
اختصاصی بصیرت:
پس از حوادث 6 آگوست انگلیس و موضع گیری سخنگوی وزارت خارجه ایران و پس از آن موضع گیری دکتر احمدی نژاد که گویا برای دولت انگلیس سنگین بود، «جین ماریوت» کاردار انگلیس در تهران، پنجشنبه 20 مرداد با ارسال نامه ای به رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت خارجه ایران، نسبت به اظهارات وی درباره کشته شدن یک مرد سیاه پوست و همچنین سخنان محمود احمدی نژاد در مورد نحوه برخورد پلیس بریتانیا با عاملان ناآرامی های اخیر آن کشور واکنش نشان داد. خانم ماریوت در نامه خود اظهارات سه شنبه مهمانپرست را یادآور شده که خواسته بود، سازمان های مستقل حقوق بشر در مورد کشته شدن« دوگان» تحقیق کنند و افزوده است که روز گذشته هم، محموداحمدی نژاد، از سازمان ملل خواست تا رفتار بریتانیا در رابطه با آشوب های اخیر که در چند شهر انگلیس روی داده است را محکوم کند. ماریوت پس از آن به نکاتی اشاره می کند که در واقع دفاع از دولت انگلیس در برخورد با معترضان است. در این دفاعیه ماریوت موارد قابل تأملی وجود دارد که به آن پرداخته می شود:
1- کاردار سفارت انگلیس گفته است در حال حاضر، کمیسیون مستقل شکایات پلیس تحقیقاتی را در مورد مرگ«مارک دوگان» آغاز کرده و افزوده است که این کمیسیون مستقل از دولت است، اما دولت یافته های آن را مورد بررسی کامل قرار می دهد. این ادعای خانم ماریوت به عنوان پاسخ کاردار سفارت انگلیس شاید یک کار دیپلماتیک و انجام وظیفه وی تلقی شود، اما به هیچ وجه نمی تواند پاسخ قانع کننده ای برای مردم ایران و هر ملتی باشد که با سابقه انگلیس آشنا هستند. با سیاه پوست بودن مقتول (دوگان) مستقل بودن کمیسیون مذکور زیر سوال می رود، چرا که همچنان آثار تبعیض نژادی در رفتار دولتی حکومت انگلیس به شدت وجود دارد و مشاهده می شود، این نظر در زمانی که بر فرض دوگان سفیدپوست هم بود، به قوت خودش باقی می ماند، زیرا دروغگویی و مردم فریبی از ویژگی بیشتر مقامات انگلیس از گذشته تا حال بوده است. مگر «بلر» نخست وزیر اسبق انگلیس برای تبعیت کورکورانه از بوش در حمله به عراق به مردم انگلیس دروغ نگفت و آنها را فریب نداد؟! سرنوشت کمیته ای که قرار بود به این موضوع رسیدگی کند چه شد؟! مگر آن کمیته هم مستقل نبود؟! آیا مسئله مشارکت نیروهای انگلیسی در حمله به عراق و اشغال آن که باعث هدر رفتن میلیون ها پوند از مالیات های مردمی انگلیس شد مهم تر بود یا کشته شدن یک جوان سیاه پوست به دست پلیس؟! مقامات انگلیس در بحث عراق آن حقیقت بزرگ را سر بریدند! پس تکلیف این بحث کاملاً روشن است!
2-« جین ماریوت» با اظهار این نظر که «نیروی پلیس انگلیس در میان بهترین نیروهای پلیس در جهان است.» گفت: مأموران پلیس برخوردی حرفه ای با تظاهرات داشته و در شرایط چالش انگیز، طبق بالاترین ضوابط حرفه ای عمل کرده اند. ماریوت، پلیس انگلیس را در زمره بهترین ها قرار داده، اما نگفته از چه حیث، آموزش، تجهیزات، رفتار، مهار آشوب و یا کشتن انسان های بی گناه؟! وی مجدداً از پلیس انگلیس به واسطه برخورد حرفه ای اش تعریف می کند، اما درباره حرفه ای! بودن توضیحی نمی دهد و چون بداقبال و عجول بود به اظهارات عاجزانه پلیس در مهار اعتراضات توجه نکرد و نمی دانست که نخست وزیر انگلیس با حضور در مجلس عوام از قول پلیس حرفه ای انگلیس می گوید: پلیس اذعان کرده که تاکتیک هایش در مقابله با شورش ها(بخوانید اعتراضات) مناسب نبوده است.
خوب بود خانم ماریوت چند دقیقه ای از جلد و قالب دیپلماتیکش بیرون می آمد و چشمش را بر روی واقعیت باز می کرد و می دید پلیس خشن و افسارگسیخته انگلیس با برخورد حرفه ای! پنج نفر را کشت. خانم ماریوت گمان کرده برای بی خبران عالم نامه نوشته در اینجا هم بداقبال بود چرا که نامه اش را هوشمندترین و زیرک ترین انسان های عالم خواندند و با خود گفتند: در حالی که این خانم در طول اعتراضات محرومان انگلیس در تهران بود و مسئولان انگلیسی مستقر در لندن هم بر ابعاد اعتراضات واقف نبودند و به درستی نمی فهمیدند که در شهرهای آشوب زده انگلیس چه می گذرد و کی به کی است، این خانم در تهران لمیده درباره رفتار پلیس انگلیس در برخورد با معترضان می نویسد: «مأموران پلیس ... در شرایط چالش انگیز، طبق بالاترین ضوابط حرفه ای عمل کرده اند.»
3- کاردار سفارت بریتانیا افزوده است که در جریان ناآرامی های اخیر هم، رسانه های همگانی بریتانیا که از آزادی و استقلال کامل برای خبررسانی برخوردار هستند، تأیید کرده اند که رفتار پلیس، حرفه ای و مسئولانه بوده است. خانم کاردار برای تأیید و تقویت ادعایش چه شاهد شریف و آبرومندی آورده است که درصدر آنها لجن پراکن بدسابقه ای به نام (BBC) قرار دارد. برای نشان دادن چهره واقعی این رسانه ها که ماریوت این طور برای آنها آبرو و اعتبار می تراشد، کافی است به دو مورد اشاره شود؛ یکی اینکه کافی است میزان و جهت اخباری که (BBC) در زمان فتنه سال 88 ایران پخش می کرد با میزان و جهت اخباری که درباره وقایع 6 آگوست انگلیس پخش کرد مقایسه شود، مورد دیگر اینکه رسوایی اخیر رسانه ای رابرت مرداک صهیونیست که پلیس انگلیس و دیگران در آن نقش داشتند، بازخوانی شود.
4- خانم ماریوت در ادامه نامه خود با اشاره ای تلویحی به خواست محمود احمدی نژاد برای واکنش شورای امنیت سازمان ملل نسبت به وقایع اخیر انگلیس، گفته است که بریتانیا همواره پذیرای گزارشگران حقوق بشر سازمان ملل بوده است. وی گفته است که دولت انگلیس، طی سال های اخیر، تسهیلات لازم را برای دیدار تعدادی از این گزارشگران فراهم آورده و من از دولت ایران می خواهم که امکانات مشابهی را در اختیار «احمد شهید» گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل برای جمهوری اسلامی ایران قرار دهد. خانم ماریوت توجه داشته باشد بحث فوق موضوع دو مرحله ای است و مرحله دوم در گروی مرحله اول است. مرحله اول این است که درباره مدیریت و عملکرد سازمان ملل به شکل باندی رفتار می شود به همین سبب است که سازمان ملل و باند حاکم بر آن که در مواردی تعدادشان بیشتر می شود، واکنشی به وقایع انگلیس و سرکوب محرومان نگون بخت آن نشان نمی دهند. هرگاه از شورای حقوق بشر این سازمان فرد و یا افرادی برای بررسی به یکی از کشورهای عضو باند بروند، پیشاپیش نتیجه بازرسی معلوم است. همه چیز انسان دوستانه و مطابق موازین قانونی است، شاخص های حقوق بشر رعایت شده و نباید گردی بر دامن این حکومت بنشیند. چرا؟ چون جزو باند اداره کننده سازمان ملل است، اما از طرف دیگر هرگاه قرار باشد شورای حقوق بشر سازمان ملل فرد و یا گروهی را برای بررسی مسائل حقوق بشر به کشوری بفرستد که با این باند مخالف و رو در روی آنها ایستاده است باز هم نتیجه بازرسی پیشاپیش معلوم است. در این کشور بی قانونی، شکنجه، اعدام، نادیده گرفتن حقوق زنان، زیر پا گذاشتن حقوق کودکان، نبود آزادی و ... وجود دارد، چرا؟ چون این کشور نه عضو باند است و نه به اعضای آن باج می دهد. اگر خانم ماریوت معضل اول را حل کند، معضل دوم به تبع معضل اول و بدون نیاز به هر گونه هزینه و تلاشی حل می شود. حال باید پرسید مشکل کلی و اساسی چیست؟ همان باندی است که کشور متبوع خانم ماریوت از اعضای بدنام و با سابقه آن است.
در وقایع 6 آگوست انگلیس به خوبی از این مهم پرده برداری شد که اعضای آن باند با این حادثه چگونه برخورد کردند و جا دارد پرسید اگر این حوادث در کشوری خارج از آن باند هم بود با او همین گونه رفتار می شد؟ پاسخ کاملاً روشن است! در هر صورت باید به خانم کاردار به واسطه احساس وظیفه اش آفرین گفت و از اینکه با نوشتن این نامه راه را برای پاسخ دادن و روشنگری بیشتر درباره سیاست های مزورانه انگلیس بازگذاشت نیز باید تشکر کرد!