صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۴ مهر ۱۳۹۰ - ۱۱:۵۷  ، 
کد خبر : ۲۲۸۳۲۲

فرایند اشغال یک سرزمین (بخش هشتم)


على صادقى
در سال (1757م) امیر سراج الدوله که از امرای مسلمانان هند بود، در بنگال به مرکز انگلیسی ها هجوم آورد، با این عزم که به کلی آنان را ریشه کن سازد و کشور را از شر آنان آسوده کند و اگر خیانت چند تن از سرکردگان سپاه و سیاست ها و نقشه های مکارانه انگلیس ها نمی بود، شاید می توانست این آرزو را عملی ساخته همه آنان را به دریا بریزد ولی به همین علل، سپاهیان وی شکست خوردند و خود او دستگیر و کشته شد و این سرانجام تلخ، به انگلیسی ها فرصت داد که نفوذ خود را در بنگال، بیش از پیش بگسترانند و آنجا را پایگاهی برای تسلط بر همه نواحی هند سازند.
در جنوب نیز یکی از امرای مسلمان هند به نام حیدرعلی در سال (1781م) برای قطع نفوذ انگلیس به پا خاست، وی ضمناً از تیرگی روابط انگلیس و فرانسه کاملاً بهره برداری می کرد. پس از او نیز فرزند شجاع و دلاورش تیپوسلطان دنباله عملیات پدر را گرفت و همت به قلع و قمع انگلیسی ها گماشت؛ با آنان جنگ ها کرد تا مرز پیروزی نهایی هم پیش رفت و چیزی نمانده بود که در سایه شهامت و فداکاری او، کشور هند به کلی از یوغ استعمار بریتانیا خلاص شود. ولی باز خیانت بعضی از سران سپاه و ضعف نفس امرای ولایات که فریب وعده های دولت انگلیس را خورده بودند، قوای او را در هم شکست و او در کشاکش جنگ شهید شد.
با کشته شدن او انگلیسی ها نفس راحت کشیدند و از سرسخت ترین دشمن خود که چیزی نمانده بود همه نقشه های شان را عقیم سازد، آسوده خاطر گشتند و از آن پس با فراغت به پیاده کردن نقشه های حساب شده خویش پرداخته در محیطی بی رقیب، به سوی آن لقمه گوارا خیز برداشتند.
از آن تاریخ، کینه ورزی ها و سخت گیری ها شروع شد و استعمار غرب، قیافه زشت و مهیب خود را نشان داد و آشکارا به درهم کوبیدن نیروهای معنوی و امکانات مادی ملت استعمارزده هند پرداخت.
در سال (1857م) ملت هند به رهبری امرای مسلمان و چند تن از هندو ها که زخم انگلیس را چشیده بودند، به منظور نجات از آن وضع مرگبار، انقلاب خونینی به پا کردند، نقطه اصلی این انقلاب، نظامیان بومی هند بودند که عده ای از فرماندهان انگلیس را کشته و از اطراف کشور به سوی دهلی به راه افتادند. شدت انقلاب در چهار ماهه اول به منتهی درجه رسید؛ مردم همگی با سپاهیان هندی همکاری می کردند و وسائل پیشروی را برای آنان فراهم می آوردند، دهلی به تصرف مردم انقلابی در آمد. انقلابیون، پیرامون سراج الدین ابوظفر شاه بازمانده شاهان مغولی مسلمان را گرفته و او را امپراتور هند، خواندند.
این انقلاب : که از معروف ترین شورش های قرن نوزدهم است- مجموعاً تا اواخر سال 1859 ادامه داشت. در آغاز که نسیم پیروزی بر پرچم هندیان می وزید، انگلیسی های ساکن هند، وضع دشواری پیدا کرده بودند، ولی تمام شدن فصل گرمای هندوستان و امکان اعزام سپاهیان تازه نفس انگلیسی از طرفی و خاتمه یافتن جنگ ایران و انگلیس از طرف دیگر، به دولت انگلستان مجال داد که عده ای سرباز تازه نفس به هندوستان بفرستد. با رسیدن قوای امدادی انگلیس، وضع دگرگون شد؛ نظامیان هندی انقلابی تاب مقاومت نیاوردند و در فوریه 1858 دهلی به دست انگلیسی ها فتح شد. با سقوط دهلی، به حقیقت انقلاب در هم شکسته شد و جز در شهر «لکنو» در جای دیگر، چندان اثری از آن باقی نماند.
در این انقلاب نیز همچون انقلاب های گذشته هند، نقش اساسی رهبری، به عهده مسلمانان بود و لذا عناصر شورشی، بدون گفت وگو پیرامون یکی از بازماندگان سلسله پادشاهان مسلمان مغولی گرد آمده و تجدید حکومت او را شعار مبارزه قرار دادند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات