1- عنصر رهبری (ولایت و زعامت فقیه)
یکی از شرایط لازم و عوامل ضروری وقوع انقلاب از دید نظریه پردازان برای یک انقلاب و جنبش های اجتماعی، وجود عنصر رهبری است. در واقع می توان گفت علاوه بر شرط لازم، شرط کافی نیز هست چون اگر سایر شرایط و عوامل مانند عنصر نارضایتی، ایدئولوژی مشخص و قیام مردمی وجود داشته باشد ولی کسی نباشد که این نارضایتی را در مسیر و مجرای خود هدایت نموده و در صورت پیروزی و وقوع انقلاب، نظام موجود را رهبری کند، انقلاب به نتیجه نخواهد رسید و حتی با احتمال پیروزی نیز پایدار نخواهد بود و چه بسا انقلاب هایی که پیروز شده اند ولی به خاطر اختلاف در رهبری و یا ضعف رهبری، نهضت در میانه راه بازمانده و به سرانجام مقصود نرسیده است.
نقش رهبران انقلاب را در سه بعد مهم می توان تعریف کرد که عبارت است از؛ رهبر به عنوان اید ئولوگ انقلاب، رهبر به عنوان فرمانده و نهایتاً رهبر به عنوان معمار نظام بعد از پیروزی انقلاب. در بررسی و مقایسه اجمالی نقش رهبران در سه انقلاب فرانسه، روسیه و ایران؛ مشاهده می کنیم که رکن رهبری انقلاب در انقلاب اسلامی ایران دارای قدرت، امتیازات و ویژگی هایی فوق العاده و استثنایی بوده است که دو انقلاب فرانسه و روسیه از آن بی بهره بوده اند.(6)
به طور خلاصه مطالعات انجام شده نشان می دهد نه در انقلاب فرانسه و نه در انقلاب روسیه به چهره ای با ویژگی های ایدئولوگ و فرمانده انقلاب برخورد نمی کنیم و آنهایی را که معمولاً نام برده می شود هیچ کدام نه ایدئولوگ انقلاب بودند و نه فرمانده آن، بلکه سازندگان و معماران دولتهای بعد از انقلاب بودند. در حالی که در انقلاب اسلامی ایران رهبر انقلاب «حضرت امام خمینی(ره)» به ویژه با برخورداری از جایگاه مرجعیت دینی و با نبوغ، قدرت و ویژگی های خاصی که داشتند (که در نوع خود بی نظیر بود) نقش ایدئولوگ، فرمانده و معماری انقلاب را به نحو احسن و در طول ربع قرن از حیات پربرکت خود بر عهده گرفته و به سرمنزل مقصود رساندند. نقش و شخصیت رهبر به ویژه زمانی روشن تر و برجسته تر می شود که توسلات ایدئولوژیکی گروه های انقلابی پراکنده و غیر منسجم باشد یا سازماندهی آن ضعیف باشد در این صورت نقش و اهمیت رهبری در پروسه انقلابی و در طول زمان توسعه می یابد.
بررسی روند انقلاب اسلامی ایران از آغاز نهضت تا پیروزی نشان می دهد تأثیر شخصیت حضرت امام خمینی (ره) در انقلاب اسلامی بیش از نقش یک رهبر معمولی بوده است. چهره امام خمینی(ره) پیش از آن که به عنوان رهبر نهضت در نظر آورده شود بیش از هر چیز به منزله یک مرجع تقلید بود و مردم ایشان را به عنوان یک مرجعیت دینی می شناختند، تاریخ ایران مشحون از حضور روحانیون و مجتهدان بزرگی است که همت خود را صرف بیداری و آگاه سازی مردم نموده اند، اما امام خمینی(ره)، مجتهد و فقیه بی بدیلی بود که با تکیه بر دو پایه مقتضیات زمان و مکان در قرن افول دینداری و معنویت، انقلابی را به نام خدا و دین در ایران به پیروزی رسانید که بسیاری از صاحب نظران برجسته دنیا، قرن بیستم را قرن «خمینی» (ره) نامیدند. (7)
در مورد عنصر «رهبری» در انقلاب اسلامی ایران می توان گفت که از اصلی ترین عوامل پیروزی و تداوم آن، رهبری حکیمانه و الهی حضرت امام خمینی(ره) است. رهبری انقلاب را کسی در دست داشت که علی رغم دیگران که مردم را به خود دعوت می کردند و می کنند، او مردم را به سوی حق و خدا دعوت می کرد و اگر مشروعیتی برای خود در این میانه می دید آن را نه خصوصیات و توانایی های شخصی و کاریزمایی بلکه منتسب به خدا می دانست.
لازم به ذکر است که اگر به رهبر و بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران صفت «کاریزما» بدهیم به نوعی در حق نهضت و رهبر آن ظلم شده است. چون پیروی مردم از رهبر خود، نه به خاطر خصوصیات شخصی او(کاریزما)، بلکه به خاطر این بوده و هست که حرف، روش و منش حضرت امام، همان راه و روش انبیا و اولیای الهی است و در حرف و عمل آن را اعلام و اعمال می کرد. ایشان رهبری و زعامت امت را وظیفه ای الهی می دانستند نه فرصت و غنیمتی که به دنبال آن باشند که از ق بل آن به نان و نوای دنیا برسند و به همین جهت هست که حضرت امام(ره) «ولایت فقیه» را همان «ولایت رسول الله(ص)» می دانستند. (8)
در ادامه بررسی مباحث رهبری انقلاب ها شاید به این سوال برخورد کنیم که چرا رهبری بسیاری از انقلاب ها بعد از مدتی دچار انحراف شده و یا خود رهبران کنار گذاشته شده اند؟ در پاسخ به این سوال می توان گفت وقتی یک هماهنگی و همراهی بین مردم و رهبری از یک طرف و رهبری و اهداف انقلاب از طرف دیگر نباشد، دیر یا زود این ناهماهنگی و تضاد خود را نمایان کرده و موجب بروز اختلاف خواهد شد.
اگر در برهه بین 1342 تا 1358 شمسی وجود این ارتباط را در مجموعه رهبری، ایدئولوژی و اهداف انقلاب و مردم ایران بررسی کنیم، به یک ارتباط دائمی و مستمری می رسیم که انقلاب را بیمه کرده است. البته این ارتباط در برهه بعد یعنی بعد از 1368 و زعامت رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله العظمی خامنه ای نیز به همان شکل ادامه دارد و همزمان از آغاز این انقلاب حتی این رابطه جهانی شده است. هنر حضرت امام(ره) این بود که انقلاب اسلامی و آموزه ها و ارزش های آن را در ایران محصور نکرد بلکه با «اندیشه صدور انقلاب اسلامی» نهضت مردمی ایران را به یک نهضت جهانی تبدیل کرد تا در این نهضت جهانی همه ملل به طور عام و ملل اسلامی به طور خاص، از سرچشمه زلال معارف آن بهره ببرند. ایشان انقلاب اسلامی را فراتر از جغرافیای ایران می دانست، به همین علت ترویج ثمرات آن را نیز در گذر از مرزهای ایران جست وجو می کرد. امام خمینی(ره) در این خصوص می فرمایند: «ما انقلاب مان را به تمام جهان صادر می کنیم، چرا که انقلاب ما اسلامی است و تا بانگ لا اله الا الله و محمد رسول الله بر تمام جهان طنین نیفکند، مبارزه هست و تا مبارزه در هر جای جهان علیه مستکبرین هست، ما هستیم.»(9)
البته از همان ابتدا دشمنان انقلاب اسلامی ایران اعم از استکبار جهانی و حکام و سران کشورهای مرتجع منطقه، تلاش زیادی کردند تا چهره ای منفی از مفهوم «صدور انقلاب» نشان داده و آن را نوعی دخالت نظامی ایران و حمایت تسلیحاتی از نهضت های اسلامی و آزادیبخش جلوه دهند، تا بتوانند با آن مقابله کرده و منافع نامشروع خود را از خطر نجات دهند، اما بنیانگذار تیزبین انقلاب اسلامی ایران، این توطئه را نیز خنثی کرده و فرمودند:
«این که می گوییم باید انقلاب ما به همه جا صادر بشود، این معنی غلط را از او برداشت نکنند که ما می خواهیم کشورگشایی کنیم. ما همه کشورهای مسلمین را از خودمان می دانیم... ما می خواهیم این چیزی که در ایران واقع شد و این بیداری که در ایران واقع شد و خودشان از ابرقدرت ها فاصله گرفتند... و دست آنها را از مخازن خودشان کوتاه کردند، این در همه ملت ها و در همه دولت ها بشود، آرزوی ما این است. معنی صدور انقلاب ما این است که همه ملت ها بیدار بشوند و همه دولت ها بیدار بشوند و خودشان را از این گرفتاری که دارند و این تحت سلطه بودنی که هستند و از این که همه مخازن آنها دارد به باد می رود و خودشان به نحو فقر زندگی می کنند، نجات بدهند.» (10)
در مورد همدلی و هماهنگی مردم ایران با رهبر خود همین بس که در هر مرحله از پیروزی و تداوم انقلاب که رهبری فرزانه آن از مردم دعوت به کاری کرده اند، مردم با دیده منت پذیرفته و آماده جانفشانی بوده اند. نمونه بارز آن روزهای پایانی عمر رژیم منحوس پهلوی بود که حضرت امام(ره) مردم را به شکستن حکومت نظامی فراخواندند و مردم علی رغم احتمال درگیری و شهادت به خیابان ها آمدند و پیروز هم شدند.
2- صبغه و رنگ الهی و اسلامی
انقلاب ها و نهضت های بزرگ معمولاً در پی دستیابی به اهدافی هستند که در وضعیت موجود قبل از انقلاب به آن دست نمی یافتند؛ اهدافی از قبیل موقعیت برتر اجتماعی، شغلی، معیشت و زندگی بهتر و در نهایت موقعیت سیاسی و دست یافتن به قدرت، اما آیا انقلاب اسلامی ایران به دنبال دستیابی به این اهداف شکل گرفت؟ آیا اساساً می توان رنگ و بوی مادی و دنیوی را در سلسله اهداف آن مشاهده کرد؟
علی رغم تمام انقلاب هایی که در حدود دو قرن اخیر اتفاق افتاده، «انقلاب اسلامی ایران» از همان اوایل شکل گیری رنگ و صبغه الهی و اسلامی داشت. با این که در مسیر انقلاب و خصوصاً در روزهای منتهی به پیروزی عظیم ملت ایران گروه ها و جریانات دیگری وارد کارزار مبارزه شده بودند و به دنبال سهم خواهی از این پیروزی بودند، شواهد تاریخی اعم از کتبی و شفاهی نشان دهنده این است که انقلاب و رهبر کبیر آن دغدغه دین و مذهب داشتند. اولین فریادهای حضرت امام(ره) هشدار به رژیم در مورد در خطر بودن اسلام بود. همچنین مسئله فلسطین و پیروزی مسلمانان و رسیدن به قدس شریف جزء آرمان های این ملت و رهبر کبیرآن بود.
شاهد این مدعا که نهضت و انقلاب مردم ایران رنگ و هدف الهی و اسلامی داشت، پیشرو بودن علمای بزرگ و روحانیت حوزه علمیه و مردم مذهبی بود. علمای وارسته ای که در این راه حتی جان خود را که بزرگترین سرمایه دنیوی و امانت الهی است، تقدیم انقلاب کردند و این صبغه و رنگ الهی انقلاب برگرفته از آموزه های انسان ساز مکتب تشیع بود که با خون عزیزترین اولیای الهی و در رأس آن حضرت سیدالشهداء اباعبدالله الحسین(ع)، سیراب شده است.
مذهب تشیع ایدئولوژی دایمی انقلاب ایران و مهم ترین منبع تجهیز ایدئولوژیک جنبش اجتماعی مردم است و در واقع همین عامل است که موجب تمایز انقلاب ایران از سایر انقلاب های جهان می شود. فرهنگ سیاسی تشیع برخاسته از دو اصل مهم تفکر شیعه یعنی «شهادت» و «غیبت و انتظار فرج» است. در تفکر سیاسی تشیع شهادت جایگاه ویژه ای دارد که از حادثه کربلا در سال ?? هجری و شهادت امام حسین(ع) و یاران باوفایش تأثیر پذیرفته است. (11) مردم مسلمان ایران با تمسک بر قیام امام حسین (ع) مبارزه علیه رژیم پهلوی برای دستیابی به آزادی و عدالت را آغاز کردند و با تقدیم هزاران شهید، شجره طیبه انقلاب اسلامی را آبیاری نمودند. از سوی دیگر اندیشه مهدویت و اعتقاد به ظهور حضرت قائم (عج) نقش بسیار مهمی در ایدئولوژی مبارزاتی و امید به آینده نهضت ایفا نمود و مردم مسلمان ایران تحت رهبری مذهبی و دینی امام خمینی(ره) انقلابی را برپا نمودند که در حال زمینه سازی برای انقلاب جهانی حضرت مهدی(عج) است.
«انقلاب اسلامی ایران» در طول عمر 32 ساله خود نشان داد که می شود با دخالت دین در تمام شئون اجتماعی و فردی مردم، جامعه را اداره کرد و در حال حاضر فقط دین اسلام است که این قابلیت و ظرفیت را داراست و اگر به صورت کامل و جامع به احکام آن عمل شود آن مدینه فاضله که در طول تاریخ بشر، آرزوی او بوده محقق خواهد شد و این ویژگی اسلام به خاطر خاتمیت آن است. در پایان باید این فراز از وصیت نامه سیاسی- الهی امام خمینی(ره) را متذکر شویم که می گوید: «... انقلاب ما متکی بر معنویات و خداست و آنهایی که با ما موافقند آنهایی هستند که با خط توحیدی موافقند ... شک نباید کرد که انقلاب اسلامی از همه انقلاب ها جداست، هم در پیدایش، هم در کیفیت و هم در انگیزه انقلاب و قیام...» (12)
در طول چند قرن اخیر که آغاز آن با انقلاب صنعتی همراه بود، نگاه انسان از آسمان برگرفته شد و انسان غربی که بر حسب توهم خویش را «خودبنیاد» (13) می پنداشت(اومانیسم)، سعی کرد تا تمام آثار دین را از اجتماع و اداره حکومت ها پاک کند(لائیسیم) تا جایی که دین را افیون توده ها خواندند(کمونیسم) و این سخن که «دین و مذهب و وحی آسمانی توانایی اداره جامعه را ندارد» به عنوان مبنای تفکر و تمدن جدید بشری قرار گرفت و در بهترین حالت دین را به کنج کلیسا راندند. (سکولاریسم) با این تفکر اشتباه که از تاریکی قرون وسطی و حاکمیت کلیسا رها شده اند؛ وارد دنیای تاریک تری شدند که با وجود پیشرفت مادی و صنعتی، انسان از اصل خود دور شده و تبدیل به یک ماشین صنعتی شد.
در نیمه دوم قرن بیستم(1979م) ناگهان مردی از سلاله پاک امام حسین(ع) با انفجار نوری در فضای تاریک تمدن بشری نظر همگان را به انقلاب اسلامی ایران جلب کرد و این اتفاق به مثابه متولد شدن ستاره درخشانی بود که نور آن دائماً در حال حرکت به جلو است.
اینک انقلاب شکوهمند اسلامی ایران در دهه چهارم خود (دهه پیشرفت و عدالت) به سر می برد و توانایی خود در اداره جامعه و حتی اداره جهان را به رخ نظام های لیبرالیستی و کمونیستی و ماتریالیستی کشیده است و روز به روز در سایه اطاعت و اجرای فرامین الهی و مکتبی اسلام به پیشرفت های خیره کننده ای نائل می شود. این به خاطر پویایی آن است که هیچ بن بستی برای آن متصور نیست. با توجه به مطالب فوق می توان گفت که بزرگ ترین دستاورد انقلاب اسلامی ایران که از صبغه اسلامی آن ناشی می شود، اثبات کارآمدی دین در عرصه حکومت داری و سیاست است.
3- ثمره و نتیجه انقلاب اسلامی ایران
در پیروزی و شکست انقلاب ها یکی دیگر از عواملی که موثر است، «هدف انقلاب» می باشد. انقلاب ها بعد از پیروزی وقتی به اهداف تعیین شده خود می رسند اگر یک باز تعریفی از اهداف خود نداشته باشند از حرکت باز می ایستند و در بهترین حالت جهت پویایی و حفظ حالت دینامیک خود می توانند اهداف جدیدی را برای خود تعریف کرده و حول محور آن هدف به حیات خود ادامه دهند، اما هدف انقلاب اسلامی ایران چه بود؟ مردم در انقلاب به دنبال چه چیزی بودند؟
به نظر می رسد می توان با بررسی انقلاب اسلامی ایران و مقایسه آن با سایر انقلاب ها به این هدف پی برد. همان طور که در قسمت قبل ذکر شد هدف انقلاب تجدید حیات اسلام و مبارزه با کسانی بود که در پی زدودن دین از متن جامعه ایران بودند. و در این مسیر اهداف دیگر از جمله حمایت و هم دردی با مستضعفان دیگر از جمله ملت مظلوم فلسطین نیز همزمان پیگیری می شد.
با توجه به این که نفس عمل صبغه و جهت الهی و اسلامی داشت، نتیجه و ثمره آن نیز الهی و پربرکت بود. می توان گفت بزرگترین ثمره انقلاب اسلامی ایران بعد از اثبات کارآمدی نقش دین در جامعه، الگو گرفتن و بیداری ملت های مظلوم و تحت ستم در خاورمیانه و شمال آفریقا از آن بود. البته این بیداری تنها بخشی از ثمرات انقلاب است که به بار نشسته و همان طور که رهبر معظم انقلاب فرمودند این بیداری به قلب اروپا و کشورهای غربی در مرحله بعد خواهد رسید. (14) و این مصداق و مثل کلمه خوب و طیب است که دارای یک ریشه محکم بوده و دائماً در حال باروری عرضه ثمرات خود به نیازمندان است. (15)
امروزه بر جهانیان اثبات شده است که انقلاب اسلامی ایران از قلمرو جغرافیایی ایران خارج شده و کل جهان را تحت الشعاع خود قرار داده است. همان گونه که ذکر شد صدور انقلاب و جهانی شدن آن، ریشه در ماهیت انقلاب اسلامی دارد. اولین و مهم ترین ویژگی انقلاب که موجب صدور و جهانی شدن آن گردیده است، اسلامی بودن انقلاب است. از آن جا که اسلام اختصاص به ایران نداشته و محدود به قلمرو جغرافیایی خاصی نیست و مخاطبان آن، مسلمانان و مستضعفان سراسر جهان می باشند، لذا انقلاب متکی به اسلام نیز به همین ترتیب محدود به کشور خاصی نشده و کل جهان را تحت الشعاع خود قرار می دهد.
دومین ویژگی انقلاب که موجب صدور و جهانی شدن آن گردیده، جاذبه پیام آن و آمادگی پذیرش داوطلبانه آن از سوی مسلمانان و نهضتهای اسلامی جهان بوده است. این پذیرش و طلب آنها، موجب سرایت خودجوش انقلاب اسلامی ایران به دیگر کشورها شده است. در این رابطه به نظرات چند تن از رهبران نهضت های اسلامی و مردمی متأثر از انقلاب اسلامی اشاره می کنیم: نماینده جبهه آزادیبخش انقلاب اسلامی افغانستان می گوید: «انقلاب ایران تنها متعلق به ملت ایران نیست. همچنان که رهبر انقلاب ایران، تنها رهبر مسلمانان ایران نیست.» (16)
«کبیر عبدالرحمن» دبیر کل سازمان آزادیبخش فطانی در جنوب تایلند می گوید: «انقلاب اسلامی ایران یک انقلاب جهانی است و متعلق به یک ملت نیست و در چهارچوب یک مرز محصور نخواهد ماند.» (17) «عباس مدنی» رهبر جبهه نجات اسلامی الجزایر می گوید: «انقلاب اسلامی ایران در واقع متعلق به همه مسلمانان جهان و از جمله مردم مسلمان الجزایر است.» (18) و بالاخره «رهبر جمعیت جزایر آنتیل» می گوید: «در زمانی که انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی در ایران به ثمر رسید، مسلمانان جزایر آنتیل آن را انقلاب خود دانستند و در حقیقت این انقلاب نه فقط برای ایران که الگو و نمونه برای تمام مسلمانان جهان است.» (19)
سومین ویژگی انقلاب اسلامی ایران که موجب صدور آن گردیده، تأثیراتی است که بر کل جهان داشته است. انقلاب اسلامی ایران به واقع روابط و معادلات سیاسی جهان را بر هم زد و موجب نظم جدیدی در این مناسبات گردید. به هم زدن دو قطبی بودن جهان، بر هم زدن تعادل قدرت و روابط کشورهای منطقه خاورمیانه و خلیج فارس، تأثیرات مهم آن در بر هم زدن سازش حکام وابسته کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی اشغالگر قدس، مطرح نمودن مذهب و دین در عرصه سیاست و حکومت از جمله این موارد است.
ایستادگی در برابر زورگویی های استکبار شرق و غرب و مخصوصاً استکبار غرب به سرکردگی آمریکا و به زانو در آوردن حکومت ایالات متحده آمریکا نیز موجب گردید که بر ابعاد جهانی شدن انقلاب اسلامی ایران افزوده شود. «تلویزیون بی بی سی» در تحلیل خود از این ابعاد می گوید: «آنچه در ایران در سال 1979 رخ داد نه تنها برای ایرانیان بلکه برای تمام ادیان جهان نقطه عطفی بود. نقطه عطفی که از بازگشت میلیون ها نفر در سراسر دنیا به اصولگرایی مذهبی خبر می دهد.»
4- مقدمهای برای یک اتفاق بزرگ
اروپا پس از بیدار شدن از خواب غفلت و بیرون آمدن از «قرون تاریک وسطی» در مرحله نوزایی (رنسانس) و بعد از آن در مرحله انقلاب صنعتی به زعم خود، به پیشرفت نائل آمد و تمدنی نو و مترقی با معیارهای انسانی و بشری (دموکراسی و حقوق بشر؟!) بنا کرد، اما هر روز که جلوتر می رفت، زشتی ها و پلیدی های این تمدن جدید پدیدار می شد و اکنون به جایی رسیده است که آن تمدن پیشرفته و به عبارت بهتر «بربریت و توحش مدرن» پای در گل مانده است و راه به جایی نمی برد و بشری که از معنویت، دین و وحی منع شده بود، به دنبال گمشده خویش در جوامع اسلامی می گردد و ما هر ساله، شاهد مسلمان شده هزاران نفر در اروپا و آمریکا هستیم که مبانی فلسفی و تفکر غربی مبتنی بر اومانیسم و سکولاریسم را به چالش کشیده اند. نمونه بارز آن اسپانیا است که زمانی جزء اولین استعمارگران دنیا بود، اما اکنون نسل جوان آن با الهام از انقلاب ها و خیزش های اسلامی با به کارگیری شیوه ها و روش های آنها، به حکومت های بی کفایت و بی صلاحیت خود شوریده اند و گویی همین امروز بود که امام امت فرمود:
«... و از خدا می خواهیم که این قدرت را به ما ارزانی دارد که نه تنها از کعبه مسلمین که از کلیساهای جهان نیز ناقوس مرگ آمریکا و شوروی را به صدا درآوریم ... مسلمانان جهان و محرومان سراسر گیتی از این برزخ بی|انتهایی که انقلاب اسلامی ما برای همه جهانخواران آفریده است احساس غرور و آزادی کنند؛ و آوای آزادی و آزادگی را در حیات و سرنوشت خویش سر دهند و بر زخمهای خود مرهم گذارند که دوران بن بست و نا امیدی و تنفس در منطقه کفر به سر آمده است و گلستان ملتها رخ نموده است... » (20)
اگر بگوییم اکنون قیام مردم اسپانیا از ثمرات انقلاب اسلامی ایران است، به خطا نرفته ایم و این الگوی مردم ایران اسلامی است که در حال زایش و گسترش است و روزنه جدیدی را به روی مردم تحت ظلم و ستم جهان گشوده است، اما حقیقت این شجره طیبه و تناور (انقلاب اسلامی ایران) چیست؟ آیا محدود به اسلامی کردن یک کشور و یا حداکثر کشورهای منطقه خواهد بود؟ نکته ای که حائز اهمیت است و می توان آن را به عنوان نتیجه اصلی بحث در نظر گرفت این است که به زعم بنیانگذار و معمار کبیر انقلاب اسلامی ایران و رهبر معظم انقلاب خلف صالح ایشان، «انقلاب اسلامی ایران» آغاز یک مسیر مقدس است که نهایت و سرانجام آن تشکیل حکومت جهانی عدل به زعامت و ولایت آخرین ذخیره و ولی خدا حضرت صاحب الزمان مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خواهد بود.
البته انقلاب اسلامی مراحل تکاملی خاص خود را دارا می باشد که به تعبیر مقام معظم رهبری این مراحل عبارتند از: «انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، کشور اسلامی، جهان اسلامی.» (21) انقلاب اسلامی ایران اکنون بعد از گذر از دوره «نظام اسلامی» و «دولت اسلامی» در حال نیل به «کشور اسلامی» است و اکنون همزمان با ساخت کشور اسلامی به خاطر مترقی بودن اصول آن و تأثیرگذاری بر کشورهای دیگر در آستانه ورود به «تمدن جهانی اسلامی» هستیم. خیزش های اخیر کشورهای عربی خاورمیانه و شمال آفریقا در واقع جزیی از این بیداری جهانی است و ما تازه در ابتدای مسیر قرار داریم و با رسالتی بزرگ مواجه هستیم؛ رسالتی که از یک طرف باید میراث گرانقدر انقلاب اسلامی را حفظ کنیم و از طرف دیگر موظف به نشر و صدور آن هستیم.
با اینکه انقلاب ما به فرموده حضرت امام خمینی(ره) صادر شده است، اما موضوع صدور انقلاب به معنای آن نیست که با خیال آسوده بنشینیم نظاره گر نتایج آن باشیم؛ بلکه وظیفه ما اکنون خطیرتر و بیشتر شده است چون موتور محرک این جنبش ها و حرکت های مردمی انقلاب اسلامی ایران بوده است شایسته است به مثابه یک چشمه جوشان و فیاضی تشنگان این مسیر را سیراب نماییم و این خیل تشنگان نشان از این دارد که ما روز به روز با تقاضای بیشتری مواجه خواهیم بود؛ امروز کشورهای عربی منطقه و شمال آفریقا، فردا قلب اروپا و آمریکا و پس فردا ... و ما اکنون در آستانه ورود به تمدن بزرگ اسلامی قرار داریم.
منابع در دفتر نشریه موجود است.