صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۱ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۰:۰۱  ، 
کد خبر : ۲۲۱۲۶

شوک استقلال در بالکان / بنفشه غلامى


حدود۱۵ سال پس از جنگ هاى قومى، منطقه استراتژیک بالکان بار دیگر خبرساز شده است. گویى قرار نیست این منطقه کوچک اما مهم جهان روزى را بى مناقشه پشت سر بگذارد. خبرى که این بار بالکان را در شوک سیاسى فرو برد این بود: «کوزوو استقلال خود را از صربستان اعلام کرد.» خبر هرچند کوتاه بود اما سؤال هاى بسیارى را در ذهن ها برانگیخت: آیا به راستى شاهد تولد کشورى تازه در جغرافیاى خونین منطقه هستیم این استقلال واقعاً بدون تلفات و کشمکش به بار خواهد نشست به جز احیاناً مردم کوزوو، چه کسانى از این استقلال سود خواهند برد چرا آمریکا و اروپائیان تا این حد براى به استقلال رسیدن کوزوو که اکثریت جمعیت آن مسلمان هستند، پاى مى فشارند آیا کوزوو میدان رویارویى جدید متحد خارجى صرب ها، روسیه، با غرب خواهد بود

* یک قرن در سوداى استقلال

تولد یک کشور هرچند در روابط بین الملل پدیده اى نادر بوده اما از زمان فروپاشى شوروى به این سو روند آن رو به فزونى گذارده است و از پس این فروپاشى کشورهاى بسیارى به وجود آمده اند. به این صورت از خاکستر فروپاشى فدراسیون سوسیالیستى یوگسلاوى در طول دهه ۹۰ نیز شش جمهورى حاضر در این کشور متولد شدند و اکنون با استقلال کوزوو هفتمین پاره آن فدراسیون مرحله اى دیگر از این فروپاشى رقم خورد.در شب اعلام استقلال کوزوو در تمام این سرزمین ۱۰ هزار کیلومترى کمتر کسى از جمعیت دو میلیون نفرى آلبانیایى تبار بود که در پایکوبى و شادى حاضر نشود. براى ساکنان این ایالت که از پایان دهه ۸۰ اعتراض به نابرابرى در سیستم دولتى را شروع کرده و سرانجام وارد مناقشه خونین با صرب ها در دهه ۹۰ شدند، رسیدن به چنین روز و شبى بزرگ ترین رؤیاى هر آلبانیایى تبار کوزوو شده بود. اختلاف مردم کوزوو و صرب ها البته ریشه اى عمیق تر از این دارد، ردپاى آن را حتى باید در قرن پیش جست وجو کرد. یعنى زمانى که در کنفرانس لندن (۱۹۱۲) آلبانى به عنوان کشورى مستقل شناخته شد. آلبانى در پى تصرف کوزوو که داراى منابع غنى طبیعى است، بود. اما در نهایت در سال ۱۹۱۳ این صرب ها بودند که موفق شدند کوزوو را به خاک خود ملحق کنند. درست پنج سال پس از این تصرف و تقسیم، درگیرى هاى آلبانیایى تبارها و صرب ها شروع شد. به این صورت ریشه اصلى نزاع که همانا نقض حقوق آلبانیایى تباران کوزوو است از سوى صربستان تا به امروز ادامه یافت. اختلافى که بارها در طول دهه هاى گذشته سر باز کرد.

سال ۱۹۸۹ در گرماگرم فروپاشى اردوگاه سوسیالیسم کوزوویى ها اعلام استقلال کردند، اما به فاصله سه هفته پس از آن این استقلال با قواى قهر صربستان درهم شکسته شد و به دلیل همین سابقه اکنون نیز بسیارى ناظران اعلام استقلال جدید کوزوو را به معناى اتمام این مناقشه نمى بینند و مى گویند صربستان شاید یک بار دیگر بتواند این استقلال را سرکوب کند. به گواهى تاریخ مسلمانان کوزوو بهایى سنگین براى استقلال پرداخته اند.صرب ها در پایان دهه ۹۰ صدها نفر از آنان را کشتند و هزاران نفر را از خانه و کاشانه خود تاراندند.

خاطره همین نسل کشى هاست که نسل جدید رهبران این کشور همچون هاشم تاجى را مصمم به جدایى از بلگراد کرده.

* نخستین موانع پیش رو

به باور ناظران بالکان، حتى اگر شانس و تقدیر سیاسى کوزوو را در مسیر استقلال یارى کند و این استان از آتش تعصبات نژادى صرب ها مصون بماند باز روزهاى آغازین استقلال را در تحریم و فشار خواهد گذراند. کوزوو چیزى نزدیک به پنج تا هشت سال زمان نیاز دارد تا بتواند به استقلال واقعى دست یابد و این در حالى است که هم اکنون مایحتاج ابتدایى زندگى همچون برق و آب گرم حتى در پریشتینا که پایتخت کوزوو به حساب مى آید، در دسترس نیست. وضع در شهرهاى کوچک بدتر از این نیز هست. معیشت اقتصاد این منطقه بشدت وابسته به بلگراد است.افزون بر اینها، نیمى از جمعیت ۲/۲ میلیونى یکصد و نود و سومین کشور دنیا را جوانان زیر ۲۵ سال تشکیل مى دهند. خشونت نیز هنوز دست از سر این کشور برنداشته و هر هفته مى توان به سادگى در گوشه و کنار کوزوو شاهد خشونت هاى قومى بین آلبانیایى تبارها و اندک صرب ها بود که در طول سال هاى اخیر کشته هاى بسیارى بر جاى گذارده است. اما على رغم همه این مشکلات و موانع در حال حاضر هیچ کدام از اینها در چشم رهبران سیاسى کوزوو یک تهدید نیست. آنها مى گویند: «براى ما مهم ترین چیز فقط سرزمین مان است. ما بدون برق و بدون تمام امکانات زندگى مى کنیم، اما مى خواهیم سرزمین خودمان را داشته باشیم.» برخى از آنها نیز به کمک کشورهایى که حمایت کردند تا به استقلال برسند، امیدوار هستند و معتقدند اگر آمریکا، انگلیس و کشورهاى اروپایى کمک کنند، اوضاع براى آنها بهتر خواهد شد. اما خوشبینى آنها به اروپائیان چندان با واقعیات دیپلماسى این اتحادیه سازگار نیست. اروپا حتى نمى تواند وعده اتحاد را به کوزوو بدهد و تضمین کند که این کشور را به جمع اتحادیه اروپا خواهد برد یا خیر. هرچند انگلیس، فرانسه، آلمان و ایتالیا تلاش خواهند کرد دیگر کشورهاى اروپایى را ترغیب کنند کوزوو را به رسمیت بشناسند. اما در این راه کشورهایى همچون یونان، اسپانیا، اسلوونى و بلغارستان سد راه آلبانى تبارها هستند. چالش هاى درونى اتحادیه اروپا چنان است که امروز حتى جمهورى صربنسکا و سازمان جنبش مردمى صرب هاى این کشور اعلام کرده است که آنها نیز خواهان استقلال از بوسنى هرزگووین هستند و یا کشورى همچون قبرس هرگز حاضر نیست کشور جدید اروپا را به رسمیت بشناسد زیرا از استقلال منطقه ترک نشین خود و الحاق آن به ترکیه هراس دارد. شاید تنها قولى که اروپایى ها و آمریکایى ها بتوانند به کوزوو بدهند این باشد که از امنیت داخلى آن همان طور که با مداخله ناتو از سال ۱۹۹۹ تاکنون آن را حفظ کرده اند، محافظت کنند، البته این نکته نیز شایان توجه است که غربى ها در این مدت اگر هم سعى کرده اند با بیرق سازمان ملل چنین کارى را صورت دهند، تنها براى آن بوده است که پس از گذشت سال هاى بسیار در روز ۱۷ فوریه ۲۰۰۸ بتوانند استقلال این کشور را از صربستان اعلام کنند و به این ترتیب در بازى سیاسى با روسیه برنده شوند.

* آوردگاه قدرت ها

آنچه امروز در کوزوو روى داد نتیجه شکافى است که بین روسیه و غرب بروز کرده است. روسیه و صربستان روابط سیاسى، اقتصادى تنگاتنگى دارند. جداى از پیوندهاى عصر شوروى سابق، امروزه نفت صربستان با بهایى مناسب براى روسیه روانه گاز پروم مى شود. در مقابل روسیه همواره سعى کرده جانب صربستان را در مناسباتش با کوزوو داشته باشد. حمایت هاى بیش از حد مسکو از صربستان غربى ها بویژه آمریکا را که در یک سال اخیر بر سر ماجراى سپر موشکى با مسکو سر چالش داشت وادار کرد در قالب دوستى با آلبانیایى تبارهاى کوزوو به حمایت از آنان برخیزند. از همین روست که مى بینیم مردم کوزوو در نخستین طلیعه استقلال کشورشان که روز شنبه با سخنرانى هاشم تاچى، آغاز شد، در جشن ها و پایکوبى ها در کنار پرچم سرخ رنگ قومى خود، پرچم کشورهاى غربى را نیز در دست گرفتند و این براى روسیه حاوى پیام خوشایندى نبود که پرچم حریف مقابل آن در سرزمینى که روزى جزو متعلقات روسیه بود، به اهتزاز درآید.

لذا امروز براى آمریکا کوزوو یک برگ بازى و اهرم فشار علیه روسیه است. البته برخى ناظران معتقدند که غرب در پى کسب نوعى پرستیژ در جهان اسلام نیز هست به این معنا که به سرزمینى مسلمان نشین کمک کرده تا استقلال خود را به دست آورد و به این طریق از مسلمانان دلجویى مى کند. اما در واقع بیشترین کارکرد کوزوو در سیاست خارجى غرب مقابله با روسیه است. یعنى همان سیاستى که آمریکا با تکیه بر آن در حال سوق دادن اوکراین به سمت ناتو است. هرچند روسیه اینجا پیشدستى کرد و در سفر یوشچنکو به کرملین وى را متقاعد کرد از چنین کارى سرباز زند.از زاویه نگاه قدرت ها مناقشه بالکان با اعلام استقلال پایان نیافته است. بى گمان روسیه سعى خواهد کرد از طریق اعمال نفوذ بر شوراى امنیت مانع قطعى شدن این کار شود. مسکو در این راه چین را هم کنار خود دارد. پوتین مى داند که با یک رأى منفى خود مى تواند آراى بیشتر آمریکا، فرانسه و انگلیس را وتو کند. همان طور که این کار را تابستان در مورد استقلال محدود کوزوو انجام داد.

روسیه حربه دیگرى نیز در دست دارد و آن تکیه بر قوانین بین المللى براى سد کردن استقلال کوزوو است. یکى از این قوانین پیمان دیتون است که بر مبناى آن که در دهه گذشته منعقد شد، جمهورى هاى یوگسلاوى خود هر کدام یک کشور تلقى شدند و استقلال خود را به دست آوردند. در این پیمان فقط ۶ جمهورى به رسمیت شناخته شد و در مورد استقلال اقلیت هایى که در جمهورى ها زندگى مى کردند، سخنى نرفت. همین اصل مى تواند حربه اى مناسب براى روسیه باشد تا به کمک صربستان بشتابد و استقلال کوزوو را ملغى اعلام کند.

بدترین و بعیدترین گزینه آن است که مسکو و دوستانش در بلگراداز برخوردهاى قومى ممانعت به عمل نیاورند و یکبار دیگر آتش جنگ هاى قومى را در این شبه جزیره برافروزند. اگر چنین اتفاقى روى دهد، همه طرف ها زیان خواهند دید و زیان غرب و اروپا نیز بى شمار خواهد بود که وارد کشورى شده است و سپس پس از برافروختن آشوب ۱۹۹۹ همه تلاش خود را در به سامان رساندن آن صرف کرده است. روز یکشنبه پس از اعلام استقلال کوزوو به این کشور نوپا وعده داد با اعزام نیروهاى خود سعى خواهد کرد جلوى خشونت هاى احتمالى را بگیرد.

* تبعات دور و نزدیک رویداد کوزوو

بدون تردید اعلام استقلال یکجانبه نشانه این است که دیپلماسى در این نقطه بالکان به ثبات رسیده است. گفت وگوهاى طولانى دیپلماتیک بین صرب ها و آلبانیایى تبارهاى صربستان هرگز نتیجه اى نداد تا کوزوو اعلام استقلال کند.بنابراین مى توان انتظار هر حادثه ناگوار را داشت. درون کوزووى استقلال یافته دو بخش نسبتاً بزرگ وجود دارد که ساکنان آنها صرب هستند و برخورد بین این دو گروه مى تواند کاملاً خشونت آمیز باشد. به همین دلیل نیز استقلال کوزوو جدا از تغییراتى که مى تواند در معادلات سیاسى و جغرافیایى شبه جزیره بالکان ایجاد مى کند، تبعات گسترده ترى نیز مى تواند داشته باشد. هم اکنون کشورهاى بسیارى در جهان هستند که با مشکل مشابه صربستان و کوزوو روبه رو هستند. در اروپا، والونیایى ها و باسک ها در فرانسه و اسپانیا همین وضعیت را دارند، مقدونیه در آلبانى، ایرلندى ها و اسکاتلندى ها در انگلیس، آبخازیا و اوستیاى جنوبى در گرجستان، ببرهاى تامیل در سریلانکا، تبتى هاى چین نیز همین مدعاها را در قبال کشورهاى خود دارند.به همین جهت نیز کشورهاى یاد شده اکثراً یا موضع منفى خود را در قبال استقلال کوزوو اعلام کرده اند یا هنوز پاسخى به آن نداده اند و فقط در این میان فرانسه و انگلیس هستند که همگام با سیاست هاى آمریکا از در حمایت از استقلال کوزوو برآمده اند. جبهه غرب در کوزوو به یک ریسک بزرگ دست زده است. کوزوو مى تواند هم شانس سیاسى براى آنها باشد یا به زنگ خطرى براى آنها تبدیل شود. زیرا بعد از جنگ جهانى دوم این نخستین بارى است که مرزهاى بین المللى با یک تصمیم فرومى ریزد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات