اختصاصی بصیرت/
با گسترش جنبش اعتراضی موسوم به والاستریت از نیویورک به هزار شهر آمریکا که نشاندهنده سرعت و گستره این جنبش از آغاز آن است، سران کاخ سفید دیگر بیاعتنایی به آن را ممکن نمیدانند؛ از اینرو اوباما اعلام کرد پیام مردم را شنیده و به وجود مسائل و مشکلات اقتصادی مردم آمریکا پی برده است؛ اما در ادامه و پس از روشن شدن ابعاد این جنبش و خطر آن برای آینده نظام سرمایهداری حاکم آمریکا، مدافعان وضع موجود یعنی احزاب دوگانه سیاسی، درصدد مهار و جهتدهی این جنبش و بهعبارتی دیگر به سرکوب یا مصادره آن برآمدهاند؛ از اینرو در همان حال که نماینده حزب جمهوریخواه، معترضان را اوباش و ولگرد نامیده، نماینده حزب دموکرات، آنان را مورد حمایت قرار داده است. حال آنکه عملکرد این دو حزب و ایفای نقش بهنفع سلطه سرمایهداری، وضعیت نامناسب اجتماعی و اقتصادی را برای اکثریت این مردم رقم زده است؛ ضمن آنکه بخشی از مشکلات پدیده آمده، ناشی از رقابتهای ناسالم سیاسی بین این دو حزب و تحمیل هزینههای افزونخواهیها و جنگافروزیهای آنان برای حفظ قدرت است که سود آن را همان یک درصد مورد اعتراض میبرند.
اما بعید است چنین تلاشی مؤثر واقع شود؛ چراکه علاوه بر آسیبهای جدی وارد نشده به مردم به سبب وضعیت نامساعد اقتصادی آمریکا و بحران مزمنی که در آن 5/3 میلیون نفر خانههای خود را از دست داده و هفت میلیون نفر بیکار شده و دهها میلیون نفر شرایط زیر خط فقر را تجربه کردهاند؛ چندین برابر آنان غیرمستقیم آسیب دیدهاند و از این وضعیت ناراضی هستند. ضمن آنکه نظام سیاسی – اقتصادی آمریکا نیز قادر به حل مسائل نیست و حتی سیاستهایی که برای ترمیم وضعیت نابسامان اقتصاد ملی انجام داده، تنها به نفع اقلیت یک درصدی و علیه منافع 99 درصدی بوده است که امروز با شعار اشغال والاستریت به خیابانها ریخته و جنبش پاییز والاستریت را با الهام از جنبشهای مردمی برخاسته از بیداری اسلامی به راه انداختهاند و حتی خود را در میدان التحریر میدانند.
نگاهی به هدف این جنبش که اعتراض به بیعدالتی و تبعیض و نجات کشور از چنگ اقلیت سرمایهدار است و سرعت و دامنه گسترش جنبش و همچنین تنوع اقشار شرکتکننده در آن، گویای این واقعیت است که آمریکا در دامی گرفتار آمده که زمانی آن را برای شکست و فروپاشی رقبای خویش به کار میگرفت. زمانی جنبش همبستگی در لهستان یک شیوه عملیاتی دوران جنگ سرد برای ضربه زدن به رقیب ایدئولوژیک و جهانی آمریکا یعنی شوروی سابق به حساب میآمد و سازماندهی جنبشهای اجتماعی در دوره جنگ نرم نیز یک شیوه کارآمد برای فرسایش توان مقاومت کشورهای ناهمسو با سیاستهای آمریکا مثل جمهوری اسلامی، در دستور کار مؤسسات پوششی دستگاه امنیتی و یا دیپلماسی آمریکا قرار میگرفت؛ اما امروز پدیده دامنگیر سران کاخ سفید شده است. کسانی که روزی با پوشش دفاع از حقوق معترضان، تمامی قدرت رسانهای خویش را در حمایت از شبهجنبشها و یا جنبشهای تصنعی و برخاسته از تحریکات و حمایتهای بیدریغ و اختصاص کمکها و حاتمبخشیهای کشورهای غربی بهکار گرفتند و هرگونه مقابله و بازدارندگی دولتها با هر نوع آشوب و اغتشاشی را نقض حقوق بشر و سرکوب مینامیدند، با دستگیری گسترده معترضان و اوباش نامیدن آنها از یک سو و مصادره آن بهعنوان بخشی از برنامههای حزبی برای تغییر وضع موجود، برای سرکوب یا انحراف به زمینهسازی رو آوردهاند که البته با توجه به عمق و گستره این جنبش که تنها کمتر از یکماه به هزار شهر گسترش یافته و همچنین ادامه وضعیت اقتصادی که زمینهساز آن شده است، میتوان هر گونه تعرض و سرکوب علیه آن را به مثابه پاشیدن بنزین بر روی آتش و هرگونه حمایت و همراهی برای مصادره را نیز واگذاری میدان و تشویق برای گسترش دانست که در هر صورت، علیه اهداف و منافع نظام سیاسی مستقر در آمریکا رقم خواهد خورد.
علائم آشکار چنین اتفاقی از همین الآن قابل رؤیت است که تغییر شعار معترضان از «والاستریت را اشغال کنید» به «شیکاگو دیسی را اشغال کنید»، از آن جمله است. با توجه به این نشانگان است که میتوان گفت عنکبوت در همان دامی قرار گرفته که تا پیش از این، برای دیگران میتنیده است.