صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۷ تير ۱۳۹۰ - ۱۰:۱۸  ، 
کد خبر : ۲۲۲۶۶۰

شاکله دولت احمدی‌نژاد


یدالله جوانی
جمهوری اسلامی و ملت ایران طی سال های بعد از انقلاب، چندین دولت به معنای قوه مجریه را تجربه کرده است. با قرار دادن هر یک از این دولت ها در بوته نقد و بررسی، می توان با توجه به اهداف، سیاست ها، مواضع و عملکردها و میزان انطباق مواضع و عملکردها با گفتمان انقلاب اسلامی به آنان نمره داد. بدیهی است که هر یک از دولت های پیشین به نوبه خود در اداره کشور زحمت کشیده و برای پیشبرد امور کارهایی را انجام دادند؛ اما یکی از مهم ترین ملاک های قضاوت در مورد دولت ها برای ارزیابی دقیق از آن ها، میزان تلاش آنها برای همسو کردن مواضع حرکت ها با گفتمان انقلاب اسلامی از یک طرف و میزان موفقیت آنها در پیاده سازی شعارهای انقلاب اسلامی از طرف دیگر می باشد. با در نظر گرفتن ملاک مذکور، از میان دولت های بعد از انقلاب، دولت آقای خاتمی نه تنها کمترین نمره را دریافت می کند، بلکه دولت ایشان متهم به تلاش برای ساختارشکنی و عبور از نظام دینی می باشد. اتهام ساختارشکنی به دولت خاتمی، به خاطر گفتمان شکل گرفته در دوره ایشان تحت عناوینی چون جامعه مدنی، توسعه سیاسی و نهایتاً اصلاحات است.
 آقای خاتمی هیچ گاه به عنوان رئیس دولت و چهره محوری جبهه دوم خرداد، تعریف صریح و روشنی از جامعه مدنی، توسعه سیاسی و اصلاحات ارائه نکرد، لکن اطرافیان و طرفداران مورد حمایت ایشان، تعاریفی از این واژگان ارائه کردند که جز ساختارشکنی و عبور از نظام دینی برداشت دیگری از آنها نمی توان کرد. روزنامه های زنجیره ای، همایش ها، سخنرانی ها و مصاحبه های افراد نزدیک و مورد حمایت آقای خاتمی، اسناد موجود این ادعا می باشد. نتیجه دوره خاتمی، شکل گیری جریان فتنه سبز در سال 88 می باشد. فتنه سبز در سال 88 با بازیگران روی صحنه ای چون مثلث موسوی، خاتمی و کروبی تمام قد در برابر نظام اسلامی ایستادند. در این میان، دولت احمدی نژاد از ویژگی های خاص برخوردار است. این دولت یک دوره چهارساله را با عنوان دولت نهم پشت سر گذاشته و اکنون در میانه راه دولت دهم است. دولت دهم با حاشیه هایی روبه رو شده که برخی تلاش می کنند، نمره دهی به این دولت را تماماً براساس این حاشیه ها انجام دهند و این نوع نگاه به طور قطع دور از انصاف و عدالت است. آقای خاتمی با پیروزی خود جبهه ای با عنوان دوم خرداد ایجاد کرد که گفتمان آن نقطه مقابل گفتمان انقلاب اسلامی بود؛ اما در فضای اصول گرایی، آقای احمدی نژاد با تکیه بر گفتمان اصول گرایی که همان گفتمان انقلاب اسلامی بود مورد حمایت قرار گرفت و پیروز میدان گردید.
دولت نهم در مواضع گفتمانی و در اقدامات عملی در حوزه های گوناگون، تلاش و همتی داشت برای پیاده سازی همین گفتمان و به همین دلیل مورد حمایت همه جانبه رهبر معظم انقلاب قرار گرفت و رضایت توده های مردم از دولت نهم، سبب گردید آرای احمدی نژاد در انتخابات 88 افزایش قابل ملاحظه ای پیدا کند. متأسفانه بروز و ظهور یک جریان انحرافی با گفتمانی متفاوت از گفتمان اصلی دولت نهم در دولت احمدی نژاد از یک طرف و حمایت های رئیس دولت از این جریان به هر دلیل از طرف دیگر، مجموعه دولت را تحت الشعاع قرار داده است. هر چند جریان مذکور در دولت، ذی نفوذ و تأثیرگذار است، لکن این جریان را معادل دولت و دولت را معادل این جریان تصور کردن، اشتباه بزرگی است. دولت، مجموعه ای از وزارتخانه ها و سازمان ها با زیر مجموعه های فراوان است که در هر یک از آنها افراد دلسوز، انقلاب و ولایی فعال بوده و براساس همان گفتمان انقلاب اسلامی، برای پیشبرد کشور تلاش می کنند.
این مجموعه افراد را نباید با همان چشمی نگریست که جریان انحرافی انتظار آن را دارد. جریان انحرافی می خواهد خود را معادل دولت و تمام دولت معرفی کند، در حالی که واقعیت این نیست. بر همین اساس، رهبر معظم انقلاب اسلامی می فرمایند، شاکله دولت کنونی خوب و مطلوب است. این شاکله را با جداسازی جریان انحرافی از آن می توان تقویت کرد.
اگر جریان انحرافی متهم به انواع فساد است، برمبنای قانون و به دور از هر نوع جنجال آفرینی باید به این مفاسد رسیدگی و طبق قانون با مفسدان برخورد گردد. انتظار این است، رئیس جمهوری که با گفتمان انقلاب اسلامی و شعار مبارزه با مفاسد از یک طرف و اجرای عدالت از طرف دیگر به صحنه آمده، با همان جدیت، دستگاه قضایی را برای برخورد عادلانه با مفسدان و مجرمان با هر پیشینه و سابقه ای یاری رساند. بدیهی است که اولین دستاوردهای مثبت چنین رویکردی، نصیب خود دولت و رئیس آن خواهد شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات