صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۲ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۱:۲۰  ، 
کد خبر : ۲۲۰۵۳۷

یک حادثه دو نکته


بسم الله الرحمن الرحیم
دوشنبه هفته گذشته در خیابان شریعتی حوالی خیابان ملک حادثه ای رخ داد که هم تلخ بود و هم شیرین. تلخی حادثه این بود که یک روحانی امر به معروف و ناهی از منکر که مانع تعدی دو جوان شرور به یک دختر شد توسط آن دو اوباش مضروب و از ناحیه چشم راست به شدت مجروح شد. شیرینی حادثه هم به این بود که روحانی مذکور یعنی حجت الاسلام فروزش، مانند بسیاری دیگر که احتمالاً آن صحنه را دیدند، اما بی توجه از کنار آن گذشتند، با دیدن این صحنه به عنوان یک روحانی وظیفه شناس برای شانه خالی کردن از وظیفه دینی و انسانی به بهانه های گوناگون متوسل نشد، بلکه با احساس وظیفه، امر به معروف و نهی از منکر کرد. تا اینجا باید به این روحانی شجاع و مسئولیت شناس آفرین گفت و از او تشکر کرد. این تشکر یک تشکر فردی نیست، یک تشکر اجتماعی است، یعنی آحاد جامعه باید از این اقدام دین مدارانه و شجاعانه جناب فروزش تشکر کنند که قطعاً با این احساس تکلیف، مانع از ده ها اتفاق اینچنینی در آینده شده است که بخشی از آن مربوط به نحوه برخورد قوه قضائیه با ضاربان است. با عبور از این مطلب جا دارد در راستای حادثه مذکور به دو نکته توجه شود:
1- جایگاه تاریخی اجتماعی روحانیان: حضور یک روحانی در طرفی از این حادثه و مورد ضرب و شتم قرار گرفتن وی توسط اراذل و اوباش پردازش حادثه را از این منظر ضروری می کند. در سیر تاریخی جامعه ایرانی قرن هاست که روحانیان از جایگاه ویژه ای برخوردارند. روحانیان همیشه مرجع و مقبول بوده اند و این مرجعیت و مقبولیت حاصل یک زندگی تاریخی پارسایانه بوده است. در فرهنگ ایران، روحانی یعنی ملجأ، مأمن، متعهد، وثاقت، رحمت، عطوفت، نصیحت، موعظت و ... یعنی کسی که دعوت به خیر و نیکی می کند و راه را از بیراهه باز می نمایاند و آئینه ای تمام است برای جلوه گر ساختن آنچه که دین می گوید و می خواهد، از این رو همه پیشاپیش پذیرفته اند چنانچه روحانی برای پایان دادن به مناقشه و یا منازعه ای ورود پیدا کرد، بپذیرند و کار را فیصله دهند. این سنت نیکو در گذشته کارکرد فراوان داشته و امروزه نیز کم و بیش وجود دارد. حادثه پیش گفته دقیقاً در نقطه مقابل این سیر و روند تاریخی جامعه ایران است از این رو به سادگی نمی توان از کنار آن گذشت، یعنی نمی توان در رسیدگی به جرم متهم این حادثه به رویه جاری در موارد مشابه اما بدون طرف روحانی بسنده کرد و گفت جرمی اتفاق افتاده، مجرم دستگیر شده، مجازات نیز مشخص است، وی باید مجازات شود و پرونده مختومه گردد.
برخورد به این شکل یعنی کار کلیشه ای و اهمیت ندادن به حادثه ای که می تواند با نابودن ساختن یک اندوخته تاریخی گرانبها پیامدهای ناگوار فراوانی را متوجه جامعه کند. برای اجتناب از کار کلیشه ای و حفظ این سرمایه گرانسنگ باید از درون آلوده و خباثت ضاربان به روشنی کامل پاسخ این سوال درآید که چرا آنها با یک روحانی به عنوان مظهر نصیحت و موعظه و ارشاد و هدایت برخورد وحشیانه داشته اند و حرمت نه یک روحانی بلکه حرمت سلوک و اعتقاد خالصانه تاریخی یک ملت را زیر پا گذاشتند. برای هر کسی قابل تصور است که یک روحانی هنگام ورود به چنین قضیه ای چه می گوید، غیر از این نیست که ابتدا با ملاطفت و نصیحت دعوت به حل و فصل موضوع و احیاناً ارجاع مسئله به مراکز قانونی و پرهیز از اعمال خلاف و منافی شئون اجتماعی می کند. آن پاسخ وحشیانه به چنین دعوت مراحمانه راه را برای ورود پاره ای فرضیات خطرناک باز می کند، یعنی اینکه ضارب عامدانه و از سر عقده گشایی نسبت به یک روحانی این کار را کرده است. حتی وجود برخی از اخبار دال بر اینکه ضارب به قصد مضروب ساختن فرد همراه حجت الاسلام فروزش ضربه را وارد و ضربه به چشم وی اصابت کرده است، خللی به بحث پیش گفته وارد نمی کند، از این رو کار ضاربین و قوه قضائیه بسیار سخت است و باید با آن کاملاً جرم شناسانه برخورد کرد.
2- جرأت و جسارت یافتن اراذل و اوباش: نیروی انتظامی طی چند سال گذشته با بررسی و مطالعه و به کارگیری شیوه های سنجیده پلیسی در برخورد با اراذل و اوباش به موفقیت های بزرگی دست پیدا کرد، اما بعضاً به سبب عدم استمرار اراذل و اوباش با احساس امنیت شرارت های شان را از سرگرفته و مشوق و الگویی شدند برای افرادی که در درون شان میل به خلاف و سلب امنیت وجود دارد. غفلت مقطعی از رفتار اراذل و اوباش هر چند کوتاه باشد می تواند منجر به حادثه ای از نوع حادثه مشمئز کننده مذکور باشد که تمام زحمات نیروی انتظامی را به محاق می برد. چنانچه پذیرفته شود که جامعه زنده است و حرکت و پویایی دارد به دنبالش پذیرفته می شود که اراذل و اوباش هم همیشه همپای جامعه هستند و سلب امنیت می کنند، بنابراین باید آنی از آنها غافل نبود و بهترین ابزار و روش ها را برای مهار و تنبیه باید به کار گرفت. شاید با کمی تأمل در حادثه واقع شده بتوان آن را تبدیل به نقطه آغازی کرد برای ایجاد یک تحول بنیادی در مقوله برخورد با اراذل و اوباش و تأمین امنیت و آرامش پایدار در جامعه. ان شاء الله
رضا گرمابدری
 

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات