بصیرت:گروه ترجمه - پایگاه اینترنتی فارینپالیسی 20 ژوئن 2011 (30 خرداد) در مقالهای به قلم «استفن والت» به موضوع اتحاد آمریکا و رژیم صهیونیستی پرداخت و نوشت: نتانیاهو و حزب دست راستی او ظاهراً درک نمیکنند که اسرائیل با وجود محبوبیت در آمریکا، شریکی وابسته در این روابط بهشمار میرود. با وجود این، اسرائیل از جنبههایی متحد راهبردی آمریکا بهشمار میرود؛ اما این استدلال که نیاز آمریکا به اسرائیل بیشتر است، منطقی نیست. بهعلاوه، هنگامی که رئیسجمهور آمریکا که آشکارا طرفدار اسرائیل است، اعتقاد دارد پیشبرد تشکیل کشور فلسطینی اهمیت دارد، اسرائیل نیز باید آن را جدی بگیرد؛ اما دولت نتانیاهو تاکنون مواضع اوباما را جدی نگرفته است.
در ادامه مقاله آمده است: در صورتی که اسرائیل نسبت به پیشنهادهای آمریکا بیتوجه باشد، بهزودی بسیاری از دوستان خود را در آمریکا از دست خواهد داد. موضوع تشکیل کشور فلسطینی بهویژه پس از خیزشهای عربی اهمیت پیدا کرده و سبب شده بسیاری از آمریکاییها به این موضوع بیشتر توجه کنند. در آمریکا بسیاری به حوادث اخیر خاورمیانه مینگرند و در عینحال وضعیت خیزشهای عربی و روند صلح اسرائیل و فلسطین را زیر نظر دارند. آنها اسرائیل را تنها دموکراسی موجود در خاورمیانه میدانند. در حال حاضر، بسیاری از آمریکاییها معتقدند این اسرائیل است که فرصتهای رسیدن به صلح و آشتی با فلسطینیها را از دست میدهد. در صورتی که اسرائیل به این مسیر ادامه دهد و فرصتهای تحقق صلح را از دست بدهد، با ناکامیهای بسیاری روبهرو خواهد شد. از سوی دیگر، اینگونه رفتارهای اسرائیل سبب میشود محبوبیت آن در میان مردم آمریکا کمتر شود.
در پایان مقاله آمده است: اسرائیلیها مدعی هستند که آمریکا و اسرائیل ارزشهای دموکراتیک مشترکی دارند؛ اما میان نظامهای حکومتی این کشورها تفاوتهای بنیادین وجود دارد. آمریکا نظام لیبرال دموکراسی دارد و در آن، افراد از هر نوع نژاد، مذهب یا قومیت از حقوق برابر بهره میبرند. در مقابل، اسرائیل صراحتاً بهعنوان کشوری یهودی پایهگذاری شده و غیریهودیان آن، شهروندان درجه دوم بهشمار میروند. مهمتر اینکه جایگاه دموکراتیک اسرائیل به دلیل اشغالگری آن، محروم کردن فلسطینیها از حقوق اساسی انسانی و تلاش آن برای استعمار این اراضی توسط شهرکنشینان یهودی، تضعیف شده است. همچنین اسرائیلیها همواره در پی کسب حمایت بی قید و شرط آمریکا بودهاند. به طوری که مایکل اورن، سفیر اسرائیل در آمریکا میگوید حمایت بیقید و شرط آمریکا از اسرائیل، بر امنیت شهروندان آمریکایی در کشور خود میافزاید؛ اما این موضوع درست نیست؛ زیرا پس از حمله اسرائیل به لبنان در سال 1982 منطقه خاورمیانه ناامن و بیثباتتر و در عین حال به شکلگیری حزبالله لبنان منتهی شد. همچنین حمله اسرائیل به لبنان و اشغال اراضی فلسطینیها که بهطور مستقیم به انتفاضههای اول و دوم و نیز جنگ 22 روزه غزه منتهی شد، به منافع راهبردی آمریکا آسیبزده است. بهعلاوه، از ارزش راهبردی محدود اسرائیل به دلیل ناتوانی این کشور در تأمین منافع حیاتیتر آمریکا که همان دسترسی به نفت خلیجفارس است، کاسته میشود. در نهایت، رابطه ویژه آمریکا و اسرائیل، دستیابی آمریکا به اهداف راهبردی در خاورمیانه را دشوارتر میکند. تردیدی نیست که تنها صلح میتواند تأمین منافع آمریکا در منطقه را آسانتر کند.