پس از آنکه رئیس سازمان انرژی اتمی ایران از «عبور ایران از مرحله تولید اورانیوم 20 درصدی» خبر داد و اعلام کرد که با خودکفایی کشورمان در این بخش، عملاً دیگر نیازی به مذاکره در خصوص مبادله یا توقف تولید سوخت هسته ای، وجود ندارد، رئیس جمهور فرانسه ادعا کرد: اقدام ها و رویکرد جمهوری اسلامی در برنامه موشکی و هسته ای ممکن است به حمله نظامی پیشگیرانه به تأسیسات این کشور منجر شود که چنین رویدادی می تواند بحران بزرگی را در پی داشته باشد. این اظهارات «نیکلا سارکوزی» رئیس جمهور فرانسه مبنی بر تهدید ایران به جنگ پیشگیرانه نشان می دهد، در شرایط بحران داخلی اقتصاد آمریکا و ناآرامی های انگلیس، توهم اینکه اکنون بهترین زمان برای محوریت فرانسه است، رئیس هوس باز کاخ الیزه را گستاخ تر از گذشته کرده است.
سارکوزی که در نشستی با دیپلمات های فرانسوی حضور داشت، با لحنی تهدیدآمیز مدعی شد: «جاه طلبی برنامه اتمی نظامی و بالستیک (ایران) تهدید فزاینده ای را شکل داده است که احتمال دارد به حمله پیشگیرانه به تأسیسات ایران منجر شود که این می تواند بحران بزرگی را به وجود بیاورد و فرانسه به هر قیمتی خواهان اجتناب از آن است.»
رئیس جمهور فرانسه که در افکار عمومی جهان به عنوان یکی از رئیسان جمهور هوسران شناخته می شود، توضیح نداد که کدام کشور یا کشورها در حمله مورد ادعای او مشارکت خواهند کرد، اما به نظر می رسد با توجه به بحران های داخلی آمریکا و انگلیس و حاضر نشدن مقام های این کشورها به باز کردن جبهه درگیری سیاسی عمیق تر و تهدید ایران، مقام های رژیم صهیونیستی مأموریت شاخ و شانه کشیدن و تهدید نظامی ایران را که تا پیش از این، آمریکایی ها عهده دار آن بودند، به مقام های کوتوله کاخ الیزه سپرده اند و سارکوزی ترجمه خط به خط تهدیدهای کهنه صهیونیست ها را به زبان آورده است.
تهدید به تهاجم نظامی موضعی به نقاط حساس هسته ای ایران، یک طرح قدیمی مربوط به حدود پنج سال قبل است که صهیونیست ها در دولت بوش آن را به طور جدی پیگیری کردند، اما در همان دوره نیز که اوج فضاسازی علیه ایران بود، به دلیل هراس از تبعات جهانی و غیرقابل کنترل این ماجراجویی، نتوانست همراهی سایر کشورها را جلب کند و تنها به عنوان یک طرح روی کاغذ باقی ماند. این در حالی است که اکنون حتی ایده تحریم ها نیز خاصیت خود را از دست داده و کشورهایی از جمله روسیه معتقد هستند که این تحریم ها اگر چه ایران را در حوزه اقتصادی و تجاری با دشواری هایی مواجه کرده، اما در زمینه هسته ای موجب توقف نشده است، بنابراین، باید رویکرد تعامل با این کشور را در پیش گرفت. در عین حال، به نظر می رسد بیان ایده کهنه حمله به مراکز حساس هسته ای در حالی از سوی صهیونیست ها به سخنگوی فرانسوی اشان دیکته شده است که اعلام انتقال غنی سازی 20 درصد ایران به تأسیسات فردو و نفوذناپذیری این مجموعه که در دل کوه های واقع در 20 کیلومتری شهر قم احداث شده است، دلیل عمده دستپاچگی آنها باشد. «فریدون عباسی» معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان انرژی اتمی ایران نیز روز دوشنبه اعلام کرد: به علت «ملاحظات پدافند غیرعامل» (دفاع در مقابل حملات دشمن با استفاده از شیوه های غیرنظامی) بخش حساس تأسیسات فردوی قم به زیر زمین منتقل شده است.» سارکوزی در بخش دیگری از اظهارات ماجراجویانه اش مقام های کشورمان را متهم کرده است که در موضوع هسته ای از همکاری با جامعه بین المللی سر باز می زنند و هشدار داد: «ایران مذاکرات جدی (بر سر برنامه هسته ای خود) را رد می کند و به جای ارائه پاسخ معتبر به نگرانی های جامعه بین المللی، دست به اقدامات تحریک آمیز تازه می زند.» رئیس جمهور فرانسه همچنین تأکید کرده است: فرانسه در راستای افزایش فشار بر ایران برای توقف برنامه هسته ای اش، در حال همکاری با جامعه بین المللی برای اعمال تحریم های شدیدتر علیه جمهوری اسلامی است.
فرانسه در طول ماه های اخیر تلاش کرده که نقش خود را در معادلات جاری جهان ارتقا دهد، به عنوان نمونه این کشور به دلیل ترس از تسری ناآرامی های شمال آفریقا در مصر و لیبی و جلوگیری از این مسئله، طرح مداخله نظامی ناتو را به شورای امنیت برد و همچنین در زمینه آماده کردن پیش نویس قطعنامه علیه سوریه پیش قدم بوده است. در عین حال، آمریکا و انگلیس به دلیل مشکلات داخلی خود از محور شدن در این موارد پرهیز می کنند. به نظر می رسد صهیونیست ها نیز با آگاهی از شرایط فعلی فرانسه، رئیس هرزه کاخ الیزه را بهترین گزینه برای سخنگویی اروپایی شان در شرایط کنونی و تغییر تمرکز از گرایش های ضداسرائیلی که در اثر بیداری اسلامی در منطقه موج می زند، یافته اند. از سوی دیگر، در طول مذاکرات هسته ای کشورمان نیز نمایندگان فرانسه همیشه گستاخانه تر از بقیه برخورد کرده و به نوعی رفتار می کنند که گویا تمایلی برای حل موضوع ندارند. کارشناسان علت های مختلفی برای این رفتار غیر متعادل فرانسه ذکر می کنند. علت اول می تواند این باشد که فرانسه مایل است همواره یک قدم جلوتر از آمریکا حرکت کند و نوعی هویت اروپایی را برای خود حفظ می کند. در مواردی این حفظ هویت اروپایی مستلزم تندروی و در مواردی هم مستلزم نرمش بوده و هر دو رفتار در طول تاریخ مذاکرات هسته ای از فرانسه مشاهده شده است. علت دوم این است که فرانسوی ها به دلیل اینکه ایران آنها را از مذاکرات وین حذف کرد، نوعی احساس خصومت شخصی و در نتیجه آن حس انتقام جویی پیدا کرده اند. علت سوم از دید برخی کارشناسان این است که لابی صهیونیست در فرانسه بسیار قوی است و بر خلاف آمریکا هیچ نیروی تعدیل کننده ای هم در مقابل آن وجود ندارد و نهایتاً علت چهارم، به راهبرد سنتی فرانسوی ها درباره مسائل مرتبط با اشاعه مربوط می شود که همواره بر ضرورت حذف غنی سازی در ایران و ترس از احتمال معامله آمریکا در این مورد مبتنی بوده است.