صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۶ تير ۱۳۹۰ - ۱۲:۱۶  ، 
کد خبر : ۲۲۱۳۷۶
گزارشی از چگونگی تغییر و تحریف طرح دانشگاه جامع بین المللی ایرانیان

طرحی برای فرهیخته پروری!!


بصیرت:محمدرضا حاتمی رایزن سابق فرهنگی ایران در امارات که در حال حاضر یکی از مدیران شبکه های تلویزیونی بین المللی است، معتقد است طرح وی برای تاسیس یک دانشگاه را دزدیده اند و به طور غیرکارشناسانه می خواهند آن را اجرا کنند.
چندی قبل حسین نادری منش معاون آموزشی وزارت علوم اعلام کرد که طرح اولیه تأسیس این دانشگاه برای رایزن فرهنگی ایران در امارات بوده است، خبرگزاری فارس در پیگیری های خود درباره دانشگاه ایرانیان، با این رایزن فرهنگی به گفت وگو پرداخته است. حاتمی در این گفت وگو اظهار داشت: تا مهرماه 1389 به مدت سه سال به عنوان رایزن فرهنگی ایران در امارات حضور داشتم و از سال 1388 نیز نماینده شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور در امارات بودم.
وی در خصوص چگونگی شکل گیری طرح دانشگاه جامع بین المللی ایرانیان و نسبت آن با وظایف رایزنان فرهنگی تصریح کرد: پس از مدت کوتاهی از آغاز مأموریتم به این نتیجه رسیدم که یکی از مهم ترین مشکلات کشورمان در ارتباطات فرهنگی با امارات، فقدان راهبردها و زیرساخت های مناسب برای برقراری ارتباطات مفید و ماندگار است. من انجام کارهای عادی از قبیل دیدار با مقامات دولتی و برگزاری مراسم مختلف و نمایشگاه های عکس، خط و نقاشی، شب شعر و اعزام گروه سرود و تواشیح و سایر فعالیت های متعارف در رایزنی ها را اصلا کافی نمی دانستم، زیرا تحولات گسترده و پیچیده ای در عرصه های ارتباطات فرهنگی به وجود آمده است.
بنابراین در کنار فعالیت های عادی با در نظر گرفتن منافع مشترک و خطوط قرمز در هر دو کشور، تحقیقات مفصلی انجام دادم و در نهایت 12 طرح بلندمدت را تهیه و به مراکز تصمیم گیر علمی و فرهنگی در تهران ارسال کردم.
وی در پاسخ به اینکه آیا اولویت کاری خود را به فعالیت های عادی می داده است یا تحقیق و طراحی طرح های بلندمدت، گفت: فعالیت های متعارف رایزنی را به صورت کامل انجام می دادم چون در صورت عدم انجام هر یک از مصوبات قبلی باید به سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی توضیح می دادم. از طرفی عده قلیلی از بدنه این سازمان، مأموریت خارج از کشور را حق مسلم خودشان می دانند و امثال بنده که کارمند آن سازمان نیستم و نوع نگاهمان به مقوله ارتباطات فرهنگی با عادات و تعاریف پذیرفته شده آنها متفاوت است، باید تلاش مضاعفی می کردیم تا بهانه ها و مخالفت ها را تا حد امکان کاهش دهیم.
حاتمی در ادامه می افزاید: در تابستان سال 1388 مجموعه 12 طرح خود را به همراه گزارش 31 صفحه ای تحت عنوان «نگاهی به روابط فرهنگی ایران با امارات» برای مقام های ذی ربط نظیر معاونت بین الملل دفتر مقام معظم رهبری، دفتر ریاست جمهوری، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی (ریاست و 4 معاونت)، ریاست سازمان صدا و سیما، شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور، سازمان میراث فرهنگی، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، وزیر بهداشت، درمان وآموزش پزشکی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی و رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی ارسال کردم.
وی با اشاره به اینکه طرح تأسیس دانشگاه جامع بین المللی ایرانیان هم جزو همین طرح ها بوده است، تصریح کرد: پنجمین مورد از مجموعه طرح های ارسالی من، طرح تأسیس دانشگاه جامع بین المللی ایرانیان بود که بر خلاف اظهارات برخی از آقایان، هیچ گونه ارتباطی با سفیر یا سرکنسول وقت کشورمان نداشت. با توجه به مجموع شرایط، پیشنهاد کرده بودم تا یک دانشگاه غیردولتی و غیرانتفاعی با تأیید وزارت علوم در کشور امارات تأسیس شود.
رایزن فرهنگی سابق کشورمان با تأکید بر اینکه برای تأسیس دانشگاه جامع بین المللی ایرانیان پیگیری های مشخصی هم داشته است، می افزاید: در این خصوص با دکتر لطفی، معاون وقت آموزشی وزارت علوم سه بار در تهران و دو بار در دبی جلسه داشتم. البته در جلسات دبی، نمایندگان 3 دانشگاه ایرانی در امارات نیز حضور داشتند. یک بار هم با دکتر ارسلان قربانی قائم مقام امور بین الملل وزیر علوم جلسه داشتم و طرح مذکور را مفصلا توضیح دادم.
وی درخصوص اسناد مکاتبات رسمی خود پیرامون این طرح اظهار داشت: در 21 مهرماه سال 1388 نامه ای به وزارت علوم ارسال کردم و طرح تأسیس دانشگاه جامع بین المللی ایرانیان در امارات را ارائه دادم و در آن تأکید کردم که شعبه های دانشگاه های معتبر جهانی نظیر سوربن و آکسفورد در امارات فعالیت دارند و حضور داوطلبان ایرانی نیز در این دانشگاه ها کاملا مشهود است ولی نظریات غیرکارشناسی در کنسولی وزارت امور خارجه مانع از فعالیت مطلوب دانشگاه های ایرانی در امارات شده است و در نتیجه سهم ما در جذب و تربیت دانشجویان اماراتی و آموزش مدیران آینده امارات، نزدیک به صفر است.
وی در پاسخ به اینکه چرا با وجود سه دانشگاه ایرانی در دبی، اعتقاد به عدم توانایی این دانشگاه ها در جذب و آموزش دانشجویان اماراتی دارد، تصریح کرد: در روزهای اول مأموریتم متوجه شدم که شعبه دانشگاه شیراز در دبی به صورت اسف باری تعطیل شده بود و شاهد بودم که دانشجویان بلاتکلیف بودند و برای اعتراض به صورت دسته جمعی به کنسول گری و مسجد امام حسین(ع) دبی مراجعه می کردند و کسی هم پاسخ گوی آنها نبود. در واقع همه دانشجویان دانشگاه شهیدبهشتی و پیام نور در دبی، ایرانی بودند و اکثر قریب به اتفاق دانشجویان دانشگاه آزاد شعبه دبی هم ایرانی بودند. هر سه دانشگاه هم با مشکلات مختلفی روبرو بود.
حاتمی درخصوص چگونگی تأثیر تأسیس دانشگاه جامع بین المللی ایرانیان در امارات در روابط فرهنگی اظهار داشت: آموزش عالی در ایران پیشرفت چشمگیری داشته است اما در ارتباطات فرهنگی با خارج از کشور، این نقطه قوت فراموش شده است، بنابراین اولا این دانشگاه را برای غیرایرانیان طراحی کردم تا واقعا بین المللی باشد نه مانند سه دانشگاه ایرانی موجود در دبی به ایرانیان خارج از کشور اختصاص داشته باشد. ثانیا توضیح داده بودم که این دانشگاه می تواند به عنوان پلی دایمی بین مراکز پژوهشی، آموزشی، صنعتی و پزشکی ایران و مؤسسات اماراتی عمل کند و تسهیلات لازم را برای صدور خدمات فنی، مهندسی، پزشکی، علوم پایه فراهم سازد. با توجه به تجربیاتم در عرصه های دانشگاهی داخل و خارج از کشور یقین دارم این دانشگاه بدون نیاز به صرف هزینه دولتی فواید زیادی را برای هر دو کشور خواهد داشت.
وی با اشاره به عدم استقبال سفیر و سرکنسول ایران، از طرح دانشگاه جامع بین المللی ایرانیان تصریح کرد: غالبا آنها نگاهشان در حیطه امور سیاسی و تجاری بود. معتقد بودند که دانشگاه های ایران را نباید به امارات برد. آنها عملکرد دانشگاه را شبیه عملکرد بانک های ایرانی در امارات می دانستند. البته به دلیل جایگاه ویژه وزارت خارجه تاحدی این نگاه را هم با توجیهاتی به رؤسای برخی از دانشگاه ها تحمیل کرده بودند. در عین حال، تعدادی از رؤسای دانشگاه های کشور خواستار مشارکت و پشتیبانی از طرح دانشگاه جامع بین المللی ایرانیان شدند. البته برخی از مخالفان نیز اظهار می کردند «اگر این دانشگاه در امارات تأسیس شود و مدرک معتبر وزارت علوم داده شود، جمع زیادی از جوانان ایرانی به امارات عزیمت می کنند تا در این دانشگاه تحصیل کنند» بنابراین از ابتدای کار تأکید داشتم این دانشگاه حق دادن اقامت به دانشجویان ایرانی را ندارد و از این بابت نگرانی وجود نخواهد داشت.
با این حال آقایان تا جایی که توانستند کارشکنی کردند، حتی تلاش کردند تا مأموریتم نیمه تمام بماند و قبل از خاتمه مأموریت به تهران باز گردانده شوم ولی با لطف خداوند نتوانستند مانع از پیشرفت کارهایم شوند. از نظر من تأسیس این دانشگاه موجب می شد که جوانان غیرایرانی در کشورهای خودشان با هزینه شخصی در محیط علمی مناسبی تحت آموزش قرار بگیرند و به آنان مدرک معتبر داده شود، درنهایت این جوانان که مدیران آینده کشورهایشان خواهند شد همواره نسبت به ایران با دیده محبت و احترام می نگرند.
وی درخصوص این طرح توضیح داد که: در این طرح تأکید کردم که لازم است دانشگاه بین المللی ایرانیان اولا غیردولتی و جامع باشد، ثانیا اعضای هیئت امنای آن از نخبگان علمی و چهره های مقبول در عرصه های بین المللی باشند نه یک سری از سیاسیون و اعضای منتسب به دولت. در این صورت شعبه نخست آن در امارات تأسیس می شد و به تدریج شعبات دیگر دانشگاه را می توانستیم در سایر کشورها مانند قطر و... دایر کنیم و در حقیقت با مشارکت و استفاده از امکانات مالی همان کشورها و با بهره گیری از توان علمی استادان ایرانی داخل و خارج کشور، مراکز علمی معتبری را برای تربیت و آموزش نیروهای متخصص و مدیران آینده کشورهای میزبان تأسیس کنیم.
وی ادامه داد: حتی نقشه اولیه دانشگاه پیشنهادی را آماده کرده بودم. به عنوان مثال در طبقه چهارم این دانشگاه، دفاتر ارتباطات صنعتی، پزشکی و نانوتکنولوژی ایران و امارات را در نظر گرفته بودم و دولت امارات هیچ مخالفتی با این طرح نداشت و حتی حاضر بود وام مناسبی برای تاسیس این دانشگاه در اختیار هیئت موسس قرار دهد البته به شرطی که از شخصیت های علمی انتخاب می شدند نه یک عده سیاسیون.
حاتمی در خصوص چگونگی تامین بودجه تاسیس دانشگاه جامع بین المللی ایرانیان اظهار داشت: ما می توانستیم از وامی که کشور امارات در اختیارمان قرار می داد استفاده کنیم. وامی که کشور امارات برای راه اندازی دانشگاه جامع بین المللی ایرانیان اختصاص می داد از محل دریافت شهریه ها ظرف مدت 10 سال تسویه می شد و از طرفی پیش بینی شده بود که بخشی از ظرفیت دانشگاه جامع ایرانیان برای مدت 10 سال به شعبه های دانشگاه پیام نور، آزاد و شهید بهشتی در دبی اجاره داده شود چون هر سه دانشگاه در حال حاضر هزینه هنگفتی را سالانه به عنوان اجاره ساختمان به خارجیان می پردازند اما از این طریق اولا این سه دانشگاه به محل شایسته نظام آموزش عالی کشورمان منتقل می شدند، ثانیا وام دریافتی برای احداث ساختمان دانشگاه نیز از این طریق پرداخت می شد.
به این ترتیب پس از مدتی، یک ساختمان مجلل بزرگ با کارکرد علمی و آموزشی در تملک دانشگاه جامع ایرانیان قرار می گرفت و در گام بعدی می توانستیم شعبات دانشگاه را در سایر کشورهای مستعد تاسیس کنیم و از این طریق زیرساختی مناسب و بادوام را برای همکاری های علمی و فرهنگی بین المللی فراهم کنیم.
رایزن فرهنگی سابق کشورمان درباره میزان اقبال اماراتی ها از این دانشگاه گفت: خانواده های اماراتی عمدتا متدین هستند و نگران وضعیت عاطفی و تربیتی فرزندانشان که مبادا در دوران تحصیل در کشورهای غربی از ارزش های اجتماعی، فرهنگی و سنت های حسنه اخلاقی فاصله بگیرند. تعداد قابل توجهی از آنها حاضر بودند فرزندانشان در دانشگاه های داخل ایران تحصیل کنند اما موانعی وجود داشت. بنابراین در صورت تاسیس دانشگاه جامع بین المللی ایرانیان در امارات یک ظرفیت و یا پل ارتباطی مناسب به وجود می آمد و از آنجا که به فارغ التحصیلان مدرک معتبر ایرانی داده می شد، مقدمات کار برای ادامه تحصیل آنها در دانشگاه های داخل کشور نیز فراهم می شد.
وی پیرامون چگونگی راهیابی طرح خود به شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور در محل ماموریتم بودم و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی به من اعلام کرد که برای انجام طرح های بزرگ، بودجه های مناسبی در اختیار آقای ملک زاده دبیر این شورا قرار گرفته است و من هم در ادامه پیگیری هایم برای به نتیجه رسیدن تاسیس این دانشگاه نزد آقای ملک زاده رفتم و همه طرح ها از جمله طرح راه اندازی این دانشگاه در امارات را برای وی توضیح دادم. ملک زاده هم از طرح ها استقبال کرد و گفت «برو جلو. ما از شما پشتیبانی می کنیم. برو و ما و آقای مشایی را در امارات جا بینداز.» من از جمله آخر ملک زاده ناراحت شدم چون در تلاش هایم به تنها چیزی که فکر نکرده بودم جا انداختن افراد بود. به هر حال متوجه شدم اهداف ما با هم متفاوت است و این آخرین جمله ای بود که بین ما رد و بدل شد.
حاتمی با تاکید بر اینکه از ابتدا قرار بود این دانشگاه با نام «جامع بین المللی ایرانیان» نام گذاری شود، ادامه داد: دقیقا همین عنوان در مکاتبات قبلی استفاده شد. منظورم از جامع این بود که این دانشگاه تک رشته ای نباشد بلکه در رشته های مورد نیاز کشورهایی که در آنها تاسیس می شود، فعالیت کند.
وی در خصوص پیگیری طرح و چگونگی اطلاع از تصویب آن، پس از جلسه با ملک زاده تصریح کرد: موضوع را پیگیری کردم ولی هیچ گاه آقایان به من اطلاع ندادند که این طرح را به تصویب رسانده اند تا اینکه هفته گذشته وزیر علوم و معاون آموزشی وی و یکی از اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در رسانه ها اعلام کردند که تصویب دانشگاه جامع بین المللی ایرانیان براساس طرح رایزن فرهنگی در امارات بوده است، بنابراین هفته گذشته با دکتر قربانی قائم مقام امور بین الملل وزیر علوم تماس گرفتم و وی به من گفت «بله درست است، طراح اصلی تاسیس دانشگاه جامع بین المللی ایرانیان شما هستید ولی ما آن طرح را کمی تکمیل کردیم و به تصویب رساندیم.» به آقای قربانی گفتم آیا این طرح بنده بوده است یا خیر؟ که پاسخ داد، بله طرح شما بوده است. دوباره به وی گفتم در کجای طرح من گفته شده که این دانشگاه در داخل کشور تاسیس شود که حالا دعوا بر سر این است که این دانشگاه در تهران یا کیش تاسیس شود؟ چرا آقایان این طرح دانشگاهی را نزد سیاسیون حراج کرده اند؟ بقایی، مشایی و ملک زاده چه سابقه علمی دارند و کدام کشور این گونه افراد را به عنوان اعضای هیئت موسس دانشگاه می پذیرند؟ به بنده پاسخ دهید که سابقه علمی ملک زاده چیست؟ قربانی در پاسخ به من گفت «فعلا که این طرح روی هواست.» به وی گفتم آیا این درست است که بعد از آن همه تلاش و پیگیری هیچ خبری به من نداده اید و حالا که موضوع در رسانه ها منعکس شده، اعلام می کنید این همان طرح شماست؟ آیا این رسم جوان مردی است؟ اگر طراح این دانشگاه من هستم و برای تحقق آن با همه موانع و مخالفان درگیر شده ام، جزئیات و اهداف آن را بهتر از شما می دانم اما شما طرح بنده را گرفته و تحریفش کرده اید و حالا می گویید که تکمیلش کردیم؟
وی با ابراز تاسف از تحریف طرح خود گفت: این اولین باری نیست که از طرح هایم سوء استفاده کرده اند. درد من این است که دانشگاهی را که براساس اعتقاد قلبی و با اهداف بلندمدت طراحی کردم این آقایان فدای خواسته های چند روزه خود کردند. مطمئن هستم که حضور شخصیت های دولتی به عنوان اعضای هیئت مؤسس دانشگاه جامع بین المللی ایرانیان موجب می شود تا هیچ کشوری به آن اجازه فعالیت ندهد. 20 سال در دانشگاه های مختلف تدریس کرده ام و بخشی از عمرم را صرف این گونه طرح ها کردم و آنها را از جایی کپی برداری نکردم. آرزوی من این بود که استادان و اندیشمندان تراز اول ایرانی اعضای هیئت موسس آن باشند تا این دانشگاه مقبولیت بین المللی پیدا کند نه یک سری از سیاسیون. چرا این طرح را بدون اجازه من تغییر دادند؟ کدام کشور مقامات سیاسی و دولتی خود را به عنوان اعضای هیئت مؤسس یک دانشگاه معتبر بین المللی می پذیرد؟
یادم هست زمانی مد شده بود و می گفتند که هیچ کس نباید دو شغله باشد چون جرم محسوب می شود و هرکس که خدای نکرده این خلاف را مرتکب شود باید در دادگاه محاکمه شود. حالا نمی دانم بالاخره این آقایان را چه تعداد شغل و مسئولیت و منصب اشباع خواهد کرد؟
حاتمی با تاکید بر اینکه با وجود وضعی که آقایان اکنون برای این دانشگاه درست کرده اند، عضویت در هیئت مؤسس و یا هیئت امنای دانشگاه ایرانیان را قبول نخواهد کرد، ادامه داد: اگر این طرح به حالت اولیه باز نگردد دیگر جواب نخواهد داد. رسم جوانمردی حکم می کرد که حداقل از خودم بپرسند که اهداف و شیوه های اجرایی پیشنهادی ام چه بوده است.
شما چه اسم دیگری به جز دزدی طرح روی این اقدام می گذارید. خواهش می کنم اسم دیگری برای تحرکاتی که این آقایان در قبال تغییر این طرح انجام داده اند، بگذارید؟ این افراد در واقع طرح بنده را تحریف کرده اند و حاضرم رو در روی ملک زاده، وزیر علوم، مشایی، ارسلان قربانی و نادری منش این مطلب را مطرح کنم. مروت حکم می کرد که این آقایان حداقل از من می پرسیدند چرا اعتقادداری دانشگاه ایرانیان غیردولتی و غیرسیاسی باشد. طرح دانشگاه ایرانیان جزو مصوبات سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی است و اکنون باید این سازمان مدعی باشد که چرا این طرح طور دیگری از آب درآمده است. آقایان اگر راست می گویند رو در روی من بایستند و اعلام کنند که این طرح برای من نبوده است.
 

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات