صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۹ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۰:۴۲  ، 
کد خبر : ۲۲۳۹۴۴
آشنایی با برخی از دیدگاه‌های نهضت آزادی ایران (14)

احزاب سیاسی ایران (بخش صد و پانزدهم)


تألیف: ولى‌الله بهرامى
تنظیم: عبدالله شمسى

التقاط از «لقط» به معنای برچیدن و برداشتن چیزی از زمین و گرفتن بخشی از گفتار کسی است. التقاطی، کسی است که مجموعه ای را از مجموعه دیگر می گیرد. کسی که التقاط فکری دارد، از هر مکتبی، بخشی را که مورد پسند اوست برمی گیرد و با مواردی از مکتب دیگر می آمیزد؛ بدین سان، به مجموعه ای از افکار ناهمگون معتقد می شود. جریان التقاطی نیز آن جریان فکری سیاسی است که ایدئولوژی اش در دو یا چند مکتب ریشه دارد؛ چنان که در ایران با ترکیبی از اسلام و مکاتب وارداتی غربی رخ داده است.
نهضت آزادی از جمله گروه هایی می باشد که از التقاط اسلام، ناسیونالیسم و لیبرالیسم به وجود آمده است. نهضت آزادی در اردیبهشت 1340 به صورت رسمی با شعار «ما مسلمانیم و ایرانی و مصدقی» کار خود را آغاز کرد. این شعار برپایه التقاط اسلام و ناسیونالیسم بود. تأکید مهندس بازرگان رهبر نهضت آزادی، بر بازگشت به قرآن و تجلیل از مصدق نیز گویای همین التقاط است. مبنای لیبرال بودن نیز آن است که نهضت آزادی همیشه کوشیده است اسلام را با علم جدید تطبیق دهد و با برهان تراشی ثابت کند که دین با آزادی و دموکراسی غربی سازگاری دارد.(1)
سبب این نوع از التقاط آن بود که بنیان گذاران این گروه، می گفتند: اسلام همه چیزهایی را که غرب دارد به نحو مطلوب دربردارد؛ همچون علم تجربی، دموکراسی، لیبرالیسم و اومانیسم و... چرا ما از آنها استفاده نکنیم. این گونه نگاه به مفاهیم غربی، آنان را از این غافل کرده بود که تک تک این مفاهیم، وابسته به یک مجموعه فرهنگی است که به نام تفکر غرب شناخته می شود؛ اگرچه در قالب های مختلف بیان شده باشد.
به هر روی، آمیختن علم تجربی با معارف دینی، از اشتباهات بسیار بزرگ است؛ چرا که اگر قرار باشد تمام امور مذهبی با محک تجربه اثبات شود، طبیعی است که بسیاری از معارف مذهبی با این ابزار ثابت شدنی نیست، در نتیجه خود به خود، زمینه انکار آنها در اذهان ایجاد می شود.(2)
مهندس بازرگان با نوشتن کتاب های مختلف،(3) در صدد تطبیق اسلام با دانش غربی برآمد. وی در کتاب مطهرات در اسلام احکام طهارت و نظافت را از دریچه بیوشیمی و به کمک قوانین فیزیک و شیمی و فرمول های ریاضی ثابت می کند. مولف در این کتاب سعی می کند احکام اسلام را با تجربیات و معلومات عصر حاضر تطبیق دهد. در این کتاب (بنای کار، بر) آن است که موضوع نجاست ها صرفاً مادی تلقی شود. در این کتاب، با مطهرات نیز همین برخورد شده است.(4) با این تحلیل، نجس بودن کافر اگر تمیز باشد بی مفهوم خواهد بود. به همین جهت مجاهدین خلق که از همین گروه برخاسته بود، نجاست کافر را معنوی و سیاسی معنا می کرد.
آقای بازرگان در کتاب دیگر خود، مفاهیم غیرمادی ملموس در زندگی بشر را تفسیر علمی می کند. او با بیان این که عشق از احتیاج آغاز شده است و به تحریک و فعالیت رسیده، در نهایت به مقصود واصل می شود. وی این گونه توضیح می دهد که اصول ترمودینامیک (اصل بقای انرژی و اصل کهولت یا انحطاط انرژی) برای ماشین های حرارتی، به صورت یک اساسنامه درآمده است؛ در زندگی نیز حرارت است، فعالیت هم هست، پس ترمودینامیک هم هست.(5)
آقای بازرگان سپس به سراغ مفاهیم دینی می رود و سعی می کند آنها را با زبان علم تفسیر کند. او، وقتی به روح می رسد، می گوید جهان دو عنصری که تنها ماده و انرژی را می پذیرد ناقص است، به همین جهت، قرآن مفهوم سومی را به نام اراده، وحی، روح و... در کنار آن دو قرار داده است. وی سپس دست به ترکیب می زند و می نویسد: همان طور که دو عنصر ماده و انرژی، در صورت های مختلف مربوط، در تغییر و تحول هستند و بر هم تأثیر می گذارند، سه عنصر ماده، انرژی و اراده، بر یکدیگر، تأثیر و تبدیل و قبول دارند و اصلاً یک چیز و از یک جنس واحدند.(6)
این گونه تفکر، عواقب بسیار ناخوشایندی برای اسلام دارد و خود به خود، بسیاری از معارف اسلام را که تجربه پذیر نیست انکار می کند. آقای بازرگان می گوید: «علم اشتباهات و خرافاتی را که به دین چسبیده بود، پاک کرد.»(7)
نهضت آزادی به التقاط میان اسلام و لیبرالیسم دست می زند و با دلایل گوناگون سعی در اثبات این نکته دارد که خواست قرآن و مقاصد انبیا، با آرمان های بشر غربی یکسان است؛ یعنی غربی ها از روی دانش و کوشش به راه سعادت رفته اند، چرا ما آن راه را ادامه ندهیم. نهضت آزادی در برابر این پرسش که چگونه فرهنگ لائیک و ضددینی غرب و نظام سرمایه داری با فرهنگ اسلامی انطباق پذیرند و هر دو به یک راه رسیده اند، پاسخ می دهد:
«وحی انبیا، به ترتیب، از خداپرستی، بندگی و تقوا، تزکیه و تعلیم، اخلاق و احسان، نفقه و معاش و حفظ نفس تشکیل گردیده، ولی راه بشر از وظایف بهداشتی که مترادف با حفظ نفس در تعلیمات انبیاست و وظایف شغلی اداری که مترادف با نفقه و معاش در دین است آغاز شده و از مراحل آداب معاشرت اخلاق و احسان تعلیم و تربیت [اخلاق و احسان] تعلیم و تربیت [با تزکیه و تعلیم] و وظایف مدنی و اجتماعی[بندگی و تقوا] گذشته، سرانجام به مسلک نوع پرستی [خداپرستی] منتهی می شود.»(8)
آقای بازرگان، در این عبارات، اصول و معیارهای نظری و عملی نظام موجود غرب را با اصول دینی و دستورات آن مقایسه کرده بدون توجه به تفاوت های ماهوی دو نظام و منشأ آن، حکم انطباق اسلام و نظام سرمایه داری غرب را صادر کرده است. او در این مقایسه ها، انسان پرستی را با خداپرستی یکسان دانسته و انجام وظایف بهداشتی را با بندگی و تقوا مساوی شمرده است؛ تا جایی که روزنامه خواندن غربی ها را با نماز، حمام رفتن آنها را با غسل و وضو و... مشترک می داند.(9) بازرگان برای این گونه اعمال، منشأ و مقصد مشترک فرض می کند. نهضت آزادی با ساده انگاری، ظاهربینی، مغالطه گری و دلبستگی و وابستگی به غرب، به نقطه ای رسیده که از فهم ساده مطالب اسلام نیز عاجز شده است. گویا در دیدگاه این تشکل، تفاوتی میان پرستش اله، و پرستش طاغوت یا نفس اماره نیست و دستورات دینی با رفتار اجتماعی اقوام و ملل یکی است.
نهضت آزادی معتقد است آنچه در غرب ارزش است در اسلام نیز همین طور است؛ یعنی هر چه در غرب است اسلامی و هر اصلی و ارزشی که علمی باشد با اسلام هماهنگ است؛ پس اسلام موافق لیبرالیسم است. بازرگان پس از بیان گوشه ای از رفاه و تمدن در غرب، آنها را آرمان های اسلام برمی شمرد که انبیا در پی اجرای آن بودند. به بیان دیگر، نهضت آزادی، اصول لیبرالیسم را می پذیرد و با پذیرش آن، به ناچار دست به تطبیق آنها با مبانی اسلام می زند و برای اثبات روش التقاطی خود، به توجیهات و مغالطه هایی دامن می زند. این در حالی است که اصول و مظاهر تمدن غرب، چه از لحاظ منشأ و چه از نظر مقصد، با اصول اعتقادی و عملی اسلام تفاوت بنیادین دارد. رفاه و تمدن غرب که نهضت آزادی آن را با مفهوم سعادت در قرآن یکسان می داند، به چه بهایی به دست آمده است؟ آیا جز از راه استعمار و استثمار ملت های ضعیف جهان است؟
نهضت آزادی به بهانه نکوداشت روز جهانی زن، در بیانیه ای ضمن بیان اندیشه های تبعیض آمیز در مورد زنان، خواستار برخورداری آنها از حقوق و امکانات برابر با مردان شده، می نویسد: «نهضت آزادی اعلام می کند که برابری دیه زن و مرد، اصلاح قوانین تبعیض آمیز در خصوص مسئله ارث بردن زنان و دیگر مواردی که دستیابی به هر شغل و منصبی را برای ایشان دشوار یا غیرممکن می سازد، گام های اساسی است که با تعامل درست و منطقی جنبش زنان ایران ایجاد خواهد شد.»(10)
این تشکل، در ادامه بیانیه خود، از زنان جامعه می خواهد که برای رسیدن به این هدف، تمام سعی و تلاش خود را به کار بندند. از مسئولان نیز می خواهد واقعیت ها را بپذیرند و به آن عمل کنند.
نهضت آزادی برای توانمند کردن اسلام در مقابل مسائل جدید، قائل به تلفیق و ترکیب اسلام با آموزه ها و ایدئولوژی های جدید بود که به طور عمده می توان از تلفیق دین و علم و دین و ناسیونالیسم نام برد. این تلفیق، در مرام آنها در عنوان (مسلمان، ایرانی، مصدقی) نهفته بود. نهضت آزادی و بازرگان، اسلام را به تنهایی قادر به پاسخگویی به مسائل جدید نمی دیدند و نمی توانستند بر دستاوردهای جدید چشم بپوشند، به همین جهت به التقاط روی آوردند.(11)
پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات