوع خلاف است. بنابر آمارهای داده شده، سود صاحبان و مجموعههای مافیایی که در این زمینه کار میکنند، در 10 سال گذشته به 400 درصد رسیده است.
شبکههای فساد و فحشا هماکنون نیم میلیون زن را برای فروش عرضه میکنند که درآمد قاچاقچیان و دیگر دست اندرکاران این کار به 13 میلیارد دلار در سال میرسد. در انجمنی که در برزیل توسط دفتر مبارزه با جرایم و مواد مخدر تشکیل شد و کارشناسان بینالمللی و مسئولان اینترپل و پلیس اسکاتلند در آن شرکت داشتند، مشخص شد که این تجارت، سالانه بیش از 7 میلیارد دلار را نصیب صاحبان خود میکند و قربانیان آن به 4 میلیون نفر رسیدهاند که اغلب آنها سالانه به طور غیرقانونی مهاجرت میکنند.
تأسفبارتر اینکه آمریکاییها در کشور عراق نیز این تجارت غیرانسانی را تا حدی بهراهانداختهاند. به گزارش ایونا، مرکز تحقیقات راهبردی جهانی در سال 2006 کشف کرد تجارت انسان یکی از مصیبتهایی است که در اثر جنگ عراق به وجود آمده و هیچ توجهی به تجارت زنان و دختران به خارج از عراق نشده است. این گزارش تأکید کرد عراق به منبع قاچاق زنان و کودکان به کشورهای عربی بهمنظور بهرهبرداری جنسی منطقه تبدیل شده است؛ بنابراین گزارش، دختران عراقی از مناطق روستایی اطراف شهرهای کرکوک، موصل و اربیل هستند و تجارت آنان با فریب ایجاد کار برای آنها در منازل کشورهای عربی حوزه خلیجفارس انجام میگیرد. هماکنون حدود سه هزار و پانصد دختر در عراق مفقود اعلام شدهاند و احتمال میدهند که آنها را برای بردگی جنسی به مناطق مختلف خاورمیانه فرستاده باشند.
آنچه گفته شد، تنها بخش کوچکی است از ظلم غرب به زنان که بهوضوح نشان میدهد تا چه اندازه غرب برای کسب منافع شهوانی و اقتصادی خود، شخصیت و جایگاه زن را تنزل داده است. امروزه به تبع این سوءاستفاده از زن، صنعت سکس در غرب به یکی از صنایع پردرآمد تبدیل شده است. تنها در آمریکا بنابر تحقیقاتی که وزارت دادگستری این کشور درباره روسپیگری و فساد و فحشا انجام داده، این عمل تجارتی، درآمد و سرمایهای بالغ بر 8 میلیارد دلار داشته است. طبق آمار سازمان اطلاعات آمریکا FBI روسپیگری سومین درآمد سازمانهای تبهکاری بعد از قاچاق مواد مخدر و قمار است و تقریباً از طریق مجلات و فیلمهای مستهجن 85 درصد این درآمد را کسب میکنند.
در عصر حاضر حداقل 900 سینما مختص به فیلمهای مستهجن در آمریکا دایر است و بیش از 1500 کتابفروشی و کلوپ، فیلمها و مجلات مبتذل را خرید و فروش میکنند. طبق آمار سال 2002 این کشور سالانه 159 مجله در زمینه فساد و فحشا یعنی به تعداد 8000 جلد درسال چاپ کرده است. امروزه صاحبان این تجارت کثیف از اینترنت به عنوان یک ابزار اصلی ترغیب و سوق دادن مردم به این تجارت استفاده میکنند، بهطوریکه صفحات مربوط به فساد و فحشا بیهیچ رقیبی در اول لیست بازدیدکنندگان اینترنت قرار دارند.