رضا اشرفى
تحولات هفت ماهه خاورمیانه سیاست و مواضع بسیاری از کشورهای تأثیرگذار نظام بین الملل را به آزمایش گذاشته و نشان داده که کدام کشور در دوران بحران جهت گیری های مناسبی را بر می گزیند. دولتمردان روسی از آخرین روزهای هزاره دوم و از دوره ای که «بوریس یلتسین»، رئیس جمهور اسبق این کشور، «ولادیمیر پوتین» را به عنوان سیاستمدار شماره یک روسیه به دیگران معرفی کرد، قدم های اولیه خود را برای بازگشت اقتدارآمیز به نظام بین الملل برداشتند، اما این بازگشت تا امروز با فراز و نشیب های بسیاری روبه رو شده است. به ویژه از وقتی که دوره زمامداری پوتین در سال 2008 به پایان رسید و «دیمیتری مدودف» بعد از آن به عنوان رئیس جمهور به جای وی وارد عمل شد. مدودف طی سه سال گذشته با آزمایش های زیادی روبه رو بوده است که بسیاری از آنها را غرب طراحی کرده است، اما مهم ترین مسئله ای که این روزها مسکو با آن گریبانگیر است به تحولات خاورمیانه مربوط می شود. «کرملین» برای اینکه در مقابل قدرت های تأثیرگذار بین الملل توان بازیگری خود را افزایش دهد، مجبور است تا در مواقع حساس از متحدان خود که می توانند مهره های درخوری در مقابل کشورهای غربی باشند، حمایت کند. در حالی که تاکنون در قبال تحولات خاورمیانه نتوانسته است از عهده چنین مسئله مهمی برآید که نمونه آن را باید در لیبی مشاهده کرد. «معمر قذافی» که مردم لیبی در برابر دیکتاتوری اش دست به اسلحه برده و حکومتش را سرنگون کردند، غرب به گونه ای خود را سکاندار پیروزی معرفی کرده است تا جایی که سعی دارد نقش مردم را در این انقلاب خونین کم رنگ جلوه دهد. روسیه اگر چه به قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل که علیه حکومت سابق لیبی صادر شد، رأی مثبت داد، اما بعد از آن نتوانست هیچ گونه کار مهم و تأثیرگذاری انجام دهد و مأموریت حمله به لیبی را از اول تا آخر بر عهده ناتو گذاشت. بدون شک ناتو همواره خلاف امیال روسیه عمل می کند، بنابراین طبیعی است که در تحولات لیبی نقشی برای مسکو قائل نشود. حال سوال این است که در مهم ترین تحول در خاورمیانه آیا کشور سوریه نیز محلی برای امتحان روسیه است؟ ناگفته نماند که سوریه از جوانب متعدد با لیبی متفاوت است، از این رو نباید این دو را با هم مقایسه کرد. بنابراین تنها برای مقایسه کردن نوع بازی روسیه و آزمایش و خطای بازیگران مسکو است که لیبی و سوریه را کنار هم قرار می دهیم.
در حال حاضر کشورهای غربی آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان و همچنین پرتغال پیش نویس قطعنامه ای را تهیه کرده اند که بر طبق آن منابع نفتی و گازی سوریه و حتی برخی از دولتمردان این کشور مثل بشار اسد مورد تحریم شورای امنیت سازمان ملل قرار گرفته اند و حتی این تحریم ها را به صورت یک جانبه اجرا کرده اند. «ویتالی چورکین»، نماینده روسیه در شورای امنیت با اعلام اینکه مسکو قطعنامه مورد نظر را وتو می کند، طرحی تازه را برای تحولات سوریه ارائه کرده است که مسائل عمده آن به اصلاحات در سوریه مربوط می شود. البته دمشق تاکنون در زمینه های مختلف همچون حذف ماده 48 قانون اساسی که حزب بعث را تنها حزب حاکم کشور می دانست، لغو قوانین حالت فوق العاده در سوریه، آزادی مطبوعات و احزاب سیاسی، آزاد گذاشتن راه پیمایی های معترضان، انجام گفت وگو های ملی با حضور مخالفان اصلاحات بسیاری انجام داده است.
اما کشورهای غربی تنها به این دلیل که با مواضع سیاسی سوریه مشکل دارند تبلیغات منفی بی سابقه ای را علیه دولت بشار اسد زمینه چینی کرده اند. تحولاتی در خاورمیانه در حال انجام است که تاکنون تأثیر زیادی در جهت گیری های غرب علیه سوریه گذاشته است. چرخش های 180درجه ای در مصر نسبت به دوران حسنی مبارک باعث شده تا کشورهای غربی به منظور تقویت متحدان منطقه ای خود مثل عربستان، اردن و ... و همچنین تضعیف یا حذف مخالفان شان همچون سوریه اقدامات شدیدتری انجام دهند. پیش نویس قطعنامه جدید که ساخته دست کشورهای غربی است گویای همین مسئله است به این دلیل که در قطعنامه هیچ حرفی از دیگر کشورهای عربی خاورمیانه به ویژه بحرین یا حتی یمن نیست، اما در میان 15 عضو از اعضای دائم و غیردائم شورای امنیت، دو کشور چین و روسیه با آن به مخالفت پرداخته و سه کشور برزیل، هند و آفریقای جنوبی نیز روی خوشی به آن نشان نداده اند که واکنش کشورهای چین و به ویژه روسیه مهم است. به این دلیل که این دو از امتیاز وتو در شورای امنیت برخوردار بوده و مخالفت آنها بسیار معنادار خواهد بود، اما کشور روسیه از این لحاظ دارای اهمیت خاص است که تاکنون از سوی غرب بازی زیادی خورده است. عقب نشینی مسکو از گفته چورکین در خصوص وتوی قطعنامه موردنظر علیه سوریه تنها در دو حالت ممکن است. ابتدا اینکه قول و قرارهایی به شکل پنهانی گذاشته شود و بر اساس آن روسیه امتیازهای ویژه ای از سوی غرب دریافت کند و دوم اینکه روس ها قدرت کافی و لازم را برای ایستادگی در برابر فشار کشورهای غربی به خصوص آمریکا نداشته باشند که در هر دو صورت روسیه بازنده میدان خواهد بود به این دلیل که اگر خواست غرب در شورای امنیت اجرایی شود، غرب یک بار دیگر خواسته خود را بر روسیه و همچنین چین تحمیل کرده و قدرتش را به رخ آنها می کشد که از این طریق مسکو را بار دیگر گامی به عقب رانده و آن را مجبور کرده که به هر شکل ممکن حرفش را درباره وتوی قطعنامه پس بگیرد. بنابراین تنها راه روس ها برای بازگشت به قدرت بین المللی، تأثیرپذیری کم از غرب به ازای تأثیرگذاری بیشتر بر آن است که از طریق حمایت از متحدان بالقوه و بالفعل قابلیت اجرا دارد. تنها در این حالت است که کرملین می تواند ادعای بازگشت به قدرت جهانی را جشن بگیرد.