صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۹ شهريور ۱۳۹۰ - ۱۰:۱۱  ، 
کد خبر : ۲۲۶۳۲۴

گزیده سرمقاله‌ روزنامه‌های 29 شهریور 1390


 

  * ابتکار

روزنامه ابتکار درسرمقاله خود با عنوان "این ترک‌تازی تا کجا جواب می‌دهد؟ "به قلم سیدعلی محقق  آورده است:‏ این روزها نام رجب طیب اردوغان، نخست‌وزیر پرجنب‌وجوش ترکیه بیش از هر اسم و عنوان دیگری در رسانه‌های جهان عرب و منطقه خاورمیانه تکرار می‌شود. اگرچه خیزش مردم مسلمان کشورهای عربی خاورمیانه و سقوط حداقل سه دیکتاتوری در مصر، تونس و لیبی، اصلی‌ترین و پرسروصداترین واقعه سال 2011 و چندساله اخیر به‌شمار می‌رود، اما هم‌زمان با این تحولات، میراث‌داران اسلام‌گرای سلاطین عثمانی در ترکیه تلاش می‌کنند که متأثر از سمت‌وسوی تحولات منطقه و با مصادره به مطلوب کردن بهار عربی، چهره جدید و متفاوتی را از خود رونمایی کنند. مقامات ترک در چند ماه اخیر گاهی در نقش میانجی و گاه در قامت منجی مردم و حاکمان در خاورمیانه وارد شده‌اند تا نشان دهند که از هیچ تلاشی برای حصول هدفگذاری‌های کلان خود در عرصه سیاست خارجی فروگذار نخواهند کرد.

 حاکمان آنکارا در یک جبهه، پذیرفته‌شدن جغرافیایی از سوی اتحادیه اروپا و ایفای نقش مؤثر در پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و پذیرش معنوی از سوی جهان غرب را به‌عنوان نقشه راه خود تعیین کرده‌اند. آنان با پای‌فشردن بر لیبرالیزم و استقرار نظام لائیک در درون کشور و پذیرش بی‌چون‌وچرای طرح‌های سلطه‌طلبانه غرب و به‌طور مشخص امریکا در عرصه نظامی و نیز توسعه و بهبود وضع اقتصادی سعی می‌کنند تا به این بخش از هدفگذاری‌های خود نزدیک شوند. ترکیه سال‌هاست که در چشم‌انداز بلندمدت خود، عضویت در اتحادیه اروپا و پذیرش تمام و کمال از سوی امریکا و رهبران جهان غرب را به‌عنوان یک راهبرد و حتی آرمان تعریف نموده است و برای رسیدن به این آرمان، از همه خواسته‌‌های اهالی غرب استقبال می‌کند. ازهمین‌روست که باوجود ژست‌های اسلام‌گرایانه و ادعاهای منطقه‌ای خود در جهان اسلام، به‌راحتی تسلیم تکمیل تجهیزات سامانه سپرموشکی امریکا در منطقه شده و با استقرار تجهیزات این سامانه در بخش آسیایی کشور خود و در نزدیکی روسیه و مرزهای ایران و عراق موافقت می‌کند.

 اما سران آنکارا در اصلی‌ترین تلاش‌های سلطه‌جویانه خود در منطقه، ترکییزه‌کردن انقلاب‌های عربی را در دستور کار خود قرار داده‌اند. دیپلمات‌های ترک سعی می‌کنند انقلابیون پیروز در قاهره، تونس و طرابلس را به اجرایی‌کردن نسخه ترکی دموکراسی و استقرار نظام‌های لائیک و همسو با غرب ترغیب کنند. نسخه‌ای که به دلیل سرمشق گرفتن از ایده‌های غربی و دیکته‌شدن از سوی واشنگتن و پاریس و لندن، کمترین سنخیتی با مطالبه و خواست انقلابیون مسلمان در مصر و تونس و لیبی یا سوریه ندارد. این اقدامات با شعار پوپولیستی این کشور در حمایت از فلسطین و تقابل با صهیونیزم نیز در تضاد است و بیشترین فاصله را دارد. طی ماه های اخیر نشست های گروههای معارض لیبیایی و سوری به صورت مستمر در استانبول و ترکیه برگزارشده است. این کشور محوریت رایزنی ها و جلسات گروه تماس برای آزادی لیبی را برعهده گرفته و طی سفرهای مکرر منطقه ای در خصوص حوادث سوریه این کشور به اصلی ترین مدعی نظام دمشق بدل شد. سرانجام رجب طیب اردوغان طی سفری فاتحانه و پر طمطراق راهی مصر، تونس و لیبی شد تا خود را به عنوان اصلی ترین یاور انقلاب های عربی معرفی کند.

* کیهانروزنامه کیهان دریادداشت روز خود با عنوان "آزمون بزرگ"به قلم حسام الدین برومند آورده است :بحث پیرامون موضوع فساد مالی 3 هزار میلیارد تومانی در هر 3 سطح افکار عمومی، مسئولان و رسانه ها این روزها بالا گرفته است. حجم انبوهی از گفته ها و اظهارات درباره علت این فساد مالی از چرایی تا چگونگی آن و عوامل آشکار پشت پرده ماجرا از سوی مسئولان مطرح و علنی شده است. رسانه ها نیز بخش قابل توجهی از گزارش ها، اخبار، تحلیل ها و یادداشت های خود را به این موضوع چالش برانگیز و حساس اختصاص داده اند. در این میان عموم مردم هم با جدیت و حساسیت موضوع این فساد مالی که رقم نجومی و شوک آوری را در خود جای داده است پیگیری و رصد می کنند. نوشته حاضر تلاش می کند تا بصورت مشخص و به دور از درهم آمیختن مباحث مختلف با یکدیگر تنها مواجهه دستگاه قضایی با این پرونده بزرگ فساد مالی را در قالبی از «بایدها» و «نبایدها»ی راهبردی بررسی کند.

 و بالاخره گام سوم این پرونده ها این است که از قضا«!» با یکسری از اتفاقات و حادثه های تعجب آور و شگفتی ساز گره می خورد. در تمامی سال های گذشته چند پرونده بزرگ فساد اقتصادی مطرح و علنی شده است که متاسفانه آنچه که اذهان و افکار عمومی از آن به یاد دارند این است که مثلا فلان مجرم اقتصادی در دادگاه بدوی به 27 سال حبس محکوم می شود ولی در ادامه فرآیند دادرسی این حکم به 14سال تقلیل می یابد. جریان دادرسی نیز معمولا آنقدر کش دار است که سال ها بطول می انجامد. طرفه آنکه در پرونده ای که افکار عمومی به دقت و با حساسیت آن را زیر ذره بین گذاشته اند متهم موفق می شود فرار کند و...  و البته دستگاه قضایی طی 3 دهه گذشته، نمونه هایی- هرچند کم شمار- از قاطعیت در برخورد با مفسدان اقتصادی نیز داشته است و همین سابقه است که باعث شده تا دستگاه قضایی در شرایط کنونی و با مدیریت فعلی خود در مواجهه با پرونده فساد مالی آنهم با رقم 3 هزار میلیارد تومانی در یک آزمون بزرگ و تاریخی قرار بگیرد.

 در حکم ویژه رئیس دستگاه قضا به حجت الاسلام محسنی اژه ای درباره پرونده فساد مالی 3هزار میلیارد تومانی از یکطرف بر رسیدگی سریع، قاطع و همه جانبه تصریح شده و از طرف دیگر بر رعایت کلیه موازین شرعی و قانونی در رسیدگی به اتهامات متهمان و اجتناب از افشای نام آنها قبل از صدور حکم قطعی تاکید شده است. همچنین آنچه که باعث شده است تا امید مردم در جهت تحقق عملی دستورات رئیس دستگاه قضا شعله بگیرد انتخاب شایسته آقای محسنی اژه ای است چرا که وی همان قاضی قاطع و شجاعی است که در سال 74 حکم اعدام یک مجرم را در پرونده اختلاس 123 میلیاردی صادر کرد و به گواهی سه دهه گذشته سابقه این مقام قضایی همواره با سلامت و قاطعیت قضایی عجین بوده است.

 3- ورود قوه قضاییه با مدیریت توانمند رییس دستگاه قضا و نظارت دادستان کل کشور در پرونده فساد مالی اخیر بدون نقص بوده و با موارد مشابه در سال های گذشته کاملا متفاوت است.

 4- یکی از شگردهای صاحبان ثروت و کسانی که در این فساد مالی بزرگ ذی نفع هستند این خواهد بود که شرایط و فضا را به گونه ای مهندسی و مدیریت کنند تا یک حالت ویژه و اضطراری به بار نشیند و آن وقت در ادامه این شگرد، «مصلحت»ها و «احتیاط»هایی را به دستگاه قضا تحمیل نمایند.

* رسالتروزنامه رسالت درسرمقاله خود با عنوان "چالش امنیتی انتخابات؛نفی یا اثبات استقلال کشور "به قلم صالح اسکندری آورده است:‏  اشاره:درادامه بحث چالش های محتمل در انتخابات فرارو برای استقلال کشور ضمن یک تقسیم بندی کلی از مفهوم استقلال در منظومه فکری و عملی حضرت امام خمینی (ره) به تعریف رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای از استقلال می پردازیم.

 بر اساس اشارات قسمت اول به بیانات و برداشت های حضرت امام خمینی(ره) می توان در تعریف ارزش انسانی"استقلال" سه مرتبه بینشی، ارزشی و کنشی قائل شد. مبتنی بر نگاه وحیانی بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی در مرتبه بینشی تحقق استقلال حقیقی تنها برای یک انسان موحد ممکن است. چرا چون درنگاه توحیدی غایت القصوای هستی کلمه توحید است. در این منظرهیچ انسانی بر انسان دیگری حق ولایت ندارد و تنها مالکیت،ربوبیت و ولایت از آن ذات اقدس اله است. (شورا: 9 ) و(انعام: 62) اسلام، دین توحید است و توحید یعنى رهایى انسان از عبودیت و اطاعت و تسلیم در برابر هر چیز و هرکس به جز خدا. این انسان در مرتبه ارزشی با احساس بی نیازی از غیر خدا ضمن نفی سلطه پذیری به نوعی استقلال فکری و نظری می رسد.» ما می گوییم آقا! غلام حلقه به گوش دیگران نباشید... استقلال را حفظ کنید؛ تبعیت را د��ت بردارید»(صحیفه امام،ج1: 287-288) در مرحله کنشی استقلال شخصیتی منجر به پدید آمدن شقوق مختلف استقلال در جامعه می گردد. « ان الله لا یغیر ما بقـوم حتی یغیروا ما بانفسهم» (رعد:11) استقلال فرهنگی، استقلال اقتصادی، استقلال سیاسی، استقلال علمی، استقلال عملی و محصول استقلال شخصیتی است. به نظر حضرت امام(ره) تا استقلال فکری برای ملتی حاصل نشود استقلال در ابعاد دیگر حاصل نخواهد شد.( صحیفه امام، ج10: 79) در مرتبه کنشی استقلال از منظر امام خمینی(ره) دو مرحله دارد. مرحله اول آزادی و رهایی از سلطه بیدادگران استبداد و استعمار است و مرحله دوم به دست گرفتن سرنوشت سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و علمی کشورهای استقلال یافته بدون دخالت و سلطه بیگانگان می باشد. به نظر ایشان در گام دوم باید ایرانی ساخته شود که بدون اتکا به آمریکا و شوروی و سایر جهانخواران بین المللی ضمن استقلال سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، علمی و ... مقدرات کشور را خودش به دست بگیردو روی پای خود بایستد.(همان، ج 9: 25) از منظر امام خمینی(ره) شعار «نه شرقی و نه غربی» که شعار ملت ایران از پیش از پیروزی انقلاب اسلامی بوده است به معنای عدم دخالت و سلطه سایر کشورها در امورداخلی ایران می باشد.(همان، ج8: 114) بنابراین می توان گفت استقلال در ادبیات سیاسی امام خمینی(ره) به معنای آزادی و رهایی یک جامعه موحد از سلطه بیگانه و توانایی به دست گرفتن سرنوشت و مقدرات یک ملت است که مقدمه آن استقلال فکری و شخصیتی است.

 مفهوم استقلال در منظومه فکری مقام معظم رهبری در نظام های بینشی، ارزشی و کنشی کاملا بر ایده های بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی منطبق است. البته در قرابت معنایی با  استقلال واژه هایی نظیر  خودباوری و یا اعتماد به نفس ملی نیز امروزه مستعمل است که رهبر معظم انقلاب آیت الله خامنه ای بیشتر از این دست واژه ها استعانت می جویند. بدیهی است مفهوم استقلال، خودباوری، اعتماد به نفس ملی در منظومه فکری رهبر معظم انقلاب از جایگاه ویژه ای برخوردار است. تا جایی که می توان همانند امام خمینی(ره) ارزش بشری استقلال را در نظام کنشی رهبر معظم انقلاب اسلامی در اندازه یکی از اهداف میان مدت مورد تامل و بررسی قرار داد. برخورداری منظومه فکری مقام معظم رهبری از یک جهان بینی توحیدی همچون امام راحل صبغه خاصی را به مفهوم استقلال و اقسام آن می زند و یگانه پرستی موجب ادراک بی نیازی از غیر خدا می گردد. بر همین اساس زیربنای مفاهیمی چون استقلال فکری، استقلال عملی، استقلال شخصیتی، استقلال فرهنگی، استقلال اقتصادی، استقلال علمی، استقلال سیاسی و ...در نظام واره کنشی آیت الله خامنه ای پی ریزی می گردد. در نظام بینشی آیت الله خامنه ای زمانی که در پاسخ به سؤال «لمن الملک»، گفته شود: «للَّه الواحد القهّار»

دشمن این اعتماد به نفس ملی دستگاه استکبار سیطره جوی جهانی است. به نظر معظم له ملتی که به خودش اعتماد ندارد، همیشه منتظر است برای او چیزی فراهم کنند و به او بدهند.  (همان، 13/10/1386) استعمار، اعتقاد و ایمان ملت به خودش را از او گرفته بود؛ اما انقلاب، زندگى و نشاط و ایمان مردم را به آنها برگرداند. (همان،04/11/1368) مبتنی بر همین نظام واره ارزشی و بینشی در مرتبه کنشی جمهوری اسلامی ایران همواره داعیه‏ محو نظام سلطه را داشته، یعنى رابطه‏ سلطه‏گرى- سلطه‏پذیری باید محو شود. رهبر معظم انقلاب بزرگترین ستم به جامعه جهانی را ، سلطه قدرتمندان و استیلای نظام سلطه و همچنین تقسیم کشورهای جهان به سلطه گر و سلطه پذیر می داند به همین دلیل معتقد است سیاست جمهوری اسلامی ایران از ابتدا بر مخالفت با نظام سلطه استوار شده است.( همان، 1/11/1388)  آیت الله خامنه ای بر خلاف دیدگاهی که معتقد است درجهان امروز استقلال () نه به معنی و مفهوم کلاسیک آن بلکه به معنایی نوعی از وابستگی متقابل () مطرح است و به عوامل بین المللی و داخلی بستگی دارد که هرکدام به نوبه  خود در رشد و تضعیف آن نقش بازی می کنند معتقد است که تا زمانی که استقلال یک کشور تامین نشود مباحثی نظیر وابستگی متقابل در پروژه جهانی شدن یک سراب است.

Dependency رهبر معظم انقلاب در عرصه فعالیت های سیاسی داخلی التزام به صیانت از استقلال سیاسی را یکی از اصولی می دانند که تمام فعالان سیاسی برای حضور در عرصه های مختلف کشور باید از آن برخوردار باشند. از منظر ایشان .  آن حرکتى، آن جریانى، آن شعارى و آن برنامه‏ریزى‏اى که در آن استقلال کشور و ملت دیده نشود، اصولگرایانه نیست و همه باید به استقلال کشور به عنوان یکی از مبانی اصولی نظام وفادارباشند.(همان،29/3/1385) بنابراین می توان گفت استقلال کشور از منظر آیت الله خامنه ای موجد یک نفی و یک اثبات است. که این نفی و اثبات عبارت اند از: نفى استثمار، نفى سلطه‏پذیرى، نفى تحقیر ملت به وسیله‏ قدرتهاى سیاسى دنیا، نفى وابستگى سیاسى، نفى نفوذ و دخالت قدرتهاى مسلط دنیا در کشور، نفى سکولاریسم اخلاقى؛ اباحیگرى و اثبات هویت ملى، هویت ایرانى، اثبات ارزشهاى اسلامى، دفاع از مظلومان جهان، تلاش براى دست پیدا کردن بر قله‏هاى دانش.( همان، 24/9/1387)

 *آفرینش

روزنامه آفرینش درسرمقاله خود با عنوان "یادمان باشد انقلاب ما انقلاب مستضعفان بود"به قلم حمیدرضا عسگری  آورده است :تبعیض و اختلاف میان انسان ها موضوعی بوده است که بشر در سرتاسر تاریخ تاب تحمل آن را نداشته است. زمانی تبعیض خود را در برتر بودن رنگ پوست نشان می داد، زمانی در اصالت خون و خانواده و امروز جنس تبعیضات به شکاف اقتصادی میان انسان ها مبدل شده است. گروهی با اتکا به سرمایه های فراوانی که از تغییر و تحولات سیاسی و اقتصادی به دست آورده اند درناز و نعمت زندگی می کنند و گروه کثیری به سبب فاصله نجومی که بین آنها و گروه های مرفه افتاده مجبور به تحمل زندگی سخت و مشقت آور هستند.

 این پرونده فسادهای اقتصادی که گریبان اقتصاد کشور را گرفته و باتنیده شدن در جریان قدرت خون قشر ضعیف جامعه را به شیشه کرده متعلق به چه کسانی است. آیا کارمند و کارگری که دچار روزمرگی شده و تمام فکر خود را به جور شدن دخل و خرج ماهیانه اش معطوف کرده به فکر اختلاس های میلیاردی می افتد. در چنین وضعیتی که به لحاظ تورم و افزایش قیمت ها بسیاری از مردم دچار مشکلات اقتصادی هستند به نظر نمی رسد رواج چنین فرهنگ اشرافی گری باعث کمک به جامعه گردد و غیر از ایجاد شکاف میان مردم جامعه حاصل دیگری نخواهد داشت. داشتن رستوران ها و هتل های مجلل در کشور نمی تواند عاملی برای تبعیض باشد اما بروز رفتارهای غیر عقلانی در مورد فرهنگ مصرف در این مکان ها عملا قشر کثیر جامعه را دچار تشویش خاطر خواهد کرد و این سوال برایشان پیش می آید که چگونه است که فشار اقتصادی باعث خمیده شدن پشت آنها شده اما در گوشه ای از شهرشان عده ای درآمد یک ماه آنها را صرف خوردن غذا ودسر می کنند.

بروز شکاف های تبعیض آمیز جنبه های منفی بسیاری برای جامعه دارد اما ایجاد حس تنفری که به دلیل فاصله طبقاتی میان افراد جامعه به وجود می آید بسیار خطرناک است و باعث از بین رفتن حس هم دوستی میان مردم می گردد. تاثیر روانی که باعث تقسیم بندی "پایین شهر و بالاشهر" در جامعه ما شده سبب بروز بسیاری از ناهنجاری های اجتماعی گردیده است. یادمان نرود انقلاب ما با شعار حمایت از مستضعفان و با خون هزاران نفر از کسانی که چشم داشتی به مال دنیا نداشتند به ثمر نشست، نباید اجازه دهیم امروز افراد و گروهایی بخواهند با پایمال کردن حق و حقوق همین مردم از نردبان آرزوهای سیاهشان بالا بروند.

 روزنامه مردم سالاری درسرمقاله خود با عنوان "چه کسی عذرخواهی می کند؟ "به قلم مهدی عباسی آورده است:‏ این روزها بزرگترین اختلا س تاریخ اقتصاد ایران، سبب شده تا بخش عمده ای ازاخبار کشور، به این موضوع اختصاص یابد. اختلا سی که در سابقه اقتصادی و سیاسی کشور، بی نظیر است و سبب شده تا دستگاه ها و نهادهای مختلف کشور، هر یک به نحوی نسبت به این موضوع واکنش نشان دهند. در این میان اما، فرافکنی و نحوه برخورد برخی مدیران دولتی جای تعجب و چه بسا تاسف دارد و نگاهی به مجموعه این اظهار نظرها، حکایت گر آن است که گویا قرار است به جای عذرخواهی، بازهم شاهد فرافکنی و فرار از چنین موضوع مهمی که بر پیکره اقتصاد کشور ضربه زده است، باشیم. در خصوص این اختلا س سه هزار میلیارد تومانی بیان چند نکته ضرورت دارد. اول آنکه، مدیران دولتی مدعی هستند که خودشان این اختلا س را کشف کرده اند و برای این کشفشان هم باید جایزه بگیرند. دادستان کل کشور که مامور ویژه این پرونده شده است در اولین گزارشش اعلا م کرده  است: «از مدیران بانک مرکزی، ملی، صادرات و وزارت اقتصاد و دارایی که ادعا می کنند متهمان را شناسایی کرده اند، سوال دارم که آیا در این مدت گزارشی  به مقامات قضایی استان خوزستان ارائه کرده اند؟» اژه ای در ادامه می گوید: «در این مدت 43 روزه هیچ گزارش رسمی از سوی این مراجع به دادگستری استان خوزستان نرسیده است.» اظهارات دادستان کل کشور حکایت از آن دارد که کشف این اختلا س  بیش از آن که از سوی نهادهای دولتی صورت گرفته باشد، توسط نهادهای اطلا عاتی و بازرسی  صورت گرفته است. لذا مدیران دولتی بهتر است، به جای آن که به دنبال  گرفتن جایزه  باشند، به گونه ای رفتار کنند که شاهد اینگونه  فجایع  اقتصادی  در کشور نباشیم. دوم آن که مشخص نیست  چرا برخی  مسوولا ن دولتی، به دنبال  آن هستند که کشف این اختلا س را به نام خودشان ثبت کنند. در حالی که محمدرضا رحیمی، معاون اول دولت هم اعلا م کرد،  «بین مسوولا ن برای این که چه کسی اختلا س را کشف کرده،  دعوا است» باید پرسید، این که چه نهادی این اختلا س  را کشف کرده، چه تاثیری  در کل وضعیت  دارد؟ آیا پرداختن به این موضوع، نمی تواند شائبه فرافکنی  را داشته باشد؟آیا مدیران دولتی که این اتفاق  در سیستم  تحت مدیریتی شان  رخ داده تصور می کنند اگر حتی این کشف مهم را صورت داده باشند، از گناهی کاسته خواهد شد؟ پرداختن به این موضوعات، از موارد حاشیه ای است و شاید  تاکتیکی  برای فرار از مسوولیت باشد.  امری که هم دادستان کل کشور به آن اشاره کرد و هم رئیس دیوان عدالت اداری  که «برخی مسوولا ن به جای قبول  مسوولیت به دنبال فرافکنی هستند.» قطعا برای افکار عمومی قابل پذیرش نیست که مدیران دولتی از تاکتیک های شکست خورده فرار به جلو به جای عذرخواهی بهره بگیرند.همانطور که نمایندگان مجلس هم مطرح کردند، آیا نباید مدیران نالا یق استعفا بدهند؟ چرا که علل و عوامل این اختلا س بیش از کشف آن اهمیت دارد.  سوم آنکه طبق اسناد، امیر منصور خسروی، اولین فعالیت گسترده اقتصادی اش را از سال 85 با تاسیس شرکتی و بهره گیری از وام های بنگاه های زودبازده آغاز کرده است. ضمن اینکه اخبار منتشر شده از جلسه غیرعلنی مجلس درخصوص بررسی پرونده اختلا س که روزنامه های سراسری نیز آن را چاپ کرده اند، حکایت از آن دارد که مصطفی پورمحمدی، رئیس سازمان بازرسی کل کشور از «حمایت دفتر رئیس جمهور از این اختلا س» خبر داده است.

 * جمهوری اسلامی

روزنامه جمهوری اسلامی درسرمقاله خود با عنوان "آمریکا و رژیم صهیونیستی بازندگان اصلی" آورده است:‏ "من احساس می‌کنم که طناب‌دار هر لحظه بر گردن ما محکم‌تر می‌شود و شما تصور نکنید که انقلاب‌ها و خیزش‌های مردمی منطقه از ما دور هستند و ما می‌توانیم مثل سابق با خیال راحت و بدون در نظر گرفتن این تحولات، به زندگی خود ادامه دهیم..."

این اظهارات یک خاخام بزرگ اسرائیلی است که اخیراً در یک مصاحبه پیرامون "بررسی وضعیت اسرائیل و تهدیدات پیش روی آن" در یک روزنامه صهیونیستی منعکس شده است. هر چند ممکن است این خاخام فردی شناخته شده نباشد ولی قطعاً موج شدید وحشت از میان سخنانش و نگرانی غیرقابل کنترل او از لابلای این مصاحبه، قابل احساس است. وی در ادامه مصاحبه، این پرسش را مطرح می‌کند که "اگر میلیونها عرب تصمیم بگیرند از مصر و کرانه باختری و از هر طرف به سوی اسرائیل هجوم بیاورند، چه کاری از دست ما ساخته است؟ ارتش ما از مهار نیم میلیون نفر عاجز است، پس ما در رویارویی با میلیونها نفر، چه خواهیم کرد؟ قطعاً این خاخام فراموش نکرده که رژیم صهیونیستی بیشترین تسلیحات نظامی را در منطقه در اختیار دارد و سالانه میلیاردها دلار کمکهای اقتصادی آمریکا و مالیات بی‌زبان شهروندان آمریکایی به صورت بلاعوض به آنها پمپاژ می‌شود، ولی باز همین تسلیحات پیشرفته و کمکهای گسترده نمی‌تواند به آنها این اطمینان و آرامش را بدهد که از حوادث اخیر منطقه نگرانی به خود راه ندهند. صهیونیست‌ها به خوبی می‌دانند که هر روز بر امواج خروشان منطقه افزوده می‌شود و رژیم صهیونیستی در میان دریای مواج و متلاطم ضد صهیونیستی قادر به ادامه حیات نیست.

وضعیت این خاخام و رهبر بزرگ مذهبی صهیونیست‌ها که قاعدتاً باید از آرامش روحی بیشتری برخوردار باشد، حکایت "مشت، نمونه خروار" است و نشان دهنده اوضاع نابسامان روحی و روانی وسیعی در جامعه اسرائیل و ساکنان فلسطین اشغالی است که راهی برای فرار ندارند و علیرغم آنکه تاکنون دولت‌های صهیونیست برای جذب آنان همه گونه سرمایه‌گذاری لازم را بعمل آورده اند، ولی باز در احساس نگرانی غیرقابل کنترل و وحشت بی‌اندازه به سر می‌برند، آنان بهتر از هر کس دیگری می‌دانند که در شرایط فعلی و در میان تحولات منطقه ای، آینده تیره و تاری در انتظارشان است و طرح‌ها و برنامه‌های ایجاد اسرائیل امن، درحال اضمحلال و نابودی است.

چنین احساسی قطعاً بعد از به راه افتادن قیام‌ها و انقلاب‌های مردمی در کشورهای عرب و شعله ور شدن آتش خشم ملت‌های مسلمان تشدید شده که هر لحظه ممکن است فوران کرده و رژیم صهیونیستی را در زیر خاکسترهای خود مدفون سازد. این هراس غیرقابل کنترل، منعکس کننده ناآرامی و غلیان درون جامعه اسرائیل است که اکنون از هر روزنه و منفذی که می‌یابد خود را بروز می‌دهد. این رژیم که سالها دور از طوفان به عنوان سرزمین امن و موعود صهیونیست‌ها، عامل ایجاد ناامنی برای همسایگانش بود، اکنون در وضعیتی به سر می‌برد که ساکنانش هر شب کابوس مرگ می‌بینند. بی‌سبب نیست که روزنامه صهیونیستی "اسرائیل تودی" با اذعان به برهم خوردن معادلات جهانی و تعادلات منطقه ای، ضمن تصریح به انزوای رژیم صهیونیستی تاکید می‌کند "بهار کشورهای عربی، زمستان اسرائیل را رقم زده است."

این روزنامه سپس با روحیه دادن به یهودیان مقیم فلسطین اشغالی می‌نویسد: "ما قصد داریم بذر ناامیدی را در دل شما که با هزاران آرزو به اینجا آمده اید، بکاریم ولی واقعیت‌هائی وجود دارد که اسرائیل هرگز با آن مواجه نبوده و اکنون نیز راهکاری برای مقابله با ��ن ندارد. تحولات اخیر ثابت می‌کند که ما از هیچ حامی مطمئنی در جهان برخوردار نیستیم و آمریکا نیز که تاکنون حامی اصلی ما بود کارآیی و اقتدار خود را از دست داده و از سوی دیگر حامی منطقه‌ای اسرائیل یعنی حسنی مبارک اکنون در پشت قفس گرفتار شده است." روزنامه فرانسوی لیبراسیون نیز که با صهیونیست‌ها رابطه نزدیک و تنگاتنگی دارد، از اینکه رژیم صهیونیستی با از دست دادن حامیان عرب و حتی اروپایی، خود را در منطقه و جهان تنها می‌بیند، احساس نگرانی کرده و آژیر خطر را برای اولین بار پس از تأسیس این رژیم غاصب به صدا در آورده است.

سران رژیم صهیونیستی از آنچه امروز در درون ملت‌های مسلمان و جهان نسبت به این رژیم، انباشته شده به خوبی آگاهی دارند؛ زیرا می‌بینند که پس از گذشت سه دهه از پیمان سازش کمپ دیوید نه تنها روابط مردم مصر با صهیونیستها عادی نشد بلکه ملت مصر رژیم صهیونیستی را دشمن اول خود می‌داند، رویارویی با این رژیم و ریشه کن ساختن آن را در فرصت مناسب در دستور کار خود دارد و دولت موقت قاهره را وادار می‌کند قرارداد کمپ دیوید را قابل تغییر و کنار گذاشتن اعلام کند. بنابر این جای تعجبی ندارد که سران رژیم صهیونیستی این چنین عزادار از دست دادن مبارک و تزلزل سایر حامیان عرب خود باشند. بیهوده نیست که اکنون رسانه‌های طرفدار رژیم صهیونیستی در سراسر جهان از روند اوضاع در منطقه به شدت ابراز نگرانی کرده و لبه تیز انقلاب‌های منطقه را علیه این رژیم می‌بینند. سرنگونی حاکمان دیکتاتور عرب که سالها نقش سنگربان و حامی رژیم صهیونیستی را در منطقه بازی می‌کردند، نشان می‌دهد که تمام کارت‌های صهیونیست‌ها در این بازی سوخته و آنها چاره‌ای غیر از فرار از عقوبت محتوم خویش ندارند. مجموعه این عوامل و رویدادهای منطقه‌ای و جهانی باعث شده که صهیونیست‌ها به آخر خط برسند و بر همگان مسلم شود که بازندگان اصلی تحولات منطقه آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند.

 

روزنامه شرق درسرمقاله خود با عنوان "پینگ‌پونگ روسیه در سوریه"به قلم بهرام امیراحمدیان* آورده است:مخالفان بشار اسد، روسیه را در تجهیز تسلیحاتی حکومت سوریه مقصر می‌دانند. روسیه در روابط استراتژیک خود در دریای مدیترانه سوریه را تنها تکیه‌گاه خود می‌داند. پس از فروپاشی نظام‌های دیکتاتوری شمال آفریقا، از جمله لیبی، اکنون روسیه در دریای مدیترانه دوست و متحدی به‌جز سوریه ندارد. فضای دریای سیاه اکنون ناتویی شده است و هم‌پیمانان سابق روسیه (شوروی سابق) به هم‌پیمانان ناتو تبدیل شده‌اند. در دریای مدیترانه سوریه امکانات بندری مناسبی می‌تواند در اختیار روسیه قرار دهد تا ناوگان دریایی روسیه در آنجا پهلوگرفته و از خدمات بندری بهره‌مند شوند.

از همین‌رو هم با مخالفان حکومت سوریه و هم با موافقان به گفت‌وگو نشسته است تا هر یک پیروز شدند، با آنها روابط نوینی آغاز کند. ترکیه زمانی حکومت سوریه را تهدید کرد که از نرم‌های بین‌المللی فراتر نرود و حقوق بشر را رعایت کند و زمانی مخالفان را حمایت و به تشکیل شورای انتقالی کمک کرده و آن را تشویق کرده است. اما روسیه بازیگری است که با تانی کار می‌کند. همان حرکت کندی که در رابطه با ایران داشته در محیط بین‌الملل هم در پیش گرفته است. از نتایج گفت‌وگو‌های هیات پارلمانی روسیه در دمشق با مقامات سوری چنین برمی‌آید که روسیه بیشتر نگران از دست دادن متحد خویش است تا نگران مردم سوریه، زیرا مخالفان می‌دانند که روسیه از جمله معدود کشورهایی بوده که رژیم سوریه را محکوم نکرده است. تجربه کشورهای شمال آفریقا، یمن و بحرین نشان داده که دولت‌هایی که گوش شنوایی برای شنیدن صدای اعتراض مخالفان ندارند، ناگزیر با یکی از گزینه‌ها روبه‌رو خواهند شد: کناره‌گیری (از نوع تونس و مصر)، سرنگونی با نیروهای ائتلاف خارجی (همانند لیبی) و کشت و کشتار و جنگ داخلی (نظیر یمن). آقای اسد نتوانست در زمان موعود اقدام کند و دامنه مخالفان را ناخواسته گسترده‌تر کرد و اکنون اوضاع بسیار شکننده است. روس‌ها دیر تصمیم می‌گیرند، تا پیش از اینکه اتحادیه اروپا تحریم علیه سوریه را برقرار کند، امکان مانور برای روسیه وجود داشت، ولی اکنون روسیه در شرایط نامناسبی وارد بازی شده است. اگر با سوریه هم‌داستان شود، حمایت اتحادیه اروپا را در مناسبات خود از جمله سپر دفاع موشکی از دست خواهد داد و اگر با اتحادیه اروپا و غرب همنوایی کند، سوریه را از دست خواهد داد. روسیه در مخمصه بدی گرفتار شده است از همین‌رو به‌جای دیپلمات‌های رسمی ترجیح داده از پارلمان بهره بگیرد، اگر موفق شد به حساب حکومت و اگر موفق نشد به حساب نمایندگان مردم. روسیه کارنامه سیاهی از حمایت از احزاب بعثی دارد که میراث شوروی است. بهار عربی برخلاف انقلاب‌های دمو‌کراتیک، بر مبنای آزادی‌های اجتماعی و دموکراسی‌های مدرن بنیان نهاده شده است.

*استاد دانشگاه و کارشناس مسایل روسیه

*تهران امروز روزنامه تهران امروز در یادداشت خود با عنوان "اختلاس بزرگ و اخلاق فراموش شده "به قلم افشین زمانی آورده است:‏ ‌ شرح گوشه‌هایی دیگر از ابعاد اختلاس 3 هزار میلیارد تومانی و موضوعاتی نظیر اینکه عاملین اختلاس صدها هکتار زمین‌های مرغوب در کیش و کاشانک را به بهای هر متر 16 ریال! دریافت کرده‌اند، روح و روان کسانی که سفره‌های خود را با هزاران زحمت از خالی شدن حفظ می‌کنند چنان به جوش و خروش می‌اندازد که پیش خود به این اندیشه می‌افتند بر فرض که زمینه‌های فساد و دزدی تا این حد برای مفسدین یادشده باز بود آیا درون این افراد تا آن حد از جوانمردی و اخلاق تهی شده است که به اختلاس 3 هزار میلیارد تومانی بسنده نکرده و صدها هکتار زمین مجانی را با طیب خاطر به تصرف درآورده‌اند؟ آیا واقعا اخلاق و جوانمردی تا این حد نزد عده‌ای مرده است که بدون توجه به رنج و غمی که به سایر مردم وارد می‌شود، تنها به فکر پر کردن جیب‌های خود باشند و انگار نه انگار که در این مملکت فقیری هم وجود دارد؟

3 هزار میلیارد تومانی می‌پردازند، نگاهی هم به ابعاد اخلاقی ماجرا داشته باشند. به عبارت روشن‌تر جای پاسخ به این سوال خالی است که چرا اخلاق تا این حد نزد عده‌ای فراموش شده است به گونه‌ای که اگر مانعی اجباری بر سر راه آنان قرار نگیرد حاضرند هست و نیست دیگران را قربانی امیال و هوس‌های خود کنند! ‌بررسی ابعاد اخلاقی ماجرا از آن روی حائز اهمیت است که خطر تبدیل شدن آن به یک الگوی خطرناک نزد طیف‌هایی از افراد وجود دارد. دیگرانی که راه کار و تلاش را برای تامین خواسته‌های خود انتخاب کرده‌اند و اخلاقا هم به قوانین و عرف جامعه پایبندند اما به ناگهان می‌بینند کسانی با فراموشی کامل اخلاق و مروت انسانی و پشت پا زدن به قوانین دست به غارتگری‌های بزرگی می‌زنند که حدی برای آن متصور نیست. ضرباتی که چنین اختلا‌س‌هایی به قانونمداری و اخلاق عمومی جامعه وارد خواهد کرد اگر مورد ریشه‌یابی قرار نگیرد می‌تواند تبعات منفی بزرگی را در پی داشته باشد.

 

روزنامه حمایت دریادداشت خود با عنوان "اجلاس سازمان ملل وانتظارات ملتها" ‏آورده است: در خبرها اعلام شد که رئیس جمهور ایران برای شرکت در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک عزیمت کرد.این چندمین سفر رئیس جمهور ایران به نیویورک برای شرکت در اجلاسهای سالیانه ملل متحد است.رئیس جمهور قبل از عزیمت در گفتگو با خبرنگاران اعلام داشت:« مجمع سازمان ملل متحد بالاترین مرجع جهانی است ،البته ایده تشکیل سازمان ملل یک دستاورد تاریخی است وقرار بود این سازمان مرکزی باشد برای همدلی ملتها ودولتها در فضای عادلانه تا تمام ملتها و دولتها در مدیریت جهانی مشارکت کنند ولی این ایده محقق نشده است و بخشهای اصلی سازمان ملل در سیطره گروه اقلیتی قرار دارد.» ایشان افزوده است: « اجلاس سالیانه مجمع عمومی سازمان ملل محل اصلی تصمیم گیری های مهم برای اداره امور دنیا است وبه طور طبیعی ملت ایران نیز برای اداره دنیا دارای ایده ،اندیشه و پیام برای بشریت است ودر این مجمع حضور فعال و اثر گذار خواهد داشت». گویا رئیس جمهور بجز حضور در سازمان ملل و برخی دیدارهای جانبی در آمریکا سفری به چند کشور دیگر نیز دارند که خارج از محور توجه بحث حاضر است.در اظهارات رئیس جمهور گرچه در خصوص کلیت سازمان ملل مطالبی وجود دارد اما توضیح روشنی مطرح نشده که اجلاس مجمع عمومی امسال از چه جهاتی حائز اهمیت است وقرار است چه مواردی مطرح شود و احیانا موضع حقوقی جمهوری اسلامی ایران در این موارد چیست؟ نظر به توجهی که اجلاس امسال مجمع عمومی نزد عدالت خواهان سراسر جهان بر انگیخته است،بدینوسیله داده ها و نکاتی در این خصوص تقدیم مخاطبان ار جمند می شود. امید است مفید واقع شود وموجبات پیگیری جدی تر موضوعات حائز اهمیت بین المللی نزد تحلیل گران داخلی را در پی آورد.اجمالا امروزه بسیاری از مخاطبان می دانند که مجمع عمومی ملل متحد یکی از ارکان سازمان ملل است که در آن نمایندگان همه کشورهای عضو سازمان ملل(193 کشور) حضور دارند واجلاس سالیانه آن هر ساله از سپتامبر (اواخر شهریور) آغاز و تا دسامبر (آذر ماه ) بر گزار می شود.

 سخن آخر:

 * دنیای اقتصاد

روزنامه دنیای اقتصاد درسرمقاله خود با عنوان "یارانه صنعت، وفا به عهد و قانون"به قلم محمدصادق جنان‌صفت ‏آورده است:

مطابق قانون هدفمند کردن یارانه‌ها که مصوب مجلس بوده و شورای نگهبان نیز آن را تایید کرده است، ‌دولت متعهد شد، 30 درصد از درآمد ناشی از افزایش قیمت حامل‌های انرژی پس از آزادسازی قیمت‌ها به صورت نقدی- همان طور که به خانواده‌ها داده می‌شود- به تولید داده شود. اکنون 9 ماه از اجرای قانون گذشته است و تولیدکنندگان با صراحت می‌گویند که رقمی دریافت نکرده‌اند. محمدرضا نجفی‌منش، عضو هیات مدیره قطعه‌سازان خودرو، احمد نعمت‌بخش دبیر انجمن خودروسازان، ابوالحسن خلیلی دبیر انجمن صنایع غذایی، علیرضا حایری دبیر انجمن صنایع نساجی، سید علی موسوی دبیر انجمن تولیدکنندگان ظروف و شیشه و بلور و عبدالحمید قدیمی دبیر انجمن صنایع ریخته‌گری در گفت‌وگوهای جداگانه، یادآور شده‌اند که واحدهای صنعتی عضو این صنایع تاکنون یارانه نقدی دریافت نکرده‌اند. از طرف دیگر، محمدرضا فرزین دبیر کارگروه ستاد تحول اقتصادی می‌گوید: در 9 ماه گذشته 1400 میلیارد تومان یارانه نقدی به وزارت صنایع و معادن سابق (و وزارت صنعت، معدن و بازرگانی فعلی) جهت تخصیص به واحدهای صنعتی به وزارت صنعت پرداخت شده است؛ این در حالی است که گفته می‌شود باید در این مدت 7700 میلیارد تومان یارانه نقدی به صنایع و تولید داده می‌شد. در حالی که این مباحث در هفته‌های گذشته طرح شده و نارضایتی تولیدکنندگان و صنعتگران، روندی فزاینده را تجربه می‌کند، رییس شورای رقابت (یک نهاد دولتی) معتقد است پرداخت یارانه نقدی به صنعت و تولید ضرورت ندارد و واحدهای صنعتی باید با دریافت وام و اعتبارات تکنولوژی مدرن خریداری کنند. به نظر می‌رسد که مسوولان دولتی از زبان رییس شورای رقابت می‌خواهند پرداخت نشدن یارانه نقدی به تولید را با نظریه‌پردازی همراه کرده و به مساله، جنبه تئوریک دهند.

 1- آزادسازی کامل قیمت‌ها در چارچوبی سنجیده و از پیش اندیشیده شده و با حفظ همه مسائل اجتماعی و انسانی یک ضرورت تمام‌عیار برای اقتصاد ایران بوده و هست. اقتصاددانان مستقل این مساله را سال‌ها است یادآور می‌شوند و نباید کسی آن را به نام خود سند بزند. آزادسازی آن گروه از کالاها و خدمات که تولید و عرضه آن در انحصار دولت است و حبس کردن قیمت کالاهای دیگر که اکنون شاهد آن هستیم، ابعاد تئوریک را نیز مخدوش کرده است. مگر می‌شود مدیران، سهامداران و صاحبان بنگاه‌های صنعتی را وادار کرد برای کامیاب نشان دادن دولت در اجرای قانون از حق خود و کارگران صرف‌نظر کنند و تنها به نفع دولت کار کنند. اگر چه این کار تا بهار امسال انجام شد و تولیدکنندگان، وفاداری خود را به اجرای یک طرح بزرگ نشان دادند.

 به نظر می‌رسد شفاف کردن نحوه خرج کردن همین 1400 میلیارد تومان کار بزرگ و وظیفه‌ای سنگین است که باید از سوی نهادهای نظارتی مثل مجلس و سازمان بازرسی کل کشور، پیگیری شود.

 اگر این داستان از ابهام خارج نشود موجی از بدبینی نسبت به نهادهای دولتی و مدیران و صاحبان صنایع برانگیخته می‌شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات