صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۲ تير ۱۳۹۰ - ۱۲:۰۲  ، 
کد خبر : ۲۲۱۷۲۷
آشنایی با برخی از دیدگاه های نهضت آزادی ایران (10)

احزاب سیاسی ایران (بخش صد و یازدهم)


تألیف: ولى الله بهرامى
تنظیم: عبدالله شمسى

اعتقاد به مصدق(1)
در اندیشه نهضت آزادی، مصدق از جایگاه ویژه ای برخوردار است. رهبران این گروه سیاسی افزون بر وابستگی فکری و سیاسی به مصدق، از نام وی برای طرح نهضت آزادی، در محافل مردمی و دانشگاهی و دستیابی به هویت مستقل سیاسی، سود می جستند. به همین جهت پیش از تشکیل سازمان خود ضمن ارسال نامه ای به مصدق، از او برای تشکیل نهضت اجازه گرفتند و از وی پشتیبانی کردند و راهنمایی خواستند و او را پیشوای بزرگ و محبوب خطاب کردند. دکتر مصدق نیز ضمن تبریک صمیمانه به مناسبت تأسیس نهضت آزادی، اظهار امیدواری کرد که این جمعیت تحت رهبری شخص شخیص بازرگان، موفق به خدمات بزرگی به مملکت گردد.(2) چنین بود که نهضت آزادی، بر پایه چهار اصل مسلمان، ایرانی، تابع قانون اساسی و مصدقی بودن شکل گرفت و این چهار اصل در مرامنامه نهضت آزادی ثبت شد. در مورد پیروی از آرا و اندیشه های مصدق، به روشنی در مرامنامه نهضت چنین آمده است:
«مصدقی هستیم و مصدق را از خادمین بزرگ افتخارات ایران و شرق می دانیم... ما مصدق را به عنوان یگانه رئیس دولتی که در طول تاریخ ایران محبوبیت داشت و منتخب واقعی اکثریت مردم بود و قدم در راه خواسته های ملت برداشت و توانست پیوند میان دولت و ملت را برقرار سازد و مفهوم دولت را بفهماند و به بزرگ ترین موفقیت تاریخ ایران، یعنی شکست استعمار نائل گردد، تجلیل می کنیم و به این سبب از تز و راه مصدق پیروی می کنیم.»(3)
درست است که شماری از اعضای اصلی نهضت آزادی پیش از قیام پانزده خرداد 42 دستگیر و زندانی شدند، ولی در اطلاعیه های نهضت به مناسبت این قیام، عبارت هایی چون: مصدق رهبر ملی، یا مرگ یا مصدق، تنها حکومت مصدق و یاران حکومت ملت ایران است، آوردند.(4) بر خلاف این تأییدات نهضت آزادی در مورد مصدق و 15 خرداد، وی حتی یک کلمه درباره این قیام و هزاران شهید آن به زبان نیاورد و یک خط ننوشت. این در حالی بود که وی در همان روزها به کوچک ترین نامه های دوستان جواب می داد و برای کوچک ترین موضوعات از قبیل ترحیم دوستان و... پیام می فرستاد.(5)
وقتی مصدق از دنیا رفت (سال 1345)، یدالله سحابی بدن او را غسل داد و مهندس بازرگان قبر او را آجرچینی کرد که این خود، نمایانگر شدت پیوند عاطفی بنیان گذاران نهضت آزادی با مصدق است. از آن پس نهضت آزادی تا پیروزی انقلاب اسلامی همواره نام مصدق را بزرگ می داشت و از او به نیکی یاد می کرد. برای مثال در مدح مصدق آورده بود: «درود به دکتر محمد مصدق، رهبر ما و سردار بزرگ رزمندگان نهضت ملی ایران.» (6)
نهضت در حالی داعیه حرکت در مسیر اسلامی را داشت که همواره از مصدق به عنوان پیشوا، رهبر، معلم و سردار بزرگ رزمندگان نهضت ملی ایران یاد می کرد.(7) پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز در مدح او آورده بودند: «انقلاب اسلامی، ادامه حرکت مصدق است و بزرگداشت مصدق به منزله بزرگداشت مبارزات بر حق ملت ایران است.»(8)
حضرت امام(ره) با فراست کامل و آگاهی از این که جریان ها و گروه هایی با اهداف و مقاصد مختلف، همواره سعی دارند نام و تفکر مصدق را در عرصه سیاست زنده نگه دارند، به نقش دکتر مصدق در تاریخ پرداخته و فرمودند:
«مسلمان ها بنشینند تماشا کنند، یک گروهی که از اولش باطل بودند ـ من از آن ریشه هایش می دانم ـ یک گروهی که با اسلام و روحانیت اسلام سرسخت مخالف بودند، از اولش هم مخالف بودند. اولش هم که مرحوم آیت الله کاشانی دید که اینها خلاف دارند می کنند و صحبت کرد، اینها کاری کردند که یک سگی را نزدیک مجلس عینک به آن زدند اسمش را آیت الله گذاشته بودند. در زمان آن (مصدق) بود که اینها فخر می کنند به وجود او، او هم مسلم نبود من در آن روز در منزل یکی از علمای تهران بودم که این خبر را شنیدم که یک سگی را عینک زدند و به اسم آیت الله توی خیابان ها می گردانند، من به آن آقا عرض کردم که این دیگر مخالفت با شخص نیست این سیلی خواهد خورد و طولی نکشید که سیلی را خورد و اگر مانده بود سیلی را بر اسلام می زد.»(9)
بعد از انقلاب، حضرت امام، پس از برشمردن کارهای خلاف اسلام مصدق و جبهه ملی و در جریان مخالفت آنها با لایحه قصاص، خطاب به نهضت آزادی می گوید:
«چرا حساب تان را از آنها جدا نمی کنید، شمایی که مسلمان هستید چرا نمی فهمید دارید چه می کنید؟ آیا نهضت آزادی قبول دارد که حکم قصاص غیر انسانی است؟ چرا ساکت نشسته اید؟ مگر نهی از منکر آن است که فقط من را نهی کنید؟ دولت و مجلس را خرد کنید؟ و... خوب من با این جمعیت نمازخوان و متدین چه بکنم؟ من باز عرض می کنم که حساب های تان را جدا کنید.»(10)
موضع گیری حضرت امام موضع نهضت آزادی در الگوسازی از مصدق را تغییر نداد، بلکه این تشکل همچنان به تجلیل و تکریم از وی ادامه داد. امروز نیز «مصدقی بودن» در مقدمه مرامنامه نهضت به عنوان اصلی بنیادین مطرح است. پیروی نهضت آزادی از مصدق، افزون بر آن که ضعف ها و ناتوانی های اعتقادی و سیاسی وی را به نهضت آزادی انتقال داده است، از نوعی رابطه مستحکم میان نهضت آزادی و جبهه ملی حکایت می کند؛ زیرا از دکتر مصدق همواره به عنوان پدر جبهه ملی یاد می شود و بازرگان نیز تصریح کرده که نهضت آزادی فرزند جبهه ملی است.
یزدی دبیرکل فعلی نهضت آزادی نیز، در دیدار با کارگردان و عوامل تهیه مجموعه «روزگار قریب» پس از دفاع از بازرگان و مصدق، درباره مصدق می گوید: بیش از نیم قرن هتاکی و توهین رژیم پهلوی و جمهوری اسلامی نتوانسته است لکه ای بر تصویر رفیع دکتر مصدق در ناخودآگاه جامعه ایران بگذارد. ملت ایران نسبت به شخصیت هایی مانند بازرگان و قریب نیز چنین احساسی دارند.»(11)
ابراهیم یزدی، در این گفتار، نظام جمهوری اسلامی و رژیم سفاک پهلوی را در یک ردیف و دارای وجه مشترک می داند که هر دو خواسته اند مصدق را بدنام کنند. در سال 86 که استاندار وقت تهران، با تأکید بر قانون، اعلام کرده بود که چون نهضت آزادی غیرقانونی است، اجازه برگزاری مراسم به مناسبت سالروز تأسیس تشکل خود را ندارد، نهضت آزادی، با صدور بیانیه ای پس از ایراد توهین های فراوان به امام امت اظهار داشت:
«اثبات این که رهبر فقید انقلاب خواستار سلب حق شهروندی جمعی از ایرانیان بوده اند در حالی که خداوند چنین حقی را حتی به پیامبران امین وحی تفویض نکرده است، یا فردی چون دکتر مصدق را غیر مسلمان می دانسته اند، یا این که دفاع آیت اله خمینی از آزادی و جمهوریت در اوایل انقلاب تنها از روی اضطرار و نه اعتقاد بوده است، نه تنها نمی تواند دستاویز قانونی برای سلب حق شهروندی اعضای نهضت یا اثبات ارتداد دکتر مصدق شود، بلکه به کاستن از اعتبار دیگر بیانات ایشان می انجامد.»(12) گویا از نظر نهضت آزادی، حمایت از مصدق چندان اهمیت دارد که اسلام، نظام اسلامی، حضرت امام و... باید فدای آن شوند، یعنی همه اینها در مقابل مصدق هیچ هستند!
پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات