2/1- مأموریت دولت بازرگان و ترکیب اعضای کابینه
بنیانگذار انقلاب اسلامی در تاریخ (15/11/57)، به پیشنهاد شورای انقلاب طی حکمی مهندس بازرگان را بدون در نظر گرفتن روابط حزبی و گروهی، مأمور تشکیل دولت موقت کرد.(1) مأموریت این دولت، به فرموده امام، انجام سه کار، یعنی برگزاری رفراندوم، اجرای انتخابات مجلس موسسان و مجلس شورا بود. (2) بنابراین بازرگان برای یک دوره موقت و در عین حال حساس انتقال در نظر گرفته شده بود.
با وجود اسلامی بودن نهضت و تأکیدات حضرت امام در لحاظ نکردن تعلقات حزبی و گروهی در چینش کابینه، با نگاهی به فهرست اعضای دولت موقت، مشاهده می شود که همه کابینه، بدون استثنا از میان لیبرال ها و ملی گرایان پیرو مصدق انتخاب شدند، در حالی که گروه های دیگری هم بودند که در مبارزه شرکت داشتند و افراد مدیر و لایق تری در اختیار داشتند.
در میان اعضای کابینه یا استانداران، افراد جاسوس و بدسابقه بودند که از مهم ترین آنها می توان به عباس امیرانتظام معاون نخست وزیر و سخنگوی دولت، حسن نزیه رئیس شرکت نفت، علی محمد یزدی وزیرکشاورزی، رضا صدر وزیر بازرگانی، احمد مدنی وزیر دفاع، ناصر میناچی وزیر ارشاد، کریم سنجابی وزیر خارجه و ... اشاره کرد که اسناد جاسوسی همگی آنها برای آمریکا در لانه جاسوسی یافت شد. در زیر مجموعه وزارتخانه ها نیز وضع بهتر نبود؛ افراد بدسابقه سیاسی همچون تیمسار فرید به ریاست ستاد مشترک ارتش، طاهر احمدزاده، مقدم مراغه ای و یونسی به سمت استانداری های خراسان، آذربایجان و کردستان و ... گماشته شدند. گفتنی است همگی افراد فوق پس از رو شدن اسناد خیانت شان، از کشور گریختند.
این انتخاب ها از این جهت قابل نقد بود که حضرت امام از آقای بازرگان خواسته بود که جناحی عمل نکند، ولی او به بهانه قحط الرجال بودن، همه همکارانش را از گروه خود یا گروه های متمایل به خود انتخاب کرد. این رویه ثابت کرد که نهضت آزادی که شعار شایسته سالاری و تساهل و تسامح و... می دهد، در عمل به این اصول پایبند نیست.
حضرت امام در اواخر عمر شریف خود در پیامی به ملت ایران، سپردن پست ها و امور مهم کشور در اوایل انقلاب به گروهی که عقیده خاص و واقعی به اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله) را نداشته اند، اشتباهی می دانند که تلخی آن به راحتی از بین نمی رود. آن حضرت می فرماید:
«الان هم سخت معتقدم که آنان به چیزی کمتر از انحراف انقلاب از تمام اصولش و حرکت به سوی آمریکای جهانخوار قناعت نمی کنند و... ما هنوز هم چوب اعتمادهای فراوان خود را به گروه ها و لیبرال ها می خوریم.»(3)
2/2- عملکرد دولت موقت درباره نهادهای انقلابی و امام
آقای بازرگان به نهادهای انقلابی به شدت بدبین بود و به صورت مرتب و به هر مناسبتی از آنها گلایه و بدگویی می کرد. او نه تنها نهادهای انقلابی را قبول نداشت، بلکه با صراحت به شخص امام و مردم نیز اعتراض می کرد که چرا از دولت موقت طلبکارند. وی در سخنانی در اعتراض به دخالت مردم و کمیته ها می گوید:
«پس از پیروزی انقلاب، ما در برابر دو پدیده و یا دو امر تازه قرار گرفتیم: از یک طرف زبان ها و قلم ها باز شد و مردم آن چه در دل دارند می گویند...؛ و از طرف دیگر پدیده دیگر ملت است که دست و پا در آورده و به راه افتاده است. ملت کمیته ها را درست کرده و کمیته ها در کار دولت هم دخالت می کنند.»(4)
آقای بازرگان به این عبارت بسنده نکرد، بلکه کمیته ها را به سوسک تشبیه کرد که «پا درآورده، دست درآورده و دخالت در کارها می کنند و باید اول به سراغ آنها برویم و دست و پای شان را ببندیم.»(5)
بازرگان همزمان با هجمه های شدید به کمیته ها، به انتقاد از برخورد دادگاه های انقلاب با جانیان رژیم پهلوی می پرداخت و پی در پی از لزوم مهر و محبت و عفو سخن می گفت و توصیه می کرد که گذشته را باید فراموش کرد. وی محاکمه و اعدام جنایتکاران رژیم پهلوی را نادرست خواند و با ذکر انتقادات مجامع بین المللی، اعلام کرد که «ببینید چه بی آبرویی برای ما در دنیا برپا شده»(6) است.
نهضت آزادی در تأیید مواضع دولت موقت، در مقاله ای با عنوان «دیگر یگانه باشیم» از داغ بودن تنور
قصاص و انتقام سخن گفته و عفو و بخشش جنایتکاران رژیم شاه را با توجیه سعه صدر و بزرگواری توصیه می کند و اوضاع ایران را به فتح مکه تشبیه می کند و شعار «انتم الطلقا» سر می دهد.(7)
آقای بازرگان در گزارشی به رهبری و شورای انقلاب چنین می نویسد:
«بازداشت ها، سخت گیری ها و احیاناً اهانت ها و بی رحمی ها که به دستور یا به نام دادگاه های انقلاب صورت می گیرد، علاوه بر گسترش محیط وحشت و ناامنی و نارضایتی در طبقاتی از مردم، برنامه انقلاب و دولت را از مجرای ضروری آن خارج ساخته و تعارض و تضعیف های فراوان در دستگاه دولت به وجود می آورد.»(8)
آقای بازرگان در انتقاد به دادگاه های انقلاب می گفت در قرآن 311 بار از رحمت خداوند سخن به میان آمده، در هیچ جای آن «منتقم» نیامده است.(9) در حالی که در قرآن بارها کلمه انتقام گفته شده است.(10)
از نظر بازرگان عفو و بخشش منحصر به خائنان نمی شود، بلکه روسپی ها و همجنس بازان و... را نیز در برمی گیرد. او در مصاحبه با (اوریانا فالاچی) می گوید: «قرآن دستور اعدام زناکار، همجنس باز و روسپی را نمی دهد.» (11)
امام خمینی (رحمه الله) در رد این نظر می فرماید: «خدای تبارک و تعالی در موضع عفو و رحمت، رحیم است و در موضع انتقام، انتقام جو؛ امام مسلمین هم این طور بود، در موقع رحمت، رحمت و در موقع انتقام، انتقام.»(12)
در جای دیگر فرمود: «باید دست خائنان کوتاه شود و وقت آن است که ریشه های عفونت با رژیم سابق و اجنبی ها و عمال آنها قطع شود والا هیچ کار انقلابی نمی توانید بکنید، ما هنوز در راه انقلاب و مبارزه هستیم.»(13)
آقای بازرگان انقلاب و مبارزه را تمام شده می دانست. او معتقد بود که انقلاب دارای دو مرحله تخریب و سازندگی است که دوران تخریب با مبارزه و دوران سازندگی با مهر و محبت و عفو همراه می باشد. البته این نظریه بازرگان، به هیچ روی، با نگاه حضرت امام سازگاری نداشت. بازرگان با تشکیل نهادهای انقلابی موافق نبود، ولی حضرت امام برای حفظ انقلاب، بر ایجاد نهادهای انقلابی تأکید داشت. گذشت زمان و کارایی این نهادها در حفظ و نگهداری انقلاب، دوراندیشی امام راحل را به اثبات رسانید.