صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۳ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۰:۵۳  ، 
کد خبر : ۲۲۴۲۹۷

اندیشه سیاسى مسلمانان (بخش صد و هفدهم)


فتح‌الله پریشان
هم چنان که در بیان انواع سیاست از دیدگاه فیض کاشانی آوردیم، وی دو نوع سیاست شرعی و ضروری را در زمان خود از هم بازشناخته، معتقد است سیاست شرعی مطلوب ترین نوع سیاست در جامعه است، زیرا غرض اصلی از ارسال رسل و وضع شرایع می باشد. چنین سیاستی از نظر فیض هیچ نوع جدایی با شریعت ندارد، زیرا شریعت علاوه بر حفظ اجتماع ضروری به تدبیر معاد و جنبه های عالی زندگی انسان هم می پردازد. فیض در رساله «آیینه شاهی» درباره سیاست ضروریه یا دنیویه که آن را عرف مشتمل بر استیلا و سلطنت معرفی کرده، چنین می گوید: «[سیاست ضروریه یا دنیویه گاهی] شرع را فرمان می برد و احکام شرع را انقیاد می نماید.
 [که در این صورت] ظاهر عالم که ملک است منقاد باطن عالم که ملکوت است [می شود]، محسوسات در سایه معقولات در می آیند و اجزا به جانب کل حرکت می کنند و رغبت در باقیات صالحات پدید می آید... [ولی گاهی نیز این سیاست فرمان شرع نمی برد که در این صورت] حواس، امیر می شوند بر عقول و ملکوت مسخر ملک می شود و خشوع و انقیاد سافلی، عالی را روی در زوال می نهد...» که از منظر وی، نتیجه اولی هدایت بندگان و نصرت آن از سوی خداوند است و ماحصل فرمان نبردن سیاست دنیویه از شرع این است که هر روز آدمی بدتر از روز پیش می شود و خداوند توفیق هدایت و نصرت خود را از این بندگان باز می دارد. بنابراین فیض همانند استادش، صدرالمتألهین معتقد است که «نسبت سیاست به شرع، به منزله جسد است به روح و عبد است به مولی؛ پس گاهی از او فرمان می برد و گاه نه.»
بنابراین به اعتقاد فیض، سیاست بدون شرع ناتمام است و به شرع تمام می شود، چرا که: 1- سیاست تنها اصلاح جمعیت نفوس جزئیه و نظام اسباب معیشت ایشان می کند تا در دنیا باشند و بس. در حالی که شرع اصلاح جمعیت کل و نظام مجموع دنیا و آخرت با هم با بقای صلاح هر یک در هر یک می کند ؛ 2- سیاست از نفوس جزئیه صادر می شود که خطا برایشان روا می باشد. در حالی که شرع از عقول کلیه کامله که معصوم از خطا و زللند، صادر می شود؛ 3- امور سیاست فارق و خارج از ذات مأمور است. در حالی که امور شرع در ذات او داخل است، برای مثال، سیاست برای نظر ناظرانی که از ذات متجمل بیرونند، امر به تجمل می کند ولی شرع به نماز و روزه امر می فرماید که نفعش به نماز گزارنده و روزه دارنده می رسد.
از این رو، از منظر فیض، سیاست نسبت به شرع به منزله جسد است به روح و سیاست مجرد از شرع به جسد بدون روح می ماند. در حالی که سیاست توأم با شرع یا «سیاست دینیه» از نظر وی، اعظم در دین شمرده می شود که خداوند متعال انبیا را برای آن مبعوث کرد. نتیجه اینکه از نظر فیض، درست است که سیاست بدون شرع در اداره زندگی اجتماعی انسان ضروری است ولی نمی تواند او را به غایت قصوی و سعادت آخرت نایل گرداند. در حالی که سیاست با یاری عقل و شرع می تواند سعادت دنیا و آخرت را برای انسان به ارمغان آورد.
چنین نگاهی از سوی علما و فقهای شیعه به سیاست و اجتماع از نوع نگاه هستی شناسانه و انسان شناسانه آنها نشأت می گیرد. در دیدگاه عرفانی فیض، دنیا منزلی از منازل انسان در حرکت به سوی خداوند متعال است و سزاوار است که نفس ناطق او به تدریج ترقی کرده و به کمال برسد که لایق اوست. انتظام امر معاش انسان زمانی ممکن می شود که بدن او سالم و نسل او دائم باشد، لذا خداوند خوردن و آشامیدن را برای بقای بدن و ازدواج را برای بقای نسل همه انسان ها قرار داده و تنها به بعضی از آنها اختصاص نداده است. بنابراین انسان ها نیازمند تمدن، اجتماع و تعاونند، زیرا هر کدام از آنها به تنهایی نمی توانند نیازهای خود را در این زمینه ها برآورده سازند.
سامان دهی این امور و کاستن از جرائم و جنایات مستلزم وجود قانون در این اجتماع است تا انسان ها به ستیز با یکدیگر نپردازند و از طریق کمال بازنمانند. به اعتقاد فیض کاشانی، قانون لازم و ضروری زندگی اجتماعی انسان ها، شرع است که اگر بدان عمل کنند به سعادت قصوی و کمال مطلوب خود می رسند، اما برای آگاهی یافتن از این شرع و عمل به آن، شارعی لازم است تا این قانون و روش آن را برای انسان ها معین کند. از این رو، خداوند پیامبران را برای مردم مبعوث کرد تا با وضع شریعت و اجرای آن، معاش و معاد آنها را انتظام بخشیده به سعادت قصوی رهنمون شوند. در شماره آتی با ضرورت حکومت و انواع آن از منظر فیض بیشتر آشنا خواهیم شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات