صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۳۰ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۲:۱۶  ، 
کد خبر : ۲۲۴۷۵۷

اندیشه سیاسى مسلمانان (بخش صد و هیجدهم)


فتح‌الله پریشان
* ضرورت حکومت

در باب ضرورت حکومت، فیض کاشانی نیز به تبع دیگر علما و حکمای اسلامی، انسان را به زندگی اجتماعی و تعاون و تمدن محتاج دانسته، معتقد است که انسان به صورت فردی قادر به تأمین مایحتاج زندگی و ادامه حیات خود نیست. در واقع، از نظر فیض، انسان برای برطرف ساختن نیازهای مادی خود که فیض آنها را نیازهای «عارضه نفع عاجل و لذت زایل» می خواند، به زندگی اجتماعی نیاز دارد، اما مطابق آنچه فیض در کتاب علم الیقین استدلال می کند، زندگی اجتماعی انسان ها بدون قانون و تشکیلات اجرایی میسر نمی شود، زیرا هر کس ذاتاً به دنبال منافع شخصی خود است و با هر کسی که مزاحم پنداشته شود، مقابله و منازعه می کند، بنابراین قانونی در اجتماع لازم است که محل رجوع همه افراد باشد و به سبب آن، عدالت در میان افراد برقرار شود. این قانون از نظر فیض، همان «شرع» و قوانین الهی است. البته تنها وجود قانون ولو شرعی و الهی هم کافی نیست. بلکه سامان زندگی اجتماعی انسان ها نیاز به ضمانت اجرا دارد، یعنی باید این قانون توسط مجریانی اجرا شود تا ضمن انتظام امور دنیوی، مقدمه ای برای زندگی معنوی و اخروی هم باشد. از این رو، به تعبیر ملامحسن فیض کاشانی، خداوند متعال، دو نوع رسالت برای انبیا و فرستادگان خود قرار داده، بدین معنا که غرض اصلی از بعثت آنها را تقویت جنبه عالی انسان و استخدام عالم ملک به منظور خدمت به عالم ملکوت قرار داده، لیکن حفظ اجتماع ضروری انسان ها را نیز در حالت دنیوی برعهده آنان نهاده است، بنابراین آنها متصدی سیاست حفظ اجتماع ضروری انسان ها هستند و پس از انبیا این دو رسالت برعهده جانشینان آنهاست. در عصر غیبت امامان معصوم(ع) که خلیفه منصوب از سوی خدا و رسول بودند، حفظ اجتماع ضروری انسان ها و تقویت جنبه عالی زندگی آنان هم چنان باقی و ضروری است. از این رو، وجود چنین حاکمان و حکومتی در این عصر نیز ضروری می نماید. این ضرورت از نظر فیض آن چنان اهمیت دارد که حکومت و سلطنت ولو به زور و تغلب و نحو آن بر سر کار هم بیاید لازم است. البته فیض در آثار خود تلاش می کند که حتی المقدور این حکومت ضروری در عصر عدم حضور معصوم، شرع و قوانین الهی را رعایت کند تا جنبه عالی زندگی انسان ها تأمین شود. حال پس از اشاره اجمالی به ضرورت حکومت از منظر اندیشه سیاسی فیض این سوال مطرح می شود که چه نوع حکومتی می تواند ضرورت مورد نظر وی را تأمین کند؟ به عبارت دیگر انواع حکومت از منظر فیض کاشانی کدامند و چگونه دسته بندی می شوند؟
*انواع حکومت
به اعتقاد فیض «دولت ابدی و سلطنت سرمدی» در درجه اول شایسته خدای متعال است و بس و غیر او هیچ کس از نظر تکوینی بربندگان تسلط و ولایتی ندارد. از نظر تشریعی نیز ولایت و حکومت بر جامعه انسانی به تصریح آیه شریفه 55 سوره مائده از آن خداوند متعال و رسولش و مومنین به خدا و رسول است. فیض کاشانی با الهام از این قبیل آیات، حکومت بر جامعه انسانی را به دو دسته تقسیم می کند: یکی خلافت مشروع که از آن به «خلاف نبوی حقه» تعبیر می کند و دیگری حکومت های نامشروع که از آن به «سلطنت متغلبه و جائره» تعبیر می کند. به عقیده فیض حکومت های سلطه گر هیچ گونه مشروعیتی ندارند و تا آنجا که ممکن است انسان باید از این نوع حکومت ها فاصله بگیرد. فیض در کتاب «المحجه البیضاء» در این مورد می نویسد: «بدان که حالات تو با امرا و عمال ظلم سه گونه است: حالت اول که بدترینش است، این است که بر آنان وارد شوی؛ حالت دوم که فسادش کمتر است، آن است که آنان برتو وارد شوند و حالت سوم که سالم ترین حالات است، آن است که از آنان کناره گیری کنی؛ به گونه ای که نه آنان تو را ببینند و نه تو آنان را ببینی.»
با این اوصاف فیض می پذیرد که وقتی تشکیل دولت حقه ممکن نیست و دولت ذی شوکتی نظم را در جامعه برقرار ساخت، باید از دستورات چنین سلطانی اطاعت کرد: «اما گفتار گوینده ای که می گوید: سلطان ستمگر واجب است عزل شود یا اینکه خود به خود معزول است، پس چگونه اجازه می دهید هدیه از او گرفته شود؟ پاسخش این است: سلطانی که قدرت و شوکت یار اوست و خلع او از سلطنت دشوار است و در برکناری اش (بر فرض امکان) فتنه گسترده تحمل ناپذیر ایجاد می شود، واجب است چنین سلطانی را به حال خود واگذار کرد و در ظاهر از او اطاعت کرد.» در شماره آتی به تفصیل از دسته بندی چهارگانه فیض از انواع حکومت نبوی، معصومین(علیهم السلام)، حکومت علمای دین و سلاطین سخن خواهیم گفت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات