فرامرز پارسا
در دنیای امروز در کنار اجرای سیاست ها و طرح های مختلف برای ایجاد و توسعه روابط با دولت ها، دستیابی به مولفه های جذب افکار عمومی ملت ها به یکی از ارکان دیپلماسی مبدل شده است. دیپلماسی عمومی در دنیای امروز چنان اهمیت یافته که برخی کشورها نظیر آمریکا صدها میلیون دلار از بودجه خویش را به تحقق این مهم اختصاص داده و حتی از این امر برای سلطه بر کشورها بهره برداری می کنند.
بررسی تحولات منطقه نشان می دهد که غربی ها از آغاز قیام های مردمی در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و شمال آفریقا با به کارگیری دیپلماسی عمومی تلاش کرده اند تا به هر نحوی شده، نقش و جایگاه ایران را پنهان ساخته و چنان وانمود سازند که این حرکت ها ارتباطی با جمهوری اسلامی ندارد. آنها برای رسیدن به این مقصود حتی با سانسورهای خبری و فضای تبلیغاتی تلاش کردند تا بیداری اسلامی منطقه را در حاشیه قرار داده و عناوینی چون دموکراسی، مردمی و یا بیداری انسانی را که برگرفته از واژگانی در فرهنگ غرب است، جایگزین آن سازند.
آنها همچنین با برجسته سازی نقش برخی کشورها مانند ترکیه تلاش کردند تا ضمن ترویج فرهنگ سکولاریسم این انقلاب ها را از حرکت در مسیر رویکرد به جمهوری اسلامی ایران دور سازند. آنها برای تکمیل این پروژه حتی فشارهای خویش بر ایران در صحنه بین المللی را تشدید کردند تا به گمان خویش موجب دوری ایران از منطقه شوند.
هرچند که غرب تلاش بسیاری برای رسیدن به این مقصود صورت داده است؛ اما روند تحولات امر دیگری را نشان می دهد. در این چارچوب می توان به دو رویداد مهم اشاره داشت.
نخست آنکه در حاشیه نشست سازمان ملل متحد مقامات ارشد کشورهای منطقه حتی بحرین که تحت فشار و تحریک غرب ادعاهایی را علیه ایران مطرح می کرد خواستار گفت وگو با مقامات جمهوری اسلامی شدند. هرچند که این امر براساس دیپلماسی دولت ها عنوان شده اما باتوجه به هجمه تبلیغات ضدایرانی که از سوی برخی از این کشورها صورت گرفته بود، می توان گفت که جایگاه ایران و انتظار ملت های منطقه از دولتمردان شان برای رویکرد به جمهوری اسلامی، عامل اصلی درخواست آنها برای گفت وگو با مقامات ایرانی بوده است. حاشیه های نشست سازمان ملل نشان داد که پروژه ایران هراسی غرب با توجه به دیپلماسی عمومی و جایگاه منطقه ای جمهوری اسلامی ایران با ناکامی همراه شده است.
دوم آنکه محور دیگر دیپلماسی عمومی و جایگاه ایران در این عرصه را می توان در مشارکت گسترده دولت ها، نهادهای مردمی و جریان های سیاسی و اجتماعی کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای برای حضور در نشست های بیداری اسلامی و حمایت از ملت فلسطین در تهران مشاهده کرد. هرچند که غرب ادعای انزوای ایران را مطرح می کرد؛ اما حضور گسترده اندیشمندان، نمایندگان اقشار مختلف ملت های منطقه، مقامات کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای در این اجلاس ها نشان داد که جمهوری اسلامی ایران از چنان موقعیت منطقه ای برخوردار است که هر زمان اراده کند می تواند در سطوح مختلف سیاسی و اجتماعی، مجموعه گسترده ای را در کنار هم گرد آورد. این امر برگرفته از دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران است که در طول حیات انقلاب اسلامی توانسته در میان اقشار مختلف کشورهای منطقه جایگاه ویژه ای برای خود کسب کند.
نکته قابل توجه آنکه جمهوری اسلامی در حالی توانست با دیپلماسی عمومی طیف گسترده ای را در قبال مسئله فلسطین و بیداری اسلامی گردهم آورد که آمریکا و اروپا نتوانسته اند، حتی یک اجلاس قابل توجه برای فلسطین برگزار کنند، چراکه جهانیان و حتی اعراب سازشکار نیز به آنها اعتماد ندارند.
بر اساس آنچه ذکر شد می توان این نتیجه را حاصل کرد که به رغم ادعاها و تحرکات غربی ها در حوزه دیپلماسی عمومی، نه تنها آنها نتوانسته اند جمهوری اسلامی ایران را منزوی سازند، بلکه روند تحولات از جایگاه بالای ایران در این حوزه و ناتوانی و انزوای غرب حکایت دارد، چنانکه امروز ملت های منطقه صراحتاً ایران را الگویی ارزنده می دانند که رویکرد به آن تحقق آرمان های داخلی و جهانی آنها را به همراه دارد.