صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۴ مهر ۱۳۹۰ - ۱۱:۵۴  ، 
کد خبر : ۲۲۸۳۲۱

فرایند اشغال یک سرزمین (بخش نهم)


على صادقى
پس از سرکوب شدن انقلاب مسلمانان هند، در میان ده ها ملت گوناگون هندی، مسلمانان تنها کسانی بودند که نتایج تلخ این شکست را تحمل کردند و استعمارگران با بدترین وضع ممکن، با آنان روبه رو شده و برای کوبیدن و از بین بردن نشاط و نیروی آنان، به هر جنایتی دست زدند، سراج ا لدین ابوظفر دستگیر و در دادگاه انگلیسی محکوم به اعدام شد، سپس با یک درجه تخفیف، به رانگون پایتخت برمه تبعید شد و آنقدر در بند انگلیسی ها ماند تا جان سپرد.
پس از شکست انقلاب، اختیار اداره هندوستان از کمپانی هندشرقی به دولت انگلستان منتقل شد و ملکه ویکتوریا، هند را جزیی از امپراتوری بریتانیا اعلام کرد و دشمن پیروز که کینه مسلمانان- یعنی حکمفرمای سابق آن سرزمین- را در دل داشت، یکه تاز میدان حکومت هند شد و با تمام قدرت، کینه های دیرین درباره آنان را به مرحله عمل درآورد. شهرهایی که مهد فرهنگ و تمدن اسلامی بود، تحت تصرف غاصبانه انگلیسی ها درآمد، آثار دوران اسلامی به تدریج محو شد و رو به نابودی رفت، مردم جبراً و قهراً از آموزش های اسلامی دور ماندند و بدین وسیله راه برای فرهنگ و نفوذ معنوی انگلیسی ها کاملاً باز شد.
«لردالن برو» حکمران مطلق هند در سال 1843 میلادی، در خصوص مسلمانان هند می گوید: «این حقیقت آشکار را نمی توان نادیده گرفت که ملت مسلمان، به موجب طبیعت آیین خود، دشمن سرسخت ماست. بنابراین، برنامه واقعی ما آن است که خشنودی هندوها را جلب کنیم.»
این طرز فکری بود که انگلیسی ها از اوایل ورود به هندوستان، بدان معتقد شده و در روزگار کمپانی هند شرقی بر اساس آن مشی می کردند، یعنی همیشه جانب هندوها را نگاه داشته و مسلمانان را مورد بی مهری قرار می دادند و حتی گاه برای آزردن مسلمانان، از بذل پاره ای کمک های کوچک به هندوان خودداری نمی کردند. برای نمونه، این واقعه را می توان ذکر کرد:
پس از تار و مار شدن قوای انگلیس در افغانستان، در سال 1842 که «سرهنری رالسنون» مأمور سیاسی انگلیس از قندهار به هندوستان می رفت، هنگام عبور از شهر غزنه، درهای مقبره سلطان محمود غزنوی : بزرگترین فاتح مسلمان هند- را به حکم فرمانفرمای هندوستان، از جای کنده به عنوان اینکه این درها متعلق به بتکده سومنات است، همراه خود به هندوستان برد.
به خوبی پیداست که این عمل، فقط به منظور تقویت جانب هندوها و ضربه های روانی به مسلمانان انجام گرفت، آنان می خواستند چنین وانمود کنند که از فاتح مسلمان هندوستان و ویرانگر بتکده سومنات پس از قرن ها انتقام می گیرند.
در واقع انقلاب سال 1857م که به رهبری مسلمین و به منظور تجدید حکومت آنان برپا شده بود این طرز فکر را در انگلیسی ها تقویت کرد و آنان را بر اجرای طرح پس زدن مسلمانان و جلب خشنودی هندوها مصمم تر و راسخ تر ساخت.
«نهرو» می گوید: بعد از سال 1857 انگلستان، مسلمانان را بیشتر از هندوان تحت فشار قرار داد، زیرا انگلیسی ها مسلمانان را از هندوان مبارزتر و جسورتر می دانستند و تصور می کردند که هنوز خاطرات دوران تسلط ایشان بر هند، تازه است و به این جهت خطرناک تر می باشد.
این موضوع در گزارش «ویلیام هنتر» وقایع نگار انگلیسی نیز کاملاً منعکس است، وی در سال 1871 (14 سال پس از سرکوبی انقلاب) چنین گزارش داد:
اتباع مسلمان ما در هندوستان به طور عادی خود را ملزم می دانند که علیه ملکه طغیان کنند.
انگلیسی ها این موضوع را که: مسلمین به موجب طبیعت آیین خود، دشمن سرسخت آنانند نه تنها در هند بلکه در جنگ های خونین مردم مسلمان افغانستان نیز به رأی العین مشاهده کرده آن را همچون درسی آموزنده و تلخ، همیشه به خاطر داشتند.
لذا برای آنان جای تردید نبود که مسلمانان، سرسخت ترین و خطرناک ترین دشمنان استعمارند و حتی پس از شکست نیز نومیدانه برای طرد و قطع نفوذ آنان به هر وسیله ای تشبث می جستند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات