رضا اشرفى
در میان بازیگران تأثیرگذاری که در تحولات خاورمیانه و حوزه مدیترانه نقش دارند، روسیه کمتر از دیگران توانسته از مواضع خود در دل این تغییرات دفاع کند. منافع و مواضع منطقه ای روسیه بیش از همه با غرب به خصوص آمریکا اصطکاک دارد. نوع ورود مستقیم و غیرمستقیم غرب و ناتو به انقلاب ها و قیام های خاورمیانه سبب شده تا روس ها از چند زاویه به شکست خورده میدان تبدیل شوند. دفاع از قطعنامه 1973شورای امنیت سازمان ملل برای حمله ناتو به کشور لیبی از جمله آنها است. روس ها زمانی به اشتباه خود پی بردند که ناتو همه راه را برای غرب هموار کرده و جایی برای مسکو باقی نگذاشته بود. این در حالی است که ناتو برای قطع منافع روس ها در لیبی از شانه های رأی روسیه در شورای امنیت بالا رفت، اما به نظر می آید روس ها پس از این پشت پای منطقه ای، هوشیارتر شده و نسبت به چند ماه گذشته استراتژیک تر می اندیشند. این رویکرد را می توان در حمایت های اخیر مسکو از دمشق مشاهده کرد. در حالی که تا چندی پیش «دیمیتری مدودف»، رئیس جمهور روسیه به صراحت نسبت به عملکرد بشار اسد، رئیس جمهور سوریه در خصوص شورش ها در این کشور موضع منفی گرفته و آن را ناامیدکننده خوانده بود، به گونه ای که بسیاری از تحلیلگران را به این اعتقاد رسانده بود که مسکو دست حمایت خود را از پشت دمشق برداشته است، اما درس هایی که تحولات لیبی به روس ها داده، آنها را متقاعد کرده که حداقل برای حفظ منافع خود هم که شده حتی در بدترین شرایط از متحدان خود حمایت کنند. دو تحول عمده و معنادار در منطقه رخ داد که نشان داد روسیه در حال تغییر بازی های منطقه ای و بین المللی است. تحول اول در داخل روسیه ایجاد شد که طی آن رسماً مشخص شد از سال 2012 «ولادیمیر پوتین» کرسی ریاست جمهوری را در اختیار خواهد داشت. این مسئله از هم اکنون واکنش های منفی را در میان غربی ها به ویژه آمریکا سبب شده است. به این دلیل که همه می دانند ورود پوتین به کاخ کرملین مناسبات کنونی روسیه و آمریکا را به هم خواهد ریخت.
با توافق میان پوتین و مدودف به احتمال زیاد سکاندار بعدی روسیه پوتین خواهد بود که اساس سیاست های وی را «تهاجم و مقابله» تشکیل می دهد و برخلاف مدودف کمتر پیرو مصالحه با غرب است، اما تحول عمده دیگر به تصمیم مسکو برای نوسازی پایگاه دریایی روس ها در بندر «طرطوس» سوریه باز می گردد. در حالی که آمریکا و اروپا به بهانه های مختلف از جمله حمایت از حقوق بشر سعی دارند فشارهای خود را برای حذف اسد بیشتر کنند، روس ها با اعزام کشتی بزرگ و ضد زیردریایی «سورومورسک» به بندر طرطوس نشان داده اند که نسبت به آنچه که در لیبی گذشت، فاصله گرفته اند. طرطوس تنها بندری است که روسیه به غیر از کشورهای مشترک المنافع در آن پایگاه نظامی دریایی دارد. این حرکت به طور مستقیم می تواند به معنای حمایت مسکو از دمشق باشد، سیگنالی که بیش از همه برای آمریکا فرستاده شده است. اگر چه سوریه تا کنون با اصلاحات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی توانسته بسیاری از خواسته های مردم را برآورده کند و همچنین جلوی شورش های هدایت شده از بیرون را بگیرد، اما اگر روس ها حتی در چنین حالتی که سوریه بسیاری از مشکلات را پشت سر گذاشته و رو به ثبات سیاسی قدم می گذارد، در برابر اقدامات غرب دست روی دست بگذارند، در آینده با واکنش منفی دولت سوریه مواجه خواهند شد. بنابراین روس ها باید از متحد قدیمی خود حمایت کنند، در غیر این صورت جایگاه کنونی خود را در منطقه خاورمیانه از دست خواهند داد. در همین خصوص دریاسالار «ولادیمیر وسوتسکی» فرمانده نیروی دریایی روسیه اعلام کرد که روسیه قصد دارد مرکز لجستیک و فنی پایگاه طرطوس را به گونه ای نوسازی کند که مأموریت های محوله را به بهترین شکل ممکن به انجام برساند. پایگاه دریایی روس ها در بندر سوریه باقی مانده توافق سال 1971دوران شوروی سابق با دولت وقت سوریه است که از سال 1992 یعنی پس از فروپاشی شوروی اعلام شد که نیاز به بازسازی دارد، اما این کار تا کنون به تعویق افتاده است. حال که خاورمیانه در چنین شرایطی قرار دارد، مسکو به دنبال اجرایی کردن آن است. این مسئله نشان می دهد که کرملین با مدرنیزه کردن طرطوس که دروازه ورودی آنها به دریایی مدیترانه است به دنبال حفظ موقعیت خود نیز می باشد.
روس ها قصد دارند تا سال 2012 به گونه ای عمل کنند که بتوانند کشتی های جنگی سنگین، حتی هواپیمابر و همچنین موشک های کروز را در طرطوس مستقر کنند. تحلیلگران معتقدند که روسیه با این کار به دنبال ایجاد دژی مستحکم در بندر سوریه در دریای مدیترانه است. از سوی دیگر برخی از مقامات سوری نسبت به برخی مماشات کاری های کرملین در خاورمیانه هشدار داده و تأکید کرده اند که اگر مسکو از دولت سوریه حمایت نکند و این کار موجب ضعف یا حذف اسد از ساختار قدرت سوریه شود، تنها پایگاه دریایی خود در خارج از مرزهای کشورهای مشترک المنافع را از دست داده و آن را در اختیار دولت آمریکا قرار خواهد داد. این مسئله به معنای حذف گام به گام روسیه در منطقه خاورمیانه است که در بازی گردانی آمریکا با استفاده از سلاح ناتو انجام خواهد شد؛ رویکردی که ولادیمیر پوتین به آن آگاه است و در پی جلوگیری از آن با سیاست شرق گرایانه روسی است تا دست کم بخشی از منافع خاورمیانه ای مسکو حفظ شود. اگر چه سوریه بخش بحرانی دخالت های خارجی را پشت سرگذاشته و در این راه پشتیبانی معنوی حامیان مقاومت را با خود به همراه داشته است، اما استفاده از ابزار شورای امنیت که با استفاده از موقعیت روس ها به سرانجام می رسد قابل تأمل است به شرطی که روس ها بار دیگر به دام بازی ها و وعده های غرب نیفتند.