صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۶ مهر ۱۳۸۵ - ۱۳:۰۹  ، 
کد خبر : ۲۲۴۰

استراتژی «لبه پرتگاه» علیه جمهوری اسلامی

آمریکا و کشورهای اروپایی بار دیگر استراتژی «لبه پرتگاه» علیه جمهوری اسلامی را در دستور کار خود قرار داده‌اند. استراتژی لبه پرتگاه معمولاً در جایی استفاده می‌شود که تصور کنند می‌توانند با بهره جویی از یک «تهدید جدی» هدف مورد نظر را به عقب نشینی از مواضع خود وادارند.


فشارهای غرب برای تحمیل نظراتش به ایران در روزهای اخیر افزایش یافته است دو سوال مهم در این ارتباط مطرح است: آیا آنها برای یک اقدام عملی به اجماع خواهند رسید؟ محدوده تهدید آنها چگونه خواهد بود؟

یک کارشناس مسائل هسته ای در گفتگو با بصیرت  از استراتژی«لبه پرتگاه» کشورهای غربی ‍‍در رابطه با پرونده هسته ای ایران خبر داد وگفت:آمریکا و برخی کشورهای غربی پس از اعلام سولانا مبنی بر غیر مفید بودن تداوم مذاکرات خود با لاریجانی فشارهای خود را در سطوح مختلف شدت بخشیدند. در همین راستا، آزمایش اتمی کره شمالی وضعیت دو وجهی (مثبت و منفی) را برای مسأله هسته‌ای ایران ایجاد کرد و آمریکا و رژیم صهیونیستی و انگلیس نیز با توجه به این موضوع فضای روانی را علیه ایران ترتیب داده و مسیر غیر دیپلماتیک را ضروری جلوه داده‌اند. بر اساس مقدمات فوق، سه سطح فشار علیه ایران در حال ساماندهی است.

1- در سطح شورای امنیت: آمریکا و انگلیس به منظور فعال کردن شورای امنیت در پرونده هسته‌ای ایران فعالیت‌های چشمگیری را انجام داده است. مهمترین محور در این خصوص، تهیه پیش‌نویس قطعنامه‌ای است که آمریکا جهت اعمال یکسری تحریم‌ها علیه ایران به اعضای شورای امنیت ارائه داده است و متعاقباً با رایزنی‌های فشرده در صدد جلب آرای آنها جهت تصویب می‌باشد. در همین راستا آمریکا و رسانه های غرب از قبل تصویب قطعنامه تحریم علیه کره شمالی تبلیغات روانی را علیه ایران براه انداخته و آنرا به عنوان «پیام روشن» برای ایران اعلام کرده‌اند.

2- در سطح اتحادیه اروپا: فشارهایی از سوی برخی کشورهای اروپایی به نام اتحادیه اروپا نیز در روزهای گذشته افزایش یافته است . این کشورها با مواضع و رفتارهای خود سعی دارند این پیام را القاء کنند که در صورت پافشاری ایران بر موضع عدم تعلیق فعالیت‌های هسته‌ای، روابط آنها با ایران تیره شده و موضوع هسته‌ای ایران را به شورای امنیت واگذار و در این راستا نیز با تصمیمات شورای امنیت همراهی خواهند کرد. در راستای چنین تاکتیکی، منابع خبری اروپایی به شیوه های مختلف اعلام کردند که این اتحادیه در نشست آتی خود اعلام خواهد کرد که مذاکرات ایران بر سر برنامه هسته‌ای‌ خود شکست خورده و این مسأله برای بررسی به شورای امنیت ارجاع خواهد شد. این منابع سعی کردند با طرح مباحث فوق نشان دهند که مذاکرات با ایران پایان یافته و اکنون راه اتخاذ «دیپلماسی فشار» است. در همین ارتباط برخی از کشورهای اروپایی به بزرگنمایی تحریم علیه ایران پرداختند و اعلام کردند که راجع به فهرست تحریم‌ها علیه ایران اجماع نظر دارند.

3- فشار یکجانبه:‌آمریکایی‌ها بصورت یکجانبه فشارهای اقتصادی را در دستور کار قرار داده‌اند. در اولین اقدام، ضمن تمدید تحریم‌های گذشته یکسری تحریم‌های جدیدی علیه ایران به تصویب کنگره آمریکا رسانده شد. در همین راستا برخی از تحریم‌های بانکی از جمله عدم معامله با بانک صادرات را اعمال کردند و به موازات این اقدامات، رایزنی‌های فشرده‌ای را نیز با کشورهای منطقه  جهت همراه سازی آنها در خصوص خدمات بانکی انجام داده‌اند. آمریکا همچنین بطور یکجانبه کشورهای طرف قرارداد با ایران را تحت فشار قرار داده تا مناسبات اقتصادی خود را با ایران تقلیل دهند.

از مجموع فشارهای ذکر شده به این نتیجه می‌رسیم که آمریکا و کشورهای اروپایی بار دیگر استراتژی «لبه پرتگاه» علیه جمهوری اسلامی را در دستور کار خود  قرار داده‌اند. استراتژی لبه پرتگاه معمولاً در جایی استفاده می‌شود که تصور کنند می‌توانند با بهره جویی از یک «تهدید جدی» هدف مورد نظر را به عقب نشینی از مواضع خود وادارند.

 وی همچنین گفت:اگر چه آمریکا و برخی از کشورهای غربی ظاهراً در سطح تهدیدات دارای اشتراک نظر می‌باشند لکن این سوال مطرح است که آیا آنها در عمل هم به اجماع خواهند رسید؟ در این خصوص دو دیدگاه مطرح است:

برخی معتقدند که با توجه به شرایط کنونی و بویژه پس از آزمایش اتمی کره شمالی آنها در خصوص یکسری تحریم ، به اجماع خواهند رسید. مؤید این مسأله موضع وزیر خارجه آلمان است که اعلام کرد در باره فهرستی از تحریم‌ها توافق حاصل شده است. وی برخی از این فهرست را چنین اعلام کرد:‌ممنوعیت سفر مقامات دیپلماتیک و دانشمندان، مسدودکردن دارایی‌های اشخاص و شرکت‌ها و ممنوعیت فروش موادی که می‌تواند در برنامه‌های موشکی و هسته‌ای ایران استفاده شود.

اما عده‌ای معتقدند که آمریکا و غرب قادر به اجماع در خصوص وضع تحریم علیه ایران نیستند. زیرا بسیاری از کشورهای اروپایی با توجه به منافع اقتصادی که در ایران دارند ازیک سو وترس از پیچیده‌تر شدن حل مسأله هسته‌ای ایران و احیاناً واکنش تند ایران نسبت به فشارهای جامعه غربی و... از عملی شدن تهدیدات و اعمال فشارها پرهیز دارند. این دسته از کشورها بر این باورند که فشارها تنها باید بعد روانی داشته باشد علاوه براین که برخی دیگراز کشورها مانند روسیه و چین با توجه به اطلاعاتی که از برنامه هسته‌ای ایران دارند و با عنایت به موقعیت اقتصادی و نفوذ ایران در منطقه و توانمندیهای داخلی و .... معتقدند که اعمال فشارها فایده‌مند نیست و در عین حال به گونه‌ای  نباید باشد که مسأله را بغرنج‌تر نماید.

لذا با توجه به دیدگاههای فوق به نظر می‌رسد اجماع نسبی در خصوص یکسری فشارها علیه ایران در چارچوب شورای امنیت سازمان ملل صورت گیرد. چنانکه درویدئو کنفرانس 1+5 که تحریم‌های احتمالی ایران مورد بررسی قرار گرفت، جمعاً در خصوص اعمال یکسری فشارهای بالقوه علیه ایران توافق حاصل کرده‌اند، اما در باره نوع تحریم‌ها و میزان آن اختلاف جدی داشته‌اند. به هر صورت این تردید جدی وجود دارد که اگر چه ممکن است اجماع نسبی حاصل شود و قطعنامه‌ای نیم‌بند هم در شورای امنیت به تصویب برسد لکن از اینکه عملاً این مصوبه به چه میزان رعایت شود بشدت مورد تردید است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات