صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۷ مهر ۱۳۹۰ - ۱۰:۱۸  ، 
کد خبر : ۲۲۷۷۶۴

جریان فراماسونری در ایران

على رحیمى مقدمه: دکتر «محمد مکری» متولد 1305 در کرمانشاه نویسنده، شاعر، مورخ، محقق و زبان شناس معاصر ایرانی، استاد دانشگاه «سوربن» پاریس بوده که در سال 1344 به پاس سال ها خدمات علمی، موفق به أخذ جایزه و نشان علمی از فرهنگستان آثار ملی فرانسه شد. وی مولف بیش از یکصد جلد کتاب و پژوهشنامه علمی و صدها عنوان مقاله در زمینه های تخصصی علوم مختلف انسانی بوده است و از همکاران علی اکبر دهخدا در لغتنامه به حساب می آمد. او شدیداً به حضور و سیطره فراماسون ها در نهادهای فرهنگی بعد از روی کارآمدن رضاشاه معترض بود و افشاگری های زیادی را در این رابطه انجام داده بود و به همین خاطر بود که به دلیل فشار جریان های وابسته به فراماسونری مجبور شد تا ایران را به قصد فرانسه ترک کند. کتاب های وی اغلب به دست خوانندگان داخل کشور نمی رسید و محافل شوونیستی خارج از کشور نیز در نشریات و سایت های خود او را بایکوت کرده بودند. وی پس از کودتای 28 مرداد 1332 و تبعید به پاریس در دانشگاه سوربن مشغول به تدریس شد و پس از بیست و چهار سال مهاجرت اجباری موفق به اجاره هواپیمایی از ا یرفرانس شده و در تاریخ 12 بهمن ماه 1357 با قریب بیست تن از اطرافیان «امام» و عده زیادی از خبرنگاران خارجی به تهران بازگشت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی وی به امر «امام» و پیشنهاد وزیر خارجه و خواست رئیس دولت موقت و با توشیح «امام» به عنوان نخستین سفیر کبیر دولت جمهوری اسلامی در مسکو منصوب شد. مکری دو دهه آخر عمر خود را در پاریس گذرانید و ضمن تدریس در دانشگاه سوربن پاریس، ریاست بخش تحقیقات زبان شناسی این دانشگاه را نیز بر عهده داشت. نقل قول های زیر از کتاب دیوان استاد محمد مکری که توسط نشر زیگفرید - اوری، در پاریس و در سال 1370 به چاپ رسیده، گلچین شده است.

جریان فراماسونری در ایران
... آیا من جز دفاع از ستمدیدگان گناهی داشتم که قریب نیم قرن برای خفه کردن صدای حق و کسی که در حفظ این مآثر می کوشد تقی زاده ها و حکمت ها و پادوهای «محفل» آنها با توطئه و نیرنگ و شایعه سازی و دروغ پردازی برای آنکه مشتش باز نشود آن همه خباثت ها مرتکب شوند و چراغ دانش و معرفت را در ایران خاموش سازند. این پادوهای بوجار لنجان که به زنان مطرب و رامشگران دوره گرد و سوزمانی ها و قره چی های قدیم بیشتر شباهت دارند تا به انسان ها، در همه انقلابات و برگشتگی های سیاسی و اجتماعی جامه عوض کرده و با بلوف خود را در پچ پچ های بیخ گوشی و در محافل در بسته آفریننده انقلاب ها و رهبری ها و آورنده و برنده دولت ها و قدرت ها معرفی می کنند و علیه هر فرد دانش دوست بی زور بی ثروت که زور او ایمان او و ثروت او دانش دوستی و طلبگی او و عقل و احساس او در شناختن و کشف نیرنگ های آنان است توطئه و آشوب برپا کنند و نگذارند تکلیف این مملکت روشن شود و همیشه با وقاحت و بی شرمی خود را در همه احوال ناظر و حاضر و طلبکار بدانند و به ریش مردم و مسئولان بخندند و به داخل و خارج دروغ بگویند وحتی دانشمندان خارجی و دوستداران ایران را سرگردان و حیران سازند ...
دیر یا زود نسل جوان و زیرک به کنه دلال بازی ها و بداندیشی ها و بی مایگی های آنها پی خواهد برد و آنها را بیشتر خواهند شناسانید، چنانکه مرحوم «اسماعیل رائین» هم این کار را کرد و اگر چه عملش کامل نبود و ناتمام ماند مع ذلک مفید بود و از همان آغاز کار او را تشویق کردم و موادی در اختیارش گذاشتم. ولی او جاهای دیگر مدارک و اسناد گرانبهای بسیاری یافت که همه سودمند واقع شدند.
مرحوم اسماعیل رائین باز هم به جاهای حساس تر جرئت نکرد نزدیک شود و یا آگاهی نیافت و هیچ گاه حتی یکی از گزارش های جلسات آنها را (جز صورت حضور و غیاب اعضای محافل آنها) منتشر نکرد و از متدها و روش های آنها بحث ممتعی به عمل نیاورد. تا کنون کوشش من در به وجود آمدن راهی بوده است که خوشبختانه بدان توفیق یافته ام و ادامه توطئه ها و خباثت های مجریان تسلیم (چه قبل و چه بعد از انقلاب) زاده همین موفقیت ها و کوشش های پیگیر و ناگسسته سال های 1320 تا کنون(1370) است که دشمنان فرهنگ ایران واپسین نفس قبل از مرگ خود را می کشند...
اگر هم از نشر نوشته هایی که برای مردم وطن خودم نوشته ا م جلوگیری کنند بالأخره روزی فرصتی پیدا خواهد شد یا در زمان حیاتم و یا پس از مرگم کل این آثار ناقابل ترجمه شود و انتشار یابد و بدانند که من... در جهت یابی مطالعات علمی خدمات ناچیز ولی پیگیرانه ای انجام داده ام وآن درها را در پای خوکان نریخته ام و در بازی های آنها داخل نشده ام و در جشن های شاهنشاهی و کنگره های تبلیغاتی سلطنتی در تمام عمرم شرکتی نکرده ام. در سراسر آثار و تحقیقات خود چنانکه بعضی از دانشمندان نوشته اند هرگز کوچک ترین ارجاع و مراجعه ای به آثار نویسندگان و مولفان و قلم فروشان وابسته به مکتب سری نکرده ام و این عمل هم کار ساده ای نبوده است. مع ذلک مطلبی هم از آنها به نام خودم نقل نکرده ام ...
پس چه بگویم درباره «ایرج افشاریزدی» پادو «تقی زاده» سردمدار همه تفتین ها و پاد این پادو یعنی باستانی پاریزی (در آن زمان که هنوز در تهران بودم یعنی تا سال 1333 هنوز این آقای مبلغ اصلاحات ارضی و سپاه دانش و کارمند مجله خواندنی های امیرانی از زیر بوته ها سر به در نیاورده بود که با او دشمنی و کینه داشته باشم. او فعلاً به ندای فطرت و «جنسیت» خود به «هم محفلی ها» و «هم جنسان» خود کمک می کند با آنکه هنوز در «صف ن عال» کسانی است که دل و جان آنان به سمت معبود دیگری غیر از ایران است. در پایان عمر هم قادر نیست تغییر جهت دهد و از دنیای دربسته و خیالی خود قدمی فراتر نهد)
یا چه بگویم درباره آن بهایی زاده مازندرانی آقای (ع.ن) که به مناسبت احترام زایدالوصفم به مرحوم استاد علامه «عباس اقبال» که از نوادر زمان ما بودند قلمم از نوشتن باز می ماندی (سخن در پرده گفتم با حریفان) که او هم دم در آورده است و به این دسته مبتذل نگار قائم به غیر پیوسته است و مقدمه نویسی هم می کند و با القای سفسطه ها، نوشته های حقیر و دیگران را هم به ربودن می دهد تا محملی برای خود بتراشد....
دو نمونه از روشنفکران فراماسون
1- تقی زاده: در زمان ما سر دسته این گروه «سیدحسن تقی زاده» بود. وی یکی از ایرانیان خودفروخته ای بود که از همان صدر مشروطیت دری به عقب باز کرده و آزادیخواهان را به دام می افکند و خود در همه دسته ها و احزاب جای پای خود را برای توطئه باز می کرد. راه او راه «میرزا ملکم خان ارمنی» (ناظم الدوله و «عقل کل»)؛ کلنل روسی میرزا فتحعلی آخوندف (مبلغ جدایی آذربایجان از ایران و مانند ملکم و تقی زاده طرفدار تغییر خط فارسی به لاتین یا هر خط دیگر جهت قطع رابطه ایرانیان و مسلمانان با هم و با گذشته درخشان خود و محو کلیه آثار علمی و فرهنگی سیزده قرن تاریخ زنده بعد از اسلام و به فراموشی سپردن همه آنها ) برادران آقایوف ها (آقازاده های خوی عمال دم پایی روس و انگلیس در آذربایجان و ایران) فروغی و جز آنها بود.
خیانت هایی که او (تقی زاده) در به باد دادن معادن و ذخایر زیرزمینی (از قبیل تجدید قرارداد اسارت آور نفت در سال 1933 (1313 ه.ش) که بعدها در مجلس شورا به «آلت فعلی» خود اقرار کرد) در مقایسه با آسیب های فراوان دیگر او در جهت اسارت فرهنگی و انحطاط و انحراف تمدن و معارف حقیقی و سوق دادن افکار به جهت معینی که مورد نظر او و منطبق با نقشه های شیطنت آمیز او و مکتب سری اوست، اندکی است از بسیار و قطره ای است از بحار و ذره ای است از خروار... او بنیانگذار فوجی از دشمنان فرهنگ ایران و اسلام است که کار عمده آنان مانند اسلاف ویرانگر خود همسویی با برنامه های برنامه ریزان و طراحان مکاتب سری ضدفرهنگی و کشتن استعدادها در نطفه ها و توطئه علیه کسانی است که از آخور سیاسی آنها تغذیه نشده اند و نیز از مأموریت های آنها زشت کردن زیبایان و زیبا کردن و وسمه کشیدن به ابروی سیاهکاران «هم محفلی» خود است که دست آنها را برای اجرای هر جنایتی باز گذارند و همچنین سوق دادن مخلوقات خود و بی خبران به جلافت و بی بندوباری و ربودن آثار دیگران و آنها را در قالب های خود ریختن و کج کردن راه های مستقیم و راستین نیز از امور تخصصی آنها است ...
2- خاندان افشار یزدی: پدر یکی از پادوهای تقی زاده دکتر(!) محمود افشاریزدی است و او همان کسی است که با الهام از اهریمن جاده صاف کن رضاخان و از دوستان و مأموران اردشیر جی، پدر شاپور ریپورتر جی در دستگاه او در هند بود.
در زمان طرح تحمیل رضاخان بر مردم ایران وی در مجلات آن روزی (کاوه) می نوشت:
ایرانیان که فر کیان آرزو کنند / باید نخست کاوه خود جست وجو کنند
... او هم مانند پسرش ایرج در وابستگی های عملی و لفظی گستاخ بود. پسر محترم او در تمام دوران شاه و پادویی برای جشن های شاهنشاهی و «تقی زاده نویسی» و خط دادن به ساواک و جعل اسناد به کمک ساواک و به همراهی دو تن از «هم محفلی »های خود علیه بسیاری از دبیران و استادان و مردان وطن خواه خودداری نکرد...
پس از انقلاب هم چون نمی توانست با آن سوابق به روحانیون نزدیک شود برای آنکه بهانه ای بیابد و سوابق شاه پرستی و ماسونی و ساواکی و پادویی خود را کم رنگ کند و با دوستان ما نزدیک شود یک شبه طرفدار مصدق هم شد... او ... با کمک عناصر هم محفل خود موجی از مغالطه و سفسطه و خیانت و سرقت ادبی و خرابکاری را در امور انتشاراتی در سالیانی که برای دیگران پرونده سازی می کرده است تا خود یکه تاز میدان شود به راه انداخته است...
این است نمونه پرورش یافتگان محافل سری که در همه انقلابات و دگرگشتگی ها با تعویض لباس و گریم و چهره آرایی جدید و زیر ابرو برداشتن و چون آن بت عیار هر لحظه به شکل و به رنگی درآمدن وارد صحنه ها می شوند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات