صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۲ تير ۱۳۹۰ - ۱۰:۴۲  ، 
کد خبر : ۲۲۱۷۲۴
آغاز شکل‌گیری جنگ نرم غرب علیه ایران

پروژه‌های آمریکایی براندازی نرم

مقدمه: نقش رسانه ها در تمامی کشورهایی که در آنها براندازی نرم صورت گرفته، کاملاً محسوس و تأثیرگذار است. در ایران نیز افرادی که به دنبال فتح سنگر به سنگر نظام بودند و تئوری فشار از پایین و چانه زنی از بالا را ارائه کرده بودند نقش بی بدیل قدرتمند رسانه ها اعم از مکتوب و غیرمکتوب را درک کردند و تمام حمایت خود را از آن انجام دادند. پس از مقطعی که روزنامه های جریان وابسته به دلایل مختلف توقیف شد، تنها اینترنت ماند و شبکه های ماهواره ای؛ کشورهای غربی نیز که در آن مقطع اصلاح طلبان را در پایان راه می دیدند سرمایه های عظیم مالی و حمایتی خود را پشت این جریان قرار دادند. در همین راستا در خارج از کشور شبکه های ماهواره ای با بودجه کشورهای غربی گسترش پیدا کرد و جمعی از روزنامه نگاران داخلی بر اساس تفکرات خود جذب رسانه های ضدانقلاب شدند. در داخل نیز جریان دوم خرداد پس از کشف پتانسیل اینترنت شروع به ساخت وب سایت های مختلف کرد. برخی موسسات آمریکایی چون «هوفر» و «برکمن»، «ممری» و ... نیز رسماً وارد عرصه کمک به مخالفان نظام اسلامی شدند که در این نوشتار به برخی کمک های آمریکا در پروژه های مختلف به فتنه گران پرداخته می شود.

الف) پروژه گلف 2000
پروژه استفاده از فضای مجازی برای شکل دهی به یک شبکه اینترنتی توسط بیگانگان باعث شد که پروسه های براندازانه ای علیه ایران شکل گیرد. یکی از این پروژه های تعریف شده برای این پروسه، اقدامات مرکز «برکمن» از زیر مجموعه های دانشگاه هاروارد بود که وظیفــه اصلی اش بررسی جنبه های سیاسی - اجتماعی اینترنت است.
در گذشته کنفرانسی در این دانشگاه برگزار شده بود که هدف آن بررسی نمونه های مختلف غیرآمریکایی اینترنت در انتخابات کشورهای مختلف بود. برای آمریکا و ناتو اهمیت داشت تا متوجه شوند اینترنت تا چه میزانی در دیگر کشورها بومی شده است. همچنین کنفرانسی در آن سال ها پیرامون توانمندی وبلاگ ها و اینترنت در رژیم صهیونیستی برگزار شد. این کنفرانس توسط یکی از عناصر ایرانی تبار اسرائیل به نام «دیوید منا شوید» که در پروژه «گلف 2000» گری سیک (مشاور و عضو ارشد شورای امنیت ملی آمریکا در زمان کارتر) همکاری می کرد، برگزار شد.
گری سیک پروژه ای راه اندازی کرده بود که در آن از همه ایرانی هایی که در داخل و خارج از کشور با سرویس امنیتی کشورهای مختلف همکاری می کردند استفاده می شد. هدف از این پروژه ارتباط با برخی از نخبگان داخلی و کسب اطلاعات از اوضاع ایران بود که بعضی از اساتید دانشگاهی و شخصیت های اصلاح طلب از جمله؛ سریع القلم، سیامک نمازی، جهانبگلو، قمی، هادیان، ذاکریان و .... در این پروژه عضو بودند. در همین کنفرانس در تل آویو بود که روزنامه نگاری ایرانی در آن شرکت کرد و مباحثی چون استفاده درست جریان اصلاحات از اینترنت، راه اندازی جنگ روانی، براندازی نرم، انجام مواردی که رسانه های سنتی و بومی از انجام آن عاجز هستند و ... مطرح شد. از سوی دیگر موسسه ای به نام «ممری»، در سرزمین های اشغالی مشغول به فعالیت شبه رسانه ای است که در اصل آمریکایی است. وظیفه این موسسه در زمینه مطالعات رسانه ای خاورمیانه است. تلاش اصلی این موسسه مبارزه با فعالیت های ضد اسرائیلی است که در دیگر کشورها صورت می گیرد. موسسه «ممری» پروژه ای را دنبال می کند که هدف آن حمایت از اصلاح طلبان دنیای اسلام از جمله ایران است. مسئول این پروژه یکی از افسران قدیمی اطلاعات ارتش اسرائیل است. بنا به گفته های این افسر قدیمی اسرائیلی اهداف این موسسه در ایران اشاعه تفکراتی مانند تفکرات عبدالکریم سروش و برخی دیگر از روشنفکران وابسته به آنها می باشد.
همکاری روزنامه نگاران ایرانی با پروژه گلف 2000
در این پروژه آنچنان که در آن برنامه ریزی شده بود قرار شده بود که برخی از چهره های برجسته اصلاح طلب جذب شوند و از طریق آنها روزنامه نگارانی که از دید آنها توان حرکت در راستای اهداف این پروژه را داشتند به گلف 2000 ملحق شوند.
بر همین اساس بود که اصلاح طلبانی که با اینترنت آشنا بودند و حضور پررنگ در دنیای مجازی داشتند جذب شدند. در این راستا بود که افرادی از قبیل محمدعلی ابطحی، ابراهیم نبوی، سینا مطلبی، امید معماریان، مسیح علی نژاد، نیک آهنگ کوثر، پرستو دو کوهکی، مسعود بهنود و ... به این پروژه ملحق شدند. در مثلث براندازی هر کدام از موسسات آمریکایی فعالیت خاصی را انجام می دهند که در ایران نیز یک سری افراد با آنها همکاری می کنند. مهم ترین موسسه «هوفر» زیر مجموعه دانشگاه استنفورد است که در زمان جنگ سرد تشکیل شده است. این موسسه پروژه ای به نام «دموکراسی در ایران» دارد که زیر نظر سه شخص امنیتی به نام های: عباس میلانی، لری دایمند، مایکل مک فور اداره می شود.
عباس میلانی در زمان شاه به دلیل فعالیت در گروه های چپ دستگیر و در بازداشت تبدیل به یک سلطنت طلب دو آتشه شد! به طوری که پس از انقلاب و یکی دو سال زندگی در ایران، کشور را به مقصد آمریکا ترک و در آنجا کتاب های متعددی به نگارش درآورد و از دستاوردهای رژیم پهلوی تقدیر کرد. او کم کم به یکی از رهبران اپوزیسیون تبدیل شد که با دیگران فرق عمده ای داشت و آن رابطه با عناصر اصلاح طلب داخلی بود. پروژه «دموکراسی در ایران» پیرامون فرهنگ عامه مردم در ایران مانند موسیقی، وبلاگ ها و مسائل جنسی کار می کند. بخش دانشجویی این موسسه بسیار فعال است که افرادی مانند فاطمه حقیقت جو، آرش (احمد) نراقی از اعضای حلقه کیان و نزدیک به «عبدالکریم سروش» در کنفرانس های آنها سخنرانی می کنند.
در داخل ایران نیز برخی افراد که به کارگزاران نزدیک بودند. به طور نمونه، «محمد عطریانفر» در هر مجله یا روزنامه ای که کار می کرد از «عباس میلانی» تحت پوشش یک تاریخ نگار که کارهای خود را انجام می دهد، مصاحبه می کرد. اهمیت عباس میلانی برای CIA از رضا پهلوی هم بیشتر بود، زیرا او با اصلاح طلبان رابطه خوبی دارد و حتی تمام هزینه های مالی اکبر گنجی در خارج از کشور را نیز او تأمین می کند.
ب) پروژه صداهای جهان
یکی دیگر از پروژه هایی که برای رصد و برنامه ریزی عملیاتی در فضای سایبری برنامه ریزی شد پروژه «صداهای جهان» بود. پروژه «صداهای جهان» زیر مجموعه مرکز برکمــن (دانشگاه هاروارد) در سال 2004 تعریف شد. هدف این پروژه تمرکز بر تمام بلاگرهای دنیا به خصوص کشورهای مخالف آمریکا از جمله ایران بود تا بتوانند به هدف خود که ایجاد جنگ روانی در این کشورها است، دست پیدا کنند.
منابع مالی این پروژه را بنیاد سوروس (OSi) تأمین می کند که به اکثر موسسات غیر دولتی در دنیا کمک مالی می کند. طراح و پیگیر این پروژه فردی به نام «زوکرمن» است که قبلاً در بنیاد سوروس فعالیت می کرده است. او بر روی استفاده از اینترنت برای براندازی نرم در کشورهای مختلف فعالیت زیادی داشته است و با نهادهای اطلاعاتی امنیتی غربی نیز رابطه دارد. فرد فعال دیگر در این پروژه خانم «ربکا مک کین» است که قبلاً در CNN فعالیت داشته است.
بر اساس مشاهدات و اطلاعات موجود پروژه «صداهای جهان» توسط سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا حمایت مالی می شود و این سازمان، آن را طراحی کرده تا بتواند در کشورهای مخالف آمریکا نیروها را جذب کند و یک جنگ روانی از طریق وبلاگ ها علیه حکومت در آن کشورها راه اندازی کند.
ج) پروژه رسانه؛ بـازوی پرقدرت برانـدازی نرم
یکی دیگر از بازوهای براندازی که در مسائل اخیر خود را بیشتر نشان داد رسانه است که در سال های اخیر بسیار بر آن سرمایه گذاری شده است. این بازو دارای سه زیر شاخه است: مطبوعات، اینترنت (موبایل، سایت و ...)، رادیو - تلویزیون.
از قبل رادیو - تلویزیون این تکنولوژی را به آمریکا داد تا از بیرون به داخل ایران دسترسی پیدا کند به همین دلیل سرمایه گذاری زیادی در این زمینه انجام می شد اما در این چند سال اخیر در زمینه مطبوعات هم سرمایه گذاری شده و حتی یک سری از موسسات مطبوعاتی شروع به توزیع موارد فکری می کنند که یکی از مهم ترین محورهای جنگ روانی است.
از زیر شاخه های معروف رسانه، صدای آمریکا است که افرادی مانند سازگارا، افشاری، شیرین عبادی، مهرانگیزکار و .... رسماً از نیروهای این شبکه محسوب می شوند.
رسانه های دیگری هم نظیر رادیو اروپایی (دویچه وله) متعلق به وزارت خارجه آلمان و رادیو فردا که افرادی همچون کیوان حسین، فرید قاسمی، مصدق کاتوزیان، ایرج گرگین و... در آن مشغول به فعالیت هستند.
هلند در بخش رسانه با اختصاص بودجه ای 51 میلیون یورویی سرمایه گذاری عظیمی انجام داده که یکی از این مجموعه ها که با این بودجه راه اندازی شد «رادیو زمانه» است. عناصری از حامیان جریان دوم خرداد اعم از معصومه ناصری، مهدی گرامی، نیک آهنگ کوثر، ابراهیم نبوی، عباس معروفی، کلانتری و ... در آن مشغول به کار هستند. سردبیر خبر رادیو زمانه فردا به نام «حسین علوی» از افراد موثر رسانه ای در اتحادیه جمهوریخواه است. در بخش اینترنت نیز این چند ساله فعالیت ها گسترش یافته است.
بخش اعظم بودجــه های هلند صرف بر پایی وب سایت هایی مانند روزآنلاین به سردبیری «حسین باستانی» و مشارکت نوشابه امیری، ابراهیم نبوی، عباس میلانی، علی افشاری، فرح کریمی و احمد زید آبادی شده است. وب سایت خانه آزادی که با سازمان سیا رابطه مستقیم دارد و وب سایت گذار که افرادی مانند محمد تهوری، فاطمه حقیقت جو، فرج سرکوهی، عباس معروفی و ... در آن مشغول به فعالیت هستند، از جمله این پایگاه های اینترنتی هستند. در مجموع با توجه به مطالب گفته شده کاملاً می توان دریافت که جریان برانداز طی سالیان گذشته چگونه با بهره گیری از فضای سایبر به دنبال تأثیرگذاری در سپهر جامعه ایرانی برای دستیابی به مقاصد و اهداف خود بوده است، به شکلی که این تلاش به شکل دقیق در قالب دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اجرایی شد.
به این شکل که تجمیع دو تلاش داخلی و خارجی در آن قابل رویت بود. یک سوی آن تلاش های داخلی برای براندازی نظام در قالب انقلاب رنگی بود و سوی دیگر آن تلاش های خارجی برای تأثیرگذاری و حتی حمایت و دخالت مستقیم به نفع برخی کاندیداها.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات