صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۴ مهر ۱۳۹۰ - ۱۱:۰۰  ، 
کد خبر : ۲۲۸۲۹۴
آشنایی با برخی از عملکردهای نهضت آزادی ایران (25)

احزاب سیاسی ایران (بخش صد و بیست و ششم)

تألیف: ولى‌الله بهرامى تنظیم: عبدالله شمسى مقدمه: در قسمت قبل، به گوشه ای از عملکرد سیاسی نهضت آزادی پس از پیروزی انقلاب چون؛ مأموریت دولت بازرگان، ترکیب اعضای کابینه و عملکرد دولت موقت درباره نهادهای انقلابی و امام اشاره شد، در این شماره با برخی دیگر از عملکردهای سیاسی نهضت آزادی ایران آشنا می شویم.

2/3- نهضت آزادی و رفراندوم جمهوری اسلامی
رهبر نهضت آزادی در مصاحبه ای در روزهای نخست پیروزی ملت ایران بر رژیم پهلوی، اعلام کرد: «به جمهوری اسلامی، صفت دموکراتیک را باید اضافه کرد.»(1) نغمه جمهوری دموکراتیک و جمهوری دموکراتیک اسلامی تا مدتی پس از پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت؛ به گونه ای که در آستانه برگزاری رفراندوم جمهوری اسلامی به محور تبلیغات ضدانقلاب تبدیل شد. حتی وقتی در 10 و 11 فروردین 58، مردم با 2/98 درصد، به جمهوری اسلامی رأی دادند، نهضت آزادی از دیدگاه خود دست برنداشت، چنان که در بیانیه خود در (27/3/58)آورد:
«اصرار و تأکید بر جدایی نهضت اسلامی از جنبش دموکراتیک، نه به سود اسلام و مسلمین است، نه به سود جامعه و ملت ایران و نه منطبق بر حقیقت. اسلام با دموکراسی یا ملیت، مغایرتی ندارد.»(2)
آقای بازرگان در سلسله سخنرانی هایی در سال 1360 به شدت از جمهوری منهای اسلام دفاع می کرد و می گفت: «اگر انقلاب ما عنوان و ادعای ساده ای مثلاً انقلاب دموکراتیک ایران یا انقلاب ملی، سوسیالیستی و غیره می داشت، تکلیف ما ساده می بود، تنها در برابر کشور و ملت مان مسئولیت می داشتیم، اما با قید مقدس اسلامی که مابین انقلاب و ایران آمده است، تکلیف ما و نسل های آینده خیلی سنگین شده. ترس از این است که به اصطلاح عامیانه، ثواب نکرده کباب کرده باشیم؛ ... ، کوچک ترین خطا و اشتباه یا ظلم و انحراف و هرگونه شکست و اشکال که عمداً یا سهواً در این نظام از کسی یا کاری سر بزند، پای اسلام نوشته شده... ای کاش چنین نمی شد.»(3)
ایشان سپس نتیجه می گیرد که حاصل انتساب هر نظام و حکومت دنیایی به دین و اتصال آن به خدا، سخت تر از صد استبداد و بدتر از عبادت طاغوت است.(4)
طرح جمهوری دموکراتیک اسلامی، با فرهنگ اسلامی بیگانه و برای مردم ناآشنا و نامفهوم بود، از این رو، مردم آن را نپذیرفتند. حضرت امام نیز با تمام قوا وارد میدان شد و ماهیت این طرح را افشا کرد. آن حضرت، تأکید بر عنوان دموکراتیک را از رسوبات فرهنگ غرب و غربزدگی توصیف کرد و فرمود: «همه درد و بلای ما این است که غرب زده ایم، ما سال های طولانی زیر بار آمریکا بودیم... حالا که می گویید روی پای خودمان، باز هم جمهوری دموکراتیک، یعنی جمهوری غربی؟... الان هم یک دسته ای غربزده هستند که در فکرند یک جمهوری به وجود آید ولو اسلامش نباشد جمهوری دموکراتیک باشد. اینها را اگر نگوییم خیانتکارند، اشتباه دارند.»(5)
شهید مطهری در حمایت از این موضع حضرت امام، در مصاحبه هایی واژه دموکراتیک را در عنوان «جمهوری دموکراتیک» حشو و زاید دانست و آن را تقلید از غرب و معیارهای آنها برشمرد و بیان داشت که این دنبال روی، کمکی به ملت ایران نمی کند، بلکه به تضعیف روحیه و شکست او منجر می شود و از نظر امام نیز نوعی خیانت به روحیه مستقل مردم ایران محسوب می شود.(6)
با همه این مخالفت ها، دولت موقت برای جلب رضایت غربی ها، بر طرح جمهوری اسلامی دموکراتیک اصرار داشت تا این که رهبر انقلاب با صراحت و قاطعیت اعلام کرد: «من به جمهوری اسلامی رأی می دهم نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد.»(7)
پافشاری نهضت آزادی در دفاع از این موضع و دیدگاه، بار سیاسی و فرهنگی خاصی داشت، به خصوص که این تشکل در این بیانیه وانمود می کرد که منافع اسلام و مسلمین و ملت ایران را بهتر از حضرت امام تشخیص می دهد. امام خمینی، در مصاحبه ای با «حامد الگار» می فرماید: «تا توانستند راجع به جمهوری اسلامی مخالفت کردند مثلاً جمهوری اسلامی را می خواهیم چه کنیم، جمهوری دموکراتیک باشد اسلامش نباشد. آخرش که آن خوب خوب های شان (بازرگان) صحبت می کرد و می گفت: جمهوری دموکراتیک، ملت ما این را قبول نکرده، گفتند آنچه ما می فهمیم، اسلام را می فهمیم و جمهوری را می فهمیم چیست، اما دموکراتیکی که در طول تاریخ پیراهنش را عوض کرده، هر وقت به یک معنی. الان این دموکراتیک در غرب یک معنا دارد و در شرق یک معنای دیگر دارد... آن دموکراتیک را حتی پهلوی اسلام هم بگذارند ما قبول نداریم... برای این که این اهانت به اسلام است.»(8)
2/4- عملکرد نهضت آزادی درباره مجلس خبرگان قانون اساسی
پس از رفراندوم جمهوری اسلامی، مقرر شد که قانون اساسی تدوین شود. نهضت آزادی و گروه های همفکر، در صدد بودند با تشکیل مجلس موسسان، قانون اساسی دلخواه را تدوین کنند. بهانه آنها نیز آن بود که حضرت امام در حکم نخست وزیری بازرگان، تشکیل مجلس موسسان برای تدوین قانون اساسی را ذکر کرده است.
در پی اختلاف در مورد تشکیل مجلس موسسان یا خبرگان برای تدوین قانون اساسی، اعضای شورای انقلاب و دولت موقت به حضور حضرت امام رسیدند. بنا شد مجلسی با افراد کمتر تشکیل شود و ظرف سی روز تدوین قانون اساسی را به پایان برسانند. از آنجا که تا آن زمان هیچ محدودیتی برای شرکت در انتخابات وجودنداشت، دولت موقت و همفکرانش گمان می کردند که پیروز میدان هستند، ولی 69 درصد افراد حائز آرا از میان روحانیان و فقها انتخاب شدند.(9)
آقای بازرگان نتایج تدوین قانون اساسی را نگران کننده اعلام می کند. دکتر کریم سنجابی، وزیرخارجه دولت بازرگان در کتاب «امیدها و ناامیدی ها» از بازرگان نقل قول کرده که بزرگ ترین اشتباهش، اصرار برمجلس موسسان (خبرگان) قانون اساسی بوده است، زیرا این مجلس اصل ولایت فقیه را تصویب کرد و نفوذ روحانیان را تحکیم بخشید.(10)
ماجرا از این قرار بود که در(18/7/ 58)، به پیشنهاد عباس امیرانتظام، معاون نخست وزیر و سخنگوی دولت موقت، جلسه ای با حضور شماری از عناصر نهضت آزادی و دیگر گروه های ملی برگزار و مقرر شد که به دلیل این که مهلت بررسی و تنظیم قانون اساسی به پایان رسیده و چون از لحاظ شرعی و حقوقی مدت وکالت و نمایندگی به زمان محدود است، بعد از انقضا، نمایندگان نمی توانند زمان وکالت خود را یک طرفه تمدیدکنند، انحلال مجلس خبرگان اعلام می شود.(11)
این طرح به هیئت دولت برده شد و به امضای هفده نفر از اعضای دولت موقت رسید که تا آن زمان یک پیشنهاد با چنین اکثریتی بی سابقه بود. دولت روزنامه ها را آماده نگه داشت تا خبر مصوبه را فردا و به صورت فوق العاده چاپ کنند. قرار بود که این مصوبه بلافاصله از طریق رادیو و تلویزیون نیز اعلام شود. بازرگان از عواقب انتشار این مصوبه بدون صلاحدید با امام وحشت داشت، ولی امیرانتظام به اعلام انحلال مجلس اصرار داشت. در نهایت بنا شد فردای آن روز، بازرگان و عده ای دیگر از اعضای دولت، به حضور امام بروند و طرح را با ایشان در میان بگذارند و تأیید بگیرند.(12)
فردای آن روز خدمت امام رسیدند. امام با هوشیاری و فراست همیشگی، عمق توطئه را درک و قاطعانه با این مصوبه مخالفت کرد. ایشان در یک سخنرانی در مورد انحلال مجلس خبرگان فرمود:
«قضیه طرح آن که مجلس خبرگان منحل بشود که در زمان دولت موقت این طرح شد، بعد هم معلوم شد که اساسش از امیرانتظام بوده و آن مسائل. آن وقت آمدند آقایان پیش ما، همین آقایان، آقای بازرگان و رفقایش و گفتند که ما خیال داریم این مجلس را منحل کنیم. من گفتم شما چه کاره هستید اصلش که می خواهید این کار را بکنید، شما چه سمتی دارید که بتوانید مجلس را منحل بکنید، پاشید بروید سراغ کارتان. وقتی دیدند محکم است مسئله، کنار رفتند.»(13)
صرف نظر از این که دولت حق نداشت در این کارها دخالت کند، تلاش هیئت دولت برای تصویب این طرح، به خاطر آن بود که می دانستند مجلس خبرگان، اصل ولایت فقیه را در قانون اساسی می گنجاند.(14)
بعدها امیرانتظام، بازرگان را به خاطر نداشتن شجاعت در اعلام انحلال مجلس خبرگان و در میان گذاشتن آن با امام، ملامت کرد و گفت: متأسفانه مهندس بازرگان با همه خصوصیات عالی و قدرت فوق العاده، فاقد جسارت کافی است و همیشه در هنگام کارهای بزرگ فرار می کند، اگر طرح اعلام شده بود، شانس رد کردن آن ده درصد بود ولی در عوض 36 میلیون نفر علیه حکومت آخوندیسم بر مملکت به پا می خاستند.(15)
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات