فرزان شهیدى
بیش از هشت ماه از بیداری اسلامی و خیزش مردمی موسوم به «بهار عربی» در شمال آفریقا و خاورمیانه می گذرد و طی این مدت، منطقه شاهد سقوط حداقل سه دیکتاتور در کشورهای تونس، مصر و لیبی بوده است. اکنون مردم این کشورها سرنگونی نظام های دیکتاتوری و وابسته به غرب را جشن گرفته اند، اما از طرفی مرحله ای دشوار از دوران انتقالی را پیش رو دارند که آکنده از چالش های مختلف داخلی و خارجی می باشد.
نکته قابل توجه در مرحله گذار، الگوهایی از حاکمیت و دولت سازی است که انقلابیون این کشورها در صدد ایجاد آن جهت تحقق اهداف و آرمان های دینی و انقلابی خود هستند. در شرایط فعلی دست کم دو الگو و مدل حکومتی فراروی کشورهای انقلابی پس از سقوط دیکتاتورها وجود دارد: اول، الگوی انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران که در «مردم سالاری دینی» خلاصه می شود و دوم، الگوی غربی «لیبرال دموکراسی» که در سطح بین المللی آمریکا و اروپا و در سطح منطقه، ترکیه به دنبال ارائه آن هستند.
1) الگوی جمهوری اسلامی: امام خامنه ای در جمع اعضای مجلس خبرگان در تبیین نظام سازی و ضرورت ارائه الگو به کشورهای انقلابی چنین فرمودند: «مردم سالاری دینی که ابتکار امام بزرگوار ماست، می تواند نسخه ای برای همه این کشورها باشد؛ هم مردم سالاری است، هم از متن دین برخاسته است. باید مبنای مردم سالاری دینی را ما برای اینها تبیین کنیم، تفهیم کنیم؛ مثل هدیه ای در اختیارشان بگذاریم. مطمئناً این مردم، مردم سالاری دینی را خواهند پسندید...»
امام خامنه ای در سخنان وزین خود در اجلاس بیداری اسلامی به موضوع نظام سازی و چالش های آن اشاره کرده و ضمن تأکید بر اصول دینی و امت واحده اسلامی و تمدن اسلامی فرموده اند: «نظام سازی کار بزرگ و اصلی شما است. این کاری پیچیده و دشوار است. نگذارید الگوهای لائیک یا لیبرالیسم غربی، یا ناسیونالیسم افراطی، با گرایش های چپ مارکسیستی خود را بر شما تحمیل کند. اردوگاه شرق چپ فرو ریخت و بلوک غرب فقط با خشونت و جنگ و خدعه بر سر پا مانده و عاقبت خیری برای آن متصور نیست. گذشت زمان به زیان آنها و به سود جریان اسلام است. هدف نهایی را باید امت واحده اسلامی و ایجاد تمدن اسلامی جدید بر پایه دین و عقلانیت و علم و اخلاق، قرار داد...»
معظم له با تأکید بر این که مردم سالاری دینی خواسته اصلی مردم کشورهای انقلابی منطقه است، فرمودند: «ملت های انقلاب کرده و آزاد شده یکی از مهم ترین خواسته های شان حضور و نقش قاطع مردم و آرای شان در مدیریت کشور است، و چون مومن به اسلامند، پس مطلوب آنان «نظام مردم سالاری اسلامی» است، یعنی حاکمان با رأی مردم برگزیده می شوند و ارزش ها و اصول حاکم بر جامعه، اصول مبتنی بر معرفت و شریعت اسلامی است.
2) لیبرال دموکراسی: نسخه لیبرال دموکراسی ارمغان شوم غرب و به ویژه آمریکاست که بر اساس تئوری هایی چون برخورد تمدن ها (ساموئل هانتینگتون) و پایان تاریخ (میشل فوکو) شکل گرفته و در قالب طرح هایی چون «طرح خاورمیانه بزرگ» برای منطقه تجویز شده است. این پروژه به ظاهر دم از دموکراسی می زند، اما در اصل، الگویی تحمیلی از آموزه ها و ارزش های غربی است که در اصولی چون لائیک و سکولاریسم و اومانیسم و لیبرالیسم خلاصه شده و طبعاً با مبانی اسلامی که دین رایج مردم منطقه است، در تعارض می باشد. امری که مردم منطقه نشان داده اند که پذیرنده آن نیستند.
در مجموع باید گفت، شرایط منطقه پیچیده و چالش برانگیز بوده و کشورهای انقلاب کرده در مرحله نوین نیازمند درایت و هوشمندی کافی جهت تصمیم سازی های کلان و راهبردی هستند و البته اگر انقلابیون به مطالبات واقعی مردم خود اهتمام ورزند و تحت تأثیر دخالت های دشمنان قرار نگیرند، باید الگوی مردم سالاری دینی را برگزینند و به نسخه های غربی وقعی ننهند.