بصیرت؛ حسین فلاح زاده :درآدینه کدام رمضان آزادیت را نظاره کنیم ای قدس من به تمام جهان با قاطعیت اعلام میکنم که اگر جهانخواران بخواهند در مقابل دین ما بایستند مادر مقابل دنیای آنان خواهیم ایستاد وتا نابودی تمام آنان ، از پای نخواهیم نشست . یا همه آزاد می شویم ویا به آزادی بزرگتری که شهادت است می رسیم .(حضرت امام خمینی ) جهان اسلام هرسال درجمعه پایانی ماه مبارک رمضان برگزاری نخستین کنگره صهیونیستی را در اذهان خود مرور می کند؛ کنگره ای که در واقع منشأ همه بدبختی ها و درد و رنج فلسطینیان به شمار می آید. بعداز گذشت یک قرن از تفکر شکل گیری رژیم اشغالگر قدس پاسخ به چند سوال ضروری به نظر می رسد : اولا: چرا بیت المقدس برای مسلمانان حرمت دارد ؟ ثانیا: رژیم اشغالگر قدس برچه پایه های اعتقادی شکل گرفته است ؟ ثالثا: تشکیل وتوسعه سازمانهای صهیونیستی از سوی کدام کشور هدایت شده ومی شود؟ رابعا:علت حمایت بی چون وچرای روسای جمهور آمریکا ( از هردوجناح) از اسراییل چیست؟ خامسا: چه ارتباطی بین تحولات خاورمیانه واندیشه صهیونیستی حاکم بر جهان سلطه وجود دارد؟ سادسا: استراتژی موثر مسلمانان در برخورد بااندیشه صهیونیستی حاکم بر جهان سلطه چه میتواند باشد ؟ حرمت بیت المقدس برای مسلمانان قدس برای مسلمانان, یکی از مقدس ترین نقاط زمین است, زیرا شب هنگام پیامبر اسلام(ص) از مسجد الحرام به سوی مسجدالاقصی به آسمان عروج کرده در این شب, یعنی شب معراج, نمازهای پنجگانه به منزله, نخستین رکن اسلام, بر پیامبر(ص) فرض شد. خاک فلسطین مکان مقدسی است که هزاران تن از صحابه پیامبر و تابعین آنها را در دل خود جای داده است و اداره فلسطین همواره در دست مسلمانان بوده و حتی از مسیحیان بیت المقدس, جزیه دریافت می شده است. پس از فتح مسالمت آمیز «اورسالم» یا «ایلیا» به وسیله نیروهای اسلامی, و به حکم قداستی که قرآن مجید برای این سرزمین قائل شده (1) و به علت آنکه نخستین قبله مسلمانان در آنجا قرار داشته است, مسلمانان آن شهر را «بیت المقدس» نام نهاده اند. هنگامی که مسلمانان اداره «بیت المقدس» را در دست گرفتند این شهر ویرانه ایی بیش نبود, ولی با ورود مسلمانان, آبادی کامل شهر آغاز شد و بر روی ویرانه های ساختمان های قدیمی که یکصد سال به صورت مخروبه ای بود, مسجد کوچکی ساختند و بعدها در سال 75 هجری, ساختمان مسجد الاقصی تجدید بنا و تکمیل شد. بسیاری از آثار و ابنیه موجود در فلسطین, مانند قبه صخره, مسجدالاقصی, زمان حکومت اسلامی, در فلسطین ساخته شد و حکومت اسلامی همواره در پیشرفت و توسعه شهرها و ترویج علوم, ادبیات و هنرها در این خطه, همت زیادی مبذول داشته است.پس از امویان و عباسیان, فاطمیان بر این پهنه اسلامی حکومت کردند.(2) پایه های اعتقادی شکل گیری رژیم اشغالگر قدس کشیش جوزف اسمیت، مؤسس کلیساى مارونى، نظریه تشکیل حکومت یهودى در فلسطین را پایهگذارى کرد و از سال 1814م. فراخوان انگلیسى ـ آمریکایى جهت ایجاد وطن براى یهودیان در فلسطین بالا گرفت. یکى از پیشگامان آمریکایى جنبش صهیونیسم مسیحى، کشیش جریسون از آمریکا به فلسطین مهاجرت کرد و یهودیت را پذیرفت و به عنوان مشاورى براى دولت آمریکا در قدس و سپس سرکنسول آن در سال 1852 وارد عمل شد و فعالیتهاى وى حول موضوع واحد ایجاد وطن یهودى در فلسطین دور مىزد. وى با حمایت یک مؤسسه یهودى ـ مسیحى انگلیسى دست به ایجاد یک شهرک زراعى یهودى زد و مسیحیان انجیلى آمریکایى و یهودیان را در آن اسکان داد. بنابراین مشخص میگردد انتخاب سرزمین فلسطین جهت تشکیل دولت یهود امری کاملا از قبل مشخص شده بوده ومطرح کردن پیشنهاد سه منطقه برای ایجاد دولت یهود بعد از جنگ جهانی دوم موضوعی انحرافی، ساختگی وفاقد اعتبار می باشد . تأثیر صهیونیسم مسیحى بر مهاجران نخستین به آمریکا، به حدى بود که رئیسجمهور جفرسون پیشنهاد وضع علامتى را به جاى نشان عقاب، براى آمریکا داد که در آن بنىاسرائیل در روز، زیر ابرى که بر سرشان سایه انداخته و در شب زیر عمودى از نور، قرار دارند و این پیشنهاد مطابق مضامین «سفر خروج» بود. حکومت سکولار در ایالات متحده داراى 1400 ایستگاه مذهبى است که 80 هزار کشیش انجیلى در آن فعالیت مىکنند و اکثر قریب به اتفاق آنان ازپیروان مکتبى مىباشند که اسرائیل را تجلى خداوند و مجسمه نعمتهاى او براى نجات فرزندان بشریت مىدانند.!! لذا اگر چه اسرائیل با معضل یا بحرانى مواجه شود، این لشکر مذهبى ـ رسانهاى از طریق کلیساها، ایستگاههاى رادیویى،تلویزیونى وسلسله مطبوعات روزانه وهفتگى که انتشارآن رادر اختیار دارند، به حرکت درمىآید.(3) حرکت جنبش، از مبناى یک اصل ثابت از اصول این جنبشهاى مذهبى، آغاز مىشود و آن این اصل است که قوانین موضوعه بینالمللى، اسرائیل را شامل نمىشود؛ زیرا اسرائیل با همه رژیمهاى سیاسى دیگر عالم تفاوت دارد. وجود اسرائیل، تجسم اراده خداست نه (حاصل) ارضاى نیاز بشرى. ثانیا، تنها وجوب و شمول خواست و مشیت الهى مىتواند اسرائیل را در برگیرد که در کتب مقدس آمده و آشکارترین نمونه آن، وعده خداوند براى ملت برگزیده اوست. از این رو، دولتهاى اسرائیل ـ با وجود هر نخستوزیرى ـ آزاد از هرگونه قید و قانون مىتوانند نه فقط زیر بار قطعنامههاى (425 و 338 و 442 و 194) و امروز قطعنامههاى (1402 و 1403) نروند بلکه زیر بار هرگونه قرارداد امضا شده توسط نخستوزیران سابق هم که بعد معلوم شود این قرارداد به ضرر منافع ملت برگزیده یا وعدههاى الهى است نروند، مانند توافقنامه «اسلو،...» و این را اکنون شارون عملاً به اثبات رسانده است. شخصیتهاى صهیونیسم مسیحى معتقدند که اراده الهى، در ایجاد اسرائیل، نمودار گشته است و خداوند هر کس که اسرائیل را یارى کند، یارى مىکند و با هر کس که نسبت به آن عداوت بورزد، دشمنى مىکند. ایجاد اسرائیل به طور حتم باعث وقوع شرط بازگشت دوباره مسیح مىباشد و ثانیا دفاع از اسرائیل عملى مذهبى و جزیى از اصول عقاید است . مهد تشکیل وتوسعه سازمانهای صهیونیستی حرکتهاى اسکان به واسطه سرمایهگذارى آمریکاییان شروع وبه صورت پیاپى ادامه یافت، شهرک «جبل الأسل» (در غرب یافا) در سال 1850 برپا شد. اقبال مسیحیان صهیونیست به سکونت در این مکانها از صهیونیستهاى یهودى شدیدتر بود چرا که آنان در انتظار «بازگشت دوباره مسیح» بودند. از آن هنگام سرزمین مذهبى آمریکا به توسعه سازمانها و تشکلهاى داخلى دست زد که هدف از آن حمایت معنوى و مادى فزونتر براى تحقق پیشگوییهاى تورات راجع به بازگشت یهودیان به فلسطین بود. از جمله نخستین مؤسسات مذکور، «سازمان فدرالى دفاع از فلسطین در آمریکا» بود. که کشیش چارلز راسل آن را در سال 1930 تأسیس کرد و سازمان «کمیته فلسطین ـ آمریکا» که توسط سناتور رابرت واگنر به همراه 68 عضو مجلس سنا، 200 عضو مجلس نمایندگان، تعدادى از علماى انجیلى، صاحبان صنایع، اساتید دانشگاهها، روزنامهنگاران و ادباى مشهور تأسیس شد. نیز در سال 1942 «سازمان مجلس مسیحى فلسطین» مطابق قرارداد بالفور، به عنوان یکى از موارد تحقق آن، از سوى کشیشان پروتستان و شخصیتهاى بارز اقتصادى، سیاسى و دولتى تأسیس گردید. این سازمانها شعار «سرزمین موعود» و «ملت برگزیده» را بالا بردند و به گونهاى آن دو را به یکدیگر مربوط ساختند تا مردم بدانند که شریفترین عمل براى تقرب مسیحیان به خداوند، مشارکت مادى و معنوى در تحقق خواست خدا به واسطه بازگرداندن قوم یهود به فلسطین به عنوان مقدمه رجعت مسیح مىباشد. کنگره آمریکا، قطعنامه اجلاس صهیونیستها را ـ که در سال 1942 در نیویورک برگزار شده بود ـ پذیرفت و در سال 1944 تصمیمى اتخاذ نمود که ایالات متحده را متعهد مىکرد تا «نهایت تلاش خود را جهت گشودن درهاى فلسطین به روى یهودیان مبذول دارد . تعدادى از شخصیتهاى سیاسى، دیپلماتیک، رسانهاى و نظامى آمریکا که مدیریت مراکز مهمى را به عهده دارند، از پیروان کلیسا یی مىباشندکه وجود اسرائیل را تجسم اراده خدا می داند. رئیس جمهور اسبق آمریکا، رونالد ریگان، نیز از این افراد است. جریان دعوت یک یا چند نفر از شخصیتهاى مذهبى این کلیسا به کاخ سفید، هنگامى که رئیس جمهورى آمریکا براى اتخاذ تصمیم اساسى راجع به خاورمیانه دعوت مىشود، به امرى عادى و تکرارى تبدیل شده است. در ایمان آمریکایى، اسرائیل صورت مجسم مشیت مقدس خداوند است و هرگونه برخورد با آن، آنطور که در تعالیم این کلیسا آمده، هتک محرمات و مقابله با مشیت پروردگار است. براى عملى شدن این ایمان، در سال 1985 (88 سال پس از اولین کنگره صهیونیسم که در سال 1897 برگزار شد). در همان شهر بال سوئیس، در همان هتل، همان سالن و دقیقا همان ماه ـ آگوست ـ کنگره فوقالعاده کلیساى انجیلى که ایجاد حکومت صهیون را مقدمه گریزناپذیر بازگشت مسیح مىدانستند، برگزار شد. دعوتنامهاى براى شرکت در «کنفرانس صهیونیسم مسیحى» به دکتر داگلاس یونگ، رئیس دانشسراى آمریکایى مطالعات سرزمین مقدس، ارسال گردید که دکتر فان دیر هوفین، رئیس کلیساى انجیلى هلند، ریاست آن را برعهده داشت. در این کنفرانس تأسیسى، 589 شخصیت مذهبى از ایالات متحده و اروپا، از کلیساهاى مشابه در کشورهاى آفریقایى و آسیایى دیگر که تعداد آنها به 27 کشور مىرسید، حضور داشتند. از آن هنگام تا کنون به طور سالانه در هر آگوست، دو کنفرانس برگزار مىشود که کنفرانس اول در ادامه راه اولین کنگره جنبش صهیونیسم یهودى است که توسط تئودور هرتزل، در سال 1897 برگزار شد و کنفرانس دوم، متعلق به جنبش صهیونیسم مسیحى است که داگلاس یونگ زمینهساز تشکیل آن بود. از درون کنفرانس 1985، سازمان جدیدى به نام «سفارت بینالمللى مسیحیت» ایجاد شد که وظیفه نفوذ معنوى و مادى در برخى از کلیساهاى انجیلى آمریکا را به منظور تحقق پیشگوییهاى تورات، راجع به زمینههاى بازگشت مسیح به عهده دارد که مهمترین زمینه آن را تشکیل حکومت صهیونیستى و اجتماع یهودیان مىداند تا آن که (مطابق نقل پیشگوییها) مسیح، براى دومین بار، در میان آنان ظهور یابد. سفارت بینالمللى مسیحیت، در راستاى اهدافى که آنها را در سال 1985 اعلام کرده بود، به فعالیت پرداخت سازمان مذکور بارزترین نقش را در تلاش براى اتخاذ اولین تصمیم کنگره آمریکا (سنا و نمایندگان) در آوریل 1990، که دولت آمریکا را به پذیرش قدس به عنوان پایتخت اسرائیل فراخواند و سپس در دومین تصمیم (سال 1995) مبنى بر انتقال مقر سفارت آمریکا از تلآویو به قدس، ایفا کرد. چرایی حمایتهای آمریکا از اسراییل در ایالات متحده، تعداد 009، 754، 76 نفر پروتستان در قالب 200 فرقه وجود دارند. فرقه تدبیرى داراى بیشترین سهم نسبت به پذیرش عقیده صهیونیسم مىباشد که تعداد پیروان آن بالغ بر چهل میلیون نفر مىشود. همچنین گروه پروتستانهاى سفیدپوست (معروف به آنگلوساکسون) مشهورترین شخصیتهاى سیاسى، اقتصادى، تبلیغى، رسانهاى و نظامى جامعه آمریکا را در خود جمع کرده است. حمایت مطلق آمریکا از رژیم صهیونیستی حمایتی منطقی و عقلایی نیست که افراد شاخص آن را اتخاذ کرده باشند بلکه حمایتی مردمی است که از طریق همه پرسیهای صورت گرفته خود را نشان داده است در این همه پرسیها بیش از 85% جامعه آمریکایی از موجودیت رژیم صهیونیستی حمایت کرده و بیش از 70% ازآنان از تروریسم صهیونیستی حمایت خود را اعلام کرده اند . می توان نتیجه گرفت که همکاری آمریکایی صهیونیستی از حمایت جامعه آمریکایی برخوردار است و اسرائیل از حمایت فرهنگی دینی آمریکایی و غربی که ریشه در میراث ملی عهد قدیم و اعتقاد به بازگشت مسیح دارد ، بهره می گیرد . «جیمى کارتر»، رئیس جمهور اسبق آمریکا،وقتی در مارس 1979، از اسرائیل بازدید کرد، (در حالى که براى صدور قرارداد صلح بین مصر و اسرائیل تلاش مىکرد) نطقى را در برابر کنیسه ایراد کرد و در آن اذعان کرد: رؤساى جمهور پیشین آمریکا، ایمان خود را اینگونه عینیت بخشیدند که روابط ایالات متحده و اسرائیل، بیش از یک رابطه خصوصى است؛ روابطى منحصر به فرد که ریشه در درون ملت آمریکا، اخلاق، مذهب و ایمانش دارد. مهاجران نخستین، از اسرائیل و ایالات متحده، شکل گرفته بودند لذا ما فرهنگ تورات را با شما قسمت مىکنیم. همچنین یک اعتقاد عمومى و رسوخ یافته مذهبى درون جامعه مذهبى آمریکایى جریان دارد که مىگوید: خداوند هر کس را نسبت به اسرائیل، بىحرمتى کند عقوبت مىکند و به هرکس آن را یارى رساند، جزاى نیک مىدهد و به برکت پشتیبانى ایالات متحده از اسرائیل، برکات خدا بر مردم آمریکا نازل مىشود. در کتاب پیشگوییها و سیاست نوشته یک زن آمریکایى به نام گریس هالسل ـ که سخنرانیهاى رئیس جمهور، جانسون، را نگاشته است ـ نویسنده ضمن انتقال تجربیات کارى خود در کاخ سفید مىگوید: هر بار که اعضاى شوراى امنیت ملى جهت تصمیمگیرى راجع به خاورمیانه، دور هم جمع مىشوند، نماینده کلیساى انجیلى جهت تطبیق تصمیمات با اعتقادات مثبتى بر پیشگوییهاى تورات و تفاسیر جدیدى که این کلیسا وضع کرده است، دعوت مىشود. پس از انتخاب هر یک از رؤساى جمهور جدید آمریکا، یک نفر از نمایندگان این کلیسا، ریاست کشیشان را در انجام سوگند (تحلیف) قانون اساسى، به عهده مىگیرد. کلینتون، مراسم تحلیف خود را در برابر کشیش بیلى گراهام، یکى از رهبران این جنبش، به جاى آورد. این جنبش، به بازگشت دوباره مسیح، ایمان دارد و معتقد است که این امر، شروطى دارد که ایجاد حکومت صهیون بر اجتماع یهودیان دنیا از جمله آن شروط مىباشد و به این دلیل، یارى رساندن اسرائیل را یک واجب مذهبى مىداند که صرفا برخاسته از منافع سیاسى نیست. براساس چنین دیدگاهی جرج بوش رییس جمهور آمریکا از پیروان ومومنان به این دیدگاه است. بااین حال با به قدرت رسیدن بوش پسر این فرقه مذهبی به قدرت سیاسی نیز دست یافت ودر حال حاضر افراد قابل توجهی از هیات حاکمه فعلی آمریکا از اعضای اصلی این فرقه مذهبی اند.(4) ارتباط بین تحولات خاورمیانه واندیشه صهیونیستی حاکم بر جهان سلطه درجنبش کلیساى اصولگرا، این مفهوم گنجانده شده است که مشیت خداوند، توسط تفاسیر پیشگوییهایى که در اسفار تورات و عهد قدیم (سفر رویا، سفر حزقیا، سفر یوحنا و...) آمده است، مشخص و معین مىشود. جنگ آرماگدون که ظهور مجدد مسیح، بلافاصله پس از آن واقع مىگردد، از همین پیشگوییهاست. درماه مارس سال 1981کشیش جرى فالول، یکى از شخصیتهاى بزرگ این جنبش، نوشت که ریگان به او گفته است: جرى!... من ایمان دارم که ما با سرعتى زیاد به سوى آرماگدون مىرویم. همچنین در اکتبر 1983 ریگان در جمع کمیته روابط عمومى آمریکا و اسرائیل آرزوکرد که از نسلى باشد که جنگ آرماگدون را درک خواهد کرد. رابطه بین ایمان مذهبى به پیشگوییها و عمل سیاسى ـ نظامى، رابطهاى مستقیم است. این جنبش به پیروانش تعلیم مىدهد که از جمله تکالیف انسان مؤمن آن است که همه امکانات و تواناییهایش را در راه اجراى مشیت خداوند به کار گیرد و خداوند از میان مردم، کسانى را که شایستگى و توانایى به دوش کشیدن نقش یارى رسان براى انجام اراده او را داده است، برمىگزیند. از همین روبود که رئیس جمهور پیشین آمریکا ـ ریگان ـ مىگفت که از خدا درخواست مىکند تا بر او منت گذارد و شرافت آغاز جنگ هستهاى، جهت تحقق مشیت خداوند، با وقوع آرماگدون و سپس ظهور مسیح را نصیب او نماید. این بدان معنى است که ایمان به آرماگدون، تولید تسلیحات کشتار جمعى را ایجاب مىکند؛ که تولید نیز شده است. همچنین محتاج ایجاد جایگاههاى مناسب براى به کارگرفتن این تسلیحات در محلى که در پیشگوییها براى ظهور مجدد مسیح مشخص شده است (خاورمیانه) مىباشد. کلمه آرماگدون، یک بار در انجیل، مشخصا در بخش 16 از فصل 16 سفر رؤیا آمده است: و تمام آنان را در محلى که به زبان عربى «هرمجیدون» خوانده مىشود، جمع کرد. و در فصل 38 و 39 سفر حزقیال راجع به آنچه اتفاق خواهد افتاد، آمده است: بارانها داغ شود، صخرهها ذوب شود، آتش فرود آید و زمین شدیدا تکان بخورد کوهها و دیوارها به بالاترین وجه رعبانگیز و وحشتزایى بر زمین فرو ریزد. لیندسى در کتاب معروف خود به نام فرجام کره بزرگ زمین مىگوید: پس از آن که قوم یهود، یک ملت گردید، شمارش معکوس براى آغاز علایمى که در پیشگوییهاى مذهبى آمده است (تشکیل اسرائیل فىنفسه یا به عنوان یک نشانه، سپس اشغال قدس و از نشانههاى مورد انتظار، ساخت هیکل سلیمان) آغاز مىشود. بر مبناى این پیشگوییها، تمام جهان، پیرامون خاورمیانه، بهویژه حول اسرائیل، تمرکز خواهد یافت. .... از سال 1970، کشیش انجیلى معروف، بیل گراهام مرتبا در مواعظ خود که از طریق کانالهاى تلویزیونى آمریکا پخش مىشود، تکرار مىکند که: جهان، با سرعت زیاد به سوى آرماگدون در حرکت است و قطعا جوانان نسل کنونى، آخرین نسل تاریخاند. همین کشیش، دعاى مراسم تحلیف «بیل کلینتون» را به هنگام تصدى ریاستجمهورى آمریکا انجام داد. پس از او جرج بوش (پسر) در برابر «گراهام» (پسر) سوگند یاد کرد. هم او که پس از یازده سپتامبر 2001 اعلام کرد: اسلام، فقط صادر کننده تروریسم نیست بلکه خود شیطان است. (5) طبیعتا ممکن است که سناریوى «آرماگدون» و ادبیات جنبش اصولگراى انجیلى آمریکایى، خرافات مذهبى به نظر آید اما در میان معتقدانش مثل: رؤساى جمهور آمریکا (نظیر ریگان و کارتر)، وزیران کابینه (نظیر وزیر دفاع سابق، گاسپارواینبرگر) و دیگر شخصیتهاى سیاسى و نظامى آمریکا، که مراکز مدیریت را تا کنون در دست داشتهاند، ایمانى محکم نسبت به آن وجود دارد. استراتژی موثر مسلمانان در برخورد با اندیشه صهیونیستی الف) مبارزه همه جانبه با رژیم اشغالگر قدس همانگونه که انـدیشـه پـلیـد صهیونیستی در محدوده فلسطین مظلوم خـلاصـه نمی شود بلکه این توطئه تمام جهان اسلام را شامل می گردد. آنچه که امروز در فلسطین می گذرد اگر سستی کنیم بـدون شـک در آیـنـده تمام کشورهای اسلامی ازجمله عراق را نیزبه فلسطینی دیگرتبدیل خواهـدکـرد و در آن زمـان دیگـر دیـر خـواهـد بـود کـه بتوان این غده سرطانی را از درون جهـان اسلام حذف کرد همانطور که حضرت امام (ره)این موضوع را در رمضان 1393در پیامی به دولت ها وامت اسلامی گوشزدو فرمودند: سران کشورهای اسلامی باید توجه داشته باشند که این جرثومه فساد را که در قلب کشورهای اسلامی گماشته اند تنها برای سرکوبی ملت عرب نمی باشد بلکه خطر وضرر آن متوجه همه خاور میانه است ، نقشه، استیلا وسیطره صهیونیزم بر دنیای اسلام واستعمار بیشتر سرزمین های زر خیز ومنابع سر شار کشورهای اسلامی میباشد .(6) لذا مسلمانان باید به این نکته توجه داشته باشند که مردم فلسطین امروز فقط از خود دفـاع نمـی کنند بلکه این مظلومان به نمـاینـدگـی از همه جهان اسلام دفاع می کنند قدس و مـسجـد الاقصی و مقدسات فلسطین ازآن همه مسلمانان است ومبارزه بارژیم نامشروع,غـاصـب واشغالگرصهیونیستی رسالتی است که برهمه مسلمانانواجب است. ب)امید به موثر بودن مبارزه وترویج تفکر مقاومت مردمی(انتفاضه) تبیین این مهم که علی رغم همه لشکر کشی های نیروهای سلطه طلب جهانی وعوامل محلی آنها انتفاضه در فرار رژیم اشغالگر قدس ازغزه حرف اول وآخر رازده ودردیگر مناطق هم خواهد زد وانتفاضه اسلامی ومبارک در فلسطین اشغالی ، هم اکنون پیشقراول جنبش بیداری در رویارویی با دشمن است. به همین لحاظ مسلمانان نباید عقب نشینی از غزه را حاصل مذاکرات وبازیهای سیاسی سران کشور های عرب بدانند چرا که اگر چنین بود سالها پیش وقبل از شروع انتفاضه می بایست اسراییل از یک وجب از خاک غصب شده فلسطینیان عقب رود . همچنان که امام راحل فرمودند: آیا تنها آوای وطن گرایی است که از وجود آنان دنیایی از صلابت آفریده است؟ ایا از درخت سیاست بازان خود فروخته است که بردامن فلسطینیان میوه استقامت وزیتون نور وامید می ریزد ؟ اگر چنین بود اینها که سالهاست درکنار فلسطینیان وبه نام فلسطین نان خورده اند : شکی نیست که این آوای الله اکبر است . همچنین حضرت آیتاللَّه خامنهاى رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار آقاى رمضان عبداللَّه دبیر کل جهاد اسلامى فلسطین با اشاره به پیروزى ارزشمند ملت فلسطین و مقاومت اسلامى در بیرون راندن رژیم صهیونیستى از غزه، تنها راه مقابله با دشمن صهیونیستى را ادامه راه مقاومت و جهاد و تقویت آن دانستند وافزودند:. ... این موفقیت در مناطق دیگر سرزمینهاى اشغالى نیز امکانپذیر است و باید با تکیه بر ملت فلسطین و جوانهاى شجاع فلسطینى و با همکارى گروههاى جهادى مسیر مقاومت ادامه یابد. لذا حمایت بی چون چرا وهمه جانبه از انتفاضه مردم مظلوم فلسطین ضمن آنکه پشتوانه بسیار قوی وآرامش خاطری است برای مبارزین فلسطین می تواتد زمینه های هزیمت اشغالگران را فراهم آورد چراکه همین مقاومتها وحمایتها بود که اولین میخ را بر تابوت اشغالگران فرود آورد وبه فرموده مقام معظم رهبری عقبنشینى رژیم صهیونیستى از غزه اگر چه در مقابل خواست و حقّ ملت فلسطین، بسیار ناچیز است اما در مقابل جبهه دشمن و حامیان رژیم صهیونیستى پیروزى بسیار بزرگى است که نشان دهنده عجز رژیم اشغالگر قدس مىباشد.(7) ج) عدم ارتباط با رژیم اشغالگر قدس وقطع هرگونه مذاکره تجربه بیش از پنجاه سال مبارزه مردم مسلمان فلسطین وشناخت اهداف واستراتژی صهیونیستها بیانگر آن است که باید با اشغالگران با زبان خودشان (زبان زور) روبرو شد زیرا آنها اگر در مذاکره هم شرکت میکنند یا طرح صلحی ارایه میدهند در وحله اول که به تعهدات خود پایبند نیستند واز سوی دیگر هدف آنها خروج از بن بستهایی است که انتفاضه مردم فلسطین چه در داخل وچه در مجامع بین المللی برا ی آنها ایجاد کرده می باشد. برای نمونه حتی اسحاق رابین که جهان او را به اصطلاح مرد صلح می نامید و رهبران تشکیلات خودگردان فلسطین از مذاکره با او خرسندبودند، در نخستین گام برای صلح با فلسطینیان، تشکیل یک دولت مستقل "فلسطینی" در کرانه باختری و نوار غزه و قدس شریف را به رسمیت نشناخت، بلکه بر باقی ماندن شهرک های اشغالی تحت نظارت نظامیان صهیونیست و مقامات سیاسی تل آویو تاکید کرد. بنابراین می توان گفت که اوضاع با وجود دیگر رهبران اسرائیلی بسیار سختر و دشوارتر است. هنگامی که شارون تصمیم گرفت از غزه عقب نشینی کند، در واقع به علت حملات گروه های مقاومت فلسطین، زیان های وارده به ارتش، اقتصاد و مردم خود دست مجبور به چنین فراری شد نه به خاطر عشق به صلح و فرمانبرداری از قانون بین المللی.دراین خصوص میتوان به فرمایشات مقام معظم رهبری تاسی کرد که فرمودند : امروز دیگر روزگار ضعف وانفعال وانتظار ملت فلسطین تمام شده است واسلام ما نیروی حقیقی آن ملت برجسته را به وی باز گردانده است.همانگونه که امام راحل فرمودند … کمک به اسراییل چه فروش اسلحه ومواد منفجره وچه فروش نفت حرام ومخالف با اسلام است رابطه با اسراییل وعمال آن چه رالبطه تجاری و چه رابطه سیاسی حرام ومخالف با اسلام است باید مسلمین از استعمال امتعه اسراییل خودداری کنند. 29صفر1358 د) زنده نگه داشتن واحیای روز قدس روز قدس را همواره باید در جهان وخاطره جهانیان زنده نگه داشت چراکه زنده نگه داشتن یاد قدس زنده نگه داشتن اسلام است ومبداء بیداری وهشیاری مسلمانان وتمام آزادگان جهان می باشد چه خوب فرمود بنیانگذار کبیرانقلاب اسلامی حضرت امام خمینی )ره): روز قدس همچون شب قدر است لازم است که دربین مسلمانان احیا شود ومبداء بیداری وهشیاری آنان باشد.(8) مقام معظم رهبری در این زمینه فرمودند: سرنوشت فلسطین در مسجدها ونماز جمعه ها وخیابانها ومیدانهای سراسر سرزمینهای اشغالی تعیین می شود ورقم می خورد واین از برکات اسلام است .... ه)بیان واقعیات جامعه یهودی وگوشزد کردن خطر رژیم صهیونیستی برای امنیت جهانی تبیین حقیقی مسائل فلسطین برای مردم دنیا بخصوص جامعه آمریکا و خطر رژیم صهیونیستی به عنوان عامل دائمی تهدید کننده امنیت جهانی و منافع آمریکا از طریق فعال نمودن نهادهای عربی و ایجاد همبستگی میان آنها می تواند در این زمینه تاثیر گذار باشد. روشن کردن اینکه باید با حکومت آمریکا به عنوان شریک رژیم صهیونیستی و محافظ آن در منطقه ، برخورد کرد . در این راستا بایستی کلیه سیاستها و برنامه های کاری بر اساس و فهم حقیقی اوضاع سیاسی و اجتماعی و دینی جامعه آمریکا و افکار صهیونیستی حاکم بر این دولت همچنین بر فهم منافع و سیاستهای منطقه ای و جهانی آن پایه ریزی شود. و) ایجاد امید درجوامع اسلامی مبنی بر آسیب پذیر بودن دشمن مسلمانان باید جبهه فلسطین را صف مقدم دفاع از اسلام ومقاومت وپیروزی دراین جبهه را بر جهان اسلام نتیجهبخش دانسته وضربه به دشمن در این جبهه را ضربه به دشمنان اسلام تلقی کنیم ودشمن شکست خورده را در چشم ملتهای مسلمان آنگونه که هست معرفی کنیم همانگونه که حضرت آیتاللَّه خامنهاى با اشاره به ضعیف شدن جبهه دشمن و نشانههاى آن از جمله ناکامى آمریکا در لبنان، عراق و مواجهه سیاسى با جمهورى اسلامى ایران، تصریح کردند: این شکستها به معناى آن است که جبهه دشمن در حد آن قدرت و قوتى که ادعا مىکند، نیست و آسیبپذیرى بسیارىداردودر مقابل،جبهه حق نیزتوانائیهاى فراوانى داردکه بایدازآنها بصورت صحیح استفاده شود۹.
منابع: 1- قران مجید سوره اسرا آیه اول 2- فلسطین سرزمین وحی ص 18 3- ماهنامه موعود، شماره 45 4- کتاب پروژه خاورمیانه بزرک ص76 5- همان شماره 45 6- کتاب امام دربرابرصهیونیسم ص 55 7- از فرمایشات مقام معظم رهبری در دیدار رمضان عبدالله با ایشان 12/6/84 8- امام در برابر صهیونیسم ص 5 9- از فرمایشات مقام معظم رهبری در دیدار رمضان عبدالله با ایشان 12/6/84