گروه ترجمه - پایگاه اینترنتی «هادسون نیویورک» 26 آگوست 2011 (4 شهریور) در مقالهای به راهبردهای ایران در قبال سوریه پرداخت و نوشت: با وجود سرنگونی برخی از قدرتمندترین رژیمهای خاورمیانه، پافشاری بشار اسد بر حفظ قدرت جدیتر شده که توجیهپذیر است؛ زیرا او ایران را بهعنوان ابرقدرت خاورمیانه در کنار خود دارد؛ اما پرسش این است که آیا در نهایت، ایران به حمایت خود از رژیم بشار اسد ادامه خواهد داد یا خیر؟ در سال 2006 یکی از وکلای مدافع صدام به پیام صدام خطاب به بشار اسد اشاره کرد که در آن گفته بود: «آقای اسد، به ایران وابسته نباش و به آن اعتماد نکن؛ زیرا آنها از عربها نفرت دارند و تو را رها خواهند کرد.» در عینحال، هنگامی که مخالفان در لیبی خیابانهای پایتخت را به تصرف خود درآوردند، اسد در سخنان تلویزیونی خود سرسختتر ظاهر شد. لحن او با هشدار به غرب در مورد پیامدهای جدی مداخله نظامی علیه کشورش همراه بود.
در ادامه مقاله آمده است: به لحاظ تاریخی، او مطابق زبان دیکتاتورهای عربی در پی انتقال دو مفهوم بود: به راه انداختن حمام خون علیه شهروندان و حمله به اسرائیل. اسد در جنگ برای حفظ رژیم به دلیل توانمندیهای رژیم صهیونیستی نمیتواند جبههای نظامی با آن باز کند. با وجود این، حزبالله لبنان بهعنوان نماینده ایران میتواند برای اسرائیل چالشآفرینی کند. اسد لزوماً همان نقش صدام در زمان امتناع او از پایان اشغال کویت با وجود هشدارهای جدی نیروهای ائتلاف را ایفا نمیکند. رژیم سوریه با حمایت از شبه نظامیان لبنانی در جنگ داخلی لبنان در دهه 1980 و پیش از آن، حمایت از جبهه مردمی آزادیبخش فلسطین، اثبات کرده بازیگر زیرکی است.
در پایان مقاله آمده است: اتحاد اسد با حزبالله و ایران، فراتر از منافع متقابل است. پیوندهای مذهبی جمهوری اسلامی شیعه و حکومت علوی سوریه از اهمیت بسیاری برخوردار است. در عین حال، حزبالله و امل در لبنان مطابق سیاستهای ایران و گرایشهای مذهبی از سوریه حمایت میکنند. تمام این موارد، سبب میشود اسد احساس اطمینان کند ایران به حمایت از آن اقدام خواهد کرد؛ اما بهدلیل تمایل ایران به تبدیل شدن به قدرتی هستهای، این کشور با وجود روابط نزدیک با سوریه، احتمالاً برای نجات رژیم سوریه خود را درگیر جنگ نمیکند. حاکمان ایران به این میاندیشند که آیا انجام چنین جنگی ارزشمند است یا خیر. در نهایت باید گفت اگرچه ایران بهطور جدی خواهان حفظ بشار اسد در قدرت است؛ اما احتمالاً تمایلی به آغاز چنین جنگی ندارد. بهعلاوه، پیام صدام به اسد در مورد غیرقابل اطمینان بودن ایران نیز ممکن است درست باشد.
بصیرت: نویسنده با زیرکی پس از مقدمهچینی بلافاصله بحث را به نقطه تأملبرانگیز نهایی یعنی جنگ علیه سوریه کشانده و به قضاوت اینکه ایران در چنین فرضی چه خواهد کرد، نشسته است. بحث کردن درباره این موضوع خطا نیست، نادیده گرفتن بحثها و فروض مقدم بر این بحث و یکباره به این بحث پرداختن خطاست که نویسنده عمداً این خطا را مرتکب شد؛ زیرا میدانست اگر بحث را در مسیر خودش دنبال کند به احتمال زیاد به این مرحله نخواهد رسید. واقعیتهای زیادی وجود دارد که بر رسیدن بحث به این مرحله دلالت نمیکند و آن را مستبعد مینمایاند.