اختصاصی بصیرت/
کشورهای غربی همواره تلاش کرده اند تا با ابزارهای گوناگون سلطه و استعمارگری خویش را در جهان اجرایی سازند. در این چارچوب آنها هر زمان واژه های جدیدی را طراحی می کنند تا به اهداف خویش دست یابند. بررسی کارنامه اشغالگران در عراق و افغانستان و تحرکات کنونی غرب در لیبی نشان می دهد که این کشورها برای توجیه حضور و گسترش دامنه اشغالگری خود به دنبال سناریوهای جدیدی هستند تا بتوانند پاسخگوی افکار عمومی جهان باشند، در حالی که چهره واقعی نظامی گری خود را نیز در پس این تحرکات پنهان می سازند. در این چارچوب چند سناریو از سوی آنها در حال اجرا شدن است.
الف- حمایت از بشریت: زمانی غرب با ادعای مبارزه با تروریسم به اشغال عراق و افغانستان پرداخت ولی اکنون این ادعا رنگ باخته در حالی که استمرار این روند نیز شکست و تزلزل غرب را برملا می سازد. اکنون آنها ادعای حمایت از مردم و جلوگیری از جنگ داخلی را محور ادعاهای خود برای توجیه اشغال این کشورها قرار داده اند. همین سناریو عیناً در قبال لیبی در حال شکل گیری است، به گونه ای که غربی ها ابتدا مدعی حمایت از مردم در برابر قذافی می شوند و اکنون با سرنگونی وی، ادعای جلوگیری از جنگ داخلی و حمایت از مردم برای بازسازی کشور را مطرح می کنند؛ سیاستی کاملاً بشردوستانه که نقابی بر چهره اشغالگری و نظامی گری آن ها می باشد. آنها با تبلیغات رسانه ای مبنی بر شروع جنگ داخلی در این کشورها در صورت نبود غرب و برجسته سازی نقش این کشورها در بازسازی کشورهای مذکور برای فریب افکار عمومی زمینه چینی می کنند.
ب- شرکت های امنیتی: غرب از یک سو در تأمین نیرو با چالش مواجه شده و به دلیل فرسایش در عراق و افغانستان توان نظامی خود را محدود می بیند و از سوی دیگر افکار عمومی جهان دیگر پذیرنده تحرکات نظامی این کشورها نمی باشد. بسیاری از ناظران سیاسی تأکید دارند ارتش غربی ها به ویژه آمریکا که زمانی نخستین ارتش جهان بودند اکنون با بحران های شدید داخلی و انزوای جهانی مواجه شده اند، لذا توان اجرای عملیات های بلندمدت به ویژه اشغالگری های جدید را ندارند. در این میان غرب به ویژه آمریکا برای تأمین نیروی مورد نیاز و نیز کم رنگ کردن نقش نظامیان در میان افکار عمومی جهان رویکرد به شرکت های امنیتی خصوصی را در دستور کار قرار داده است. شرکت های امنیتی مانند «بلک واتر» که ترکیبی از کهنه سربازان یا مزدوران و حتی زندانیان و قاتلان سابقه دار را شامل می شوند و جز پول و کشتار هیچ قانون و اصلی را نمی شناسند در رأس طرح های نظامی غرب قرار گرفته اند. این شرکت ها به نام آ موزش نیروهای کشورهای هدف و نیز حمایت از دستگاه های دیپلماسی نظیر امنیت سفارتخانه ها و در نهایت پشتیبانی امنیتی از شرکت های غربی در بازسازی کشورهای ویران شده در کشورهای هدف به کار گرفته می شوند. نمود این امر را در عراق و افغانستان و اکنون در قبال لیبی می توان مشاهده کرد. آنها با ادعای خصوصی بودن، اهداف اشغالگران را اجرایی می سازند در حالی که در ظاهر در خدمت دولت های این کشورها می باشند. اکنون این سناریو مطرح است که غرب برای اشغال لیبی به جای نیروی نظامی از این شرکت ها استفاده کند تا ضمن مقابله با اعتراض های مردمی طرح اشغال را نیز محقق کرده باشد. بهانه آنها برای ورود این نیروها جلوگیری از جنگ داخلی و حمایت از شرکت های غربی برای بازسازی لیبی است.
ج- حفظ مهره های قدیمی: هرچند که غربی ها با ادعای سرنگونی حاکمان دیکتاتور و غیر مردمی به اشغال کشورها می پردازند، اما در نهایت متحدان سابق خود را حفظ و از فروپاشی کامل آنها جلوگیری می کنند. مهره هایی که زمانی به طور مستقیم اهداف آنها را اجرایی می کردند اکنون به صورت حاشیه ای و با بحران سازی این امر را محقق می کنند. در عراق همچنان بعثی های برجای مانده از دولت صدام فعال بوده و هر زمان که نیاز باشد اشغالگران آنها را به فعالیت علیه دولت وادار می سازند. در افغانستان بقایای طالبان مجری طرح های غرب برای بحران سازی در منطقه و توجیه کننده ادامه اشغال هستند. در لیبی نیز غرب هرچند حذف قذافی را رقم زده، اما تلاش دارد تا هواداران وی را حفظ کند تا در آینده ابزاری باشند برای اعمال فشار بر دولت جدید لیبی. غرب تلاش خواهد کرد تا این افراد در حاشیه، مجری طرح های آن باشند تا در صورت نیاز به بازیگر به صحنه سیاسی بازگردند، چنانکه در عراق اکنون برای احیای بعثی ها فعال شده است.در جمع بندی کلی از تحولات جهانی به ویژه عراق، افغانستان و لیبی می توان گفت که غرب برای نظامی گری و اشغالگری خود در کنار شیوه های سنتی، طرح های نوینی را در پیش گرفته تا ضمن فریب افکار عمومی به طرح های استعماری خویش دست یابد؛ اقداماتی که هدف آنها کمک به مردم و برقراری امنیت نیست؛ بلکه صرفاً استمرار غارتگری است که نتیجه آن نیز قربانی شدن هزاران انسان بی گناه در بحران های ایجاد شده در قالب این طرح خواهد بود.