بصیرت:چند سالی است فرا رسیدن فصل گرما بهانه، زمینه و موعد نادیده گرفتن برخی شئونات دینی و اجتماعی شده است تا آنجا که افرادی خودشان را مجاز می بینند تا به هر شکلی که خواستند در انظار و محیط عمومی ظاهر شوند و به تبع آن دست به کارهای سخیف بزنند و محیط اجتماعی را از حالت عادی و شرم و عفافی که از زندگی جمعی و روابط سالم اجتماعی حاصل می شود، خارج و آن را آلوده کنند. این وضعیت، رفته رفته نظام را هوشیار کرد و واداشت تا چاره جویی کند. نظام برای مقابله با این وضعیت دست به کار گسترده ای زد و به نتیجه خوبی هم رسید، اما با کوتاهی دستگاه هایی که در این باره مسئولیت هایی متوجه شان شده بود همه بار ابتدا بر روی دوش نیروی انتظامی و سپس قوه قضائیه گذاشته شد. به عبارتی می توان ادعا کرد باری را که از نظر قانون می بایست مراکز مختلف در یک همکاری جمعی حمل کنند در حال حاضر به تنهایی توسط نیروی انتظامی حمل می شود و قوه قضائیه نیز در مراحلی به عنوان انجام وظیفه کمک می کند. سیر این وضعیت در نهایت، امروز به آنجا رسیده است که نظام از ناحیه نیروی انتظامی برای برخورد با این معضل به برنامه تابستانی روی می آورد و پر واضح است که بین برنامه نوروزی نیروی انتظامی به ویژه بخش راهنمایی و رانندگی در تأمین امنیت جاده ها با برنامه تابستانی تفاوت ماهوی وجود دارد، یعنی برنامه تابستانی امر زائد و کار اضافی است که بر روی دوش نظام قرار گرفته که می توانست، نباشد. در هر صورت این وضع تحمیلی ناخوشایند امسال نیز ضرورتاً نیروی انتظامی را به خود مشغول ساخت و چند روزی است که نیروی انتظامی برنامه اش را برای اداره این وضعیت و برخورد با ناهنجاری های برجسته آن آغاز کرده است.
الف- آغاز طرح: همانطور که پیشتر اشاره شد زمان اصلی اجرای طرح «امنیت اخلاقی» تابستان است با این حال نیروی انتظامی آهسته آهسته چند روز پیش از فرارسیدن فصل تابستان آن را در تهران شروع کرد، اما زمان اصلی و رسمی اجرای آن را برای تهران و استان های گیلان و مازندران 25 خرداد اعلام کرد که اجرای آن چند روزی است که آغاز شده است و قرار است در صورت لزوم 10 روز پس از اجرای آن در سه استان مذکور، در سایر استان ها نیز اجرا شود. به گفته برخی از فرماندهان نیروی انتظامی این طرح در طول سال اجرا می شود، اما در فصل تابستان حالت ویژه پیدا می کند.
ب- ویژگی های طرح: بنابر اعلام فرماندهان نیروی انتظامی از جمله سردار رادان مواردی که به حکم این طرح با آنها برخورد می شود عبارتند از: مشخص شدن موی زنان از دو طرف روسری، مانتوهای کوتاه، بد پوششی در خانم ها و لباس های زننده، استفاده از پوشش های نامناسب توسط آقایان، ایجادکنندگان آلودگی صوتی، مزاحمان نوامیس، اخلال گران امنیت تفرجگاه ها و فضاهای عمومی و سگ گردی. برای انجام این مأموریت 07 هزار مأمور نیروی انتظامی زن و مرد آموزش دیده اند و علاوه بر خودروهای گشت، گشت های موتوری، پلیس راهنمایی و رانندگی و پلیس راه با متخلفان برخورد می کنند. نوع و مراحل برخورد به این ترتیب است: ایجاد سابقه انتظامی، تغییر وضعیت ظاهری افراد، بازداشت و در نهایت معرفی به مقامات قضایی. در کنار این طرح، سردار رادان از تشدید «طرح امنیت اجتماعی» نیز خبر داد که زمان اجرای آن از ابتدای تابستان است که به موجب آن علاوه بر انجام وظایف گذشته درخصوص برخورد با بدپوشش ها و مسایل جانبی با پسرانی که موهای خود را با تقلید از مدل های غربی آرایش می کنند نیز برخورد می کنند. نکته قابل توجه در طرح امسال این است که واحدهای گشت نیروی انتظامی مجهز به لپ تاپ هستند و کلیه اطلاعات افراد را دارند و چنانچه معلوم شود که این افراد پیشتر تذکر گرفته اند، دستگیر و به مراکز انتظامی منتقل می شوند.
ج- چرایی اجرای طرح: افکار عمومی درباره اجرای این طرح به سه دسته کلی تقسیم می شود: 1- موافقان دینمدار: بر اساس شناختی که از مردم و جامعه ایران وجود دارد و واکنش هایی که در اینگونه مسائل از خود نشان داده اند و اظهارنظرهایی که کرده اند، بیشتر مردم از اجرای طرح حمایت می کنند، زیرا صحنه هایی را که از ناهنجاری های موردنظر طرح «امنیت اخلاقی» شکل می گیرد مغایر با احکام و شریعت اسلامی می دانند و بر اساس اعتقادات دینی آن را برنمی تابند و اصرار متخلفان بر تخلفات شان را ضدیت و یا بی اعتنایی نسبت به دین می دانند و همیشه از اینکه عده ای با نادیده گرفتن دستورات دین آزادانه خلاف آن فرامین عمل می کنند، اظهار ناراحتی می کردند و منتظر بودند تا اقدامی برای متوقف کردن این اعمال انجام گیرد تا از آن حمایت کنند. 2- موافقان غیردینمدار: افراد بسیاری هم با این بی بند و باری ها مخالفند، اما نه بر اساس دینمداری بلکه مصادیق این ناهنجاری ها را دور از شأن جامعه ایرانی می دانند و تباهی های آلوده شدن به آن را به خوبی حس می کنند. از نگاه آنها این نوع تقلیدهای بی ارزش و ظاهربینانه از بیگانگان هیچ امتیازی محسوب نمی شود و بر مراتب تشخص و متانت نمی افزاید و بیشتر دلالت بر ضعف های پنهان شخصیتی می کند که افراد برای پنهان کردن آنها به این مسائل روی می آورند. 3- مخالفان: این طرح مخالفانی نیز دارد که دو گروه اند: گروه یکم، قربانیان یک توطئه بزرگند که بیشتر آنها هیچگاه به قربانی بودن خودشان پی نمی برند و نیروی انتظامی هم در حین اجرای مأموریت در بیشتر موارد با این گروه مواجه است. در این گروه از هر قشر و طبقه و صنفی وجود دارد، تحصیل کرده و بی سواد- فقیر و غنی- زن و مرد- شهری و روستایی و ... گروه دوم، آنهایی هستند که با انگیزه های مختلف گروه اول را اسیر خود می کنند، به دنبال خود می کشند، مقلد می کنند و به رفتار و خلق و خویی عادت می دهند که مورد پسند عموم جامعه نیست. در لابه لای گروه دوم باید دنبال افرادی گشت که از همه لحاظ با دیگر هم گروه های شان تفاوت دارند، آنها عوامل و مزدور مستقیم دشمنند و با برنامه و طرح های سازماندهی شده بر تعداد قربانیان اضافه می کنند. با وجود این سه دسته و زاویه نگاه شان به طرح مذکور، نظام نیز برای چرایی اجرای طرح به نکات اساسی توجه دارد که به عنوان نظام و حکومت اسلامی مسئولیت دارد در قبال آنها به وظیفه اش عمل کند. آنها عبارتند از:
1- شریعت: جمهوری اسلامی ایران یک نظام سیاسی مبتنی بر دین است. از این رو باید تا آنجا که در توان دارد و اقتضائات عدیده امور مختلف اجازه می دهد از هر امری مغایر با احکام و شریعت اسلامی جلوگیری کند. در حال حاضر امور بسیاری در کشور جریان دارد که ظاهر و باطنی اسلامی دارد حال آنکه می توانست به شکل دیگری باشد، اما چون حکومت اسلامی است و اسلام دستور داده فلان امر اینگونه باشد آن امر در جمهوری اسلامی در آن شکل و هیأتی که اسلام خواسته جریان دارد. بنابراین چون دین مبین اسلام برای حجاب، لباس و ... دستور روشن و مشخص دارد حکومت وظیفه دارد آن را جاری سازد و با غیر آن برخورد کند.
2- اباحی گری: مواردی که در طرح «امنیت اخلاقی» گنجانده شده از مصادیق اباحی گری است. یعنی اموری که لاابالی گری و بی قیدی و بی توجهی محض را ترویج می کند و به قربانیان القا می کند که برای هر نوع زندگی از آزادی مطلق در همه امور برخوردارند. مبتلا شدن افراد به چنین فهم و رفتاری مناسبات خانوادگی و اجتماعی را بر هم می زند و هرج و مرج فردی در زمانی کوتاه تمام جامعه را آلوده می کند و در نهایت نظام زندگی از هم می پاشد که متأسفانه اخیراً چند نمونه مشمئزکننده آن مشاهده شد.
3- حریم شکنی: همانگونه که زندگی خصوصی افراد حریم دارد و همه موظفند آن را حفظ کنند و به آن احترام گذارند و قانون نیز از آن حمایت می کند، جوامع نیز دارای حریم هستند و شهروندان موظفند حریم آن را رعایت کنند. قوانین چارچوب این حریم را مشخص کرده اند و چنانچه افرادی با هر توجیه و بهانه ای بخواهند حریم جامعه را بشکنند وظیفه حکومت است تا به پشتوانه قانون با حریم شکنان برخورد کند.
4- مطالبات گناه آلود: زندگی آزادانه و بی دغدغه کسانی که نمونه های بارز ناهنجاری ها هستند با شیرینی که در این رفتارها و نمودهای آلوده به گناه است، دیگران را نیز به خود دعوت می کند. این شیرینی مسموم کننده قادر است در زمانی کوتاه صف های بلندی را به خود آلوده و ملحق کند. طعم این شیرینی اغواگر قربانیان را آنچنان اسیر و شیفته می کند که در میان آنها کمتر کسی امکان و توفیق گریز و بازگشت پیدا می کند. این آلودگی و غرق شدن در آن اصرار بر ماندن را به دنبال دارد تا آنجا که هرگونه تلاش برای ممانعت از ادامه این روند موجب نارضایتی تند و پرخاشگرانه می شود و در صورت ادامه یافتن، از جنس مخالفت و ستیز می شود.
5- تبدیل به مطالبه سیاسی: قربانیان این روند گناه آلود در لحظه موعود به پیاده نظام دشمن تبدیل می شوند و دشمن می تواند از آنها در دل نظام اسلامی لشکر تشکیل دهد و با انگیزه برآمده از بستر آلوده به گناه آنها را در کوچه و خیابان به جنگ نظام بفرستد. قریب به اتفاق پیاده نظام آشوبگر و تخریبگر فتنه88 از این دست افراد بودند. در این سیر و روند مطالبات آلوده به گناه به سرعت می تواند تبدیل به مطالبات سیاسی محرک اقدامات خشن و خطرناک شود.
در حساسیت و مشکلات اجرای طرح چنانچه ابعاد مختلف اجرای این طرح به دقت بررسی شود نتایج ارزشمندی به دست می آید که هر یک به کار بخش و مرحله ای از این کار بزرگ می آید از جمله اینکه مشکلاتی رخ می نمایند که ضمن مشکل بودن بر حساسیت فوق العاده طرح هم دلالت می کنند. برخی از این مشکلات عبارتند از:
1- وجه عمومی: اهداف این طرح که نیروی انتظامی باید در جست وجوی آنها باشد و آنها را بیابد در یک نقطه، محل و ساختمان مانند: خانه، باشگاه، سالن و ورزشگاه نیستند، آنها افرادی هستند در سطح شهر و مراکز مختلف آن که به طبقات و صنوف مختلف اجتماعی تعلق دارند و از اعضای خانواده های مختلف و با خلق و خوهای متفاوت هستند. به عبارتی، چون وجه عمومی دارند در زیر قسم های معناداری که بتوان با بررسی آن موضوع را به سرانجام خوشی رساند، تعلق ندارند. شاخص ترین نشانه تقسیم پذیری آنها این است که در گروه کسانی قرار دارند که در این طرح، رفتار آنها یک نوع ناهنجاری مشخص، شناخته می شود.
2- محیط عمومی: پراکندگی قربانیان در سطح شهر و محلات و مکان های مختلف برای آنها تا حدودی مصونیت و حاشیه ای امن و برای نیروی انتظامی حزم و احتیاط بازدارنده ایجاد می کند. تجربه های گذشته نشان داده آن دسته از قربانیانی که با برنامه با نمادها و هیئت خاص در خیابان ها به راه افتادند و خودشان را در معرض نگاه نیروی انتظامی قرار دادند، اتکای اصلی برنامه شان به محیط عمومی بود و می دانستند چون در محیط عمومی هستند می توانند بر سر راه برخورد قاطع نیروی انتظامی مانع ایجاد کنند و مأموران را وادار به مماشات و مدارا و نهایت فلسفه طرح را تضعیف کنند.
3- جوسازی: وجه عمومی و محیط عمومی در نهایت تبدیل به عامل قدرتمند بازدارنده ای به نام «جوسازی» می شود. نمونه های این مورد نیز متعدد در دوره های گذشته اجرای طرح مشاهده شده است. وجود دوربین های بسیار کوچک و گوشی های همراه دوربین دار و احیاناً فیلمبرداری های برنامه ریزی شده عامل قدرتمندی برای جوسازی رسانه های داخلی و خارجی بود. چنانچه «جوسازی» بتواند با برنامه ریزی و با مهارت و با استناد به چند تصویر انجام گیرد می تواند کل طرح را با مشکل مواجه و حتی آن را متوقف کند.
4- عدم همکاری مراکز موظف: چنانچه کلیه مراکزی که در حوزه فرهنگ عمومی وظیفه و نقش دارند به وظایف مشخص قانونی شان عمل می کردند، بخش کمتری برای نیروی انتظامی باقی می ماند و بهتر از عهده مأموریتش برمی آمد. می توان گفت تقریباً در سایر مراکز کار تعطیل است و نیروی انتظامی باید کار بر زمین مانده آنها را در کنار وظیفه خودش انجام دهد و این مشکل بزرگی است.
5- انتقادهای تک بعدی: از نکات عجیبی که به هنگام اجرای این طرح ها مشاهده می شود انتقادهایی است که بهانه بحث فرهنگ سازی به حوزه مأموریت نیروی انتظامی می شود. این طور برخورد با طرح از همان ابتدا طرح را بر زمین می زند. سخن درازی درباره فرهنگ سازی، لازم و بسیار هم ضروری است و چه بسا بتواند مسیر طولانی اجرای اینگونه طرح ها را به یک سوم هم کاهش دهد، اما به شرطی که در انداختن این بحث ها به معنای تعطیلی اجرای طرح برخورد نباشد و یا منجر به تعطیلی آن نشود. هم باید درباره فرهنگ سازی صحبت و کار شود و هم باید با نمادهای ناهنجاری های لجام گسیخته که از رنگین کمان امنیتی خبر می دهند، برخورد جدی شود. زمانی که نیروی انتظامی در غیاب سایر نیروها پرچم مبارزه با عملیات پنهان دشمن را در میدان جنگ نرم به اهتزاز در می آورد همه باید با همه امکانات به کمک آن بشتابند. رسانه های دشمن شیپور جنگ می زنند، سربازان دشمن در کوچه و خیابان در ماشین و خانه سرگرم نبردند، از زمین و آسمان تهاجم می کنند، از کشته ها پشته هایی ساخته اند که راه می روند، شلیک گلوله های آتشین لحظه ای قطع نمی شود. نقطه امن آنجاست که جنگ نرم را باور کرده است. یعنی زیر سایه ولایت امام خامنه ای (مدظله العالی) که با نگاه نافذش عمق اتاق جنگ دشمن را کاوید و مشاهداتش را به این بیان ترجمه کرد: «تهاجم فرهنگی جبهه استکبار، همه کشورهای دنیاست اما در این تهاجم مهم ترین هدف، نظام جمهوری اسلامی است. زیرا نظام اسلامی در مقابل نظام سلطه ایستاده و اثبات کرده که در این ایستادگی خود صادق است و توانایی مقابله و پیشرفت را نیز دارد.»