برگزاری انتخابات مجالس ملی و ایالتی در پاکستان یک تحول مهم در این کشور به شمار می آید.
اهمیت این انتخابات که از آن در محافل سیاسی و خبری منطقه و جهان به نام سرنوشت سازترین و در همان حال دشوارترین و پرهزینه ترین انتخابات یاد شده است، در آن است که انتظارات از تحول قدرت از قدرت نظامی را به طرف قدرت حزبی - سیاسی در نوعی نظام دموکراتیک افزایش داده است. اینکه آیا واقعاً این گونه انتظارات در شرایط کنونی پاکستان برآوردنی هست یا نه دیدگاههای متفاوتی وجود دارد.
با این حال واقعیت آن است که حزب مردم با وجود ترور خانم بی نظیر بوتو رهبر این حزب در موقعیت مساعدتری از سایر احزاب قرار گرفته است و به احتمال زیاد در ائتلاف با حزب مسلم لیگ شاخه نوازشریف و یا حتی ائتلاف با مخالفان سرسخت ترش در قدرت نظامی حاکم، دولت آینده را تشکیل خواهد داد.
ولی بحثی که از این به بعد در پاکستان در محور قرار خواهد گرفت، نوع تقسیم قدرت بین بخش سیاسی و بخش نظامی است. علت آن است که تقسیم قدرت پیش از آنکه ناشی از ضرورتهای داخلی پاکستان باشد، در ارتباط با ضرورتها و نیازهای امنیتی آمریکا و ناتو در افغانستان و مرتبط با مناطق قبایلی پاکستان است که پیش بینی می شود طالبان و القاعده در آن مناطق پناه گرفته اند.
بنابراین هر دولت حزبی که در اسلام آباد روی کار بیاید می باید به چند مسأله و مشکل اساسی بتواند پاسخ دهد. بدین معنا تا اول ساختار قدرت حزبی را به گونه ای طراحی کند که حداقل تنش را با بخش نظامی و شخص پرویز مشرف رئیس جمهور داشته باشد در غیر این صورت از کارایی باز خواهد ماند.
ثانیاً دولت حزبی آینده بتواند در کنترل رادیکالهای اسلامی یا طالبان محلی که هدف اصلی خود را طالبانیزه کردن قدرت در اسلام آباد تعیین کرده اند، از شیوه های مؤثری بهره برداری کند بدون آنکه کار به تشدید جنگ نظامی با قبایل پشتون بکشد که در هر حال از طالبان و القاعده حمایت می کنند و این موضوع پنهانی نیست.
ثالثاً دولت حزبی آینده پاکستان بتواند مشکل قدرت طلبی طالبان افغانستان را به نفع آمریکا و ناتو حل کند و مرزهای افغانستان و پاکستان را تحت کنترل شدیدتری قرار دهد.
روشن است که اگر دولت آینده حزبی در هر کدام از این انتظارات با مشکل رو به رو شود و در برآوردن معقول آنها ناتوان شود دستیابی به اهدافی که بحث سیاسی در نظر دارد که قدرت را از نظامی به طرف قدرت سیاسی دموکراتیک هدایت کند، با مانع و احتمالاً شکست رو به رو خواهد شد. احتمالی که گمان نمی رود کسی در پاکستان امروز به آن تمایل داشته باشد.
از این رو واقع بینی سیاسی حکم می کند که اصل وفاق ملی مورد توجه قرار گیرد و از طرح موضوعاتی که جنجال برانگیز و باعث تفرقه بین ارتش و احزاب می شود پرهیز شود.
نتایج انتخابات نشان می دهد که با وجود مشکلاتی که وجود داشت و با وجود عملیات گروههای افراطی که با کشتار تا آخرین لحظات رأی گیری ادامه یافت مردم پاکستان قدرت سیاسی را ترجیح داده اند و این فرصتی تاریخی است که با واقع بینی می توان آن را سرآغاز تحول مثبت در ساخت قدرت نظامی قرار داد و پاکستان را از بحران خارج کرد.