صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۲ مهر ۱۳۹۰ - ۰۹:۲۲  ، 
کد خبر : ۲۲۷۴۴۲

اندکی تا صبح فلسطین/سعدالله زارعی


 اجلاس پنجم«حمایت از انتفاضه مردم فلسطین» که طی روزهای شنبه و یکشنبه گذشته در تهران برگزار شد، بدون تردید در تاریخ بعنوان «نقطه عطف درخشان» ثبت می شود. در این بین سخنرانی حضرت امام خامنه ای- دامت برکاته- بعنوان برجسته ترین کلام پیرامون موضوع فلسطین در طول 70 سال گذشته ارزیابی خواهد شد. «اجلاس» و «کلام امام» از نظر زمان و مکان انطباق کاملی با «آنچه باید باشد» داشت. چرا که اجلاس تهران در شرایطی برگزار شد که قدرت های بین المللی بازیگردان و دست اندرکار سناریویی شدند که ملک عبداله سعودی و محمود عباس در آن نقش های خطرناک و شرم آوری را بعهده داشتند. در این سناریو نام «فلسطین» گروگان انهدام حقیقت بزرگ فلسطین قرار گرفته بود. روی صحنه سخن از فلسطین و پشت صحنه سخن از انهدام کامل فلسطین بود. در این میان وانمود می شد که بیش از 130 دولت دنیا که همه دولت های کشورهای عرب و مسلمان جزء آن هستند نقشی را در این برنامه بعهده دارند و مخالفان آن آمریکایی ها و صهیونیست ها هستند درحالیکه سناریو اساساً در واشنگتن و تل آویو نوشته شده و در پایتخت های عربی و اروپایی دست به دست شده بود.
 کنفرانس تهران مانند نورافکنی بود که توانست دست های پشت صحنه و محتوا و مقصود واقعی سناریو را برملا نماید. پیش از این آمریکایی ها و صهیونیست ها با جعل واقعیت توانسته بودند کشورهای دنیا را به دو دسته ظاهری تقسیم نمایند کشورهایی که با سناریو موافقند و این ها در اکثریت مطلق معرفی می شدند بگونه ای که قادرند 130 رأی سناریو را تضمین نمایند و کشورهایی که با سناریو مخالفند و بخاطر منافعشان! با سناریو مخالفند و بعد آنچنان تبلیغاتی به راه انداختند که تو گویی رأی به سناریو مخالفت با آمریکا و اسرائیل است و حال آنکه سناریو اساساً توسط همین ها تنظیم شده بود برای اینکه کمترین تردیدی باقی نماند کافی است که نگاهی به مواضع و برنامه رؤسای جمهور آمریکا از جیمی کارتر تا اوباما بیاندازید تا ببینید همه آن ها تلاش می کردند تا با نقاشی شکلی بنام فلسطین، فلسطین را از صفحه روزگار براندازند. کنفرانس تهران و «نه بزرگ» آن به سناریو نشان داد که جهان اسلام آن نیست که در نیویورک نشان داده می شود و فلسطین یک نقاشی در خیال انسانها و تاریخ نیست بلکه سرزمینی است با حدود و ثغور و مرزهای مشخص و صاحبان کاملا شناخته شده. این فلسطین نه تنها ریشه معین در جغرافیای منطقه بلکه ریشه روشن در باورها، اعتقادات و سنن این «منطقه اسلامی» دارد.
     مواضع محکم و روشن رهبر معظم انقلاب در این کنفرانس با بیانی رسا و بی گره- که در قالب متعارف دیپلماسی های چند پهلو نمی گنجد- ارائه گردید و فضای بحث فلسطین را آنچنان روشن کرد که بعضی از دیپلمات های کارکشته را که گمان می کردند در برابر طرح فتنه انگیزانه و تودرتوی غرب راهی جز «همراهی» یا «خاموشی» باقی نمانده است، به تحسین و اعجاب واداشت. رهبری موسی گونه در برابر فتنه سحرانگیز فرعون به گونه ای بارز توانست بازی را به نفع مؤمنین دگرگون کند. امروز اگرنگاهی به رسانه های غرب و وابستگان منطقه ای آنان- که همان سحره فرعونند- بیاندازیم بهت و حیرت آنان را- به مصداق «فبهت الذی کفر» مشاهده می کنیم. کاملا واضح است که نقشه آنان بهم خورده وگرنه چرا رسانه های آمریکایی و صهیونیستی که تا دیروز محمود عباس را -علی الظاهر- تهدید می کردند حالا طرح او را یک «راه حل منطقی» معرفی می نمایند و مقامات فرانسوی و آمریکایی طی دو روز گذشته از محمود عباس بعنوان رهبری خردمند یاد نمودند این نشان می دهد که سناریو هوا رفته و دوباره روز از نو روزی از نو شده است.
ادبیات اجلاس تهران به سرعت بر موضوع فلسطین سایه افکند و ادبیات سازش- نظیر دولت فلسطین در سرزمین های 67 و فلسطین بر اساس قطعنامه، 242 و 338- به محاق رفت. واژه فلسطین از «نهر تا بحر»و «آزادی همه فلسطین و نه بخشی از آن» از آنچنان گیرایی برخوردار بود که رسانه های غرب هم نتوانستند از اعتراف به اهمیت آن خویشتنداری نمایند. فلسطین از نهر تا بحر در واقع به معنای همه فلسطین است چرا که نهر اردن در شرقی ترین و بحر مدیترانه در غربی ترین نقطه مرزی فلسطین است. این ادبیاتی بود که در اجلاس تهران بارها با زبان های مختلف و توسط میهمانان رسمی و غیررسمی تکرار شد و رمضان عبدالله شلح آن را با واژه رفح- جنوبی ترین نقطه- تا رأس ناقوره- شمالی ترین نقطه فلسطین- بیان کرد مسلماً این ادبیات روح تازه ای به مردم فلسطین و مردم منطقه می دهد همچنانکه در اجلاس نماینده جوانان انقلاب مصر با حرارت بی سابقه ای گفت: آنگاه که ما به قدرت برسیم برای لحظه ای وجود رژیم صهیونیستی را در کنار خود تحمل نخواهیم کرد. این ها بخش اندکی از تأثیر ادبیات حاکم بر اجلاس تهران بود و مسلماً شاهد رویش های دیگری از این ادبیات بر گفتمان مسلمانان پیرامون فلسطین خواهیم بود.
در اجلاس تهران تکلیف «بدیل ها» هم روشن شد. بدیل ها طرح هایی هستند که با نمایی حق به جانب و احیاناً عبارت هایی فریب دهنده، مخاطب را از مقصد اصلی خود باز می دارد و به امورات فرعی و بی اهمیت سرگرم می کند. در طول تاریخ همواره بدیل ها به موازات چهره نمایی حق به میدان آمده اند. درباره حقیقت فلسطین چند بدیل مطرح شده اند.
 1- بدیل سازمان ملل در طول تاریخ اشغال فاجعه بار و غمگنانه فلسطین قدرت های حاکم بر سازمان ملل وانمود کرده اند که عزمشان برای دفاع از حق مردم فلسطین جزم است و برای جا انداختن این هدف تاکنون بیش از 30 قطعنامه و دهها بیانیه را صادر کرده اند ولی دریغ از یک اقدام کوچک عملیاتی که واقعی بودن این «ابراز همدردی ها» را به اثبات برساند بلکه امروز می توان با قاطعیت گفت که همه این ابراز همدردی ها برای تزریق خوشخیالی میان مسلمین و بخصوص فلسطینی ها بوده است کما اینکه این همدردی ها همیشه زمانی ابراز شده اند که عزمی در میان فلسطینی ها یا مسلمانان برای جمع کردن بساط صهیونیست ها جزم شده بود.
2- بدیل بازی دوگانه بعضی از دولت ها نظیر ترکیه و قطر که در رسانه و ادبیات سیاسی وانمود می کنند که از آرمان فلسطین حمایت می نمایند ولی در عمل رابطه با رژیم غاصب را ولو به قیمت خشم مسلمانان و شهروندان کشور خود، ادامه می دهند. این بازی دوگانه از زمان اشغال فلسطین توسط صهیونیست ها و حتی قبل از آن آغاز شد. شما به نامه «شریف حسین» حاکم مکه به انگلیسی ها در سال های آغازین قرن بیستم که حاوی ابراز رضایت او از تحویل فلسطین به یهودی ها بود، نگاه کنید همان زمان شریف حسین در سخنرانی خود از سرنوشت فلسطین ابراز نگرانی می کرد! حالا هم این راه و رسم توسط اردوغان و شیخ حمد و... ادامه دارد. تجربه نشان داده که این حاکمان در پشت صحنه برای حفظ رژیم صهیونیستی تعهد سپرده و در روی صحنه خود را حامی فلسطین معرفی می کنند تا بلکه بتوانند در مبارزه واقعی مسلمانان و فلسطینی ها علیه رژیم صهیونیستی خلل وارد نمایند.
3-یکی دیگر از طرح های بدیل بحث حمله نظامی به رژیم صهیونیستی است. این زمزمه گاه و بیگاه توسط افرادی نظیر معمر قذافی مطرح شده و البته نسخه ای است که در فاصله سالهای 1948 تا 1973- 1327 تا 1352- آزموده شده و نتیجه ای دربر نداشته است. این طرح چرا مطرح می شود و چه کسانی آن را مطرح می نمایند؟ این طرح را عمدتا کسانی مطرح نموده اند که هیچگاه یک تیر هم به سمت رژیم غاصب شلیک نکرده اند ولی برای آنکه مانع به نتیجه رسیدن طرح های دیگر برای کمک به فلسطینی ها شوند، از جنگ حرف می زنند بدون آنکه نشانه ای از عزم در آن دیده شود. تنها خاصیت این طرح تاکنون این بوده که رژیم صهیونیستی به نام اینکه در معرض تهاجم نظامی قرار دارد، هر روز به توانایی نظامی خود افزوده است.
4- یکی دیگر از طرح های بدیل مقابله با یهودیان و به تعبیر جمال عبدالناصر ریختن یهودیان به دریا بود که توام با خشم شدید نسبت به پیروان یک دین و دینی کردن مبارزه ای بود که طرف اصلی آن نه پیروان حضرت موسی(ع) بلکه طرف اصلی آن صهیونیست های بی دین بودند. شعار ناصر و کسانی که پس از او از این ایده حرف زدند، یهودی ها را در دنیا به نفع رژیم صهیونیستی وارد عمل می کرد که کرد چرا که صهیونیسم با یهود یکی تلقی می شد. در اجلاس تهران طرحی ارائه شد که در عین دفاع قاطع از حق فلسطینی ها، از دو سو متضمن محترم شمردن حقوق و حرمت یهودیان بود. رهبر معظم انقلاب اسلامی از یک سو فرمودند در رفراندوم تعیین سرنوشت یهودی های فلسطینی هم شرکت نمایند و از سوی دیگر فرمودند تعیین تکلیف وضعیت یهودیان مهاجر را دولتی تعیین کند که پس از همه پرسی تعیین سرنوشت روی کار می آید. براساس نظر حضرت امام خامنه ای- دامت برکاته- آزادی فلسطین الزاما به جنگ نیاز ندارد، اگر مسلمانان همه از طرح سیاسی همه پرسی در فلسطین حمایت کنند و همت خود را برای پذیرش آن توسط دیگران مصروف گردانند، فلسطینی بودن جنگ هم به پیروان آن برمی گردد. در واقع طرح مورد اشاره رهبری، طرحی است که با روحیه و منطق میانه روترین و ضعیف ترین کشورها و ملت های دنیا هم انطباق پیدا می کند و از این رو می تواند به یک گفتمان فراگیر در دنیا تبدیل شود. البته این طرح مانع از آن نیست که کشورهای پیشرو و انقلابی مسئولیت های بیشتر و حساس تری را در باب فلسطین بعهده بگیرند کما اینکه ایران که این طرح سیاسی را ارائه می کند، خود در نقطه فرماندهی مقاومت ایستاده و با تمام قوا از فلسطینی ها حمایت می کند.
در اجلاس تهران طرح های بدیل به درستی افشا گردیدند و این در حالی بود که پیش از این ایران بخاطر ملاحظات سیاسی از موضعگیری در برابر کشورهایی نظیر ترکیه و قطر خودداری می کرد. یک نکته کلیدی دیگر اجلاس تهران و «کلام امام» ارزیابی دقیقی بود که از وضع کنونی آمریکا و اسرائیل ارائه گردید. آقا فرمودند: «امروز رژیم صهیونیستی منفورتر، ضعیف تر و منزوی تر از همیشه و حامی اصلی اش آمریکا گرفتارتر و سردرگم تر از همیشه است.» در تبلیغات سیاسی وانمود می شد که صهیونیست ها ابتکار عمل را در دست دارند و در شرایطی هستند که هر چیز را می توانند به کشورهای دنیا تحمیل نمایند. سخنان آقا پرده ضخیمی که بر روی واقعیت کشیده شده بود را از بین برد. واقعیت این است که اسرائیل طی 30 سال گذشته در هیچ صحنه ای نتوانسته، ماجرا را به سود خود فیصله دهد و طی ماههای اخیر بخش اعظم جاپاهای خود در منطقه را از دست داده و در سطح بین المللی هم از موقعیت این رژیم کاسته شده و در فضای داخلی نیز طی هفته های اخیر شاهد انواع نابسامانی ها بوده است.
آمریکا که مهمترین پشتیبان رژیم صهیونیستی است نیز علیرغم آن همه هزینه طی دهه های اخیر- و بخصوص از 11سپتامبر 2001 به بعد- هیچ موفقیتی در منطقه خاورمیانه نداشته و شکست های پی درپی را پذیرا شده است. بنابراین در این شرایط به عزم و اراده مؤمنین نیاز است تا فلسطین به آغوش اسلام بازگردد و این آن چیزی است که در اجلاس تهران مطالبه گردید و آثار آن در لبیک های حاضران و غایبان دیده شد پس باور کنیم که صبح نزدیک است.کیهان
 


 


 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات