صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۲ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۱:۳۰  ، 
کد خبر : ۲۲۰۵۲۲

پرده‌های یک مغالطه


مجید علیمحمدى
پرده اول:

خطا در تحلیل قضایا و پدیده های سیاسی، امری محتمل و طبیعی برای هر فرد فعال در عرصه سیاست است؛ لیکن تمسک به مغالطه در تحلیل مسئله، اگر برای همگان مذموم باشد، برای استاد فلسفه دانشگاه تهران و نماینده محترم مردم این شهر در مجلس شورای اسلامی، از مذمت بالاتری برخوردار است. به این سخنان منسوب به جناب آقای دکتر علی مطهری توجه بفرمایید:
«حمایت همه جانبه برخی علما از آقای احمدی نژاد، باعث شد که برخی، حقیقت را نبینند. بعضی از علما به دلیل بغض و کینه ای که از طرف مقابل داشتند، حمایت بیش از اندازه ای از آقای احمدی نژاد کردند و عیب های وی را ندیدند، در حالی که عیب های وی عیان بود.» نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی تأکید کرد: باید باانصاف و بدون حب و بغض قضاوت کرد. بسیاری از علما و روحانیون به خاطر بغض با آقای هاشمی از این جریان حمایت بیش از حد کردند و در نتیجه، اشکالات آن را ندیدند...
در بخش دیگری از اظهارات ایشان آمده است:
«... نباید خود را فریب دهیم، باید واقعیت را دید و درست تصمیم گرفت. البته نقاط مثبت و خدمات این دولت به جای خود محفوظ است. بحث در جهت گیری فکری و فرهنگی این دولت است.» (روزنامه شرق - شماره 337)
مغالطه آشکار استاد فلسفه دانشگاه تهران، که رفتار علمای بلاد در هدایت و ارشاد سیاسی مردم را به «بغض و کینه» متصف ساخته است؛ در مبحث مغالطات با این گزاره وصف می شود: «مغالطه اخذ ما لیس بعله، عله» یعنی چیزی را که علت واقعه نیست، دلیل همان واقعه بدانند.
اگر توصیه خود ایشان در نوشتار فوق که گفته اند: «... نباید خود را فریب دهیم، باید واقعیت را دید و درست تصمیم گرفت...» ملاک عمل قرار گیرد، بررسی اجمالی شرایط انتخابات در سوم تیر ماه 1384 و نیز 22 خرداد 88 روشن خواهد ساخت که آیا تصمیم مردم و نیز علمای بلاد صحیح بوده است یا خیر؟ فضایی که انتخاب تیر 84 در آن شکل گرفت چند ویژگی داشته است که به آنها اشاره می شود:
با نگاهی اجمالی به صحنه انتخابات ریاست جمهوری در سال 84 مشخص می شود که طیف های مهمی در این صحنه حضور پیدا کرده بودند. مهم، از این رو که «تجربه شدگان به معرض قضاوت مردم آمده بودند.»:
طیف اول: تجربه هشت سال دولت سازندگی آقای هاشمی رفسنجانی در قامت «اشرافیت انتخاباتی» با بریز بپاش های حیرت آور تبلیغاتی بود که برنامه هایشان مجدداً در معرض قضاوت مردم قرار گرفت. مردم فراموش نکرده بودند به دلیل اطمینانی که نسبت به رأس مدیریت دو دولت پنجم و ششم (دو دولت آقای هاشمی رفسنجانی) وجود داشت، رسوخ اندیشه های معارض با دین از تخریب در حوزه اندیشه به نقب در فضای اجرایی و عملیاتی کشور نیز کشانده شد، به نحوی که برنامه های اول، دوم و سوم توسعه کشور، گرایش های واضحی را به سمت اهداف غربی(و غیراسلامی) به نمایش گذاشت.
طیف دوم: نمایندگان فکری دولت «توسعه سیاسی» آقای خاتمی که در آن زمان بر سرکار بودند و ماه های پایانی خود را می گذراند؛ درحالی که هشت سال بودجه و امکانات کشور را در اختیار داشته اند، با شعار «دموکراسی خواهی» در معرض قضاوت مردم قرار گرفته بودند.
در دولت های هفتم و هشتم(دو دولت آقای خاتمی) که اوج غربگرایی را در برنامه چهارم توسعه عملیاتی کرد، برخی ها به صراحت اعلام کردند که آقای خاتمی «گورباچف» ایران است و از دل اصلاحات مورد نظر وی، «یلتسین» ایران متولد خواهد شد و دکتر معین را همان «یلتسین مست» می دانستند.
طیف سوم: یعنی همه آنانی که در قامت اصولگرایی، خود را در معرض قضاوت و انتخاب نهادند، برای مردم ناشناخته نبودند، برنامه هایشان از سوی مردم رصد می شد و در این میان، نمونه «کار و خدمت» در شهرداری تهران که در کل کشور انعکاس یافته بود، بروز و ظهور بیشتری داشت. مردم به قضاوت نشستند و آن را که برای کشور و نظامشان مفید تلقی کردند، به «مصدر خدمت گزاری» خود، گماردند.
اما صحنه انتخابات سال 1388 (که گویا همین مقطع، مورد نظر جناب آقای دکتر مطهری باشد) صحنه صف آرایی و تعارض کامل جبهه متنوع نفاق در برابر اصل نظام جمهوری اسلامی ایران بود. اسناد و مدارک موجود اثبات می کند که اگر درایت مردم و روشنگری علما نبود، خدا می داند که نفاق میرحسین و کروبی و خاتمی و تحرک «رجل رفوزه» انقلاب اسلامی در همراهی با دشمنان اسلام و ایران، چه سرنوشتی را برای این کشور رقم می زد.
در این میان، علمای مظلومی که آقای علی مطهری آنان را به صفت «بغض و کینه» نواخته است، نوعاً ملاک ها را گفتند و بدون تردید اگر علمای عظام سکوت هم می کردند، باز هم مردم در طرد همراهان و همفکران آقای هاشمی رفسنجانی برای کرسی ریاست جمهوری تردیدی نداشتند؛ زیرا تلخی رفتارهای وی در عرصه فرهنگ و سیاست و اقتصاد هیچ گاه از ذهن مردم پاک نشد و نتیجه آن، هبوط از کرسی خدمت در مجلس خبرگان رهبری بود که با تصمیم شایسته همین علمای بلاد انجام گرفت.
فارغ از طعنه ها و زخم زبان ها، نکته مهم و شورانگیز، واقعه تقابل جدی مردم و علما با جریان انحرافی در دولت دهم، آن است که عالی ترین شرافت و کرامتی که خداوند بر نوع بشر عطا فرموده است، یعنی «موهبت حکیمانه اختیار انسان در تعیین سرنوشت خویش»، ظرفیت و امکانی برای تحقق پیدا کرده است. این صریح آیه قرآن است: «خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نخواهد داد مگر آنکه خود به تغییر آن اراده نمایند.»(رعد/11) حاصل آنکه مردم مسلمان ایران، این مدافعان صادق مکتب اهل بیت(ع) یقه کسانی را که بخواهند در برابر نایب امام زمانشان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) قصور و کوتاهی کنند (چه شیخ و چه مکلا) رها نخواهند کرد.
پرده دوم:
روزنامه فخیمه «شرق» برای آنکه برخی ها یادشان نرود که روزی «پایگاه دشمن» بوده است، دو نوع شماره درج می کند با این عنوان: شماره پیاپی 1261 - شماره 337 دوره جدید. در همان شماره ای که مطلب فوق را از قول دکتر علی مطهری انعکاس داده است، در صفحه نخست، نوشتاری از دکتر علی مطهری درج کرده است با عنوان «متین و پخته» در گرامیداشت مهندس عزت الله سحابی. ایشان پس از توصیف شخصیت مهندس عزت الله سحابی در خاتمه آورده اند:
«... در مجموع ما با تیپ نهضت آزادی خوب برخورد نکردیم و هراس بی جایی از آن ها داشتیم؛ بنابراین، کمتر اجازه اظهارنظر به آن ها دادیم. شاید از این نظر مرحوم مهندس سحابی دلگیر از دنیا رفت و شاید اگر آیت الله مطهری که تأکید فراوان روی آزادی بیان داشت، به آن زودی شهید نمی شد، افرادی مانند مهندس سحابی با رضایت بیشتری از جمهوری اسلامی به جهان ابدی سفر می کردند.»
مغالطه پرده دوم (اگر خدای نخواسته اهانتی به شخصیت محترم آقای دکتر علی مطهری نباشد) به سفسطه پهلو می-زند. تردیدی نیست که نوع مواجهه نظام با نهضت آزادی مبتنی بر رفتار و عمل آنان بوده است، نه اظهار نظرهایی که هیچ گاه از ارائه آن به رسانه های بیگانه مضایقه نکرده اند. از زمان جنگ تحمیلی تا فتنه 1388، برخوردهای رسمی نظام جمهوری اسلامی ایران با نهضت آزادی، مبتنی بر مدارک آشکار مجرمانه بوده است، نه اظهارنظرهای روشنفکرانه.
به راستی مبدع برخورد غیرقابل اغماض (مانند عدم صلاحیت برای هیچ اموری از حاکمیت) غیر از حضرت امام(ره) بوده اند؟ تفسیرها و تأویل های جاهلانه از دین را چه کسی به نهضت آزادی نسبت داد؟! عبارت «منافقین، این فرزندان عزیز مهندس بازرگان» از کیست؟ این جمله را چه کسی بر قلم آورد که «اینان طرفدار وابستگی جدی کشور به آمریکا هستند...»؟ نامه امام(ره) به وزیر وقت کشور به قلم مرحوم سیداحمد خمینی است؟! از وقایع جنگ تحمیلی بگذریم (که بیانیه های نهضتی ها روحیه بخش سربازان صدام بوده است) در فتنه کوی دانشگاه تهران در سال 1378 و 10 سال بعد از آن در فتنه انتخابات 88 نهضت آزادی در کدام سوی ماجرا ایستاده بود؟ سوی ملت، یا سمت دشمن؟
گفتنی است برای این جمله آقای دکتر مطهری که نوشته اند: «هراس بی جایی از آن ها داشتیم، بنابراین کمتر اجازه اظهارنظر به آن ها دادیم. شاید از این نظر مرحوم مهندس سحابی دلگیر از دنیا رفت...» می توان یک آدرس دقیق ارائه داد: حدود ?? سال قبل، یعنی در ?? خرداد ??، ?? نفر از اعضای نهضت آزادی و افراد موسوم به ملی مذهبی ها به دلیل انتقاد از سیاست های اقتصادی دولت هاشمی رفسنجانی و به دستور وی بازداشت شدند. جناب آقای دکتر علی مطهری، اگر برای سلب آزادی بیان نهضتی ها قرار است مرثیه ای سروده شود، نیاز است که علمای مظلوم این مرز و بوم این گونه هجو شوند؟
برادر! أین تذهب؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات