گروه ترجمه - پایگاه اینترنتی «نشنال» 27 سپتامبر 2011(5 مهر) در مقالهای، به سخنان رهبران رژیم صهیونیستی، آمریکا و ایران پرداخت و نوشت: با وجود آینده مبهم برخی کشورهای عربی، بهار عربی همچنان در حال تغییر منطقه است. حتی با گذشت چند ماه، برآورد میزان این تغییرات آسان نیست. در این تحولات مردم انقلابهایی را رقم زدند و آنچه را غیرقابل تصور بود، صورت دادند و حاکمیت دیکتاتورها را به پایان رساندند. منطقه به معنایی تاریخی تغییر کرده است؛ بهگونهای که سالها پیامدهای آن باقی خواهد ماند. بهعلاوه، بررسی سخنرانیهای رهبران ایران، آمریکا و اسرائیل در سازمان ملل نشان داد که آنها همچنان در مسیر سیاستهای گذشته گام برمیدارند. اینگونه سخنان بیشتر مربوط به شرایط پنج یا ده سال پیش است. با ارائه پیشنهاد تشکیل کشور فلسطینی به سازمان ملل، این رهبران میتوانند در سیاستهای خود تجدید نظر کنند و از این فرصت استثنایی استفاده کنند؛ اما آنها طوری رفتار میکنند که گویی بهار عربی هنوز اتفاق نیفتاده است.
در ادامه مقاله آمده است: سخنان احمدینژاد نشان میداد با وجود خیزشهای مردمی در جهان عرب، ذهنیت او همچنان تغییری نکرده است. جنبش سبز ایران ادامه دارد؛ اما رهبران ایران چیزی نمیگویند و هنوز آنچه را که در خیابانهای ایران رخ داد، درک نکردهاند. با وجود تغییرات گسترده در منطقه، به لرزه افتادن اتحاد ایران و سوریه در صورت سرنگونی بشار اسد و مسائل فلسطین، احمدینژاد همچنان به مسائل تاریخی پرداخت. بنیامین نتانیاهو نیز لحن گذشته خود را ادامه داد. بیش از هر عضو دیگری در سازمان ملل، نخستوزیر اسرائیل شانس سخن گفتن از ابتکار عملهای جدید برای صلح واقعی داشت؛ اما در مقابل، به حکومت ایران تاخت و توجیهات نخنما شدهای برای محاصره غزه مطرح کرد. نتانیاهو شبیه احمدینژاد آنچه را که در خیابانهای کشورش اتفاق میافتد، نادیده گرفت. مردم اسرائیل در چند ماه گذشته فرصت بهار عربی را مغتنم شمردهاند و در خیابانهای تلآویو و سایر شهرهای اسرائیل دست به اعتراض زدهاند و شعار دادند: «تحریر اینجاست.»
در پایان مقاله آمده است: جوانان در اسرائیل درسهای بهار عربی را بهخوبی آموختهاند و تمایل خود به نقشآفرینی در خاورمیانه مدرن را نشان دادهاند؛ اما نتانیاهو به تمام این تحولات بیتوجه است. سخنان اوباما در سازمان ملل نیز پراکنده و نامنسجم بود. اوباما با وجود آنکه بیشتر سخنان خود را به تحسین از خیزش عربها برای آزادی اختصاص داد، از آزادی فلسطینیها حمایت نکرد. در مقابل، او آمریکا را همسطح اسرائیل اشغالگر قرار داد و بهنوعی سرکوبگری را ستود. در واقع، اوباما خود در طرف اشتباه تاریخ ایستاده است. اکنون زمان آن است که آمریکا در مورد اشغالگری صحیح سخن گوید و قضات کند.
بصیرت: نویسنده از سه شخصیت یاد کرده که سخنرانی آنها در مجمع عمومی سازمان ملل از اهمیت بیشتری برخوردار بود؛ اما در نسبت برخی مسائل به هر یک از سه نفر با زیرکی تمام نام احمدینژاد و مسائل مربوط به وی را کنار اسم نتانیاهو و اوباما و مسائل مربوط به آنها قرار داد و در ادامه برای اثبات نظرش، مصادیق درستی هم ارائه داد تا اینکه به اتکای مسائل آن دو نفر، نسبتهایی که به احمدینژاد میدهد هم در ذهن خواننده مقبول افتد و این در حالی است که حضور اعتراضی شهروندان غاصب صهیونیست در خیابانهای شهرهای اشغالی و اینکه اوباما از آزادی فلسطینیها حمایت نکرد، درست است؛ اما اینکه جنبش سبز در ایران ادامه دارد و رهبران ایران آنچه را در خیابانها رخ داد، درک نکردهاند،کاملاً غلط است؛ زیرا رهبران ایران آنچه را که ریشهدار است و مردم در 9 دی 88 و 22 بهمن 88 و سال بعد با حضورشان در خیابانها نشان دادند، درک کردند و بر مبنای آن تصمیم گرفتند و عمل کردند.