در دوره ریاست درگاهی، افسران زیر در مدیریت بخشهای مختلف شهربانی نقشهای مهمی برعهده داشتند: 1.میرزامحمودخان بهرامی؛ 2. سرهنگ یحیی سرداری معروف به ادیب السلطنه به عنوان رئیس پلیس و کفیل نظمیه های ناحیه مرکزی؛ 3. سرهنگ میرزاحسن سهیلی رئیس اداره تأمینات (سرهنگ سهیلی برادر علی سهیلی نخست وزیر پس از شهریور 1320 بود)؛ 4. غلامحسین میرزامعزی معاون اداره تفتیش (بازرسی)؛ 5. سرهنگ رکن الدین مختار رئیس شهربانی کرمانشاهان؛ و 6. سرهنگ عبدالله سیف رئیس شهربانی گیلان1.
در دوران مدیریت سوئدیها تهران به 12 کمیسری (کمیساریا) تقسیم شده بود که امور امنیتی ـ پلیسی را بر عهده داشتند. در دوره درگاهی واژه کمیسری حذف شد و عنوان کلانتری به جای آن به کار برده شد و در عناوین و درجات نظامی نیروهای شهربانی هم تغییراتی صورت گرفت.2
ابوالحسن عمیدی نوری، که در اوایل قدرت یابی رضاخان از آگاهان به امور سیاسی بود، به نقش بی بدیل درگاهی اولین رئیس شهربانی در تثبیت تدریجی ولی مداوم موقعیت رضاخان تا صعود نهایی او به تخت سلطنت اشاره می کند و می افزاید که «سنگ اول سلطنت رضاشاه را» درگاهی نهاد و در منزوی ساختن مخالفان سیاسی ـ اجتماعی او از اواخر سال 1302 تا آغاز پادشاهی وی قاطعیت قابل توجهی نشان داد؛ و در راستای جلب رضایت رضاخان (رضاشاه بعدی) از هیچ جنایت و سبعیتی فروگزار نکرد. 3 در این باره:عبدالله مستوفی ـ نویسنده ابطال الباطل و شرح زندگانی من در تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه، درباره درگاهی نوشته است:
ریاست نظمیه بعد از وستداهل نصیب سرهنگ محمدخان درگاهی آن روز و تیمسار درگاهی امروز شد. این آقای سرتیپ، که اسم فامیل درگاهی را به عنف و تشر رفتن به «دبستانی» نماینده کرمان به خود تخصیص داده بود، همان است که در خردی هنگامی که در مدرسه علمیه درس می خواند، سر هر کار پوچ برای رفقای خود چاقو می کشید و به همین جهت در مدرسه علمیه به «محمدچاقو» ملقب شده بود. بعدها هم ماجراجویی او با سر لشکر ضرغامی موجب خانه نشینی وی گشت. او در زمان ریاست نظمیه خود دسته گل فراوان به آب داده است و به جای کلاه، سرها برای صاحب کار برده است. انتصاب این شخص بی پروا، که در کارهای او ابداً انصاف راهی نداشته، به عقیده من یکی از گناهان نابخشودنی سردار سپه است.4
گفته شده است که درگاهی، در اوج قدرت خود در رأس شهربانی، نفوذش حتی از شخص تیمورتاش وزیر مقتدر دربار رضاشاه هم بیشتر بود و «در ریاست شهربانی خود قدرتی فوق قدرت نخست وزیر پیدا کرد.»5 درگاهی، که در درجه اول به پشتیبانی و حمایتهای بی دریغ رضاشاه مستظهر بود، علاوه بر مخالفان سیاسی حکومت، که آنی از آزارها و وحشت آفرینیهای او در امان نبودند، رجال و دولتمردان درجه اول کشور را نیز به مبارزه می طلبید و بسیاری از وزرا و روسای برجسته دوایر دولتی از گزند رقابتها و دشمنیهای درگاهی ایمن نبودند و، در این میان، افرادی نظیر داور، تیمورتاش و نصرت الدوله از رجال درجه اول آن روزگار همواره در مسائل مختلف سیاسی، اجتماعی و حتی قضایی با درگاهی درگیری و رقابت داشتند. درگاهی پیوسته در تلاش بود تا اهمیت و تفوق خلل ناپذیر شهربانی در برقراری امنیت و نظایر آن را بر رقبای غیرنظامی خود بقبولاند و آنان را از قدرت بلامنازع خود آگاه سازد.6 درگاهی، علاوه بر مخالفان، برای رجال و کارگزاران حکومتی نیز، که به دلیل شخصی و غیره، با او مخالفت و رقابت داشتند پرونده سازی می کرد و با تشکیلات قابل توجه جاسوسی ـ اطلاعاتی ای که در شهربانی دست و پا کرده بود گزارشهای بسیاری از فساد کارگزاران حکومتی و رجال کشور را محرمانه تهیه می کرد و در اختیار رضاشاه قرار می داد. برخی از مهم ترین رجال دوره رضاشاه بر اثر توطئه های درگاهی موقعیت خود را از دست دادند و از صحنه سیاسی ـ اجتماعی کشور حذف شدند.7 نویسنده ای به برخی از دلایل پیشرفت و برکشیده شدن درگاهی، اولین رئیس شهربانی، از سوی رضاشاه چنین اشاره کرده است:
در 1301 یاور محمددرگاهی با درجه نایب سرهنگی به ریاست اداره قلعه بیگی که بعد (دژبان) جانشین آن شد منصوب گردید و در 1302 در نخستین روزهای رئیس الوزرایی سردار سپه به جای ژنرال وستداهل سوئدی به ریاست نظمیه کل مملکتی برگزیده شد و در مدت کوتاهی چرخهای نظمیه کشور را به گردش درآورد. درگاهی جوانی زیرک و با پشتکار و جدّی و جاه طلب و پرونده ساز بود. خیلی زود توانست توجه سردار سپه را به خود جلب کند.
درگاهی به ابتکار خود کار جاسوسی برای سردار سپه انجام می داد و همه روزه گزارشهایی از رفتار و کردار دولت مردان تهیه، راست یا دروغ ذهن سردار سپه را نسبت به اشخاص مشوب می نمود. او چند کار چشمگیر برای رضاشاه انجام داد: یکی کشف توطئه سرهنگ پولادین بود که می خواست رضاشاه را ترور کند و دیگر کشف توطئه فرزند امیر مؤیّد سوادکوهی بود که در مجلس متحصن شده بود و روز افتتاح مجلس قصد ترور رضاشاه را داشت. درگاهی به سبب همین کارها در فروردین ماه 1307 درجه سرتیپی گرفت و قدرتی بزرگ به دست آورد. توقیف نصرت الدوله به دست او انجام گرفت.8
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پانوشت ها :
1- یحیی افتخارزاده، پیشین صص 29-30
2- همان، صص 30-31 ود، امنیتی، پیشین، صص 60-61
3- ابوالحسن عمیدی نوری، یادداشتهای یک روزنامه نگار، صص 103-105
4- مرتضی سیفی فمی تفرشی، پیشین، ص 70
5- همان
6- ابوالحسن عمیدی نوری، پیشین، صص 129-131
7- محمود طلوعی، پیشین، ج 2، ص 965
8- باقرعاقلی، رضاشاه و قشون متحدالشکل صص 405-406