
بسم الله الرحمن الرحیم
«وَنُریدُ اَن نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ استُضعِفوُا فِی الاَرض وَ نَجعَلهُم ائِمَه وَ نَجعَلهُمُ الوارِثین»قصص، آیه 5
چکیده
حدوث انقلاب اسلامی ایران در سده اخیر به لحاظ ویژگی های منحصر به فرد توجه همگان را به سوی خود سوق داده است و دوست و دشمن هر کدام با هدفی به دنبال کشف علل و عوامل موفقیت آن، در پی کالبدشکافی آن برآمده اند.. موضوع دیگری که در ارتباط تنگاتنگ با انقلاب اسلامی ایران قرار دارد، بحث خیزش ها و بیداری برگشت ناپذیری است که در کشورهای عربی خاورمیانه و شمال آفریقا روی داده است. با توجه به این که گفته می شود ریشه این بیداری از انقلاب اسلامی ایران سیراب می شود و در مبارزات و ایدئولوژی خود از انقلاب اسلامی ایران الگو می گیرند؛ نوشته حاضر در صدد بررسی ویژگی های دو متغییر فوق و چگونگی ارتباط و تأثیر و تأثّر آن ها می باشد.
واژگان کلیدی: انقلاب، ترمیدور، ولایت فقیه، صبغه الهی، تمدن جهانی اسلام
مقدمه
انقلاب، نهضت، جنبش، خیزش، قیام، حرکت، شورش و... کلماتی هستند که به فعالیت های اعتراضی مردم در قاموس علم سیاست اطلاق می شود. البته همه این اصطلاحات ناظر به معنی واحدی نیستند و از هر کدام معنی و موقعیّت خاصی اراده می شود. البته برخی از آنها مانند انقلاب و نهضت از جهات زیادی همپوشانی هایی با هم دارند. از نظر لغوی واژه «انقلاب»[1] به معنی «دگرگونی، تغییر نمودن و برگشتن» است. از دیدگاه سیاسی انقلاب به معنی تغییر نهاد سیاسی و نظام و سمبل های حاکمیت است. بررسی سیر انقلاب ها و نهضت های بزرگی که در حدود سه قرن اخیر اتفاق افتاده است، نشان می دهد که در اغلب آن ها موارد مشابهی وجود دارد که حاکی از همسان بودن روند، شرایط و لوازم انقلاب هاست. برای مثال «ترمیدور»[2] یا حرکت دوری انقلابها، یکی از واژههای رایج در مباحث انقلاب است که نخستین بار توسط «کرین برینتون» یکی از نظریهپردازان انقلاب در کتاب معروفش با عنوان «کالبدشکافی چهار انقلاب»[3] به کار برده شد. وی در این کتاب پس از بررسی و مقایسه تحولات مهم انقلابهای فرانسه، روسیه، آمریکا و انگلستان، این نظریه را تبیین مینماید.
ترمیدور گویای این موضوع است که پس از دوره ای نه چندان طولانی که انقلاب به دست تندروها و انقلابیون افتاده، دست به دست شده و با حاکم شدن اشخاص بی تفاوت نسبت به انقلاب و یا ضد انقلاب، شرایط به زمان قبل از انقلاب باز می گردد و حتی برخی از نظریه پردازان انقلاب معتقدند: «که انقلاب ها فرزندان خود را می خورند»[4]. انقلاب هایی مانند انقلاب کبیرفرانسه؟!(1789)، انقلاب انگلیس(1688)، انقلاب آمریکا(1775) و در نهایت انقلاب روسیه (1917)که معمولاً به عنوان انقلاب های مطرح در نظر گرفته می شوند – سوای از به حق بودن این اصطلاح برای آنها- و به عنوان نمونه بررسی می شوند.[5] مطالعه سیر و روند این انقلاب ها و موارد دیگر نشان می دهد که پس از مدتی مردم و حاکمان از اهداف اصلی انقلاب دور شده و آن را به دست فراموشی سپرده اند و جز نامی از آنها برجای نمانده است.
اکثر قریب به اتفاق انقلاب ها دچار چنین سرنوشتی شده اند اما تحول دیگری نیز در نیمه دوم قرن بیستم اتفاق افتاد که به معنای واقعی کلمه «انقلابی عظیم» به وجود آورد و تمام فرمول ها و نظریه های پیشین انقلاب و نهضت ها را دگرگون و منقلب ساخت و این حادثه بزرگ «انقلاب اسلامی ایران» بود که در 22بهمن 1357 در خاورمیانه و در وسط معرکه «کمونیسم و امپریالیسم» اتفاق افتاد و با شعار «نه شرقی، نه غربی» دست ردّ بر سینه دو ابرقدرت قرن بیستم زد و طرحی نو درانداخت. و به همین خاطر بود که بعد اندک زمانی سپری شدن از وقوع انقلاب هر دو قدرت شرق و غرب در یک جبهه علیه انقلاب قرار گرفتند و این در حالی بود که به شدت با هم درگیر بودند. آیا این اتفاق به این خاطر نیست که قدرت سوّمی(اسلام سیاسی) در حال شکل گرفتن بود و منافع هر دو را به چالش می کشید؟
به طور کلی تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، دیدگاه علمی غالب نظریه پردازی های انقلاب این بود که انقلاب پدیده ای متعلق به مدرنیته است که به کاهش نقش مذهب در جامعه یا سکولاریزه شدن جامعه، افزایش توقعات فزاینده اقتصادی و عدم نوسازی سیاسی معطوف است. اما پیروزی انقلاب اسلامی تحولات گسترده ای در نظریه های انقلاب به وجود آورد و موجب گردید مفاهیمی که تا پیش از این در نظریه پردازی ها مورد توجه قرار نمی گرفت، به طور فعال در عرصه نظریه پردازی در حوزه انقلاب وارد شود.
نظریه پردازان و اندیشمندان زیادی سعی کرده اند انقلاب 1979 ایران را از منظر و دیدگاه خود بررسی و تحلیل کرده و تاحدی آن را در قالب و الگوی کلیشه ای انقلاب ها جای دهند. انقلاب اسلامی، پدیده ای بود که به دلیل پیچیدگی ها و خصوصیات ویژه اش، نظریات مختلفی پیرامون آن ارائه شد. درباره علل اصلی پیروزی انقلاب، بین اندیشمندان این رشته و نیروهای درگیر در انقلاب، اتفاق نظر وجود ندارد. به طور کلی، نظریات پیرامون وقوع انقلاب اسلامی ایران را در چهار دسته بیان شده است. به نظر می رسد به جز قسم چهارم، نظریات ارائه شده توانایی توجیه منطقی این پدیده نادر را ندارند.[6]
گروهی از محققان، واقع بینانه، به عامل مذهب و جامعیت اسلام در مواجهه با حکومت های استبدادی و توانایی آن در رهبری، گسترش بیداری، روحیه انقلابی و بسیج نهضت های اصیل مردمی توجه کرده، ضمن پذیرش دخالت عوامل مختلف در تکوین انقلاب اسلامی، اسلام خواهی مردم و اسلام زدایی شاه را عامل اصلی آن می دانند. اموری مانند حذف قید اسلام و قسم به قرآن از شرایط داوطلبان انجمن های ایالتی و ولایتی، مخالفت با روحانیت و تغییر تاریخ هجری به تاریخ شاهنشاهی و موارد متعدد دیگر از مظاهر سیاست های اسلام زدایی شاه می باشند.[7]
موضوعی که حائز اهمیت است، این است که نظریه پردازان در مقایسه با انقلاب ها و نهضت های روی داده، مشابهت چندانی برای انقلاب اسلامی ایران نیافته اند. سؤالی که به ذهن متبادر می شود این است که چه خصوصیتی باعث شده است تا این انقلاب در نوع خود بی نظیر باشد؟ و اساساً چه تفاوتی بین انقلاب اسلامی ایران با سایر انقلاب ها وجود دارد؟ و در نهایت آیا رابطه ای بین انقلاب اسلامی ایران و جنبش ها و خیزش های اسلامی و بیداری ملت ها در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا وجود دارد؟ مقاله پیش رو به صورت اجمالی و البته علمی و منطقی در پی پاسخ به این سؤالات می باشد. برای بررسی سؤالات مورد نظر و رسیدن به یک دلیل و پاسخ قانع کننده باید به بررسی چند نکته کلیدی حول انقلاب ها بپردازیم:
انقلاب اسلامی در مقایسه با انقلاب های دیگر جهان از یک سلسله ویژگی ها، امتیازات اصولی برخوردار است که از نظر فرهنگ، دانش و تئوری انقلاب آن را در ردیف بالای پدیده های سیاسی بزرگ و انقلاب های مهم جهان قرار داده است. انقلاب اسلامی ایران مفاهیم بدیعی را وارد عرصه نظریه پردازی انقلاب نمود و تحولی شگرف در حوزه نظریه پردازی انقلاب ها به وجود آورد در ادامه به بررسی این مفاهیم پرداخته می شود:
1. عنصر رهبری(ولایت و زعامت فقیه)
یکی از شرایط لازم و عوامل ضروری وقوع انقلاب از دید نظریه پردازان برای یک انقلاب و جنبش های اجتماعی، وجود عنصر رهبری است. در واقع می توان گفت علاوه بر شرط لازم، شرط کافی نیز هست چون اگر سایر شرایط و عوامل مانند عنصر نارضایتی، ایدئولوژی مشخص و قیام مردمی وجود داشته باشد ولی کسی نباشد که این نارضایتی را در مسیر و مجرای خود هدایت نموده و در صورت پیروزی و وقوع انقلاب، نظام موجود را رهبری کند، انقلاب به نتیجه نخواهد رسید و حتی با احتمال پیروزی نیز پایدار نخواهد بود. و چه بسا انقلاب هایی که پیروز شده اند ولی به خاطر اختلاف در رهبری و یا ضعف رهبری، نهضت در میانه راه بازمانده و به سرانجام مقصود نرسیده است.
نقش رهبران انقلاب را در سه بعد مهم میتوان تعریف کرد که عبارت است؛ از رهبر بعنوان ایدهئولوگ انقلاب، رهبر بعنوان فرمانده و نهایتاً رهبر بعنوان معمار نظام بعد از پیروزی انقلاب. در بررسی و مقایسه اجمالی نقش رهبران در سه انقلاب فرانسه، روسیه و ایران؛ مشاهده می کنیم که رکن رهبری انقلاب در انقلاب اسلامی ایران دارای قدرت، امتیازات و ویژگیهایی فوقالعاده و استثنایی بوده است که دو انقلاب فرانسه و روسیه از آن بیبهره بودهاند.[8]
مطالعات انجام شده نشان میدهد نه در انقلاب فرانسه و نه در انقلاب روسیه به چهرهای با ویژگیهای ایدئولوگ و فرمانده انقلاب برخورد نمیکنیم و آنهایی را که معمولاً نام برده می شود هیچکدام نه ایدئولوگ انقلاب بودند و نه فرمانده آن، بلکه سازندگان و معماران دولتهای بعد از انقلاب بودند. آنها اشخاصی بودند که بر اسب سرکش تحولات بعد از سقوط نظام سوار شده و در سیر تحولات بعدی اثر گذاردند. در حالیکه در انقلاب اسلامی ایران رهبر انقلاب «حضرت امام خمینی(ره)» به ویژه با برخورداری از جایگاه مرجعیت دینی و با نبوغ، قدرت و ویژگیهای خاصی که داشتند که در نوع خود بینظیر بود؛ نقش ایدئولوگ، فرمانده و معماری انقلاب را به نحو احسن و در طول ربع قرن از حیات پربرکت خود بر عهده گرفته و به سرمنزل مقصود رساندند. نقش و شخصیت رهبر به ویژه زمانی روشنتر و برجستهتر میشود که توسلات ایدوئولوژیکی گروههای انقلابی پراکنده و غیر منسجم باشد یا سازماندهی آن ضعیف باشد در این صورت نقش و اهمیت رهبری در پروسه انقلابی و در طول زمان توسعه مییابد. از طرف دیگر نقش رهبران انقلاب را در سه بعد مهم میتوان مشاهده کرد که عبارت است از رهبر بعنوان ایدهئولوگ انقلاب، رهبر بعنوان فرمانده و نهایتاً رهبر بعنوان معمار نظام بعد از پیروزی انقلاب.
بررسی روند انقلاب اسلامی ایران از آغاز نهضت تا پیروزی نشان می دهد تاثیر شخصیت حضرت امام خمینی (ره) در انقلاب اسلامی بیش از نقش یک رهبر معمولی بوده است. چهره امام خمینی (ره) پیش از آن که به عنوان رهبر نهضت در نظر آورده شود بیش از هر چیز به منزله یک مرجع تقلید بود و مردم ایشان را به عنوان یک مرجعیت دینی می شناختند، تاریخ ایران مشحون از حضور روحانیون و مجتهدان بزرگی است که همت خود را صرف بیداری و آگاه سازی مردم نموده اند، اما امام خمینی (ره)، مجتهد و فقیه بی بدیلی بود که با تکیه بر دو پایه مقتضیات زمان و مکان در قرن افول دینداری و معنوی، انقلابی را به نام خدا و دین در ایران به پیروزی رسانید که بسیاری از صاحب نظران برجسته دنیا، قرن بیستم را قرن «خمینی» (ره) نامیدند. [9]
در مورد عنصر «رهبری» در انقلاب اسلامی ایران می توان گفت که از اصلی ترین عوامل پیروزی و تداوم آن، رهبری حکیمانه و الهی حضرت امام خمینی (ره) است. رهبری انقلاب را کسی در دست داشت که علیرغم دیگران که مردم را به خود دعوت می کردند و می کنند، او مردم را به سوی حق و خدا دعوت می کرد و اگر مشروعیتی برای خود در این میانه می دید آن را نه خصوصیات و توانایی های شخصی و کاریزمایی بلکه منتسب به خدا می دانست.
لازم به ذکر است که اگر به رهبر و بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران صفت «کاریزما» بدهیم به نوعی در حق نهضت و رهبر آن ظلم شده است. چون پیروی مردم از رهبر خود، نه به خاطر خصوصیات شخصی او(کاریزما)، بلکه به خاطر این بوده و هست که حرف، روش و منش حضرت امام، همان راه و روش انبیاء و اولیاء الهی است و در حرف و عمل آن را اعلام و اعمال می کرد. ایشان رهبری و زعامت امت را وظیفه ای الهی می دانستند نه فرصت و غنیمتی که به دنبال آن باشند که از قِبَل آن به نان و نوای دنیا برسند. و به همین جهت هست که حضرت امام (ره) «ولایت فقیه» را همان «ولایت رسول الله(ص)» می دانستند.[10]
در ادامه بررسی مباحث رهبری انقلاب ها شاید به این سؤال برخورد کنیم که چرا رهبری بسیاری از انقلاب ها بعد از مدتی دچار انحراف شده و یا خود رهبران کنار گذاشته شده اند؟ در پاسخ به این سؤال می توان گفت وقتی یک هماهنگی و همراهی بین مردم و رهبری از یک طرف و رهبری و اهداف انقلاب از طرف دیگر نباشد، دیر یا زود این ناهماهنگی و تضاد خود را نمایان کرده و موجب بروز اختلاف خواهد شد.
اگر در برهه بین 1342 تا 1358 شمسی وجود این ارتباط را در مجموعه رهبری، ایدئولوژی و اهداف انقلاب و مردم ایران بررسی کنیم، به یک ارتباط دائمی و مستمری می رسیم که انقلاب را بیمه کرده است. البته این ارتباط در برهه بعد یعنی بعد از 1368 و زعامت رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله العظمی خامنه ای نیز به همان شکل ادامه دارد و همزمان از آغاز این انقلاب حتی این رابطه جهانی شده است. هنر حضرت امام(ره) این بود که انقلاب اسلامی و آموزهها و ارزشهای آن را در ایران محصور نکرد بلکه با «اندیشه صدور انقلاب اسلامی» نهضت مردمی ایران را به یک نهضت جهانی تبدیل کرد تا در این نهضت جهانی همه ملل به طور عام و ملل اسلامی به طور خاص، از سرچشمه زلال معارف آن بهره ببرند. ایشان انقلاب اسلامی را فراتر از جغرافیای ایران میدانست، به همین علت ترویج ثمرات آن را نیز در گذر از مرزهای ایران جستجو میکرد. امام خمینی(ره) در این خصوص می فر مایند: «ما انقلابمان را به تمام جهان صادر میکنیم، چرا که انقلاب ما اسلامی است و تا بانگ لا اله الا الله و محمد رسول الله بر تمام جهان طنین نیفکند، مبارزه هست و تا مبارزه در هر جای جهان علیه مستکبرین هست، ما هستیم.»[11]
البته از همان ابتدا دشمنان انقلاب اسلامی ایران اعمّ از استکبار جهانی و حکام و سران کشورهای مرتجع منطقه، تلاش زیادی کردند تا چهرهای منفی از مفهوم «صدور انقلاب» نشان داده و آن را نوعی دخالت نظامی ایران و حمایت تسلیحاتی از نهضت های اسلامی و آزادیبخش جلوه دهند، تا بتوانند با آن مقابله کرده و منافع نامشروع خود را از خطر نجات دهند. اما بنیانگذار تیزبین انقلاب اسلامی ایران، این توطئه را نیز خنثی کرده و فرمودند:
«این که میگوییم باید انقلاب ما به همه جا صادر بشود، این معنی غلط را از او برداشت نکنند که ما میخواهیم کشورگشایی کنیم. ما همه کشورهای مسلمین را از خودمان می دانیم... ما میخواهیم این چیزی که در ایران واقع شد و این بیداری که در ایران واقع شد و خودشان از ابرقدرتها فاصله گرفتند... و دست آنها را از مخازن خودشان کوتاه کردند، این در همه ملّت ها و در همه دولت ها بشود، آرزوی ما این است. معنی صدور انقلاب ما این است که همه ملّتها بیدار بشوند و همه دولت ها بیدار بشوند و خودشان را از این گرفتاری که دارند و این تحت سلطه بودنی که هستند و از این که همه مخازن آنها دارد به باد میرود و خودشان به نحو فقر زندگی میکنند، نجات بدهند.[12]
در مورد همدلی و هماهنگی مردم ایران با رهبر خود همین بس که در هر مرحله از پیروزی و تداوم انقلاب، رهبری فرزانه آن از مردم دعوت بر کاری کرده اند، مردم با دیده منت پذیرفته و آماده جانفشانی بوده اند. نمونه بارز آن روزهای پایانی عمر رژیم منحوس پهلوی بود که حضرت امام (ره) مردم را به شکستن حکومت نظامی فراخواندند و مردم علیرغم احتمال درگیری و شهادت به خیابان ها آمدند و پیروز هم شدند. نمونه بزرگ تر لبیک دعوت حضرت امام از سوی مردم برای حمایت از نظام نوپای اسلامی و دفاع در مقابل دشمن متجاوز بعثی بود که مردم از هر قشر و طبقه ای به دفاع جانانه و مقدس پرداختند و البته باز هم رمز پیروزی و نصرت آنها اطاعت از ولی امر بود که آن را بر خود فرض می دانستند
2. صبغه و رنگ الهی و اسلامی(با محوریت تشیع)
انقلاب ها و نهضت های بزرگ معمولاً در پی دستیابی به اهدافی هستند که در وضعیت موجود قبل از انقلاب به آن دست نمی یافتند اهدافی از قبیل موقعیّت برتر اجتماعی، شغلی، معیشت و زندگی بهتر و در نهایت موقعیت سیاسی و دست یافتن به قدرت. اما آیا انقلاب اسلامی ایران به دنبال دستیابی به این اهداف شکل گرفت؟ آیا اساساً می توان رنگ و بوی مادی و دنیوی را در سلسله اهداف آن مشاهده کرد؟
علیرغم تمام انقلاب هایی که در حدود دو قرن اخیر اتفاق افتاده، «انقلاب اسلامی ایران» از همان اوائل شکل گیری رنگ و صبغه الهی و اسلامی داشت. با این که در مسیر انقلاب و خصوصاً در روزهای منتهی به پیروزی عظیم ملت ایران گروه ها و جریانات دیگری وارد کارزار مبارزه شده بودند و به دنبال سهم خواهی از این پیروزی بودند، شواهد تاریخی اعم از کتبی و شفاهی نشان دهنده این است که انقلاب و رهبر کبیر آن دغدغه دین و مذهب داشتند. اولین فریادهای حضرت امام (ره) هشدار به رژیم در مورد در خطر بودن اسلام بود. همچنین مسأله فلسطین وپیروزی مسلمانان و رسیدن به قدس شریف جزء آرمانهای این ملت و رهبر کبیرآن بود. به طوری که یکی از بزرگ ترین عملیات های نظامی علیه دشمن بعثی که در واقع علیه تمام کفر بود، و برای آزادسازی خرمشهر انجام گرفت «الی بیت المقدس» نام داشت.
شاهد این مدعا که نهضت و انقلاب مردم ایران رنگ و هدف الهی و اسلامی داشت، پیشرو بودن علمای بزرگ و روحانیت حوزه علمیه و مردم مذهبی بود. علمای وارسته ای که در این راه حتی جان خود را که بزرگترین سرمایه دنیوی و امانت الهی است، تقدیم انقلاب کردند. و این صبغه و رنگ الهی انقلاب برگرفته از آموزه های انسان ساز مکتب تشیع بود که با خون عزیزترین اولیاء الهی و در رأس آن حضرت سیدالشهداء اباعبدالله الحسین(ع) ، سیراب شده است. کسی که مرگ با عزّت را به زندگی با ذلّت و تحت بیرق حاکمان فاسق و فاجر ترجیح داد.[13] و آن را به شجره طیّبه ای مبدّل کرده است که آن به آن ثمرات خود را آشکار می سازد. [14]
مذهب تشیع ایدئولوژی دایمی انقلاب ایران و مهمترین منبع تجهیز ایدئولوژیک جنبش اجتماعی مردم است و در واقع همین عامل است که موجب تمایز انقلاب ایران از سایر انقلاب های جهان می شود. فرهنگ سیاسی تشیع برخاسته از دو اصل مهم تفکر شیعه یعنی «شهادت» و «غیبت و انتظار فرج» است. در تفکر سیاسی تشیع شهادت جایگاه ویژه ای دارد، که از حادثه کربلا در سال ۶۱ هجری و شهادت امام حسین (ع) و یاران باوفایش تأثیر پذیرفته است.[15] مردم مسلمان ایران با تمسک بر قیام امام حسین (ع) مبارزه علیه رژیم پهلوی برای دست یابی به آزادی و عدالت را آغاز نمودند. و با تقدیم هزاران شهید شجره طیّبه انقلاب اسلامی را آبیاری نمودند. از سوی دیگر اندیشه مهدویت و اعتقاد به ظهور حضرت قائم (عج) نقش بسیار مهمی در ایدئولوژی مبارزاتی و امید به آینده نهضت ایفا نمود و مردم مسلمان ایران تحت رهبری مذهبی و دینی امام خمینی(ره) انقلابی را برپا نمودند که در حال زمینه سازی برای انقلاب جهانی حضرت مهدی (عج) است.
«انقلاب اسلامی ایران» در طول عمر 32 ساله خود نشان داد که می شود با دخالت دین در تمام شئون اجتماعی و فردی مردم، جامعه را اداره کرد. و در حال حاضر فقط دین اسلام است که این قابلیّت و ظرفیت را داراست و اگر به صورت کامل و جامع به احکام آن عمل شود آن مدینه فاضله که در طول تاریخ بشر، آرزوی او بوده محقق خواهد شد و این ویژگی اسلام به خاطر خاتمیّت آن است. در پایان باید این فراز از وصیتنامه سیاسی- الهی امام خمینی(ره) را متذکر شویم که می گوید: «... انقلاب ما متکی بر معنویات و خداست و آنهایی که با ما موافقند آنهایی هستند که با خطّ توحیدی موافقند ... شک نباید کرد که انقلاب اسلامی از همه انقلاب ها جداست، هم در پیدایش هم در کیفیت و هم در انگیزه انقلاب و قیام...».[16]
در طول چند قرن اخیر که آغاز آن با انقلاب صنعتی همراه بود، نگاه انسان از آسمان برگرفته شد و انسان غربی که بر حسب توهم خویش را «خودبنیاد»[17] می پنداشت(اومانیسم)، سعی کرد تا تمام آثار دین را از اجتماع و اداره حکومت ها پاک کند(لائیسیم) تا جایی که دین را افیون توده ها خواندند. و این سخن که «دین و مذهب و وحی آسمانی توانایی اداره جامعه را ندارد» به عنوان مبنای تفکر و تمدن جدید بشری قرار گرفت. و در بهترین حالت دین را به کنج کلیسا راندند.(سکولاریسم) با این تفکر اشتباه که از تاریکی قرون وسطی و حاکمیت کلیسا رها شده اند؛ وارد دنیای تاریک تری شدند که با وجود پیشرفت مادی و صنعتی، انسان از اصل خود دور شده و تبدیل به یک ماشین صنعتی شد.
در نیمه دوم قرن بیستم(1979م) ناگهان مردی از سلاله پاک امام حسین علیه السلام با انفجار نوری در فضای تاریک تمدن بشری نظر همگان را به انقلاب اسلامی ایران جلب کرد. و این اتفاق به مثابه متولد شدن ستاره درخشانی بود که نور آن دائماً در حال حرکت به جلو می باشد و در دالان تاریخ آن به آن در حال روشنگری است.
واین ترجمان همان سخن پیر روشن ضمیر ماست که فرمود: «انقلاب ما انفجار نور بود». و سخن او نیز برگرفته از این حدیث شریف است که «ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه». و گویی شعاعی از نور هدایت حسین(ع) بود که در مسیر تاریخ تابید و ما را هدایت کرد.[18] و در نهایت همه این ها در طول نور خداوند قرار می گیرد [19]
اینک انقلاب شکوهمند اسلامی ایران در دهه چهارم خود(دهه پیشرفت و عدالت) به سر می برد و توانایی خود در اداره جامعه و حتی اداره جهان را به رخ نظام های لیبرالیستی و کمونیستی و ماتریالیستی کشیده است و روز به روز در سایه اطاعت و اجرای فرامین الهی و مکتبی اسلام به پیشرفت های خیره کننده ای نایل می شود. این به خاطر پویایی آن است که هیچ بن بستی برای آن متصور نیست. با توجه به مطالب فوق می توان گفت که بزرگ ترین دستاورد انقلاب اسلامی ایران که از صبغه اسلامی آن ناشی می شود، اثبات کارآمدی دین در عرصه حکومت داری و سیاست است.
3. ثمره ونتیجه انقلاب اسلامی ایران
در پیروزی و شکست انقلاب ها یکی دیگر از عواملی که مؤثر است، «هدف انقلاب» می باشد. انقلاب ها بعد از پیروزی وقتی به اهداف تعیین شده خود می رسند اگر یک باز تعریفی از اهداف خود نداشته باشند از حرکت باز می ایستند و در بهترین حالت جهت پویایی و حفظ حالت دینامیک خود می توانند اهداف جدیدی را برای خود تعریف کرده و حول محور آن هدف به حیات خود ادامه دهند. اما هدف انقلاب اسلامی ایران چه بود؟ مردم در انقلاب به دنبال چه چیزی بودند؟
به نظر می رسد می توان با بررسی انقلاب اسلامی ایران و مقایسه آن با سایر انقلاب ها به این هدف پی برد. همان طور که در قسمت قبل ذکر شد هدف انقلاب تجدید حیات اسلام و مبارزه با کسانی بود که در پی زدودن دین از متن جامعه ایران بودند. و در این مسیر اهداف دیگر از جمله حمایت و هم دردی با مستضعفان دیگر از جمله ملت مظلوم فلسطین نیز هم زمان پیگیری می شد.
با توجه به این که نفس عمل صبغه و جهت الهی و اسلامی داشت، نتیجه و ثمره آن نیز الهی و پربرکت بود. می توان گفت بزرگترین ثمره انقلاب اسلامی ایران بعد از اثبات کارآمدی نقش دین در جامعه، الگو گرفتن و بیداری ملت های مظلوم و تحت ستم در خاورمیانه و شمال آفریقا از آن بود. البته این یقضه و بیداری تنها بخشی از ثمرات انقلاب است که به بار نشسته است و همان طور که رهبر معظم انقلاب فرمودند این بیداری به قلب اروپا و کشورهای غربی در مرحله بعد خواهد رسید.[20] و این مصداق و مثل کلمه خوب و طیّب است که دارای یک ریشه محکم بوده و دائماً در حال باروری عرضه ثمرات خود به نیازمندان است. [21]
امروزه بر جهانیان اثبات شده است که انقلاب اسلامی ایران از قلمرو جغرافیایی ایران خارج شده و کلّ جهان را تحت الشعاع خود قرار داده است. همان گونه که ذکر شد صدور انقلاب و جهانی شدن آن، ریشه در ماهیّت انقلاب اسلامی دارد. اوّلین و مهمترین ویژگی انقلاب که موجب صدور و جهانی شدن آن گردیده است، اسلامی بودن انقلاب است. از آن جا که اسلام اختصاص به ایران نداشته و محدود به قلمرو جغرافیایی خاصّی نیست و مخاطبین آن، مسلمانان و مستضعفان سراسر جهان میباشند، لذا انقلاب متّکی به اسلام نیز به همین ترتیب محدود به کشور خاصّی نشده و کلّ جهان را تحت الشعاع خود قرار میدهد.
امام خمینی(ره) در رابطه با صدور انقلاب و جهانی شدن آن میفرمایند: «ما که نهضت کردیم برای اسلام نهضت کردیم. جمهوری، جمهوری اسلامی است. نهضت برای اسلام نمیتواند محصور باشد در یک کشور، و نمیتواند محصور باشد در حتی کشورهای اسلامی، نهضت برای اسلام، همان دنبالۀ نهضت انبیاست. نهضت انبیاء برای یک محل نبوده است. پیغمبر اکرم اهل عربستان است، لکن دعوتش مال عربستان نبوده، محصور نبوده به عربستان، دعوتش مال همه عالم بوده است.[22]
دومین ویژگی انقلاب که موجب صدور و جهانی شدن آن گردیده، جاذبۀ پیام آن و آمادگی پذیرش داوطلبانۀ آن از سوی مسلمانان و نهضتهای اسلامی جهان بوده است. این پذیرش و طلب آنها، موجب سرایت خودجوش انقلاب اسلامی ایران به دیگر کشورها شده است. در این رابطه به نظرات چند تن از رهبران نهضت های اسلامی و مردمی متأثر از انقلاب اسلامی اشاره میکنیم: نمایندۀ جبهه آزادیبخش انقلاب اسلامی افغانستان میگوید: «انقلاب ایران تنها متعلق به ملّت ایران نیست. همچنان که رهبر انقلاب ایران، تنها رهبر مسلمانان ایران نیست.»[23]
«کبیر عبدالرحمن» دبیر کلّ سازمان آزادیبخش فطانی در جنوب تایلند میگوید: «انقلاب اسلامی ایران یک انقلاب جهانی است و متعلق به یک ملّت نیست و در چهارچوب یک مرز محصور نخواهد ماند.»[24] «عباس مدنی» رهبر جبهه نجات اسلامی الجزایر میگوید: «انقلاب اسلامی ایران در واقع متعلق به همه مسلمانان جهان و از جمله مردم مسلمان الجزایر است. »[25] و بالاخره «رهبر جمعیت جزایر آنتیل» میگوید: «در زمانی که انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی در ایران به ثمر رسید، مسلمانان جزایر آنتیل آن را انقلاب خود دانستند. و در حقیقت این انقلاب نه فقط برای ایران، که الگو و نمونه برای تمام مسلمانان جهان است.»[26]
سومین ویژگی انقلاب اسلامی ایران که موجب صدور آن گردیده تأثیراتی است که بر کلّ جهان داشته است. انقلاب اسلامی ایران به واقع روابط و معادلات سیاسی جهان را بر هم زده و موجب نظم جدیدی در این مناسبات گردید. به هم زدن دو قطبی بودن جهان، بر هم زدن تعادل قدرت و روابط کشورهای منطقۀ خاورمیانه و خلیج فارس، تأثیرات مهم آن در بر هم زدن سازش حکام وابسته کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی اشغالگر قدس، مطرح نمودن مذهب و دین در عرصه سیاست و حکومت از جملۀ این موارد میباشد.
ایستادگی در برابر زورگویی های استکبار شرق و غرب و مخصوصاً استکبار غرب به سرکردگی آمریکا و به زانو در آوردن حکومت ایالات متحده آمریکا، نیز موجب گردید که بر ابعاد جهانی شدن انقلاب اسلامی ایران افزوده شود. «تلویزیون بیبیسی» در تحلیل خود از این ابعاد میگوید: «آنچه در ایران در سال 1979 رخ داد نه تنها برای ایرانیان بلکه برای تمام ادیان جهان نقطه عطفی بود. نقطۀ عطفی که از بازگشت میلیونها نفر در سراسر دنیا به اصولگرایی مذهبی خبر می دهد.»[27] و «شبکه سیبیاس» در تاریخ 2/12/1374 طی گزارشی با اشاره به نقش حضرت امام خمینی (ره) میگوید: «ایشان بذر جریان اسلامی را پاشید که از 17 سال قبل همچنان در سراسر جهان اعمال نفوذ میکند. »[28]
4. مقدمه ای برای یک اتفاق بزرگ
اروپا پس از بیدار شدن از خواب غفلت و بیرون آمدن از «قرون تاریک وسطی» در مرحله نوزایی (رنسانس) و بعد از آن در مرحله انقلاب صنعتی به زعم خود، به پیشرفت نائل آمد و تمدنی نو و مترقی با معیارهای انسانی و بشری(دموکراسی و حقوق بشر؟!) بنا کرد. اما هر روز که جلوتر می رفت زشتی ها و پلیدی های این تمدن جدید پدیدار می شد و اکنون به جایی رسیده است که آن تمدن پیشرفته و به عبارت بهتر «بربریت و توحش مدرن» پای در گل مانده است و راه به جایی نمی برد و بشری که از معنویت، دین و وحی منع شده بود به دنبال گمشده خویش در جوامع اسلامی می گردد. و ما هر ساله شاهد مسلمان شده هزاران نفر در اروپا و آمریکا هستیم که مبانی فلسفی و تفکر غربی مبتنی بر اومانیسم و سکولاریسم را به چالش کشیده اند. نمونه بارز آن اسپانیا است که زمانی جزء اولین استعمارگران دنیا بود اما اکنون نسل جوان آن با الهام از انقلاب ها و خیزش های اسلامی با بکارگیری شیوه ها و روش های آنها، به حکومت های بی کفایت و بی صلاحیت خود شوریده اند. و گویی همین امروز بود که امام امت فرمود:
«... و از خدا مىخواهیم که این قدرت را به ما ارزانى دارد که نه تنها از کعبه مسلمین، که از کلیساهاى جهان نیز ناقوس مرگ امریکا و شوروى را به صدا درآوریم ... مسلمانان جهان و محرومین سراسر گیتى از این برزخ بىانتهایى که انقلاب اسلامى ما براى همه جهانخواران آفریده است احساس غرور و آزادى کنند؛ و آواى آزادى و آزادگى را در حیات و سرنوشت خویش سر دهند و بر زخمهاى خود مرهم گذارند؛ که دوران بن بست و نا امیدى و تنفس در منطقه کفر به سر آمده است، و گلستان ملتها رخ نموده است... »[29]
اگر بگوئیم اکنون قیام مردم اسپانیا از ثمرات انقلاب اسلامی ایران است به خطا نرفته ایم و این الگوی مردم ایران اسلامی است که در حال زایش و گسترش است و روزنه جدیدی را به روی مردم تحت ظلم و ستم جهان گشوده است. اما حقیقت این شجره طیّبه و تناور(انقلاب اسلامی ایران) چیست؟ آیا محدود به اسلامی کردن یک کشور و یا حداکثر کشورهای منطقه خواهد بود؟ نکته ای که حائز اهمیت است و می توان آن را به عنوان نتیجه اصلی بحث در نظر گرفت این است که؛ به زعم بنیانگذار و معمار کبیر انقلاب اسلامی ایران و رهبر معظم انقلاب خلف صالح ایشان، «انقلاب اسلامی ایران» آغاز یک مسیر مقدس است که نهایت و سرانجام آن تشکیل حکومت جهانی عدل به زعامت و ولایت آخرین ذخیره و ولی خدا حضرت صاحب الزمان مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهد بود.
البته انقلاب اسلامی مراحل تکاملی خاصّ خود را دارا میباشد که به تعبیر مقام معظم رهبریاین مراحل عبارتند از: «انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، کشور اسلامی، جهان اسلامی». [30] انقلاب اسلامی ایران اکنون بعد از گذر از دوره «نظام اسلامی» و «دولت اسلامی» در حال نیل به «کشور اسلامی» است و اکنون هم زمان با ساخت کشور اسلامی به خاطر مترقی بودن اصول آن و تأثیرگذاری بر کشورهای دیگر در آستانه ورود به «تمدن جهانی اسلامی» هستیم. خیزش های اخیر کشورهای عربی خاورمیانه و شمال آفریقا در واقع جزئی از این بیداری جهانی است و ما تازه در ابتدای مسیر قرار داریم و با رسالتی بزرگ مواجه هستیم. رسالتی که از یک طرف باید میراث گرانقدر انقلاب اسلامی را حفظ کنیم و از طرف دیگر موظف به نشر و صدور آن هستیم.
با اینکه انقلاب ما به فرموده حضرت امام خمینی(ره) صادر شده است اما موضوع صدور انقلاب به معنای آن نیست که با خیال آسوده بنشینیم نظاره گر نتایج آن باشیم؛ بلکه وظیفه ما اکنون خطیر تر و بیشتر شده است چون موتور محرک این جنبش ها و حرکت های مردمی انقلاب اسلامی ایران بوده است شایسته است به مثابه یک چشمه جوشان و فیّاضی تشنگان این مسیر را سیراب نمائیم. و این خیل تشنگان نشان از این دارد که ما روز به روز با تقاضای بیشتری مواجه خواهیم بود؛ امروز کشورهای عربی منطقه و شمال آفریقا، فردا قلب اروپا و آمریکا و پس فردا ... و ما اکنون در آستانه ورود به تمدن بزرگ اسلامی قرار داریم.
پی نوشت ها:
1- معادل کلمه لاتین Revolution.
2- واژه «ترمیدور» [Thermidor] در حقیقت برگرفته از نام یکی از ماهها در تقویم انقلاب فرانسه است که به دلیل حادثهای مهم در این ماه، نقطه عطفی در انقلاب فرانسه محسوب میشود. ترمیدور یازدهمین ماه تقویم انقلاب فرانسه (1789 م) است که در نهمین روز این ماه که مصادف بود با 27 ژوئیه 1794 روبسپیر و یارانش از گروه رادیکالها (ژاکوبنها) با کودتای ناپلئون سرنگون شدند. ر.ک: علی آقا بخشی و مینو افشاری راد، فرهنگ علوم سیاسی، نشر چاپار، تهران، 1379.
3- کرین برینتون، کالبد شکافی چهار انقلاب، تهران: نشر نو، چاپ چهارم، 1366، ص 240.
4- همان. بر اساس این نظریه انقلابها در سیر تحولات خود سه مرحله را پشت سر خواهند گذاشت: در مرحله اول پس از سرنگونی رژیم حاکم، حاکمیت نیروهای میانهرو. در مرحله دوم پس از گذشت مدت کوتاهی از حکومت میانهروها به دلیل برآورده نکردن توقعات انقلابی مردم، جابجایی با رادیکال ها. مرحله سوم که مرحله ترمیدور یا دوران نقاهت پس از انقلاب نامیده میشود دوران بازگشت به ارزشهای رژیم پیشین و حذف رادیکالها از قدرت است و به تعبیری دورانی است که انقلاب فرزندان خود را میخورد.
5- کرین برینتون، همان.
6- الف) نظریه توطئه؛ ب) توسعه ناموزون؛ ج) نظریه اقتصادی؛ و در نهایت د) نظریه عامل مذهبی
7- رک: عمید زنجانی، انقلاب اسلامی ایران و ریشه های آن، ص 572. / همچنین منوچهر محمدی، تحلیلی بر انقلاب اسلامی ایران، انتشارات امیر کبیر، چاپ سوم، تهران، 1370، ص 88. / سیدحمید روحانی، نهضت امام خمینی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ج 3، تهران، ص 1011-839. / مرتضی مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، صدرا، ص 41- 42.
8- محمدباقر حشمت زاده، چارچوبی برای تحلیل و شناخت انقلاب اسلامی در ایران، تهران: مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، 1378، صص237-246.
9- علی دارابی، ۲۵ گفتار پیرامون انقلاب اسلامی، رشد هماهنگ، دفتر شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی) ص9.
10- حضرت امام خمینی(ره)، صحیفه نور، جلد10، ص 28.
11- حضرت امام خمینی(ره)، صحیفة نور، جلد 11، ص 266 .
12- حضرت امام خمینی(ره)، صحیفه امام، جلد 13، ص 281.
13- قال الحسین (ع) :«انّی لا اَری الموتَ الّا سعادةً و لا الحیاة مع الظالمین الّا برماً » مرگ با عزت، زندگی جاوید است و زندگی با ذلّت و همراه با ظالمین چیزی جز مرگ نیست. / سید ابن طاووس، لهوف، ص 138.
14- قرآن کریم سوره مبارکه ابراهیم، آیات 25-24 أَلَمْ تَرَ کَیفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً کَلِمَةً طَیبَةً کَشَجَرَةٍ طَیبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماءِ [24] تُؤْتِی أُکُلَها کُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّها وَ یضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یتَذَکَّرُونَ [25] آیا ندیدى خدا چگونه مثل زده: سخنى پاک که مانند درختى پاک است که ریشه اش استوار و شاخه اش در آسمان است؟ میوه اش را هر دم به اذن پروردگارش مى دهد. و خدا این مثلها را براى مردم مى زند، باشد که آنان پند گیرند.
15- قال النبی صلی الله علیه و آله: ان لقتل الحسین حراره فی قلوب المومنین لا تبرد ابدا. مستدرک الوسائل، ج10، ص 31816- فرازی از وصیت نامه سیاسی – الهی بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی ایران.
17- Subjectivism یا تفوّقِ «من انسانى» باوری بود که از سده چهاردهم میلادى در اروپا و به ویژه ایتالیا به تبع «اومانیسم» مطرح شد. آنها انسان را مرکز توجه خود قرار داده، عقل و روشهاى علمى را از ابزارهاى عمده انسان براى کشف حقیقت به شمار مىآوردند. و آن را برتر از همه می شمردند. ر.ک. به بابک احمدى، معمّاىمدرنیته، تهران: نشرمرکز،1377،ص 85 .
18- طبرسى، امین الاسلام فضل بن حسن، إعلام الورى، ص400، چاپ سوم، ناشر: اسلامیه، تهران، 1390 هـ ق.
19- «الله نور السموات و الارض مثل نوره کمشکوه فیها مصباح المصباح فی زجاجه الزجاجه کانها کوکب دری یوقد من شجره مبارکه زیتونه لا شرقیه و لا غربیه یکاد زیتها یضییء و لو لم تمسسه نار نور علی نور یهدی الله لنوره من یشاء و یضرب الله الامثال للناس و الله بکل شیء علیم» (سوره نور، آیه 35). ''ترجمه: خدا نور آسمان ها و زمین است. مثل نور او چون چراغدانی است که در آن چراغی و آن چراغ در شیشه ای است. آن شیشه گویی اختری درخشان است که از درخت بابرکت زیتونی که نه شرقی است و نه غربی افروخته می شود. روغنش گرچه به آن آتشی نرسد، نزدیک است روشنی دهد، روشنی بر روی روشنی است. خدا هرکه را بخواهد به نور خویش هدایت می کند، و این مثل ها را خدا برای مردم می زند، و خدا به هر چیزی دانا است.''
20- من به شما عرض بکنم؛ فقط این نیست که در کشورهاى شمال آفریقا و منطقهى غرب آسیا که امروز ما در آنجا قرار داریم، حرکات بیدارىاى به وجود آمده باشد؛ این حرکت بیدارى تا قلب اروپا خواهد رفت. آن روزى پیش خواهد آمد که همین ملتهاى اروپائى علیه سیاستمداران و زمامداران و قدرتمندانى که آنها را یکسره تسلیم سیاستهاى فرهنگى و اقتصادى آمریکا و صهیونیسم کردند، قیام خواهند کرد. این بیدارى، حتمى است. بیانات رهبری در دیدار با نمایندگان معلمان سراسر کشور، 14/2/1390.
21- قرآن کریم، سوره ابراهیم، آیات 26-24 .
22- حضرت امام خمینی(ره)، صحیفه نور، جلد 10، ص 446.
23- معاونت فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی، انقلاب اسلامی ایران در چشم انداز دیگران، صفحه 87.
24- همان، صفحه 76.
25- جمیله کدیور، رویارویی انقلاب اسلامی ایران و آمریکا، صفحه 124.
26- معاونت فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی، انقلاب اسلامی ایران در چشم انداز دیگران، صفحه 89.
27- روزنامه کیهان، مورخ 29/11/1375.
28- دفتر سیاسی سازمان عقیدتی سیاسی نیروی انتظامی، نشریه داخلی نگرشی بر تحوّلات سیاسی، شماره 48، صفحه 43.
29- قسمتی از پیام امام خمینی (ره) در سالگرد کشتار وحشیانه حجاج ایرانی توسط آل سعود، 29 تیر 1367/5 ذى الحجه 1408.
30- در این زمینه رجوع شود به کتاب دولت اسلامی و نهضت نرمافزاری از محمد حسن جعفر زاده و مصطفی جمال، چاپ مؤسسه فرهنگی فجر ولایت، قم ، 1384.
حسین بک وردی
کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه مازندران