صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۲ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۲:۱۸  ، 
کد خبر : ۲۲۳۴۰۴

اندیشه سیاسى مسلمانان (بخش صد و چهاردهم)


فتح‌الله پریشان
استحکام و تثبیت هر حکومت و نظام سیاسی بیش از هر چیز به تبیین علمی جنبه های مختلف آن، از جمله ضرورت و منشأ شکل گیری، ارکان اصلی و چگونگی نظم دهی آن در جامعه انسانی بستگی دارد. از این رو، جهت تبیین جنبه های گوناگون حکومت اسلامی هم که از این قاعده کلی مستثنی نیست، دقت و موشکافی در متون و عقاید عالمان و فقهای دین که هم به مسائل عینی جامعه خویش توجه داشتند و هم از حیث اندیشه ای با فقه سیاسی و نظرات دین در حوزه حکومت آشنا بودند امری لازم و ضروری است. معمولاً در آثار فیلسوفان، متکلمان و فقهایی چون فارابی، شیخ الرئیس بوعلی سینا، خواجه نصیرالدین طوسی و علامه فیض کاشانی مسئله فلسفه و فقه سیاسی در قالب امامت و فلسفه وجودی امام و ضرورت امامت مورد بررسی قرار گرفته است. بررسی اندیشه سیاسی و آثار علمای ادوار مختلف شیعه به ویژه اندیشه و آثار علمای چند قرن اخیر (از زمان صفویه تاکنون) از چند حیث برای ما اهمیت دارد؛ اولاً فقدان یا کمبود مواد خام تحقیقی درباره مسائل حکومت اسلامی را برای عصر کنونی ما که با حکومت اسلامی مواجهیم کاهش می دهد. ثانیاً ما را با تبارشناسی اندیشه سیاسی در نزد مسلمانان به ویژه درخصوص محور اندیشه سیاسی اسلامی، یعنی حکومت و ولایت فقیه در عصر عدم حضور امام(ع) آشنا می کند تا ضمن رد نظریات کسانی که از روی ناآگاهی یا غرض سیاسی تئوری ولایت فقیه را محصول یکی دو قرن اخیر می پندارند، از داشته ها و میراث غنی سیاسی مسلمانان برای پاسخ به مشکلات و مسائل سیاسی امروزمان هم بهره مند شویم. از این رو، در چند شماره آتی، آرا و نظریه های سیاسی یکی دیگر از علمای برجسته دوره صفویه، علامه ملامحمدمحسن فیض کاشانی که در علوم عصر خویش از جمله حدیث، تفسیر، عرفان، فلسفه و کلام نظریه پردازی کرده است را تورق و مورد بررسی قرار خواهیم داد تا گامی دیگر هر چند مختصر برای آشنایی با گنجینه میراث سیاسی اسلامی برداریم.
زندگی و شخصیت فیض کاشانی
محمدبن مرتضی بن محمود مشهور به «ملامحسن فیض کاشانی» از علمای بزرگ عصر صفوی است که در سال 1007 قمری در کاشان در خانواده ای دیندار و دانشمند چشم به جهان گشود. وی تحصیلات ابتدایی را نزد دایی اش در زادگاه خود آغاز و تا سنین بیست سالگی با علوم معهود زمانه چون تفسیر، حدیث، فقه، اصول دین، عربی و منطق آشنا شد و حدود 10027 قمری برای تحصیل ریاضی به اصفهان و کسب علم حدیث به شیراز رفت و از محضر فقیه عصر، سیدماجدبن هاشم صادقی بحرانی استفاده و به تعبیر خود در زندگی نامه خود نگاشت، از تقلید کسان مستغنی گردید. پس از آن دوباره به اصفهان بازگشت و از شیخ بهایی اجازه روایت گرفت و سپس در سفر حجاز از شیخ محمدبن شیخ حسن بن شیخ زین الدین عاملی هم اجازه نقل حدیث دریافت کرد. استفاده از محضر بزرگان وی را به قم و به قول خودش در رساله شرح صدر به خدمت «صدر حمل عرفان و بدر سپهر ایقان، صدرالدین محمد شیرازی [ملاصدرا] که در فنون علم باطن یگانه و سرآمد عصر بود.» رسید و هشت سال از محضر وی بهره گرفت و در همان زمان علاوه بر نسبت شاگردی، نسبت دامادی استاد را هم به دست آورد. پس از مهاجرت صدرالمتألهین به شیراز، فیض کاشانی نیز به شیراز رفته، قریب به دو سال دیگر در خدمت ایشان به سر برد و پس از آن به کاشان برگشت و به تدریس و تألیف کتب دینی و «ترویج جمعه و جماعات و سیاسات مدنیه» مشغول شد.
اگر چه فیض کاشانی در عصر شاه عباس اول چشم به جهان گشود و در دوران پادشاهی وی به بلوغ علمی رسید، اما مدت بسیاری از حیات علمی و سیاسی خود را در دوران سلطنت شاه صفی و شاه عباس دوم و شاه سلیمان سپری کرد. وی دعوت شاه صفی برای رفتن به دربار را به دلیل عدم امکان ترویج دین با حضور جمعی از علمای ظاهر رد می کند، اما به دعوت جانشین وی شاه عباس دوم که وی را مصمم به سیاسات دینی می بیند مدتی رحل اقامت در اصفهان را انتخاب، اما به دلیل کارشکنی برخی از علمای ظاهر به کاشان برمی گردد. فیض کاشانی همچون بسیاری از علمای دیگر شیعی به ضرورت حکومت در جامعه اسلامی و تبعیت و تطابق آن با شرع، تصریح دارد ولی با توجه به ضرورت های سیاسی و اجتماعی عصر خود، پذیرش حاکمیت دولت صفوی در جامعه اسلامی آن روز را لازم شمرده، خود نیز عملاً به همکاری با آنان می پردازد. در شماره آتی ضمن آشنایی بیشتر با زمانه سیاسی وی به بررسی جایگاه سیاست و انواع آن در اندیشه سیاسی فیض خواهیم پرداخت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات