صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۷ تير ۱۳۹۰ - ۱۰:۲۸  ، 
کد خبر : ۲۲۲۶۶۴

مصر دوباره رنگ و بوى انقلاب مى‌گیرد


رضا اشرفى
مردم مصر وقتی آخرین ساعات روز 22 بهمن 89 را به خاطر کناره گیری دیکتاتور 30 ساله کشورشان، حسنی مبارک جشن می گرفتند، شاید کمتر کسی فکر می کرد که این انقلاب تنها پس از چند ماه رنگ و بوی ترمیدور به خود بگیرد و بسیاری از عوامل داخلی و خارجی برای ناکام گذاشتن بزرگ ترین انقلاب خاورمیانه پس از انقلاب اسلامی ایران، دست به هر کاری بزنند. ترمیدور اصطلاحی رایجی است که وقتی انقلاب های دموکراتیک از سوی برخی ربوده شده و دوباره برای بازگشت به دیکتاتوری تلاش می کنند، به کار می رود. از این رو می توان گفت که مصر اولین کشوری است که تنها پس از پنج ماه دچار ترمیدور شده است.
نکته مهم این است که در این سناریوی بازگشت به دیکتاتوری، دست های آلوده بسیاری وجود دارد که به دنبال بازگرداندن منافع از دست رفته شان هستند. اما مردم مصر در روزهای اخیر نشان دادند که نه تنها روحیه انقلابی خود را حفظ کرده اند بلکه برای پیروزی نهایی حرکتی که از بهمن ماه آغاز کرده اند، برنامه دارند. از این رو پس از پنج ماه بار دیگر به خیابان ها آمده و میدان التحریر را دوباره سنگر انقلاب ساختند تا به دولتمردان موقت خود اعلام کنند که با رفتن مبارک، مصر به دنبال رفتن ساختار سیاسی به سمت دیکتاتوری است.
در چنین شرایطی این سوال پیش می آید که چه کسانی در حال مبارزه با ملت مصر بوده و به دنبال ربودن انقلاب شان هستند. برای پاسخ به این سوال باید به عوامل داخلی مصر و مخالفان منطقه ای و بین المللی انقلاب مصر و همچنین دیگر انقلاب های خاورمیانه عربی پرداخت. در درجه اول می توان گفت که در داخل مصر عواملی وجود دارد که تمایلی به انقلابی گری و اسلام گرایی مصر ندارند. در همان ایامی که مصری ها میدان التحریر و همچنین قاهره، پایتخت این کشور را فتح کرده بودند، این عوامل تنها با اعلام تلویزیونی کناره گیری حسنی مبارک، دست به یک کودتای سفید زدند و با خروج رئیس جمهور مخلوع و خانواده اش از قدرت، به دنبال فرونشاندن تب انقلاب بودند. مسئله ای که تا حدودی نیز موفق شدند، چون پس از آن مردم به این امید که حرکت شان به نتیجه رسیده کم کم به خانه های شان برگشتند و بدون اینکه قدرت را به دست بگیرند در انتظار انتخابات شهریور ماه، آن را به شورای نظامی سپردند در حالی که این شورا خود یکی از عوامل حفظ نظام سابق بود و چون نتوانست به درستی این کار را انجام دهد و در برابر خواسته های مردم ایستادگی کند، مبارک را قربانی کرد تا ساختار سیاسی حفظ شد.
در حال حاضر نیز این شورا به همراه بدنه اصلی به جا مانده از ساختاری که مبارک طی 03 سال گذشته ایجاد کرده بود، برای سرپا نگه داشتن نظام دیکتاتوری تقلا می کنند. این مسئله دو دلیل عمده دارد. ابتدا اینکه در صورت نهایی شدن انقلاب مصر و ایجاد دموکراسی آمیخته به اسلام گرایی عوامل پیشین همه منافع خود را از دست خواهند داد و حتی ممکن است با اجرای عدالت جان و مال خود را نیز از دست بدهند. مسئله دوم این است که منافع منطقه ای و بین المللی بسیاری از بازیگران خارجی از دست خواهد رفت. این در حالی است که منافع عوامل داخلی مصر و بازیگران خارجی کاملاً به هم گره خورده است و برای حفظ آن مجبور به حفظ نظام دیکتاتوری هستند؛ اما عمده بازیگران خارجی چه کسانی هستند؟
برای پرداختن به این مسئله بیش از همه باید از رژیم صهیونیستی نام برد. تل آویو با وجود مبارک و ساختار دیکتاتوری اش به شدت احساس امنیت می کرد؛ زیرا مصر سابق در تمامی سیاست های منطقه ای رژیم صهیونیستی به خصوص در مواقعی که این رژیم علیه ملت فلسطین عمل می کرد، حامی و پشتیبانش بود. این مسئله را به راحتی می توان در بستن گذرگاه رفح در دوران محاصره غزه مشاهده کرد. بنابراین با رفتن مبارک، رژیم صهیونیستی بزرگ ترین حامی منطقه ای خود را از دست داده و از این رو تمایلی ندارد که ساختار سیاسی دوران مبارک نیز از هم پاشیده شود. گزینه دوم در منطقه عربستان است.
عربستان با سرازیر کردن دلارهای چمدانی در تلاش است تا انقلاب مصر نهایی نشود. زیرا در غیر این صورت مثلث سیاسی و منطقه ای صهیونیستی، عربستان و مصر از بین خواهد رفت. این مسئله انگیزه های پنهان انقلاب در عربستان را بیدار خواهد کرد. در حال حاضر آل سعود در تلاش است با تقویت سلفی های وهابی در مصر از اتحاد مسلمانان جلوگیری کند. همه می دانند که این دست از اسلام گرایان در مصر اندیشه های طالبانی دارند و تاریخ دو ، سه اخیر نیز نشان داده که پیوندهای آمریکا، عربستان و طالبان ناگسستنی است. تنها در برخی موارد نوع بهره برداری آنها از یکدیگر متفاوت است که امروز در افغانستان خود را نشان می دهد. اما سومین عامل و مخالف انقلاب مصر، آمریکا و در مجموع غرب است.
این عامل بین المللی به هیچ وجه آمادگی انقلاب منطقه ای را نداشت و بر همین اساس بود که دچار شوک سیاسی شد. دموکراسی منطقه ای که خواه ناخواه به خاطر متن اجتماعی خاورمیانه رنگ و بوی مردم سالاری دینی به خود می گیرد، کابوس آمریکا و غرب در منطقه است. غرب برای فرار از این کابوس دست به دامان عوامل داخلی مصر و همچنین بازیگران منطقه ای شده تا در همکاری با هم ساختار سیاسی مصر را حتی در نبود مبارک حفظ کنند؛ سناریویی که زنگ بیداری مردم مصر را بار دیگر به صدا در آورده و به میدان التحریر دوباره رنگ انقلاب داده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات