صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۳ شهريور ۱۳۹۰ - ۰۸:۴۸  ، 
کد خبر : ۲۲۵۴۹۷

گزیده سرمقاله‌ روزنامه‌های 20شهریور 1390


کیهان

«آب ندیده‌های آبی شده!» عنوان یادداشت روز روزنامه کیهان به قلم حسین شریعتمداری است که در آن می‌خوانید:1- اوایل دهه 60 بود. دوست متعهدی که چند سال در زندان سیاسی رژیم طاغوت با یکدیگر هم بند بودیم، شهردار یکی از شهرهای بزرگ کشور شده بود. در تماسی که با هم داشتیم گفت؛ قرار است هفته آینده به عنوان سخنران قبل از خطبه‌های نمازجمعه برای مردم صحبت کند و نظر نگارنده را درباره موضوع سخنرانی آن روز خود جویا شده بود. می‌گفت با برخی دیگر از دوستان هم مشورت کرده و به این نتیجه رسیده است که درباره تفاوت‌های بنیادین جمهوری اسلامی ایران با سایر نظام‌های حکومتی جهان برای مردم سخنرانی کند و به امتیازات برجسته نظام اسلامی در مقایسه با نظام‌های امپریالیستی و مارکسیستی- که آن روزها هنوزش نفسی می‌آمد!- اشاره کند. از حق نگذریم در تبیین موضوع یاد شده، از توانایی‌ها و مطالعات در خور توجه برخوردار بود و از این روی، پیشنهاد سایر دوستان دور از انتظار و بی حساب به نظر نمی‌رسید. اما، نگارنده برخلاف پیشنهاد سایر دوستان به آقای شهردار عرض کردم؛ بهتر است درباره چاله چوله‌های شهر، آب گرفتگی معابر به هنگام بارندگی، چگونگی جمع آوری زباله و مسائل دیگری از این دست با مردم صحبت کنی و راه کارهایی را که برای مقابله با مشکلات شهری و یا ارتقاء شرایط شهرنشینی در دست اجرا داری، با آنان در میان بگذاری... البته دوست عزیز ما، از این پیشنهاد ابرو در هم کشید و کمی تا قسمتی هم اوقاتش تلخ شد و بعد از چند ماه، شهردار محترم و پاکدستی بود که به علت ناکارآمدی از کار برکنار می‌شد!

2- این روزها، ماجرای اختلاس نجومی و 3هزار میلیاردتومانی از بانک صادرات که بی سابقه ترین نمونه فساد اقتصادی نام گرفته است به اصلی ترین موضوع مورد بحث در رسانه‌ها و محافل سیاسی و اقتصادی داخل و خارج کشور تبدیل شده و این بحث داغ، اما تأسف آور و آزاردهنده، کماکان درصدر اخبار ونظرها و کانون توجه افکارعمومی جای دارد. مسئولان ذیربط و دست اندرکار ماجرا طی چند روز اخیر درباره این اختلاس بزرگ توضیحات قطره چکانی و جسته گریخته‌ای ارائه کرده‌اند که صدالبته ناکافی بوده و در مواردی بر تردیدها نیز افزوده است. نوشته پیش روی اما در پی بازگو کردن مکانیسم و چگونگی انجام این «دزدی بزرگ» نیست و موضوع دیگری را در همین زمینه دنبال می‌کند. اگرچه اشاره به این نکته را ضروری می‌دانیم که برخلاف ادعای برخی از مسئولان، کشف اولیه ماجرا، اواسط مردادماه امسال نبوده است و کیهان در تاریخ 25 خرداد ماه سال جاری - نزدیک به 2 ماه قبل از تاریخ مورد اشاره- طی یادداشتی با عنوان «علف‌های هرز» و با ارائه چند نمونه مستند نسبت به سوء استفاده‌های مالی کلان و نجومی که در پوشش تأسیس بانک‌های خصوصی در حال وقوع است هشدار داده و ضمن آن با صراحت به سوء استفاده کلانی که در بانک خصوصی «آریا» در حال وقوع است اشاره کرده بود.

در بخشی از آن یادداشت آمده بود؛ «... چندی است که بازی جدید «بانک بازی» از سوی یک جریان نفوذی، آن هم در مقابل چشمان سه قوه به راه افتاده است. در این بازی، حلقه‌های پیدا و پنهان این گروه انحرافی در مرکزیت سیستم پولی و مالی کشور با اعطای مجوزهای طلایی برای افراد وابسته به خود که نگاه به کارنامه فعالیت آنها نشان می‌دهد برخی از آنان در ردیف بزرگترین بدهکاران به نظام بانکی کشور هستند، در جهت منافع شخصی و گروه خود حرکت می‌کنند.  پس از آنکه بانک‌های خصوصی چون «تات»، «آریا» و «گردشگری» با چنین ماهیتی تأسیس و به لطف حمایت‌های بی حساب و کتاب لیدرهای جریان انحرافی در کمترین زمان و با بیشترین رانت در عرصه اقتصادی کشور مشغول به فعالیت شدند، این روزها خبر تأسیس بانک دیگر وابسته به این گروه به گوش می‌رسد. این بار بانک «شرق»! بانکی که مجوز آن به دلیل آنکه یکی از عمده سهامدارانش، خود در ردیف بدهکاران بزرگ به نظام بانکی است متوقف شده بود، به یکباره صادر می‌شود و همانطور که گفته شد خبر تصویب تاسیس و حتی ارسال پرونده بانک به بورس جهت اعطای مجوز پذیره نویسی مخفی نگاه داشته می‌شود.»  در بخش دیگری از همان یادداشت آمده بود؛ «به عنوان نمونه و تنها یک نمونه، چندی پیش به دستور رئیس کل بانک مرکزی قرار بود 350 بازرس از سوی این بانک، فعالیت‌های برخی بانک‌ها و مؤسسات مالی را بررسی و گزارش کنند، اما با کارشکنی‌هایی که صورت گرفت، این موضوع منتفی و طرح بازرسی که از یک بانک خصوصی آغاز شده بود، به دلیل به خطر افتادن منافع باند انحرافی و آشکار شدن احتمالی بسیاری از تخلفات در بانک‌های منتسب به این گروه متوقف شد.

بدیه است که ادامه این رویه از یک سو و شرایط ویژه کشور و مشکلات و محدودیت‌های منابع ذخایر ارزی از سوی دیگر، موجب بروز تهدیدی جدی در سیستم پولی و اقتصادی کشور شده که در این میان صدور مجوزهای طلایی برای افراد خاص و عملیات سوداگرانه و سودجویانه بانک‌های جدیدالورود در بازارهایی همانند ارز و مسکن که بی ثباتی در نرخ ارز و گرانی قیمت مسکن و به دنبال آن، افزایش هزینه‌های دولت را در پی داشته است، تا چه‌اندازه حیات سیستم پولی و مالی کشور را به خطر انداخته است.»

3- وقتی در یک تشکیلات منسجم و «نظام هماهنگ»، خللی پدید می‌آید، این نارسایی و خلل با بروز نشانه‌ها و علامت‌هایی همراه است که هرچند ممکن است برای همگان قابل درک نباشد ولی مدیران سیستم، با مشاهده اولین نشانه ها- پالس ها- به وجود نارسایی و خلل پی برده و مقابله با آن را در اولویت کاری خود قرار می‌دهند. اختلاس مورد اشاره از نوع سوءاستفاده‌های - فی المثل- ده و بیست و صد میلیونی نبوده است که احتمال مخفی ماندن آن از نگاه مسئولان مربوطه، از جمله، رئیس بانک مرکزی، روسای بانک صادرات و سایر بانک‌هایی که در این ماجرا دست داشته‌اند، سازمان بازرسی کل کشور، مجلس شورای اسلامی، دستگاه قضایی و مخصوصا بازرسان و ناظران دولت، پنهان مانده باشد. اختلاسی در مقیاس نجومی 3هزار میلیارد تومان به یقین در مراحل اولیه خود با نشانه‌ها و پالس‌هایی همراه بوده است که مسئولان و دست اندرکاران اقتصادی و نظارتی کشور- با عرض پوزش- نمی‌توانند دریافت این نشانه‌ها را انکار کنند و در صورت انکار باید گفت به عدم صلاحیت و توانایی خود برای تصدی پست‌های اقتصادی و نظارتی اعتراف کرده‌اند! و در هر دو حالت «بی کفایتی» و یا- خدای نخواسته- «بی توجهی»! قابل بازخواست و پی گرد قانونی هستند. نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و ثروت عمومی آن، گوشت قربانی نیست که هرکس از راه رسید، تکه‌ای از آن را بردارد! خون صدهاهزار شهید پای آن ریخته شده و میلیون‌ها انسان مومن و شریف برای پیروزی و تداوم آن رنج برده و خون دل خورده‌اند. بنابراین، قرار نیست «آب ندیده ها» ادعای «آبی بودن» کنند و کنج عافیت گزیده‌ها «بر سر سفره» آفتابی شوند!

ملت ما

«برگشایی یک تسخیر باشکوه» عنوان سرمقاله امروز روزنامه ملت ما به قلم فرزاد خلفی است که در آن می خوانید:سفارت رژیم صهیونیستی در قاهره بامداد شنبه به تسخیر انقلابیون مصری درآمد. این تسخیر گرچه موقتی بود اما فریاد در گلو خفته 30ساله مردم مسلمان مصر علیه خوش‌خدمتی مبارک به این رژیم و امریکا و یادآور تسخیر سفارت امریکا در پاییز 58 تهران بود. تسخیری که الهام‌بخش انقلابیون مصری شد تا مصداقی بزرگ بر تارک بیداری اسلامی درخشان بماند. این رخداد تاریخ‌ساز که نقطه عطفی در تحولات آینده مصر خواهد شد، از چند زاویه قابل بررسی است.

1- گرچه کشته شدن 5سرباز مصری در صحرای سینا توسط ارتش رژیم صهیونیستی نخستین جرقه وقوع این رخداد بوده است اما این حرکت مردمی بسان آتشی زیرخاکستر آغازی برای پایان دادن به شراکت سه دهه دولتمردان مصری در جنایات صهیونیست‌هاست. صهیونیست‌ها بخوبی واقفند که روابط بسیار استراتژیک در این سه دهه با مصر داشته‌اند و قطع این روابط به منزله کامل شدن آخرین حلقه از زنجیره انزوای اسرائیل در منطقه و نظام بین‌الملل است.

2- تسخیر سفارت رژیم صهیونیستی در قاهره به عنوان مهم‌ترین پایگاه منطقه‌ای این رژیم در 30سال گذشته واجد دو پیام در سطوح منطقه‌ای و بین‌المللی است. اول این‌که موج بیداری کشورهای عربی – اسلامی نویدبخش خاورمیانه‌ای بدون اسرائیل است. دوم این‌که برآیند تحولات خاورمیانه و شمال آفریقا منافع قدرت‌های غربی به‌ویژه امریکا را با بحران مواجه خواهد کرد.

3- این رویداد زبان دیپلماسی سیاستمداران غربی را باز کرد تا بار دیگر با رویکردی دوگانه و منفعت‌طلبانه سخن از پایبندی به معاهدات بین‌المللی به میان آورند اما آیا جرم سنگین این کشورها در شکل‌گیری این رژیم و تجاوزات 60ساله به اعتبار این پشتیبانی توسط صهیونیست‌ها در کفه ترازوی معاهدات بین‌المللی سنجیده شده است؟ آیا جنایات صهیونیست‌ها در غزه و رفح و صبرا و شتیلا با موازین بین‌المللی سازگاری داشته است؟

4- نکته دیگر این‌که این اتفاق پیام مهمی برای شورای نظامی حاکم بر مصر دارد. انقلاب 25 ژانویه مصر برای تحول اساسی در نظام سیاسی کشور شکل گرفت و عملکرد چند ماهه شورای نظامی حاکم بر مصر نشان داده است که انقلابیون نباید به تغییر بازیگران سیاسی راضی و قانع باشند بلکه تغییر ساختار سیاسی می‌تواند عزت و منافع ملی آنها را تضمین کند.

خراسان

«انقلاب‌های آمریکایی یا بیداری اسلامی» عنوان سرمقاله روزنامه خراسان به قلم کورش شجاعی است که در آن می‌خوانید:

اقدام انقلابی مردم به پا خاسته مصر در حمله به سفارت اسرائیل در قاهره بی گمان برگ زرینی را در روزشمار و تاریخ خیزش‌های اخیر منطقه ورق زد، این اقدام انقلابی و سرنوشت ساز مردم قطعا هم بر آینده کشور مصر، هم آینده کشورهای منطقه و هم بر نوع نگاه کشورهای فرامنطقه‌ای و تصمیم سازی و تصمیم گیری آنان و همچنین بر معادلات بین المللی تاثیر خواهد گذاشت.

وقوع چنین رخدادی در کشور بزرگ، مهم و انقلابی مصر که علاوه بر دارا بودن مرزهای مشترک با اسرائیل، پیش از این امضا کننده معاهده کمپ دیوید در زمان انور سادات پس از شکست در جریان جنگ‌های شش روزه (۱۹۶۷ م) بوده، از ابعاد گوناگون قابل تحلیل و بررسی است که باید به طور ویژه مورد بحث و بررسی کارشناسان مسائل سیاسی و بین المللی و تحلیلگران مسائل منطقه قرار گیرد اما به اجمال در این مقال می‌توان به چند نکته اشاره کرد.

۱ - اول این که، این اقدام انقلابی مردم مصر نشان داد سقوط نظام دیکتاتوری ۳۰ ساله مبارک و حتی محاکمه او و دیگر خائنان کشورشان تنها «کف خواسته های» مردم انقلابی مصر بوده است.

۲ - یورش مردمی به سفارت رژیم صهیونیستی در قاهره بیش از هر چیزی بیانگر این نکته مهم و اساسی است که مردم انقلابی مصر تاکنون یکی از اصلی ترین و شاید اصلی ترین هدف قیام خود را پس از سرنگونی دیکتاتور به خوبی شناخته و نشانه گرفته‌اند و آن تلاش برای بازگرداندن دوران مجد و عزت و سربلندی مسلمانان در مقابل رژیم جنایتکار اسرائیل و حامیان اصلی آن است.

۳ - حمله مردم مصر به سفارت رژیمی که تا پیش از این برای برخی دولت‌ها خصوصا دولت‌های عربی «تابویی» از قدرت و شکست ناپذیری تصویر شده بود، نشانگر قدرت عزم و اراده مردمی است که دیگر نمی‌خواهند نام کشورشان در زمره هم پیمانان اسرائیل و کمک کنندگان به جنایت‌های ضدبشری این رژیم علیه مردم مظلوم فلسطین باقی بماند، بلکه می‌خواهند همچون گذشته و مانند زمان پیش از جنگ‌های شش روزه و امضای پیمان کمپ دیوید، به عنوان الگویی برای مبارزه با رژیم اشغالگر قدس تبدیل شوند و اقدام روز گذشته مردم انقلابی مصر نشان داد که این مردم توان آن را دارند که نام کشورشان را از حضیض ذلتی که استعمارگران خارجی و فرعونشان بر آن تحمیل کرده بود برهانند و بر بلندای عزت و اقتدار بنشانند.

۴ - اقدام انقلابی مردم مصر در حمله به سفارت رژیم صهیونیستی در قاهره و درهم شکستن دیوار بتنی مقابل آن که چندی پیش برای جلوگیری از حملات احتمالی مردم به این سفارت برپا شده بود و همچنین گذشت مردم از سد نیروهای نظامی و امنیتی و به اهتزاز در آوردن پرچم فلسطین و مصر به جای پرچم اسرائیل، رساندن خود به طبقه پانزدهم این سفارت خانه و دستیابی به برخی اسناد و مدارک مهم نشان داد که نمی‌توان ادعای دگرگونی و انقلابی همه جانبه و تاثیرگذار در کشور اسلامی و بزرگی مثل مصر کرد، ولی در همان حال فعالیت سفارت خانه رژیم صهیونیستی در یک کشور انقلابی راشاهد بود. و شاید اگر چنین اتفاق مهمی در مصر نمی‌افتاد، نمی‌توانستیم خیزش مردم مصر را انقلابی، همه جانبه و اساسی فرض کنیم. هرچند به زیر کشیدن فرعون مصر پس از ۳۰ سال دیکتاتوری خود اقدامی بزرگ و درخور ستایش محسوب می‌شود.

۵ - نکته قابل تامل دیگر این که، نشانه گرفتن سفارت اسرائیل در قاهره توسط مردم انقلابی مصر از شکست طرح آمریکایی مدیریت انقلاب‌ها در منطقه یا حداقل و تاکنون شکست این طرح در مصر حکایت می‌کند، این اقدام انقلابی مردم نشان داد که مردم نمی‌خواهند و بنا ندارند که اجازه بدهند خیزش و انقلابشان توسط قدرت‌های منطقه‌ای یا فرامنطقه‌ای مدیریت یا مصادره به مطلوب شود.

بنابراین با انجام چنین اقدام قابل تحسین و با ارزشی نشان دادند که بر تداوم راه خود که بی گمان مبتنی بر «بیداری اسلامی» است هم چنان و تاکنون اصرار می‌ورزند.

۶ - این اقدام مردم مصر همچنین اعتراض جدی به تصمیم‌های شورای نظامی حاکم بر مصر است که آن چنان که باید با خواست‌های اصیل مردم همراه نمی‌کند، جالب این که در حالی که دادگاه محاکمه فرعون مصر را شورای نظامی و مسئولان دادگاه از حالت علنی خارج و به صورت غیرعلنی برگزار می‌کنند و در حالی که عده‌ای از اعوان و انصار دیکتاتور به تحریک او اقدام به کارهای ایذائی می‌کنند، مردم مصر در یک اقدام انقلابی نقشه ها، تصمیم سازی‌ها و برنامه‌های دشمنان خارجی و داخلی مردم مصر را با حمله به سفارت رژیم صهیونیستی نقش بر آب می‌کنند. البته در جریان این اقدام برخی افراد تعدادی از مدارک موجود در طبقه پانزدهم را به خیابان‌ها ریختند با این بهانه که مردم در جریان این اسناد قرار گیرند اما براساس خبرهای منتشر شده بلافاصله تعدادی از دیپلمات‌های آمریکایی با خودروهای خود در محل حاضر و در حالی که مشغول جمع آوری این اسناد بودند، مردم مانع آن‌ها شدند که این مسئله شاید از وجود برخی افراد نفوذی در جریان حمله به سفارت اسرائیل حکایت کند یا حداقل این است که می‌توانیم بگوییم این عمل با دوراندیشی در جهت حفظ مدارک برای ارائه به مجامع بین المللی و مردم مصر تطابق نداشته است. هر چند ممکن است بسیاری از اسناد و مدارک پیش از این‌ها توسط خود اسرائیلی‌ها از سفارت خارج شده باشد.

۷ - این اقدام انقلابی همچنین نشان داد که مردم از بسیاری و شاید تمامی افراد و گروه‌هایی که ادعای رهبری مردم مصر را دارند چند صد قدم هنوز جلوترند و این مردم رهیده از چنگ دیکتاتوری و گریزان از ظلم و حقارت تحمیل شده توسط استعمارگران با هدایت گرفتن از انوار بیداری اسلامی تا این لحظه راه خود را به خوبی شناخته‌اند و ادامه خواهند داد.

جمهوری اسلامی

«تصحیح مسیر انقلاب مصر» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی است که در آن می‌خوانید: میدان التحریر قاهره این روزها یکبار دیگر به مرکز ثقل سیاسی مصر مبدل شده است. انبوه عظیم جمعیت معترض برای اتمام حجت با حاکمان نظامی در دوره انتقالی به صحنه آمده‌ و خواسته‌های خود را صریحاً بیان داشته‌اند. جلوگیری از انحراف نهضت با هدف تصحیح مسیر انقلاب مصر، درخواست برکناری وزیر کشور، تاکید بر ضرورت کنار گذاشتن مهره‌های رژیم مبارک و پاکسازی دولت از عناصر فاسد رژیم گذشته، لغو قرارداد ننگین کمپ دیوید، اخراج سفیر رژیم صهیونیستی از قاهره و پایان دادن به مناسبات فیمابین با این رژیم به همراه طیف وسیعی از خواسته‌های دیگر در همین مقوله، فهرست خواسته‌های انقلابیون مصری را تشکیل می‌دهد.

به نظر می‌رسد آنچه انقلابیون مصری را نگران کرده و به صحنه کشانده، تحرکات و فعل و انفعالاتی است که برخی علائم و نشانه‌های آن در روزهای اخیر آشکار شده و برخی گزارش‌ها پیرامون دیدار ژنرال طنطاوی رئیس ستاد مشترک ارتش مصر با بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی نیز به آن دامن زده است. علاوه بر این پس از تجمع انقلابیون مصری در برابر سفارت رژیم صهیونیستی در قاهره، اقدامات جدیدی برای ایجاد یک دیوار حائل اطراف این لانه فساد و جاسوسی صورت گرفته که می‌تواند نشانگر حمایت ضمنی دولت انتقالی از عملکرد صهیونیستها در قتل عام 5 نظامی مصری در صحرای سینا باشد. همین حوادث باعث جوشش خشم و اعتراض عمومی علیه اشغالگران صهیونیست در مصر شده و به احساسات ضد صهیونیستی به شدت دامن زده است.

در چنین شرایطی اخبار و گزارش‌های مختلفی درخصوص زمینه سازی برای روی کار آوردن یک مهره مورد قبول صهیونیست‌ها در مصر منتشر شده و شواهدی وجود دارد که آمریکا و صهیونیستها برروی "عمروموسی" دبیرکل سابق اتحادیه عرب و وزیر خارجه اسبق مصر تمرکز نموده‌اند و مایلند وی را به قدرت برسانند تا بلکه بتواند مانع لغو همیشگی قرارداد ننگین کمپ دیوید شود. این نکته از آن جهت اهمیت دارد که عمروموسی برای خوش خدمتی به صهیونیست‌ها در گذشته نیز بارها مراتب آمادگی و وابستگی کامل خود به محافل پنهان قدرت را ثابت کرده است. اخیراً اطلاعات طبقه بندی شده‌ای منتشر گردید که به خوبی نشان می‌دهد عمروموسی به توصیه و اصرار صهیونیستها به مقام وزارت خارجه مصر دست یافته بود و در تمامی مدت وزارتش در خدمت اهداف صهیونیستی بوده و برای تأمین اهداف و اجرای سیاست‌های رژیم صهیونیستی سنگ تمام می‌گذاشته است، از جمله اینکه قرارداد فروش گاز مصر به اسرائیل با تخفیف ویژه در مدت تصدی پست وزارت خارجه مصر توسط عمروموسی منعقد شده است. علاوه بر این، در ماههای اخیر، تنها کسی که با صراحت از منافع صهیونیستی در مصر جانبداری کرده و خواستار ابقای قرارداد ننگین کمپ دیوید شده، شخص عمروموسی بوده است که مرتباً ضرورت استمرار این پیمان تحمیلی و ننگین را خاطرنشان می‌سازد. این درحالی است که آمریکا و صهیونیستها کمترین امیدی به استمرار این پیمان ندارند و با آگاه از مراتب سوءاستفاده مستمر اسرائیل و نادیده گرفتن مفاد همین قرارداد از جانب اسرائیل، هیچگونه توجیه برای استمرار آن وجود ندارد.

با درک وضعیت حساس کنونی، طبعاً سئوال اصلی اینست که چه عاملی باعث گردیده است که ژنرال طنطاوی رئیس ستاد مشترک ارتش مصر با نتانیاهو دیدار محرمانه برگزار کند و با وی به گفت و گو بنشیند؟ به نظر می‌رسد برخی از بازماندگان فاسد رژیم مبارک سعی دارند نظامیان مصری را با ارائه تحلیل‌های نادرست، به سمت و سوئی بکشانند که خواسته‌های صهیونیستی را تامین کنند و زمینه‌های بازگشت اوضاع جهنمی گذشته را در مصر ایجاد نمایند. ارتش مصر و نظامیان این کشور بخاطر فتوحات جنگ رمضان و درهم شکستن "خط بارلو" در صحرای سینا و درهم ریختن استحکامات نظامی ارتش صهیونیستی در جریان یورش غافلگیرانه، نزد ملت مصر از اعتبار والائی برخوردارند ولی قاعدتاً ژنرال طنطاوی در جریان حوادث اخیر به خوبی درک نموده است که این محبوبیت با چاشنی تقابل با اشغالگران فراهم آمده و دلیلی ندارد که درصورت کرنش ژنرالها در برابر صهیونیستها، این محبوبیت استمرار یابد. طبعاً سیاستمداران وابسته و فاسدی از قبیل عمروموسی به دلیل ماهیت وابسته و پرونده سیاه گذشته، همچنان اصرار دارند که اوضاع نکبت بار دوران مبارک را احیا کنند و استمرار بخشند تا بلکه در پرتو حفظ وابستگی به صهیونیستها، فرصتی برای خوش خدمتی آنها فراهم شود. خشم و خروش ملت انقلابی مصر که فریاد اعتراض آنها صحن میدان التحریر و قاهره و سایر شهرهای این کشور را پر کرده، صرفاً به دلیل نگرانی آنها از انحراف احتمالی نهضتی است که با خون دل یک ملت غیرتمند به ثمر نشسته است. این برای سیاستمداران دغلکاری از قبیل عمروموسی و محمد البرادعی که بارها از فیلترهای گزینشی غرب عبور کرده‌اند، یک فرصت طلائی برای نقش آفرینی تلقی می‌شود تا بلکه بتوانند شانس خود را نیز یکبار دیگر امتحان کنند. ولی برای ملتی که 40 سال تحقیر شده و رنج و سختی ناشی از تحمیل شرایط اشغالگران را در زندگی روزمره اش، کاملاً لمس کرده، دیگر قابل تحمل نیست که اوضاع نکبت بار گذشته احیا شود.

رسالت

«جهانی سازی مردمسالاری دینی» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندری است که در آن می‌خوانید: چند سال قبل، پیش طرح و پروپوزال یک پروژه تالیفی به زبان‌های انگلیسی و عربی تحت عنوان , " An Introduction to religious democracy in iran"" مقدمة الدیمقراطیة الدینیة فی إیران" یعنی درآمدی بر مردمسالاری دینی در ایران؛ را که قرار بود در قالب دو کتاب مجزا البته به بیان ساده و قابل فهم برای عموم منتشر شود به یکی از موسسات تحقیقاتی و پژوهشی که به حسب اتفاق از محل بیت المال نیز ارتزاق می‌کرد، دادم. در ذیل اهداف توجیه این طرح آمده بود که انتشار این کتاب می‌تواند بسترهای لازم را برای آشنایی جوانان جهان اسلام، پژوهشگران غربی و عربی و حتی سیاستمداران کشورهای مختلف با صورت و محتوای نظام مردمسالاری دینی در ایران فراهم کند. از سویی تالیف کتاب درآمدی بر مردمسالاری دینی و انتشار آن به زبان‌های عربی و انگلیسی ضمن فتح باب دیالوگ سازنده بین اندیشمندان سیاسی در حوزه‌های فرهنگی و تمدنی مختلف می‌تواند مقدمه‌ای برای الگو سازی در کشورهایی قرار گیرد که چگالی نارضایتی‌های عمومی در آنها درجه بالایی دارد.

در آن زمان پاسخی که از کارشناس تایید کننده این دست پروژه‌ها در آن موسسه شنیدم به مانند آب سردی بود که روی تمام آمال و ایده پردازی هایم در خصوص تبیین مفاهیم و مختصات مردمسالاری دینی در عرصه بین المللی ریخته شد. وی به بنده گفت که آیا تو قبول داری که می‌توان دموکراسی را با دین جمع بست؟ سپس جناب کارشناس محترم با در هم آمیختن احتجاجات صحیح و سقیم فلسفه سیاسی غرب جسته و گریخته از کتاب لویاتان توماس هابز گرفته تا اندیشه‌های جان لاک و منتسکیو و ماکس وبر و... به زعم خودش من را متقاعد کرد که مردمسالاری دینی نه یک ترکیب انضمامی و نه حتی یک ترکیب اتحادی است!بیانات مهم رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر اعضای مجلس خبرگان رهبری‌ در خصوص نوشداروی مردمسالاری دینی برای تن زخم خورده بهار عربی و اسلامی در منطقه جرقه‌ای شد تا نگذارد همه آن ایده‌ها به باد فراموشی سپرده شود.  مقام معظم رهبری در این دیدار فرمودند: "آن چیزی که اینجا می‌تواند به این کشورها کمک کند، تفکر مردم‌سالاری دینی است. مردمسالاری دینی که ابتکار امام بزرگوار ماست، میتواند نسخه‌ای برای همه‌ این کشورها باشد؛ هم مردمسالاری است، هم از متن دین برخاسته است. "واقعیت این است که علت موجده انقلاب‌های منطقه تفکر آزادیخواهانه، کرامت مدارانه، استقلال طلبانه و عدالت خواهانه مردم عربی بود که با تاسی از رهبر کبیر انقلاب ایران حضرت امام خمینی(ره) این باور در آنها به وجود آمد و روز به روز تقویت شد که همه این آمال و اهداف را می‌توان ذیل اسلام خواه به دست آورد.

اما تجربه نشان داده که پاسداری از دستاوردهای انقلاب به مراتب دشوارتر از حدوث انقلاب است. امروز در تونس، مصر، لیبی و یمن انقلاب به پیروزی رسیده است ولی چگونه می‌توان از این انقلاب‌ها صیانت کرد. گرگ‌های بسیاری دندان تیز کرده‌اند تا نوزاد بی دایه انقلاب در کشورهای منطقه را بدرند و اهداف آن را مصادره به مطلوب کنند. در این مسیر دشمن دست به هر اقدامی می‌زند تا اجازه ندهد مردم به اهداف اصیل خود از انقلاب دست یابند. یکی از توطئه‌هایی که دشمنان منطقه در مقابله با حرکت مردمی و اسلامی منطقه دنبال می‌کنند ایجاد ناامیدی از تغییرات انقلابی در بین جوانان است. یکی دیگر از تهدیدهایی که انقلاب مردمی و اسلامی منطقه را تهدید می‌کند تداوم وابستگی این کشورها پس از انقلاب است. غرب برای تداوم سلطه خود در منطقه با جابجایی مهره‌ها و چهره سازی سعی دارد کارکردهای مبارک و بن علی، قذافی، علی عبدالله صالح و... را حفظ کند. آنها بی تعارف در حال سوزن بانی تحولات هستند.

در این گهواره بی ثبات و بستر پر خطر امری که می‌تواند کودک تازه متولد شده انقلاب‌های عربی و اسلامی را از آسیب‌های جمیع بلیات حفظ کند توسل به یک الگوی موفق برای دوران پسا انقلاب است. در واقع علت مبقیه انقلاب‌های منطقه تکیه بر یک بنیان مرصوص و متجانس با علل موجده این انقلاب هاست. مردمسالاری دینی یکی از الگوهای موفقی است که طی 32 سال گذشته توانسته رهرو مطلوبی برای اهداف انقلاب اسلامی ملت ایران باشد. امروز جوانان انقلابی در کشورهای عربی کنجکاو و مشتاق هستند که بدانند ملت ایران چگونه توانستند سه دهه علی رغم توطئه‌های سنگین آمریکا، رژیم صهیونیستی، انگلیس و... استقامت کنند و روز به روز بالنده تر و زاینده تر از گذشته به اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی خود وفادار بمانند. قانون اساسی در ایران از چه قواعد و مبانی پیروی می‌کند که ضمن انعطاف پذیری توانسته نیازهای جامعه ایران را در 32 سال گذشته پوشش دهد. راز پیشرفت‌های علمی ملت ایران در عرصه‌های حساس و جهشی فناوری مثل هسته ای، سلول‌های بنیادین، ابر رایانه ها، نانو تکنولوژی، هوافضا،... چیست؟

سیاست روز

«افزایش عمق استراتژیک ایران در منطقه» عنوان سرمقاله روزنامه سیاست روز به قلم محمد صفری است که در آن می‌خوانید:سوریه کشوری که سالها است با جمهوری اسلامی ایران روابط بسیار نزدیک دارد اکنون شاهد تحولاتی است که شاید به کناره‌گیری بشار اسد بینجامد. تحولات سوریه هر چند از جنس تحولات دیگر کشورهای عربی اسلامی مانند مصر، لیبی و یمن نیست، اما فشارهای خارجی بسیاری بر دولت بشار اسد وارد می‌شود. این فشارها شامل دخالت و تحریک از بیرون، مسلح کردن معترضین، تحریم‌های اقتصادی، تهدید به حمله نظامی و... ا ست.

سوریه به خاطر شرایط خاص خود در منطقه و همجواری با رژیم صهیونیستی همواره در حالت فوق‌العاده به سر برده است. محدودیت‌هایی هم که در این کشور حاکم شده بود باعث گردیده تا مردم این کشور در شرایط نامناسبی به سر ببرند. پس از آغاز بیداری‌های اسلامی در برخی کشورهای منطقه و سرنگونی حاکمان دیکتاتور و وابسته به آمریکا و رژیم صهیونیستی، نگرانی‌های شدیدی در میان دولتمردان و سیاستمداران آمریکایی و اروپا ایجاد شد. این نگرانی شدید به خاطر از دست دادن حاکمان همپیمان خود در منطقه باعث شد، کشورهای غربی با تحریک معترضین در سوریه و دخالت آشکار در این کشور نسخه‌ای مشابه آنچه در دیگر کشورهای اسلامی به وجود آمد، در سوریه نیز پیاده شود. اکنون ۷ ماه از تحولات و اعتراضات سوریه می‌گذرد اما در این کشور شاهد قیام مردمی آنگونه که در مصر، تونس و یمن دیده شد، نیستیم. سوریه یکی از کشورهای خط مقدم مقابله با رژیم صهیونیستی و در صورت سقوط دولت بشار اسد، امکان سرکار آمدن یک دولت وابسته به آمریکا وجود دارد. این احتمال باعث شده است تا غرب در فکر براندازی نظام این کشور برآید. اکنون جبهه ضد صهیونیستی در منطقه با پیروزی مردم مصر، تونس و در نهایت لیبی تقویت شده است. تسخیر سفارت رژیم صهیونیستی در قاهره تایید همین موضوع است. تحلیل‌گران غربی در این تصور هستند که با براندازی حکومت دمشق، جبهه ضد صهیونیستی منطقه تضعیف شده و جایگاه نفوذ ایران نیز با ضعف برد سیاسی مواجه خواهد شد.

هر چند جمهوری اسلامی ایران و سوریه عمق استراتژیک یکدیگر در منطقه هستند، مردم سوریه اگر تن به برکناری بشار اسد بدهند باز هم خواهان برقراری روابط با رژیم صهیونیستی نخواهند بود و این کشور همچنان عمق استراتژیک جمهوری اسلامی ایران باقی خواهد ماند و حتی با تشکیل حکومت مردمی در مصر، تونس و لیبی، وسعت عمق استراتژیک ایران در منطقه افزایش خواهد یافت. هر چند برکناری بشار اسد با توجه به سیاست‌هایی که اعمال کرده است بسیار دور از انتظار است، اما حمایت‌های روسیه با همپیمان دیرینه این کشور هم مانعی جدی بر سر راه سیاست‌های براندازانه آمریکا و اروپا است. روسیه نمی‌خواهد تنها کشور بازمانده همپیمان خود را در منطقه از دست بدهد و نفوذ خود را در منطقه تضعیف شده ببیند. به همین خاطر است که مدودوف می‌گوید: «با محکومیت یک جانبه دولت اسد مخالفم و آنچه در لیبی رخ داده نباید در سوریه تکرار شود.» اما در این بین رسانه‌های خارجی خبری را از درون دیدار روزنامه‌نگاران کویتی با رئیس‌جمهور کشورمان منتشر کرده‌اند مبنی بر این که رفتار ایران نسبت به سوریه تغییر کرده است. چرا رسانه‌های خارجی اینگونه ارزیابی می‌کنند؟ اگر واقعا رفتار ایران نسبت به سوریه تغییر کرده است چرا نباید رسانه‌های داخلی و تحلیلگران کشورمان از آن آگاه نداشته باشند تا بتوانند در تجزیه و تحلیل‌های خود این مهم را نیز لحاظ کنند. هر چند تغییر در دولت بشار اسد بعید به نظر می‌رسد اما جمهوری اسلامی ایران باید همه احتمالات را در نظر داشته باشد.

 حمایت

«فرایندهای متضاد جهانی و شفافیت بی عدالتی ها» عنوان یادداشت روز روزنامه حمایت است که در آن می‌خوانید:طی روزهای اخیر در سطح جهانی تحولات مختلفی بوقوع پیوسته که نوعی تضاد و دوگانگی را به ذهن متبادر می سازد. در این مجال به چند نمونه جدید آنها اشاره و سپس چند نکته قابل تامل در این خصوص را تقدیم می داریم با این امید که عدالت خواهی ما روز به روز وسعت وعمق بیشتری پیدا کند. ازمجمع عمومی سازمان ملل زمزمه های متعددی شنیده می شود که 126 کشور آمادگی دارند کشور مستقل فلسطین را برسمیت بشناسند اما از سوی دیگر برخی اعضای دارای حق وتو در شورای امنیت هم چنان به تهدیدات خود ادامه می دهند که چنین کاری صورت نگیرد. مقامات ترکیه از یکسو با رژیم صهیونیستی در جهت دفاع از مردم غزه ارتباطات را قطع می کنند یا نسبت به مقامات سوری مرتب یادآوری می کنند که حقوق انسانی را رعایت کنند واصلاحات موثر را اعمال نمایند ولی از سوی دیگر هفته گذشته حاکم ستمگر بحرین و تحت الحمایه آمریکا وآل سعود را به کشور خود دعوت وچند روزی از وی میزبانی می کنند بی آنکه اعتراضی به عملکرد حاکمان بحرین از سوی آنها انعکاس پیدا کند. در موردی دیگر، علیرغم آنکه شورای حقوق بشر سازمان ملل سال گذشته پیرو حمله رژیم صهیو نیستی به کشتی امدادرسانی به غزه آنرا محکوم و گزارش مفصل 66 صفحه ای در این خصوص منتشر کرد، به ناگهان چند روز قبل هیئتی که از سوی دبیر کل سازمان ملل مامور به بررسی این موضوع شده بودند گزارشی ارائه کرد که در صدد تبرئه رژیم صهیونیستی است. به عنوان مصداقی دیگر، در حالی که کنوانسیون های وین مربوط به روابط کنسولی بر مصونیت اماکن دیپلماتیک و کارکنان مراکز مزبور تاکید دارند، مردم مصر خشمگین از جنایات صهیونیستها به سفارت اسرائیل در قاهره حمله کرده وآنرا تسخیر کردند تا نشان دهند که اگر قواعد حقوقی در جهت اجرای عدالت نباشند و صرفا ابزاری مورد بهره برداری قرار گیرند موجبات انفجار عمومی را در پی دارند. جالب است که مردم خشمگین مصر به سفارت عربستان نیز حمله کرده و مواضع حمایتی حاکمان سعودی نسبت به حسنی مبارک را محکوم کردند.

در یمن ماههاست خونریزی ادامه دارد وملت یمن برای تحول از هر ایثاری دریغ نمی کند ولی آن گونه که شواهد وقرائن نشان می دهند در بازی قدرت سلطه گران جهانی گویا هر گونه تحول وبهبود در بند تامین خواسته های عربستان به عنوان همسایه این کشور شده است وقدرتهای سیاسی وحتی سازمان ملل با انفعال کامل هر روز سخنی می گویند تا بالاخره بتوانند با تامین خواسته های عربستان پاسخ مردم را بدهند. علی عبداله صالح حاکم فراری یمن نیز در عربستان تحت حمایت حاکمان سعودی به بهانه درمان وامثالهم بسر می برد بی آنکه برای پاسخگوئی ومحاکمه مربوط به جنایات ارتکابی به کشورش بازگردانده شود یا نهادی بین المللی در پی وی باشد. به عنوان مصداق جدید دیگری که حکایت تضادها را نمایان می سازد خوبست توجه کنیم در حالی که در موازین حقوق بین الملل منع شکنجه یک قاعده آمره غیر قابل تخطی محسوب می شودولی دیک چنی معاون رئیس جمهور سابق آمریکا دیروز اعلام کرد ما موفقیتی که در از بین بردن بن لادن بدست آوردیم مدیون شکنجه هائی است که علیه برخی از اعضای القاعده اعمال کردیم اگرچه محدود اجرا کردیم! در موردی دیگر، بخاطر داشته باشیم که منع تبعیض نژادی از جمله اصول قطعی حقوقی در موازین بین المللی محسوب می شود ودر همین راستا تابحال دو کنفرانس جهانی منع تبعیض نژادی وسایر نابردباری‌ها در دوربان آفریقای جنوبی وژنو برگزار شده است. در همین راستا قرار است اجلاس سوم جهانی بزودی در چارچوب سازمان ملل در نیویورک برگزار شود ولی آمریکا وبرخی کشورهای غربی با نگرانی از اینکه مصوباتی علیه نژاد پرستی صهیونیستها گذرانده شود، اقدام به تحریم اجلاس سازمان ملل نموده‌اند.

 

به عنوان آخرین مصداق جدید قابل اشاره، در سالگرد واقعه 11 سپتامبر (20 شهریور) مراسمهای متعددی در سراسر جهان خصوصا در امریکا به اجرا در می آید وهر یک از مقامات بین المللی سعی می کنند حرفی در مذمت تروریسم بزنند آن گونه که حتی پاپ بندیکت شانزدهم رهبر مسیحیان کاتولیک نیز روز گذشته تقاضا کرد کسی بنام خداوند دست به اعمال تروریستی نزند، با این حال در بزرگداشت مراسم های روز یازده سپتامبر کسی نگفت و نمی پرسد که این همه جنایات که بنام مبارزه با تروریسم پس از 11 سپتامبر از سوی آمریکا وحامیانش در مناطق مختلف جهان از جمله عراق وافغانستان بوقوع پیوسته را چه کسی جواب می دهد واین جنایات با کدام معیارهای حقوقی قابل توجیه هستند؟

آفرینش

«آب ارس و زاب برای دریاچه ارومیه» عنوان سرمقاله ی روزنامه آفرینش به قلم علی رمضانی است که در آن می‌خوانید:برخی از آمار بیانگر آن است که خشک شدن دریاچه ارومیه تا 70 درصد به دلیل فعالیت‌های بشری است و 30 درصد به دلیل شرایط جوی همانند خشکسالی است. در این بین 70 درصد از دلایل انسانی وضعیت دریاچه نیز مربوط به شیوه‌های آبیاری کشاورزی، توسعه زمین‌های کشاورزی با روش سنتی، سدسازی برمی گردد. در این میان با توجه که اخیرا در قبال جلوگیری از بحران این دریاچه در کشور پدید آمده است اکنون راهکارهای مهمی برای بحرانی تر نشدن وضعیت دریاچه مد نظر است اما باید دانست که سهم هر یک از دلایل در بحران امروز دریاچه از نظر کارشناسی مشخص شود و راهکاری بلند مدت و همیشگی برای جلوگیری از بحرانی ترشدن به کار بست. در این حال اکنون به نظر می‌رسد که با توجه بیشتر مقامات به این امر بحث انتقال آب از رودخانه‌های مرزی چون زاب و ارس مورد توجه بیشتر قرار گرفته است.

در این راستا نخست باید گفت که بیشک انتقال آب از این رودخانه‌ها به دریاچه ارومیه می‌تواند بخشی مهمی از مشکل این دریاچه را حل کند و کمبود 8 تا 12 میلیارد مترمکعبی آب را بر طرف کند. در این حال باید گفت که این امر نیز خود پیامد‌های مثبت و منفی نیز دارد که از هم اکنون نیز باید مورد توجه قرار گیرد. از یک سو باید گفت که بی شک با توجه به اینکه ایران از سهم و حق آبه خود از این رود‌ها در گذشته استفاده کاملی نکرده لذا پمپاژ آب از رود ارس یعنی مهمترین رود مرزی شمال غرب ایران به دریاچه ارومیه نه تنها مشکل دریاچه ارومیه را حل و کاملا برطرف می‌کند، بلکه از گسترش و پیشروی نمک‌زارها هم جلوگیری می‌کند و مشکلات کشاورزان را نیز می‌تواند حل کند. از سوی دیگر باید گفت در کنار سطح متفاوت رود ارس با دریاچه ارومیه باید هزینه‌های این طرح را درنظر داشت وهمچنین از اینکه آیا پس از انتقال آب می‌توانیم جلوی روند طبیعی تبخیر آب را بگیریم نیز یاد کرد.

دوم اینکه انتقال آب از رود مرزی زاب به دریاچه ارومیه در کنار افزایش سهم ایران از بهره برداری از رود خانه‌ای مرزی که در گذشته حجم زیادی از انها به کشور‌های همسایه روانه میشده است بی شک نیازمند هزینه‌هایی و همچنین ایجاد تونل به طول دهها کیلومتر برای انتقال آب است. جدا از این نیز باید به اثرات منفی احتمالی و مخرب این طرح‌ها هم بر اکوسیستم منطقه توجه داشته و مورد کارشناسی قرار گیرد. آنچه مشخص است انتقال آب از رودخانه‌های مرزی همچون ارس و زاب در کنار سود‌های گسترده این امر بی شک جدا از اینکه اتمام پروژه انتقال آب رود‌ها ممکن است چند سال طول کشد منتقدانی نیز دارد که بیشک باید بدان نیز توجه کرد. در این حال باید توجه داشت که در عین حال انتقال آب از رود ارس و زاب به دریاچه ارومیه فقط درمان مقطعی حل مشکل است و برای حل همیشگی این مشکل باید فکری اساسی شود و در اندیشه بهره گیری از امکان باروری ابرها، جذب کمک‌های بین‌المللی و توسعه کشاورزی مدرن و.. نیز بود.

مردم سالاری

«سخن ناخوش، ناگفته به» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاری به قلم فرزامی است که در آن می‌خوانید:

در آن زمان که دغدغه زندگی کمتر بود و حوصله بیشتر و تاثیر و تاثر، افزون تر، در اجتماع کوچک خانواده، حکیمانه به ما می‌آموختند که در مسیر برآمدن سخن، چهل پله نهاده‌اند تا سخن را سنجیده و با بصیرت و شناخت موقعیت بیان کنی. به همین علت کلام بی منطق و فی البداهه را ناپسند می‌دانستند. این شیوه با حرف شنوی مخاطب، سالیان سال رعایت می‌شد تا بی ربط نگوییم. چون می‌گفتند که فرق دانا و نادان، اول سنجیده گویی است دوم این که، الزامی ندارد که پاسخ پرسشی را بگوییم که ذهن ما خالی است. بعدها در مدرسه، از کلیله و دمنه که مجموعه حکمت و سیاست دنیای قدیم مشرق زمین است خواندیم که:

«... و آدمیان را به فضیلت نطق و مزیت عقل از دیگر حیوانات ممیز گردانید.»

و در بوستان سعدی متاثر از عبارت کلیله، آمده است که:

بهایم خموش اند و گویا بشر

زبان بسته بهتر که گویا به شر

به نطق است و عقل، آدمی زاده فاش

چو طوطی سخن گوی نادان مباش

افسوس که برخی، این متون ارزشمند را که حکمت متعالی و فخراندیشه بشری است نمی‌خوانند و پند نمی‌گیرند و با ذهن خالی می‌گویند و نظر می‌دهند و خود را محق و داناتر از همه می‌پندارند. این روزها همه از رفتار و گفتار هم می‌نالند و شکوه دارند که چرا تحمل ما در روابط اجتماعی کم شده است، با هم وفاق نداریم و خصمانه رفتار می‌کنیم و حاضر نیستیم که با ملایمت و مسالمت چند جمله بگوییم و بشنویم! و حیرانیم که این همه ناشکیبایی از چیست! و این پرخاشگری‌ها از کجا ناشی می‌شود؟ آیا زندگی پیچیده و ماشینی و مشکلات اقتصادی، عامل این بی تحملی و رفتار غیردوستانه است یا فضای سیاست زده جامعه ما توجیه گر چنین گفتارهای ناصوابی است؟ بدیه است که جامعه از بزرگان و برکشیدگان خود درس می‌گیرد و گفتارهای آنان را سرمشق قرار می‌دهد. کافی است که به سخنان غیردوستانه مسئولان در یکی دو هفته اخیر اشاره شود که از تریبون‌های رسمی و غیر رسمی بیان شده است. بعد از انتشار جنجال برانگیز ویژه نامه «خاتون» که نقد و نظرهای مختلفی را در پی داشت و هنوز هم ادامه دارد و در رد و قبول مطالبش بسیار گفته‌اند و می‌گویند و جای نقد هم دارد، اما نقد و پاسخ را باید عالمانه و منطقی و در چارچوب اصول و شرع گفت نه احساسی و با بیان خشمگینانه. چون گفتارها و نقد و نظرهای هیجانی کار را بر اهل قضاوت دشوار می‌کند و نتیجه‌ای غیر عقلانی در پی خواهد داشت. از آن همه انکار و اقرار به دو نمونه اشاره می‌شود:

امام جمعه محترم یکی از شهرهای مذهبی و بزرگ کشور مطالب «خاتون» را محاربه با امام زمان (عج) می‌خواند و عقیده دارد که قوه قضائیه باید عاملانش را تحت تعقیب قرار دهد. روز بعد از این صدور حکم، روزنامه ایران در سرمقاله خود امام جمعه محترم را مورد انتقاد قرار می‌دهد و حتی در عدالتش شبهه وارد می‌کند و بیان مستندات فقه حکم شرعی آن بزرگوار را خواستار می‌شود و...

نمونه دوم سخنرانی نماینده مجلس شورای اسلامی در جمع اصولگرایان استان گلستان است که در ضمن بیانات خود به ناتوانی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در جلوگیری از انتشار ویژه نامه «خاتون» اشاره می‌کند که واکنش و پاسخ وزیر محترم را با لحنی غیر دوستانه در پی دارد! این که کدام یک از این بزرگان محق اند یا نیستند در حد و داوری ما نیست. چون قضایای دو طرف را همان دو طرف می‌دانند و ما را با صحت و سقم آن کاری نیست. بحث ما بیان دو نکته است. نخست این که، بزرگان به سبب درایت و قابلیت و اهلیت به بزرگی رسیده‌اند و نباید با سخنی نسنجیده، بزرگی خود را به بهای اندک از دست بدهند. دوم زبان مردان سیاست و قلم، زبان دیپلماسی و برخاسته از خرد والاست.

تهران امروز

«فراسوی سقوط دیکتاتور» عنوان یادداشت روز روزنامه تهران امروز به قلم حسام‌الدین کاوه است که در آن می‌خوانید:؛طرح خاورمیانه جدید که بخشی از طرح گسترده‌تر «نظم نوین جهانی» بود، به نحو خوشبینانه‌ای (برای کاخ سفید) و با اشغال خاک عراق و سرزمین افغانستان و نیز با انعقاد قراردادهای نظامی و امنیتی و استقرار ناوگان پنجم آمریکا در بحرین، می‌رفت که شکلی از واقعیت به خود بگیرد. اما «از قضا سرکنگبین صفرا فزود»، «روغن بادام زردی می‌نمود.» آنچه را استراتژیست‌ها و ژئوپولیتیست‌های آمریکایی طراحی و تدارک کرده‌ بودند، با موج بیداری اسلامی، گویا نقشی بود بر آب. امروز نه تنها شاهد سقوط و سرنگونی دیکتاتوری‌های سنتی و موروثی در خاورمیانه و جهان عربی اسلامی هستیم که موج بیداری اسلامی برای اسرائیل که جزیره ثبات منطقه توصیف می‌شد، تبدیل به سونامی وحشتناکی شده است. اشغال سفارت رژیم اسرائیل توسط جوانان مصری به‌رغم آنکه 450 نفر از آنان در جریان درگیری با نیروهای پلیس و ارتش زخمی و یکی از آنان به شهادت رسید، بیانگر آن است که انقلاب‌های اسلامی عربی و موج بیداری اسلامی تنها سویه دیکتاتوری دولت‌های جابر منطقه را هدف قرار نداده‌اند. سرنگونی دیکتاتوری‌های کشورهای عربی ‌اسلامی نه تنها یکی از اهداف این انقلاب‌هاست بلکه ذات ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی این انقلاب‌ها دست آخر یک رویارویی نهایی را برای تعیین تکلیف منطقه با استکبار و صهیونیسم را فراپیش سرنوشت ملت‌های منطقه قرار داده است. اینگونه به نظر می‌رسد که امپریالیسم آمریکا باید در تمامی دانسته‌ها و داشته‌های اطلاعاتی خویش تجدیدنظر کند. دیگر نه امکان کودتا از نوع 28 مردادی آن فراهم است، نه امکان چانه‌زنی با دیکتاتورها و حمایت‌های نظامی و سیاسی از آنان تا منابع و منافع منطقه را به ثمن‌بخس غارت کنند.

آری خاورمیانه جدید با مفهوم مردمی و اسلامی آن بازتعریف می‌شود و در این بازتعریف هرگونه روابط جابرانه و استکباری نفی و طرد می‌شود. خاورمیانه جدید، خاورمیانه اسلامی خواهد بود و البته نظم نوینی را هم به همراه خواهد داشت، این نظم نوین که برگرفته از کتاب اله مسلمانان و سنت و سیره رسول اکرم (ص) است نه‌تنها در سراسر خاورمیانه اسلامی که در فراسوی مرزهای خاورمیانه نفوذ خواهد کرد و سیطره خواهد یافت. این وعده اله است که در آن هیچ خلف وعده‌ای نخواهد بود.  از منظر ژئوپلتیکی، آمریکا مرزهایش را تا خاورمیانه امتداد داده است. در نظر اول شاید این یک موفقیت به شمار آید اما با نگاه دقیق‌تر درمی‌یابیم که آمریکا بیش از پیش آسیب‌پذیرتر شده است. نقطه کانونی آمریکا که برای آن اهمیت حیاتی دارد، رژیم غاصب اسرائیل است. برای آمریکا موجودیت اسرائیل به معنای حفظ تمامیت دستاوردهای استکباری طی 60 سال گذشته است، اما اکنون تهدیدها نه تنها لبه‌های مرزی که درونه‌های کانونی منافع آمریکا را هدف قرار داده‌اند. اسرائیل نزد هیچ‌یک از ملت‌های منطقه هیچ‌گونه هژمونی که ندارد هیچ، بلکه مورد نفرت و انزجار ملت‌های منطقه است و روزی به زودی خواهد رسید که این نفرت و انزجار لبریز شود و سونامی حق‌طلبی اسلامی، اسرائیل را در دمی به درون گرداب‌های نابودی پرتاب کند. امواج بیداری اسلامی اکنون تنها از دور پیداست، این امواج هرچه نزدیک‌تر شوند، شکوه و هیبت‌شان دیدنی‌تر و برای دشمنان دهشتناک‌تر خواهند شد.

ابتکار

«وعده‌ها باشد حقیقی دلپذیر» عنوان سرمقاله روزنامه ابتکار به قلم غلامرضا کمالی پناه است که در آن می‌خوانید: هر رئیس‌جمهوری در کارزار انتخاباتی وعده‌ها و شعارهایی را مطرح می‌کند. تشخیص عملیاتی شدن وعده‌ها در فضای هیجان‌انگیز انتخابات دشوار است، به‌ویژه آنکه در کشوری چنین شعارهایی طرح گردد که فاصله‌های طبقاتی اجتماعی و اقتصادی و به تبع آن، سایر فاصله‌ها گستردگی و عمق زیادی داشته باشد. آقای احمدی‌نژاد با هوشیاری و شناخت خوبی که از چنین وضعیتی داشت، از ابتدا به طرح موضوعات و شعارهایی روی آورد که آمال اقشار آسیب‌پذیر و عقب‌افتاده از قافله توسعه اقتصادی بود. ازجمله این وعده‌ها، آوردن نفت سر سفره مردم، قطع ید مفسدان اقتصادی از بیت‌المال و بودجه عمومی، اجرای سهام عدالت، سفر به استان‌ها و تشکیل جلسات هیئت‌دولت در استان‌ها به‌جای تهران و شعارهای دیگر بود. واقعیت این است که این شعارها برای اکثریت مردم دلربا و جذاب بوده است. به همین سبب گزینه اول انتخاب آنان در دو دوره انتخابات ریاست‌جمهوری نهم و دهم منادی این وعده‌ها بوده است. اینکه تا چه حد به این شعارها عمل شده و میزان موفقیت دولت در این عملکرد‌ها چه‌اندازه بوده، نیاز به کارشناسی دقیق و منصفانه است. اگر بخواهیم به دور از حب و بغض تصویری کلی از عملکرد رئیس‌جمهور و همکارانش در این دولت‌های اخیر ارائه بدهیم، می‌توان گفت سعی بر این بوده که این شعارها کامل یا ناقص در بوته اجرا گذاشته شود. فی‌المثل یکی از شعارهای دولت آوردن نفت سر سفره مردم بوده. بسیاری از منتقدان وی از همین مکمن او را تیرباران کرده و ایراد گرفته‌اند که چرا به این شعار عمل نشده است. این در حالی است که حقیقتاً دولت تا اندازه زیادی به این شعار جامه عمل پوشانده و به اعتراف سازمان‌های معتبر بین‌المللی در این زمینه هم موفق بوده است.

چگونه دولت درواقع با یک تیر دو نشانه را زد. هم طرح مهم هدفمندسازی یارانه‌ها را اجرا کرد که با فرهنگ‌سازی و پیش‌بینی مشکلات به‌طور حیرت‌انگیزی توأم با موفقیت بوده است و صد البته موفقیت در این زمینه آرزوی هر ایرانی آگاه و دلسوز و بی‌غرضی است، هم پول نفت را بر سر سفره بسیاری از ایرانی‌ها برده است. اینکه عوارض ناخوشایند تورم و گرانی با این طرح مهم همراه بوده، انکارناپذیر است؛ اما موفقیت‌های به‌دست‌آمده هم کم نیست. پرداخت یارانه‌های نقدی، همان پول بنزین و گاز و سایر مشتقات نفتی، موجب خوشحالی و نجات بسیاری از خانواده‌های کم‌درآمد، به‌ویژه در روستاها شده است. سیل مهاجرت به شهرها با این طرح تا اندازه‌ای کنترل بلکه معکوس گردیده است. بخش زیادی از پول یارانه‌ها که سفره‌های مردم فقیرتر را از خوردنی‌های بیشتری رنگین ساخته است، از قِبل همان نفت بدبویی است که روزگاری منتقدان به‌تمسخر از آن یاد می‌کردند. اما در زمینه سهام عدالت، دولت اگرچه به وعده‌ خود عمل کرده؛ نتیجه مثبتی را به‌دست نیاورده است. برگه‌هایی به‌دست برخی از مردم داده که نه ارزش فروش داشته و نه پشیزی در دست صاحبان برگه‌ها می‌گذارند. اگر دولت در این زمینه شکست خورده، باید صادقانه به مردم اعلام کند، وگرنه باید کاری کند تا دل دارندگان برگه‌ها قرص شود.

در زمینه سفر به استان‌ها، باید اذعان کرد که دولت با هر نیتی، به این شعار عمل کرده است. لمس کردن مشکلات مردم از نزدیک توسط دولتمردان و لمس خُلقیات مسئولان از نزدیک توسط مردم، از پیامدهای مثبت این سفرهای مکرر بوده است. هرچند مصوبات استانی در این سفرها، به نتیجه دلخواه نرسیده و بسیاری از آن‌ها وعده‌های سر خرمن بوده است. در زمینه مبارزه با فساد اقتصادی و مفسدان، کارهایی صورت گرفته؛ اما نتایج مطلوبی حاصل نشده است. این سرطان در سیستم اداری و اقتصادی ما چنان ریشه دوانده است که شیمی‌درمانی حرف و تهدید بر آن اثربخش نیست. هرچه با آن مبارزه یا ادعای مبارزه می‌شود، باز از جای دیگر سیل‌آسا و هولناک سر برمی‌آورد. نمونه‌اش اتهام‌هایی است که به برخی مسئولان وارد شده یا اختلاس غول‌آسای بانک صادرات است. اکنون رئیس‌جمهور وعده شیرین و بزرگ‌تری را در جامعه طرح کرده است. یارانه‌ها می‌تواند تا سه‌برابر شود. از شنیدنش قند در دل‌ها آب می‌شود، چه برسد به اینکه عملی گردد. منتقدان وی ازجمله آقای پورمحمدی، همکار قبلی رئیس‌جمهور، این ادعا را غیرعملی و غیرکارشناسانه توصیف کرده‌اند. واقعاً قصد آقای رئیس‌جمهور از طرح چنین مسائلی چیست؟ آیا می‌خواهد در کالبد بی‌جان جامعه روح امید بدمد؟ یا دل بیمار محتضر را به داروهای غیرواقعی خوش کند؟

شرق

«طمع اسراییل به کردها» عنوان سرمقاله روزنامه شرق به قلم ناظم دباغ است که در آن می‌خوانید:

درباره این اخبار که روزنامه آحارونوت هم نوشت: «لیبرمن، وزیر خارجه اسراییل تصمیم گرفته تا برای واکنش مقابل ترکیه و اعمال مجازاتی برای سیاسیون آنکارا، از یکی از اهرم‌های سیاسی و امنیتی علیه ترکیه استفاده کند که حمایت نظامی از پ. ک. ک است.» من این گفته‌های وزارت خارجه اسراییل را می‌خواهم به چالش بکشم. این گفته منفی وزارت خارجه اسراییل، گزارشی علنی است که از دخالت آنها در کار و بار و امور کشورهای دیگر حکایت دارد و خصوصا اینکه نکته جنجالی مانند کمک نظامی و تسلیحاتی به پ. ک. ک را مطرح می‌کند. اما درباره این موضوع به گمانم کردها باید هوشیار باشند که در چنین دایره – تسلسل باطل – قرار نگیرند. این وضعی که اسراییل امروزه بنا بر مصالح و منافع‌اش به این نتیجه رسیده است که فعلا علیه ترکیه موضع‌گیری کند، آن‌هم کشوری که سال‌ها هم‌پیمان و دوست اسراییل بوده و تنها بنا بر یک کار ناروای اسراییل که همانا ممانعت از ورود کشتی کمک‌های انسان‌دوستانه ترکیه به فلسطینی‌ها بوده، کشوری مانند ترکیه که هم دوست آمریکاست و هم نیروهای ناتو هم در آنجا حضور دارند. امروز اسراییل به دشمنی و عناد علیه ترکیه برخاسته و قصد دارد از ارمنی‌ها و کردها حمایت کند و به عبارتی از این کارت استفاده کند، اما آیا کردها، باید در این سیاست و دور باطل دوباره گرفتار شوند؟ یا خیر تفکر و استراتژی جدیدی را در پی می‌گیرند؟ و الان که اسراییل چنین سیاستی را اتخاذ کرده، شاید در آینده نزدیک، ترکیه به همان رابطه قبلی با اسراییل چرخش موضع داشت، آن وقت اسراییل نه تنها دیگر از پ. ک. ک حمایتی نخواهد کرد، بلکه به حکومت مرکزی ترکیه هم یاری خواهد رساند که هم به مواضع کردها حمله شود و هم پ. ک. ک را نابود کنند و در این جا این سوال به ذهن متبادر می‌شود که آیا دوران ابزار و ملعبه دست بازیگران سیاست منطقه شدن برای کردها، پایان یافته است؟ یا امروزه ‌روز، از راهکار سیاسی و دیپلماتیک و پارلمان و عرصه فعالیت فرهنگی می‌توانند حرکت منطقی داشته باشند؟ نمی‌توان برای استراحت و امنیت چند روزه مقرهای پیش‌مرگ‌های پ. ک. ک، به این سیاست دلخوش بود، باید به آن ایام اندیشه کرد که این سیاست اسراییل و ترکیه تغییر کند، آنگاه چه راه را باید جست؟ من هم به عنوان نماینده حکومت اقلیم کردستان عراق، همیشه در رسانه‌های ایرانی گفته‌ام که ما در اقلیم کردستان عراق، پیرو سیاست‌های حکومت مرکزی عراق هستیم و سیاست عراق نسبت به اسراییل هرچه هست، ما می‌پذیریم و مثلا سعی کرده‌ایم که انتشار نشریه کرد و اسراییل را متوقف کنیم، بنابراین ما سیاستی جداگانه و برخلاف عراق نداشته و نداریم. باید تلاش کنیم که دخالت کشورهای خارجی را در امور داخل کردستان و عراق نپذیریم و محکوم کنیم.

دنیای اقتصاد

«ریشه‌یابی فساد بانکی» عنوان سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد به قلبم مهران دبیرسپهری است که در آن می‌خوانید:دیروز یکی از مدیران مرتبط با پرونده 2800 میلیارد تومانی، اطلاق واژه اختلاس به این پرونده را رد و اظهار کرد اقدامات صورت گرفته یک سوء استفاده بوده است. به نظر می‌رسد که این اظهارات از این زاویه که چنین سوء‌استفاده‌هایی بسیار گسترده است، چندان بی‌مورد نباشد. چراکه واقعیت آن است که سوءاستفاده تنها منحصر به مورد فوق نیست و کل شبکه پولی کشور را شامل می‌شود. در این خصوص باید موضوع را از دید دو نهاد مهم بررسی کرد:

الف- بانک مرکزی: می‌دانیم در عرف جهانی یک بانک نباید بیش از 85 درصد منابعش اقدام به وام‌ده کند، اما وقتی بانک مرکزی اعلام می‌کند بانک‌های دولتی بیش از منابع خود (یعنی بیش از 100درصد) اقدام به پرداخت تسهیلات کرده‌اند نشان‌دهنده یک بیماری است. زیرا بانکی که می‌تواند بیش از منابعش وام دهد هیچ‌گاه ورشکست نخواهد شد. این بانک چه ضعف مدیریت داشته باشد چه غرق در فساد باشد می‌داند که نهادی به نام بانک مرکزی وجود دارد که ضعف‌های او را پوشش می‌دهد.

ب- شورای پول و اعتبار: وقتی این شورا بر خلاف نص صریح قانون، نرخ سود بانکی را کمتر از حد لازم قرار می‌دهد، طمع به منابع بانکی را ایجاد می‌کند. طبیعی است در این شرایط تخصیص بهینه منابع بانکی صورت نگیرد و این منابع که چیزی نیست جز دارایی‌های مردم، تبدیل به گوشت قربانی شده که هر کس به دنبال استفاده از آن باشد.  معلوم است در این شرایط کارآفرینانی که می‌خواهند کارشان را از صفر شروع کنند و توقع داریم آنها تا 10 سال دیگر حجم اقتصاد کشور را به بیش از دو برابر برسانند، اجازه ورود به صحنه را نخواهند یافت و اینها همه به این دلیل است که می‌خواهیم چند صد کارخانه و تولیدکننده موجود را با تسهیلات ارزان و تبعیضی حمایت کنیم. اگر چه وجود تسهیلات ارزان برای رشد، امری حیاتی است، اما راه رسیدن به آن تنها از طریق کاهش عرضه پول توسط بانک مرکزی می‌گذرد. بنابراین می‌توان به یک معنا استفاده یک کارخانه از تسهیلات تبعیضی را هم که در ظاهر، فسادگونه نیست نوعی سوءاستفاده از منابع بانکی دانست؛ زیرا در شرایطی که بانک مرکزی نرخ تورم را 3/17 درصد اعلام کرده است، نرخ تسهیلات یکساله بانکی (با توجه به کارمزد آن) نباید از 19 تا 20 درصد کمتر باشد. کاهش غیرمنطقی نرخ سود، درست مانند آن است که دولت بخواهد برای مقابله با گرانی یک کالای کمیاب، آن کالا را با قیمت بالا خریداری و با قیمت کمتر در همان بازار، عرضه کند. در این صورت بدون آنکه قیمت کالای مزبور یا کمیابی آن کاهش یابد، تنها عده محدودی به رانت ایجاد شده دسترسی پیدا کرده‌اند. قیمت یارانه‌ای تنها در صورتی به عنوان قیمت تعادلی شناخته می‌شود که در آن قیمت، به همه تقاضاها پاسخ داده شود. در هر صورت کاهش نرخ سود فقط از راه مهار تورم امکان‌پذیر است. اجازه دهید موضوع را کمی ریشه‌ای‌تر دنبال کنیم؛ زیرا به نظر می‌رسد مشکل فوق ریشه نظری دارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات