رضا گرمابدری
بسمالله الرحمن الرحیم
بحث مذاکره آمریکا با ایران که طی چند روز گذشته به تدریج جایگاه چند باره قابل توجه در میان اخبار مهم دنیا پیدا کرد با اظهارات اخیر «خاویر سولانا» به اوج رسید.
برخی از رسانهها به نقل از سولانا اعلام کردند: «ایران آماده مذاکره با آمریکاست» در حالی که حرف اصلی سولانا این است: «بر این باورم که مسئولان عالیرتبه ایران آماده مذاکره با واشنگتن هستند.» اینکه ملاک برداشت سولانا چیست، موضوع بحث نمیباشد، بحث بر سر این است که علت طرح مجدد این سخنان از سوی مقامات آمریکایی چیست و در قبال آن کدام پاسخ و واکنش مناسب است.
دولتمردان آمریکایی که روزی با غره شدن به عده وعده خود و فریب افکار عمومی داخلی آمریکا و مردم جهان با بهانه کردن حادثه بسیار مشکوک یازده سپتامبر و با ادعای مبارزه با تروریسم این «حق ناحق» را برای خود تراشیدند تا در هر نقطه جهان دست به هر اقدام ناشایست بزنند مشروع و پذیرفته جلوه کند، تدریجاً در روند معکوس قرار گرفتند و زمانی به خود آمدند که متوجه شدند با تارهایی که به دور خود تنیدهاند، امکان هرگونه تحرک مثبت را از دست دادهاند.
به زعم مقامات آمریکایی در هر برنامه شکست خورده نومحافظهکاران، سایه جمهوری اسلامی ایران مشاهده میشود. در شرایط حاضر نومحافظهکارانی که در ابتدای ورود به کاخ سفید گمان میکردند با آرایش «بدهیبتی» که گرفتهاند در ادامه قادر خواهند بود با اتکاء به عوامل جدیدی که به تصور آنها موجب افزایش قدرت آنها گردیده میتوانند، مقتدرانه مسایل چند ساله ایران و آمریکا را به نفع خودشان حل کنند، متوجه شدهاند نه اینکه چیزی به نفع آنها تغییر پیدا نکرده بلکه این جمهوری اسلامی ایران بوده که توانسته مدبرانه و دقیقاً مماس و متناسب با اقدامات آمریکا سیاستهای خود را به اجرا گذارده تا جایی که پس از گذشت بیش از شش سال، بررسی وضعیت دو طرف حاکی از آن است که ایران در بسیاری از عرصهها دشمن کینهتوزش را جا گذاشته است.
بخش واقعبین دولت بوش این مسئله شده و آن را پذیرفته و بر همین اساس میل به تغییر وضعیت پیدا کرده است. چه بسا از نگاه آنها تأمین منافع آمریکا در شرایط حاضر طرح مباحثی با محوریت گفتگو با ایران باشد که در اشکال مختلف ابراز میشود. حال باید دید تأمین منافع ایران نیز از همان مسیری انجام میپذیرد که منافع آمریکاییها تأمین میشود تا به توان نگاه خریدارانه به این اظهارات انداخت. یقیناً پاسخ منفی است، زیرا رویگردانی ایران از مشی و مسیری که هر چند با دشواری و محنت، بسیاری از خواستههای آن را برآورده ساخته و ورود به مسیری که هیچگونه نشانه و تضمین اطمینان بخشی برای به مقصد رسیدن آن مشاهده نمیشود، به هیچ وجه منطقی و عقلانی نیست، افزون بر اینکه درهم شکسته شدن بیشتر آمریکا نیز در روزهای آتی قابل پیشبینی است.
اما فقط درحدی که فضای دیپلماسی خالی از کلام و سخن نباشد میتوان تنها درباره دیدگاه آمریکاییها واکنش شفاهی بدون پشتوانه اجرایی داشت، زیرا شواهد و قراینی وجود دارد که میتوان استنباط کرد ایران در آستانه برخورداری از یک «فرصت طلایی» در آینده نزدیک قرار گرفته است. حال که آمریکاییها مجبور به تعجیل هستند جمهوری اسلامی میتواند از صبر و طمأنینه خویش بیشترین بهره را ببرد.