صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۷ مهر ۱۳۹۰ - ۱۰:۴۲  ، 
کد خبر : ۲۲۸۲۷۰

پنجه بر چهره آفتاب

«خط و نشان رهبر» عنوان یک «مستندنما» با تحریف واقعیت های مربوط به زندگی امام خامنه ای است که توسط بی بی سی فارسی، پس از چند بار تبلیغ و اعلام قبلی در تاریخ 26 شهریورماه سال جاری پخش شد.این فیلم با ادعای بیان زندگی سیاسی و شیوه حکومت داری رهبر معظم انقلاب و ...

اختصاصی بصیرت/

مقدمه:

«خط و نشان رهبر» عنوان یک «مستندنما» با تحریف واقعیت های مربوط به زندگی امام خامنه ای است که توسط بی بی سی فارسی، پس از چند بار تبلیغ و اعلام قبلی در تاریخ 26 شهریورماه سال جاری پخش شد.

این فیلم با ادعای بیان زندگی سیاسی و شیوه حکومت داری رهبر معظم انقلاب و به تهیه کنندگی و روایت گری فردی به نام «بزرگمهر شرف الدین» تولید شده که مروری بر محتوای آن، گویای به کارگیری شگردهای جنگ روانی برای تخریب شخصیت امام خامنه ای است که با وجود تناقضات، مغایرت ها، تخریب ها و دروغ های آشکار در این فیلم و استفاده از ادعاهای اشخاص مسئله دار مغرض و ضدانقلاب، بدون ارائه هیچ گونه استنادی، از ناشی گری، شتابزدگی و غرض ورزی در تهیه آن حکایت می کند. بنابراین، در صورت تبیین مناسب، نه تنها اهداف شوم تهیه کنندگان آن خنثی می شود، بلکه به رسوایی و بی اعتباری آنان در نزد افکار عمومی هم می انجامد.این نوشتار تلاش می کند به تناسب فرصت و امکانی که این نشریه فراهم می کند، تبیین و تحلیلی فشرده از این اقدام بی بی سی به خوانندگان محترم ارائه دهد.

الف- سابقه شبکه بی بی سی فارسی

گر چه در تاریخ رسانه ای معاصر «بی بی سی» به رادیوی دولتی انگلیس گفته می شود که یکی از ابزار تبلیغی برای دیپلماسی عمومی کشور انگلیس به حساب می آید و سابقه آن به اهداف این کشور در دوران جنگ سرد برمی گردد. در واقع این رسانه به عنوان یکی از مهم ترین ابزار عملیات روانی و جنگ نرم در پیشبرد اهداف بریتانیا و غرب مورد استفاده قرار می گیرد و با پخش اخبار، مستندات تحریف شده و هدفمند، گفت وگوها و برنامه های متنوع و با زبان های گوناگون از جمله زبان فارسی، نقش قابل توجهی در جنگ نرم علیه کشورهای هدف ایفا می کند. دولت انگلیس که در تاریخ معاصر کشورمان با وقایعی مثل قراردادهای استعماری، مشارکت در کودتاهای 1299 و 1332 به نفع استبداد پهلوی و همکاری با صدام در جنگ هشت ساله علیه نظام جمهوری اسلامی و مردم انقلابی، شناخته می شود، از این رسانه به عنوان ابزاری برای اهداف امپریالیستی و استعماری خود سودجسته است که شرم آورترین نمونه تاریخی آن، اعلام رمز کودتای 28 مرداد 1332 توسط این رادیو، در نیمه شب قبل از شروع کودتا برای کودتاچیان است.جدیدترین اقدام انگلیس برای تقویت این رسانه، راه اندازی شبکه بی بی سی فارسی، چند ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری دهم است که همزمان با سناریوی القای تقلب و توهم انقلاب رنگی، با بهانه های انتخاباتی در جمهوری اسلامی انجام شد. این شبکه که در شروع کار فقط چند ساعت برنامه و آن هم در قالب برنامه های اجتماعی فعال بود در زمان فتنه رنگی و پس از انتخابات 24 ساعته فعال بود و تمامی تکنیک های عملیات روانی مانند، شایعه، تحریف واقعیات، اغراق و مبالغه، تفرقه افکنی و فریب را برای دامن زدن به آشوب و اغتشاش و تأثیر بر افکار عمومی با هدف ایجاد بی ثباتی و ناپایداری نظام جمهوری اسلامی به کار گرفت. در واقع، همان زمان که سفارت انگلیس تمام قامت، به حمایت از فتنه برخاسته و علاوه بر کارمندان سفارت، دبیر سوم خود را با لباس سبز و برای حمایت از فتنه گران به خیابان ها می فرستاد، این رسانه نیز از هیچ اقدامی برای متشنج نگه داشتن فضا فروگذار نبود و نه تنها در استودیوی رسانه ای فتنه گران در ساختمان قیطریه مستقر بود، بلکه در سناریوی شهیدسازی از جمله تبلیغ بر روی مرگ مشکوک «ندا آقاسلطان» و تبدیل وی به اسطوره ای به نفع دامن زدن به فتنه نیز مشارکت فعالی داشت.این بار و در آستانه انتخابات که رهبر معظم انقلاب به مواظبت برای جلوگیری از تبدیل آن به چالشی برای امنیت نظام هشدار داده، بی بی سی فارسی به زعم خود، سناریوی بی ثبات سازی رهبری نظام را از راه بی اعتبارسازی معظم له کلید زده و پنجه بر چهره خورشید کشیده تا به زعم خود نور آن را بپوشاند.

 ب- زمینه ها و عوامل جسارت آفرین

علاوه بر دلایل سیاسی و امنیتی پشت پرده که مشوق و محرک دستگاه های رسانه ای مرتبط با دستگاه های امنیتی و سیاسی غرب مثل بی بی سی برای ورود به چنین سناریوی روانی- تبلیغی و مغایر با اعتبار رسانه ای است، نباید از برخی زمینه ها و عوامل داخلی که به این اقدامات جسارت آمیز کمک کرده نیز غافل بود که مهم ترین آنها عبارت است از:

1- تصور بیگانگان نسبت به سرمایه اجتماعی نظام و جدی تلقی کردن لطمه های وارده به آن پس از حوادثی چون فتنه سال 88 و حتی برخی مسائل سیاسی و اجتماعی دیگر مثل، بروز جریان انحرافی و فسادهای ناشی از آن که به زعم طراحان جنگ نرم، اعتماد به نظام و رهبری را مخدوش ساخته است.

2- احساس تضعیف پایه های کاریزماتیک و مشروعیت رهبری که نه تنها اهانت به امام خمینی(ره) و امام خامنه ای در فتنه سال 88 بلکه جسارت علیه حضرت امام توسط امثال اکبر گنجی در دوره اصلاحات و یا وکالتی معرفی کردن ولایت در دوران کارگزاران را شاخص های افول این جایگاه معنوی تلقی می کنند. زوم دوربین به روی تابلوی بن بستی که به اسم امام خامنه ای است و توسط فتنه گران شکسته و به کف خیابان می افتد، نشان از چنین برداشتی دارد.

3- امید طراحان جنگ نرم به تفاوت شناخت و وفاداری نسل های سوم، چهارم انقلاب به ولایت و رهبری نسبت به نسل های پیشین سبب شد تا ایشان به زعم خود برای بهره برداری از کم رنگ بودن حقایق و وقایع تاریخ انقلاب در حافظه تاریخی و سیاسی آنان(نسل جدید)، دست به تحریف و دروغ برای تخریب شخصیت امام خامنه ای، بزنند و اصولاً با چنین تصوری سردمداران بی بی سی اقدام به ساخت این مستندنما کرده اند.

4- بازتاب نزاع ها و اختلافات بیهوده مسئولان و جناح های سیاسی درون نظام و عادی سازی فرامین و تدابیر رهبری نظام در آتش این اختلافات نیز در توهم دشمن برای دست زدن به قداست شکنی علیه رهبری بی تأثیر نبوده است.

5- پشت کردن عده ای از عناصر داخلی به نظام و رهبری و آویزان شدن به دامن دشمن و عقده گشایی علیه مقدسات و باورهای مذهبی و اجتماعی کشورمان هم در پدید آوردن جسارت در دشمن بی تأثیر نبوده است. مصاحبه امثال میردامادی و مزروعی با تهیه کنندگان این اثر موهن و جسارت آمیز علیه رهبری موید این ادعاست و جالب این است که خیانت به نظام و رهبری از سوی افرادی است که زمانی تابلوی اصلاح طلبی و خط امام بالای سر داشته اند، اما امروز در کسوت منافقین جدید، همان نقش منافقین در خدمت صدام برای شکستن خاکریزهای دفاع مقدس را، در عرصه جنگ نرم برعهده گرفته اند.

6- غفلت خواص انقلاب و کارگزاران فکری و فرهنگی کشور از تدوین تاریخ انقلاب و تبیین جایگاه و موقعیت ولایت در پاسداشت عزت و شرافت مردم و روشنگری نسبت به چهره های ولایت ستیز و اسلام گریزی چون بنی صدر که امروز می توانند وسوسه طراحان جنگ نرم را برای سوء استفاده از برخی کم اطلاعی ها برای شکستن حصار امن ولایت برانگیخته و به تولید این آثار بی محتوا و سطحی تشویق کند، از عمده دلایل ساخت چنین مستندنماهایی توسط دشمن است.

ج- خلاصه سناریو

بنگاه رسانه ای بی بی سی به عنوان یک سناریوی امنیتی و جنگ روانی علیه جمهوری اسلامی تلاش کرده محورهای القایی خویش را برای تخریب امام خامنه ای یا به عبارتی «ترور سرد» ایشان با به تصویر کشیدن جمعی از معترضان به نتایج انتخابات دهم رئیس جمهوری و معرفی آنها به میلیون ها نفر! به گونه ای تنظیم کند که شکاف و تقابل مردم با رهبری را القا کند و آوردن این جمله که میلیون ها نفر در خیابان های تهران یک چیز می خواهند، یک نفر چیز دیگری می خواهد! و سپس نشان دادن تصویر تابلوی بن بستی به اسم امام خامنه ای که توسط چند اغتشاشگر به پایین کشیده شده، هدف نهایی خود از تولید چنین مستندی را نشان می دهد.بی طرفی مستند مورد ادعای بی بی سی با به کارگیری انواع تحریف ها، دروغ ها و ادعاهای تعدادی از فراریان و چهره های سابقه دار خیانت به نظام ولایی از قبیل بنی صدر، تهرانی، مزروعی و میردامادی به اثبات می رسد که بی بی سی از ادعاهای آنان، رهبر جمهوری اسلامی را شیفته قدرت معرفی کنند که در مسابقه قدرت و حذف رقبایی که هیچ گاه در فیلم دقیقاً مشخص نمی شوند، خود را بالا کشیده و با تمرکز قدرت در نهاد رهبری، نوعی حکومت فردی را با کمک نیروهای امنیتی و اطلاعاتی پیرامون خویش و تسلط بر همه نهادهای حکومتی پیش می برد. این سناریوی ناشیانه با تکنیک مونتاژ «راست های اندک» به «دروغ های بیشتر» تلاش می کند در ادامه خط چپاول و کینه ورزی علیه کشور ایران و جلوگیری از ثبات و پیشرفت جمهوری اسلامی ایران، ناراحتی خود از اقتدار رهبری در جمهوری اسلامی را در میان ادعاها و دروغ های بزرگ پنهان کرده و ترس خود را از روند حوادث الهام گرفته از ثبات و ایستادگی مردم و نظام جمهوری اسلامی با بزرگ نمایی شکاف بین مردم و رهبری و فاصله گرفتن نخبگان با رهبری، نشان ندهد، اما آوردن این ادعا در دقایق پایانی فیلم که، اغتشاشات بعد از انتخابات ایران، نقطه آغاز جنبش های اعتراضی منطقه است! سناریوی انحرافی و کینه جویانه خویش را با رسوایی هر چه تمام تر رو می کند.

تهیه کنندگان «خط و نشان رهبری» دیگر توضیح نمی دهند اگر این شکاف ها واقعی است، پس چرا این جنبش الهام بخش! به نتیجه نرسید، ولی جنبش های مردمی به سرعت توانستند پیش روند و تبدیل به کابوسی علیه نظام لیبرال- دموکراسی غربی شوند و چرا بی بی سی فارسی، شکست فتنه رنگی را در برخورد با جمعیت میلیونی و سراسری مردم ایران در روزهای 9 دی و 22 بهمن 1388نادیده می گیرد و از بیان خواسته ها و شعارهای مردم در این روز طفره می رود؟!گویا نویسندگان این سناریو، با عبور متعمدانه از این واقعیت های بزرگ تاریخی قصد داشته اند، تنها مقصود و دستور طراحان جنگ نرم در اتاق های فکر موسسات وابسته به CIAو MI6 را برای مقابله با موج بیداری اسلامی و تهاجم علیه ثبات جمهوری اسلامی، با شلیک تیرهای زهرآگین دروغ به سوی رهبری در ایران، به اجرا بگذارند.

د- محورهای القائی و تخریبی

مروری بر محتوای این فیلم و ادعاهای مطرح شده از سوی تهیه کنندگان نشان می دهد، تهیه کنندگان محورهای تخریبی زیر را برای شکستن قداست و احترام رهبری در افکار عمومی دنبال می کرده اند:

1- القای شکاف و تقابل بین مردم و رهبری که در این فیلم، با نمایش صحنه هایی از فتنه سال 88 و مردم نامیدن فتنه گران و سپس پخش فرازی از خطبه نماز جمعه امام خامنه ای در (29/3/88) و هشدار معظم له به عواقب اردوکشی های خیابانی این کار انجام گرفته است.

2- القای دگرگونی هویتی در مقام معظم رهبری و تغییر شخصیت ایشان از یک روحانی اجتماعی و دارای گرایش روشنفکری و مردمی، به فردی ضدمردمی و معارض روشنفکری با تأکید به اینکه، «فقط از او یک صدا باقی مانده»، این دگرگونی را به خورد مخاطب می دهد.

3- معرفی شخصیتی قدرت طلب و فرصت طلب که برای نیل به قدرت، با فرصت طلبی وارد مسابقه و رقابتی ناجوانمردانه شده و با حذف رقبا از حاشیه به بالاترین سطح قدرت یعنی رهبری رسیده است!

4- القای تفاوت سیره مدیریتی امام خامنه ای با امام خمینی(ره) با القای اینکه ایشان، با ترک شیوه سنتی و معمول در بین مراجع، برای بیت و دفتر، به نهادسازی برای تمرکز و فراهم کردن ساز و کار نظارت همه جانبه رو آورده اند.

5- ترسیم چهره ای اقتدارگرا و سلطه طلب از رهبری که با داشتن شبکه ای از نیروهای نظامی و امنیتی برای کنترل و سرکوب به صورت فراقانونی همه چیز را در کنترل دارد.

6- القای شکاف بین روشنفکران و نخبگان با رهبری، علی رغم گرایشات اولیه و دوره جوانی معظم له به روشنفکری و هنر!

7- مداخله همه جانبه در تمامی امور کشور و فرمایشی بودن مجلس و دولت و ورود اطرافیان امام خامنه ای در رقابت های سیاسی و روی کارآوردن رئیس جمهور دلخواه.

8- استفاده رهبری از علایق ایدئولوژیک مردم و جوانان و تبدیل بسیجیان به عنوان گروه های فشار برای اعمال قدرت علیه نیروهای منتقد و مخالف.

9- برخورداری رهبری از شبکه نهادهای مالی و اقتصادی معاف از هرگونه نظارت برای پیشبرد اهداف سیاسی.

برای القای این محورهای تخریبی علیه امام خامنه ای، تهیه کنندگان این فیلم به زعم خویش تلاش کرده اند، از چهره هایی با سابقه حضور در درون نظام مثل بنی صدر و مزروعی، اطرافیان و بستگان مقام معظم رهبری مثل، مرادخانی (خواهرزاده) و میردامادی (پسردایی ایشان) و یا اسدی (دارای سابقه زندان سیاسی قبل از انقلاب) سود جویند که امروزه همگی در زمره فراریان و مخالفان نظام و رهبری بوده و از سوی دیگر به عنوان مستندات به دروغ ها و تحریف های تاریخی آشکاری دست زده اند که جز رسوایی و بی اعتباری برایشان حاصلی ندارد.

