حسین امیدى
حکومت ترکیه با وزیدن نسیم بهار عربی، در نگاهی راهبردی برای کسب امتیاز بازیگر برتر منطقه ای، از فقدان مصر در معادله منطقه ای و انفعال خاموش عربستان بهره گرفته و با آمریکا وارد یک بده بستان استراتژیک شد. اردوغان و تیم حکومتی وی برای اینکه نشان دهند از ظرفیت های قابل توجهی برای مهندسی منطقه برخوردارند و می توانند بازی باخته منطقه ای آمریکا را به یک شرایط برد - برد با ترکیه تبدیل کنند، با فعال کردن سیاست دلالی در تونس و مصر و سپس در لیبی و به نمایش گذاشتن آشتی فتح - حماس که پروژه ای مستقل برای به سازش کشاندن حماس و نجات ابومازن بود، به سراغ سوریه رفتند. پروژه سوریه آنچنان جذاب بود که همه ورشکسته های منطقه ای در کنار رژیم صهیونیستی و آمریکا قرار گرفتند و ترکیه به صحنه گردان سیاسی- تبلیغاتی و سپس امنیتی - نظامی در طرح براندازی در سوریه تبدیل شد. اردوغان برای جلب آرای بیشتر انتخاباتی مردم در ترکیه یک بار دیگر کاروان دریایی شکست محاصره غزه را با کشتی مرمره مطرح کرد ولی به طرف های آمریکایی- صهیونیستی متعهد شد که از شعار فراتر نمی رود و پس از انتخابات آن را لغو کرد تا مذاکرات سری با صهیونیست ها در تل آویو و اتریش بهتر به نتیجه برسد. برنامه تولید منطقه حائل در استان «ادلب» سوریه که از قبل با اعزام نیروهای سلفی که در قطر و عربستان و برخی پادگان های آمریکایی آموزش دیده بودند و ارسال سلاح و تجهیزات نظامی که از پل «شغور» استارت خورده بود تا با کشاندن مردم روستاها به آن، مقدمه مداخله نظامی ناتو و یا ترکیه با حمایت آمریکا و رژیم صهیونیستی فراهم شود، در نطفه خفه شد و بقیه تلاش ها که به دست و پا زدن شبیه بود در «معره نعمان» یا «دیرالزور» هم بجایی نرسید و سران آشوب توسط نیروهای سوریه سرکوب و دستگیر شدند. آخرین ترفند ترکیه که قرار بود در حاشیه روستای «حزبه الجوز» با بلند کردن پرچم ترکیه در خاک سوریه دنبال شود هم با حضور مقتدرانه ارتش سوریه و به پایین کشیدن پرچم ترکیه، نقش بر آب شد. در تمامی این مدت، موضع گیری های مقامات ترکیه بسیار قابل تأمل بودند و مانند مدعی العموم منطقه ای مداخله گرانه برای بشار اسد تعیین تکلیف می کردند. گاه از اینکه اوباش و سلفی ها به نتیجه نرسیده بودند و با شدت سرکوب شده بودند، صحنه را فجیع می نامیدند، گاه به بشار اسد توصیه می کردند که ماهر(برادرش) و رامی مخلوف (پسردایی اش) را فدا کند تا فتنه براندازی در سوریه متوقف شود!!
دو رویداد مهم در هفته گذشته، لحن ترک ها و برآورد صهیونیست ها را زیر و رو کرد. تشکیل کابینه میقاتی که پنج ماه به امیدهای واهی آمریکا و 14 مارس با کارشکنی مواجه بود و بدون مشارکت حریری و جعجع و جمیل تشکیل شد، شوک اولیه به طرف های مداخله گر منطقه ای بود. چرا که حریری و دار و دسته صهیونیست جعجع از طریق دستگاه امنیتی مرتبط با آنها (امن العام) همه تلاش خود را با اعزام چند هزار نیروی مسلح سلفی از محور «بانیاس» به داخل سوریه نشان داده و ناکام مانده بودند و هم اکنون نگران از اینکه امکان تکرار آن را ندارند و اینکه با آنها برخورد خواهد شد و رسوا می شوند. نکته مهم دیگر این است که این کابینه با یکدستی تقریبی، بیشترین امکان برای نمایش قدرت ملی لبنان را در قبال رویدادهای منطقه و یا مداخلات خارجی و یا پیگیری مطالبات ملی خود در صحنه داخلی و یا در قبال تجاوزات رژیم صهیونیستی داراست. این بدان معناست که تشکیل کابینه لبنان به جز ظرفیت های ملی، از کارویژه های منطقه ای قابل توجهی نیز برخوردار است که روندهای برنامه ریزی شده توسط آمریکا، رژیم صهیونیستی و دلال های سیاسی منطقه را متأثر خواهد کرد.
رویداد دوم در مورخه 21 ژوئن، سه شنبه گذشته در شهرهای بزرگ و مهم سوریه روی داد و میلیون ها شهروند سوری، پس از سخنرانی بشار اسد در مورد اوضاع این کشور و عناوین اصلاحات موردنظر نظام، در حمایت از وی تظاهرات کردند. جالب اینکه، حرکت خودجوش میلیونی در سوریه، اگر چه انعکاسی واقعی در رسانه های سازمان یافته استکباری و ارتجاعی نیافت ولی بازتاب روشنی در مواضع و ارزیابی های آنان داشت.
یک مرکز پژوهشی رژیم صهیونیستی نتیجه گرفته است که نظام بشار اسد پابرجاست و گروه های معارض آن ضعیف هستند و امکان مداخله نظامی خارجی و یا تلاش ترکیه برای ایجاد منطقه حائل در مرزهای سوریه نیز وجود ندارد.
مقامات ترکیه که از ابتدای پروژه پل شغور خود را آماده کرده بودند، به جز تحریک مردم روستایی مرزنشین برای خروج از سوریه و استقرار در کمپ های پناهندگی، اصرار واضحی داشتند تا آمار افراد پناهجو را بالای 10هزار نفر نشان دهند تا بر اساس کنوانسیون های بین المللی، مجاز به مداخله گری در سوریه باشند.
حضور مقتدرانه ارتش سوریه در حاشیه مرزی با ترکیه و سرکوب اوباش و سلفی های وارداتی از یک سو و نمایش حضور گسترده مردمی در تظاهرات شهرهای مختلف، مقامات ترک را نیز ناامید کرده است. به طوری که «داود اوغلو»، دلال سیاسی و هماهنگ کننده سیاست های ترکیه و رژیم صهیونیستی در جدیدترین موضع خود، ترکیه را در تماس مستمر با دمشق معرفی کرده و سخنرانی بشاراسد را حاوی نکات ایجابی ارزیابی کرده که تحقق اصلاحات را به دنبال دارد. وی ترکیه را متعهد به بازگرداندن پناهجویان به سوریه دانسته و لحن جدیدی در تعامل با سوریه نشان می دهد.
اگر چه هنوز درخصوص تجدیدنظر رفتاری ترک ها در قبال ناامنی سازی در سوریه نمی توان به شکل قطعی اظهارنظر کرد ولی آنچه روشن است اینکه، سوریه با پشت سرگذاشتن تمامی اشکال فتنه و تلاش های خارجی برای جلوه دادن آشوب هدایت شده به جای انقلاب مردمی، به مرحله جدیدی رسیده که غرب به عنوان فشار اقتصادی به سوریه و برداشتن چماق حقوق بشر در نظر گرفته است.
البته ترک ها با نیم نگاهی به سوری تبارهای ترکیه و تظاهرات روز شنبه در این کشور و حضور میلیون ها علوی در جنوب آن کشور، به خوبی درک می کنند که سوریه عامل ثبات در ترکیه محسوب می شود و نادیده گرفتن خط سرخ های منطقه ای برای ضربه زدن به جبهه مقاومت و خدمت به سیاست های آمریکایی و صهیونیستی، هزینه زیادی در برخواهد داشت که قبل از هر کس، افکار عمومی ترکیه، آغازگر آن خواهد بود.