 ه- تحریف های تاریخی و دروغ های آشکار
گر چه تهیه کنندگان این فیلم آن را مستند نامیده اند، اما عدم آگاهی و غرض ورزی ها و اهداف تخریبی آنها موجب در غلتیدن به دام اشتباهات و رسوایی هایی شده که در موارد زیر به صورت گل درشت به چشم می آید:
1- دروغ تقابل یک نفر (رهبری) با مردم که نقطه آغاز فیلم است و سعی دارد با نمایش تصاویری از اغتشاشگران فتنه سال 88 و سپس فرازهایی از فرمایشات امام خامنه ای در خطبه های نماز جمعه (29/3/88) به بیننده این تقابل را القا تند، لذا با انکار عمدی و قلب واقعیت سعی ترده است اعتراض به نتایج انتخابات را به تقابل مردم با رهبری جا زده و اقلیت معترض در تهران را تمام مردم ایران معرفی کند. حال آنکه معترضان که بخش بسیار کوچکی از جامعه بودند، منهای گروه های ضدانقلاب و فرصت طلب، تحت تأثیر فریب و القای تقلب که توسط سران فتنه و حامیان خارجی آنان از جمله انگلیس و همین رسانه به خیابان ها آمدند و پس از اطلاع از واقعیت نیز به خانه ها برگشتند. مردم در روز 9 دی و 22 بهمن آن سال در حمایت از نظام و رهبری و نفی فتنه گران به خیابان ها ریخته و پیوند امت و ولایت را به رخ کشیدند، اما بی بی سی به عمد از کنار این دو مناسبت و انبوه مشارکت کنندگان گذشته و همان معترضان معدود را همه مردم معرفی می کند!
2- القای اینته امام خامنه ای در یک مسابقه سیاسی و با حذف رقیبان به جایگاه رهبری رسیده است عملاً نقش خبرگان رهبری در انتخابات معظم له را حذف و سانسور می تند. حال آنکه در ساختار سیاسی نظام جمهوری اسلامی، این خبرگان رهبری ته نمایندگان منتخب مردم هستند، رهبر را انتخاب می کنند.
3- منزوی معرفی کردن والد محترم امام در حالی که ایشان از روحانیون و رجال سیاسی فعال بوده و بر اساس اسناد همواره با سیاست های دیکتاتوری رضاشاه مخالف بوده و مبارزه می کرده است.
4- القای شیفتگی امام خامنه ای به موسیقی نیز یک دروغ دیگر است که آشنایی ایشان به موسیقی را که بعداً نیز زمینه پرداختن به آن در درس خارج بوده به شیفتگی تحریف کرده و آن را به معظم له نسبت داده است.
5- تحریف واقعیت های مربوط به دستگیری و زندانی شدن امام خامنه ای توسط ساواک که فقط به برگزاری جلسات ایشان با دانشجویان و فعالیت در مسجد کرامت مشهد تخصیص یافته است. حال آنکه اولین دستگیری معظم له مربوط به سال 1341 به جرم انتقال پیام حضرت امام خمینی(ره) برای آیت الله میلانی و علمای خراسان بوده است.
6- دروغ دوستی امام خامنه ای با افرادی مثل آیت الله بهشتی و آقای هاشمی برای نزدیک شدن به حلقه یاران امام خمینی(ره) در حالی که معظم له در سال 1341 حامل پیام امام خمینی به علمای بلاد خراسان بوده و قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به عضویت شورای انقلاب در آمده و همراه امثال شهید آیت الله بهشتی و آقای هاشمی بوده اند.
7- دروغ در اختیار گرفتن وزارت دفاع به عنوان سهم امام خامنه ای از قدرت در شرایطی که هر کدام از نزدیکان امام خمینی(ره) گوشه ای از کشور را در اختیار داشتند!
این ادعا در حالی است که اولاً، حضرت امام از گرفتن مسئولیت توسط اطرافیان خویش ممانعت می کردند و در آن مقطع، موافق حضور روحانیون در مسئولیت های اجرایی (به جز قوه قضائیه) نبودند. ثانیاً حضور امام خامنه ای در میادین جنگی به اعتبار نمایندگی حضرت امام(ره) در شورای عالی دفاع و مسئولیت در سپاه و همچنین علاقه شخصی به حضور در بین رزمندگان اسلام بوده است و ایشان هیچ گاه وزیردفاع نبوده اند.
8- دروغ فرار معظم له از جبهه«کرخه نور» که با ادعای بنی صدر مطرح می شود، هیچ واقعیت نداشته و در تاریخ جنگ چنین واقعه ای به ثبت نرسیده و در همان حال که بنی صدر مدعی است ایشان در جبهه ها حضور نداشته، بخشی از فرمایشات معظم له بین رزمندگان و خطاب به آنان ته می فرمایند: «خوراک و نام و نشان و پست و مقام و آسایش جای دیگر است، اینجا خمپاره و سختی است.» مربوط به حضور ایشان در خط مقدم است.
9- در این مسندنما، سخنرانی و اعتراض معظم له علیه بنی صدر در حزب جمهوری اسلامی و مجلس را به پیگیری بنی صدر از دلیل برای فرار مقام معظم رهبری از جبهه کرخه نور مرتبط دانسته است! در حالی ته دلیل افشاگری معظم له علیه بنی صدر به خاطر اقدامات خائنانه وی در جبهه ها بوده است در این فیلم با ادعای اینکه معظم له قصد داشته مدیریت بنی صدر در جنگ را زیر سوال ببرد، صحنه هایی از سخنرانی ایشان در مجلس شورای اسلامی پخش می شود.
10- ادعای اینکه کسب مقام ریاست جمهوری با انتظارات امام خامنه ای مغایر در آمده و ایشان حق انتخاب نخست وزیر را نیز نداشته یک دروغ تاریخی است، چرا که ریاست جمهوری تا قبل از بازبینی قانون اساسی حوزه اختیارات و وظایف خود را داشته و ایشان با آگاهی این مسئولیت را پذیرفته و انتخاب نخست وزیر در دوره اول با خودشان و در دوره بعد هم پس از آگاهی از نظر حضرت امام خمینی(ره) بر اساس تبعیت از ولایت بوده است. حتی حضرت امام(ره) نیز قصد تحمیل نداشته و فقط بر اساس نظرات فرماندهان جنگ و رئیس مجلس شورای اسلامی آن را به ایشان توصیه فرموده بودند.
11- نسبت دادن تشکیل وزارت اطلاعات به امام خامنه ای، که این ادعا، مغایر با فرایند تشکیل وزارتخانه ها در ساختار نظام جمهوری اسلامی است و از سوی دیگر، در تطبیق با واقعیت تاریخی ادعای مربوط به تأسیس وزارت یک تحریف و دروغ آشکار است، چرا که وزارتخانه از دل دفتر اطلاعات نخست وزیری و با انتقال اطلاعات سپاه و طی یک فرایند قانونی با پیشنهاد نخست وزیر و بررسی مجلس شورای اسلامی و تصویب آن تشکیل شده و در آن زمان نمی توانسته حیات خلوت سیاسی رئیس جمهور باشد.
12- القای اجباری شدن به کارگیری لفظ آیت الله برای امام خامنه ای پس از انتخاب ایشان و مخالفت علما با استناد به صحبت های شیخ علی تهرانی و منتظری که یک تحریف آشکار تاریخی است، چرا که شیخ علی تهرانی با قرار گرفتن در کنار منافقین در بغداد هیچ اعتبار و صلاحیتی برای چنین اعلام نظر نداشته و آقای منتظری نیز در (23/3/1368) یعنی پس از انتخاب امام خامنه ای به رهبری، به ایشان به عنوان فردی لایق، متعهد، دلسوز و تجربه آموخته دوران مبارزه مورد حمایت رهبر بزرگ انقلاب تبریک گفته است، آنچه بعداً در تقابل با نظام و رهبری از مرحوم منتظری می دانم مربوط به شرایطی خاص بوده که نمی توان آن را به عموم مراجع و بزرگان حوزه تعمیم داد، مواضعی که به انزوای ایشان منجر شد. ضمن اینکه وی از سوی حضرت امام از ورود به مسائل سیاسی منع شده بود.
13- ادعای قربانی کردن هاشمی و اثبات تشریفاتی بودن ریاست جمهوری توسط امام خامنه ای در دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی، در مغایرت با واقعیت های تاریخ سیاسی و همچنین جایگاه رئیس جمهور در قانون اساسی است و شیطنتی برای اختلاف افکنی و تحریک علیه رهبری به حساب می آید.
14- القای حذف مخالفان با تحریف وقایع مربوط به رد صلاحیت نمایندگان مجلس ششم که ریشه در تخلفات گسترده سیاسی برخی نمایندگان و سلب صلاحیت از سوی خودشان دارد. همچنین گفتن دروغ دیگری با این مضمون که «در بیرون از مجلس انتقاد از رهبری بهانه سنگین تری دارد.» این فیلم در دروغی دیگر با بازگشت به فتنه کوی دانشگاه در سال 1378 سعی دارد بین استعفای نمایندگان و ماجرای کوی دانشگاه پیوند برقرار کند.
15- انتساب قتل های مشکوک به دفتر رهبری و سپاه نیز دروغ شاخ دار دیگری است که پرونده دستگیری و محاکمه تعدادی از عناصر وزارت اطلاعات ته از قضا با سابقه چپ داشته و حامی آقای خاتمی بوده اند ته البته قبلاً واقعیت های مربوط به این مسئله روشن شده است و ربطی به سپاه و رهبری نداشته است.
دلایل و اهداف تهاجم علیه رهبری نظام
این اقدام بی بی سی در نوع خود بی سابقه است و پیش از این، رسانه هایی مثل بی بی سی، سیاست سکوت و بایکوت نسبت به رهبری را پیشه کرده و اقدامات تخریبی و تعرضات خود را ضمنی و غیرمستقیم و یا در سطوح غیررسمی و پایین تری انجام می دادند. چون از نگاه آنان؛
1- رهبری یک شخص روحانی و کاریزماتیک است که در باورهای دینی و اجتماعی جای دارد و در جنگ روانی عدم تعرض به باورهای مردمی برای اجتناب از برانگیختن مقاومت، یک اصل به حساب می آید.
2- سلامت، قوت و داشته های امام خامنه ای دست آنان را از تهاجم موثر و مخرب خالی می ساخت، چرا که حتی مخالفان نیز اذعان دارند که هیچ نقطه تاریکی در عملکرد معظم له وجود نداشته که بتوان آن را محل بر ضعف عملتردی ایشان کرد. نمونه آن، قضاوت مهاجرانی نسبت به وضعیت مالی و اقتصادی ایشان است که به صراحت اعلام کرد، نمی توان هیچ ابهامی یا نتته سیاهی در زندگی اقتصادی امام خامنه ای پیدا کرد.
3- هرگونه تهاجم تبلیغی ولو در شکل تخریبی و عملیات روانی، اهمیت جایگاه رهبری به جمهوری اسلامی را بر ملا می ساخت و هر چند در کوتاه مدت شاید می توانست کارکردی روانی- تبلیغی به نفع آنان داشته باشد، اما این کارکرد، بسیار سطحی و گذرا بود. در مقابل، چنین اقدامی موجب جلب توجه دیگران به نقش و جایگاه محوری امام خامنه ای می شد و حتی نظرها را به مواضع منطقه ای و بین المللی ایشان جلب می کرد.
بنابراین چنین اقدامی را باید یک نقطه عطف در راهبردهای دستگاه ها و بنگاه های رسانه ای غرب در تهاجم علیه جمهوری اسلامی دانست که با هدف بی ثبات سازی و زدن محور اصلی ثبات و پایداری انجام می شود، چرا که از نگاه آنان، در چالش ها و بحران های خطرناک که برای نظام جمهوری اسلامی رخ می دهد، این رهبری است که می تواند با انسجام بخشی بین نیروهای مدافع و حامیان نظام، عبور از بحران ها را ممکن و با به دست گرفتن سکان کشتی انقلاب آن را به ساحل آرامش برساند.
اما به نظر می رسد همزمانی این اقدام با مسائلی چون بیداری اسلامی و نقش الهام بخش انقلاب اسلامی و پیام های رهبری آن، صراحت رهبران جنبش های مقاومت مثل حزب الله و حماس در پیروی از فرامین امام خمینی(ره) از یک سو، و بی تأثیر بودن سرمایه گذاری های سنگین دشمنان برای کم رنگ کردن این نقش آنان را به سوی تغییر در راهبردهای عملیات روانی سوق داده است تا به قلب این سنگر مستحکم زده و شانس خویش را در شکستن آن امتحان کنند.
جالب اینکه، این تهاجم دقیقاً زمانی صورت می گیرد که در رسانه های غربی از نخست وزیر ترکیه به عنوان رهبر جهان اسلام یاد شده و مصری ها به پیاده سازی الگوی حکومت سکولار ترکیه تشویق و ترغیب می شوند که این خط را نیز باید موازی سازی و بدیل آفرینی برای نظام جمهوری اسلامی و رهبری آن دانست.
بنابراین یکی از دلایل چنین اقدامی، احساس خطر از جایگاه نقش امام خامنه ای در مسائل داخلی منطقه ای و بین المللی است.دلیل دیگر را می توان در شتاب تحولات ناشی از بیداری اسلامی به نفع ارتقای موقعیت و اقتدار نظام مقدس جمهوری اسلامی دانست که همراه با پیشرفت های داخلی و ثبات و پایداری داخلی آن، خوشایند نظام لیبرال- دموکراسی غرب نبوده و لذا احساس می کنند زمان علیه آنان می گذرد و لذا به زعم اینکه از هیچ اقدامی برای جلوگیری از این فرایند تهدیدآمیز نباید غفلت کنند، به چنین اقدامات مذبوحانه ای رو آورده اند.دلیل آخر اینکه، انتخاب زمان پخش این مستندنما نزدیک به انتخابات مجلس شورای اسلامی و تجربه غرب برای تبدیل انتخابات ها به انقلاب های رنگی و پیگیری تغییرات مطلوب خویش، می تواند این اقدام را بخشی از سناریوی غرب برای فتنه آفرینی و ایجاد چالش علیه ثبات و پایداری در جمهوری اسلامی معرفی کند.
جمع بندی
تهیه و پخش فیلم خط و نشان رهبری از سوی بنگاه رسانه ای بی بی سی، بخشی از جنگ روانی نظام لیبرال- دموکراسی علیه ثبات و پایداری در جمهوری اسلامی است که تلاش می کند با به کارگیری تکنیک های جنگ روانی و مونتاژ تحریف ها و دروغ های راست نما، چهره ای مخدوش و قدرت طلب از امام خامنه ای و تقابل بین ایشان و مردم به نمایش بگذارد. طراحان این سناریو با هدف ترور شخصیت معظم له به عنوان عامل اصلی ثبات و پایداری در جمهوری اسلامی ایران، سیاست سکوت رسانه ای نسبت به ایشان را که سال ها در دستور کار بوده شکسته و خط تهاجم و تخریب آشکار را برگزیده اند که با اصول عملیات روانی نیز در تعارض است. چنین چرخشی در سیاست های تبلیغی و رسانه ای غرب از نوعی شتابزدگی و نگرانی حکایت دارد که با اشاره ناخواسته تهیه کنندگان به جنبش های مردمی در منطقه یا همان بیداری اسلامی، کینه و ناراحتی اصلی آنان را رو می کند.
البته در این میان برخی غفلت ها، اشتباهات و خیانت های داخلی نیز به عوامل و مجریان رهبری نظام مقدس جمهوری اسلامی جسارت داده که برخی از اختلافات داخلی و تعرض به جایگاه ولایت مطلقه فقیه به بهانه های مختلف سیاسی از قبیل بحث ولایت همان وکالت است تا جسارت به امام خمینی و امام خامنه ای در فتنه رنگی و ... نمونه آن است. همچنین توهم و تصویر ناقص دشمن از تغییرات اجتماعی و تفاوت های بین نسلی در جمهوری اسلامی نیز در اتخاذ چنین خطی می تواند موثر باشد. اما ناشی گری و شتابزدگی مجریان این سناریو با به کارگیری عناصر ضدانقلاب و طرح ادعاهای بدون سند، همراه با دروغ ها و تحریف های آشکار تاریخی از یک سو و جایگاه و داشته های مدیریتی و شخصیتی امام خامنه ای نزد مردم و پیوند بین امت و امامت چنین سناریویی را از قبل محکوم به شکست در عرصه افکار عمومی می سازد. در عین حال نباید از بیان واقعیت ها برای روشنگری و پرده برداری از اهداف دشمن و همچنین تدوین تاریخ انقلاب اسلامی و ارائه مستندات مربوط به وقایع انقلاب از سوی دستگاه های فرهنگی و دفاع از ولایت فقیه و ولی امر در برابر سیل تهاجمی دشمن غفلت کرد./

رسول سنایى راد

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات