تهران امروز:الزامات نوسازی نظام سیاسی«الزامات نوسازی نظام سیاسی»عنوان یادداشت روز روزنامهی تهران امروز به قلم امیر دبیریمهر است که در آن میخوانید؛یکی از موضوعات مهم کشور به ویژه در سالهای اخیر مسئله نوسازی و بازسازی نظام سیاسی است که متاسفانه بهرغم اهمیت این بحث و سایه گسترده آن بر همه شئونات کشور، نه تنها مورد اهتمام شایسته قرار نگرفته حتی در مواردی که عدهای از سر تعهد و دلسوزی وارد این میدان شدند با جمود و تحجر عدهای دیگر که بحث در این خصوص را میوه ممنوعه میدانند مباحث ابتر مانده و سرانجام نیکویی نیافته است غافل از اینکه وقتی مسائل رها بمانند اینگونه نیست که حل یا رفع شوند بلکه در اشکال دیگری بهعنوان مشکل و گاه معضل و بحران بروز مییابند. کرسیهای آزاداندیشی که بارها بر ضرورت شکلگیری و فعالیت آنها تاکید شده و از سوی دیگر از عدم شکلگیری آنها در حوزهها و دانشگاهها انتقاد شده همین وظیفه خطیر را برعهده دارند که متاسفانه چنین نشده است. رهبر معظم انقلاب اسلامی در سفر اخیر به کرمانشاه با تشخیص این ضرورت این عرصه را به روی صاحب نظران و متفکران گشودند آنجا که فرمودند:
حال در این خصوص 2 مسئله مهم قابل بحث است که انگیزه نگارش این مطلب میباشد.
اکنون که رهبری نظام این فضا را گشودهاند بر وزارت علوم و همه دانشگاهها و حوزهها و مراکز علمی و پژوهشی فرض است که با طراحی ساز و کارهای لازم و دعوت و خواهش از استادان و پژوهشگران علوم انسانی بالاخص علوم سیاسی کرسیهای آزاداندیشی را در این موضوع ایجاد و رونق دهند و اجازه ندهند رکود و سکون بر فضای فکر سیاسی کشور حاکم باشد اگر قرار است بومیسازی در علوم انسانی صورت گیرد نقطه عزیمت آن همین امروز است.
نظام جمهوری اسلامی یک چنین نظامی است. با این نگاه، نظام فرسودهبشو نیست، متحجربشو نیست، از راهبازمانده نیست و نخواهد شد؛ همیشه میتواند جوان باقی بماند.» درنگ در این عبارات ما را به دو مسئله مهم رهنمون میشود یکی « کارآمدی » و دیگری «هویت و ماهیت » نظام اسلامی است که باید همزمان و همسو بهعنوان اهداف بازسازی و نوسازی تعقیب شود. نظام اسلامی بدون کارآمدی نمیتواند از هویت خود دفاع کند و در واقع نظام ناکارآمد در گذر زمان دچار قلب ماهیت میشود. نظام نه میتواند و نه میخواهد که به مسئله مهم کارآمدی بیتفاوت باشد زیرا مردم بهعنوان صاحبان اصلی کشور از نظام سیاسی انتظار کارآمدی در همه عرصهها را دارند. اما کارآمدی در نظام اسلامی همه راه نیست و کمال مطلوب نظام سیاسی نیست زیرا مسئله کارآمدی ضرورت مشترک همه نظامهای سیاسی اعم از سکولار و دینی است.
از این رو کرسیهای آزاداندیشی و نظریهپردازی در حوزه سیاسی باید بهطور توام به این دو وجه بازسازی و نوسازی نظام اسلامی بیندیشند و به تبیین آن بپردازند. ذکر دو نکته مهم را در انتهای این مطلب ضروری میدانم یکی اینکه نباید این موضوع مهم و حساس به سطح رسانهها تنزل یابد و باید در فضاهای علمی و تخصصی طرح شود و رسانهها صرفا با رعایت امانتداری منعکس کننده آن باشند. دوم اینکه افراد تنگ نظر و خشک مغز که توان انعطاف و تحول ذهنی ندارند نباید در این میدان فرهیختگی مجال حضور و ورود پیدا کنند زیرا ورود این دست افراد نه تنها مشکل گشا نیست بلکه مانع و مزاحم بحثهای اندیشگی و فکری و روشن فکری است.
رسالت:نظامهای حکومتی و چالشهای فرا رو«نظامهای حکومتی و چالشهای فرا رو»عنوان سرمقالهی روزنامهی رسالت به قلم محمود فرشیدی است که در آن میخوانید؛سفر مقام معظم رهبری به کرمانشاه حال و هوای کشور را نشاط و طراوت بخشید و معظم له با نگاهی بلند و با آیندهنگری و در عین حال واقعبینی، افقهای تازهای گشودند که شایسته است صاحبنظران و فرهیختگان از این چشمانداز، مسائل را مورد توجه قرار دهند.
همچنین ایشان در دیدار با دانشگاهیان و دانشجویان، مسئله پیری و جوانی نظام اسلامی را مطرح فرمودند و به شبهه فرسودگی و از کار افتادگی نظام پاسخ گفتند و اصول ثابت و عرصه گسترده تغییرات در نظام اسلامی را تبیین فرمودند چندان که حتی به امکان جایگزینی نظام پارلمانی به جای نظام ریاستی در آیندهای دور اشاره کردند و در بخشی دیگر جایگاه رهبری را با بیانی صریح و منطقی شرح دادند و رهبری را «یک مدیریت کلان ارزشی» عنوان کردند و بدین ترتیب علت عدم دخالت رهبری در وظایف قوای سهگانه را به جز در موقعیتهای حساس توضیح دادند.
همچنانکه بدن سالم وقوی، بدنی است که چنانچه آلودگی، میکروب و ویروسی به آن وارد شود، دستگاههای دفاعی آن بتوانند بر عناصر نامطلوب فائق آیند و آن را دفع کنند و نشاط و سلامت را به بدن بازگردانند، نظام حکومتی سالم وقدرتمند نیز نظامی است که توان مقابله با آفتها و آسیبهای درونی را داشته باشد.
اما نظام سرمایهداری طی 32 سال گذشته علیرغم تمامی توطئهها و لشکرکشیها و سرمایهگذاریها، برای شکست نظام جمهوری اسلامی ایران و یا لااقل مهار انقلاب اسلامی،راه به جایی نبرده است.
ایران:حج و بیداری ملتها
ارزیابی روند تحولات جهان و منطقه واقعیتهای زیادی را آشکار میکند که نقطه کانونی این تحولات در بیانات مقام معظم رهبری به خوبی مورد اشاره قرار گرفته است. مقام معظم رهبری در بیانات اخیر خود در کرمانشاه موضوع گسترش اعتراضات مردمی در کشورهای غربی خصوصاً جنبش اعتراضی مردم امریکا موسوم به جنبش وال استریت را مورد اشاره قرار داده و فرمودند:«جنبش والاستریت غرب را به زمین خواهد زد.»
واقعیت آن است که نظام سرمایهداری به دلیل تناقضات ذاتی خود و خاصیت بحرانزایی نقاط آسیبپذیر بسیار زیادی دارد که اوج آسیبپذیری این نظام در جریان بحران مالی سالهای 2007 میلادی که تاکنون نیز جریان دارد به وضوح مشاهده شد. در حقیقت تکیه صرف بر سیاستهای لیبرالیستی اقتصادی که اولویت دادن به کارایی اقتصادی در برابر عدالت را در پی دارد زمینهساز قطبی شدن جامعه و اعتراضات مردمی میشود که این مسأله در جریان بحران اخیر غرب قابل ملاحظه است. بحران عظیمی که بیش از 50 هزار میلیارد دلار از سرمایههای مردمی را در قالب کاهش ارزش بورس - کاهش قیمت مسکن و ترکیدن حباب مالی از بین برد حالا مورد اعتراض مردمی قرار گرفته که هیچ نقشی در شکلگیری و تطویل آن نداشتهاند. این مسأله دقیقاً همان نکتهای است که مورد اشاره نخبگان اقتصادی و سیاسی غرب نیز قرار گرفته و این سؤال به کرات مورد اشاره قرار میگیرد که اگر نظام بانکی و ساختار مالی امریکا و غرب در شکلگیری بحران عظیم مالی نقش داشتهاند چرا باید مردم این کشورها تاوان آن را بپردازند؟
در اروپا نیز اوضاع نگرانکنندهای حاکم است. گزارشهای رسمی دولت فرانسه نشان میدهد فرانسه فقیرتر از هر زمانی شده و 5/13 درصد جمعیت این کشور در موقعیت ناپایدار و فقیر ارزیابی میشوند و بیش از هشت میلیون نفر در این کشور زیر خط فقر زندگی میکنند. این جمعیت با درآمدی کمتر از 954 یورو در ماه که خط فقر محسوب میشود، گذران زندگی میکنند. علاوه بر این فقر تمام اروپا را در بر گرفته است و امروزه از هر شش اروپایی یک نفر زیر خط فقر زندگی میکند.
سیر تحولات اخیر نشان میدهد بحران غرب از بازارهای مالی شکل گرفته و سپس به بازارهای واقعی اقتصادی این کشورها رسید و هماکنون به شکل اعتراضات سیاسی و اجتماعی دنبال میشود و این دقیقاً روندی است که قابل پیشبینی بود.
کیهان:انشای آمریکایی !«انشای آمریکایی !»عنوان یادداشت روز روزنامهی کیهان به قلم حسام الدین برومند است که در آن میخوانید؛
اینجاست که با معکوس شدن خروجی اهداف مغرضانه و جاه طلبانه آمریکایی ها و در شرایطی که به موازات قد کشیدن قیام ها و انقلاب های اسلامی در منطقه، جنبش اعتراضی ضدسرمایه داری نیز اوج گرفته است نظام سلطه به سرکردگی آمریکا در فاصله کمتر از یک هفته تمام فشنگ های خود را علیه جمهوری اسلامی- که او را مقصر همه این ناکامی ها و شکست ها می داند- شلیک می کند: تحریم 29 مقام ایرانی به اتهام مشارکت در نقض حقوق بشر (10 اکتبر)، سناریوی دست داشتن ایران در طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا (11 اکتبر)، طرح شکایت به اصطلاح حقوقی به شورای امنیت علیه ایران از سوی آمریکا و عربستان (14 اکتبر)، انتشار گزارش سالانه بان کی مون دبیرکل سازمان ملل از وضعیت حقوق بشر ایران (13 اکتبر) انتشار متن کامل گزارش احمد شهید گزارشگر ویژه حقوق بشر در امور ایران (15 اکتبر) و...
2- موضوع و محور اصلی این یادداشت ارزیابی اجمالی گزارش احمد شهید است که عنوان گزارشگر ویژه حقوق بشر در امور ایران را به یدک می کشد.
VOAuniversal periodic Review3- پس از تصویب این قطعنامه در اواخر ماه مارس، شورای حقوق بشر در 17 ژوئن 2011 (27 خرداد 90) «احمد شهید» را به عنوان گزارشگر ویژه حقوق بشر در امور ایران منصوب می کند. آنچه که باز عیان و نمایان است تحرکات آمریکاست که به تحریک او شورای حقوق بشر در اجلاس هفدهم خود احمد شهید را به عنوان گزارشگر ویژه انتخاب می نماید. و باز جالب است که طی گزارشی به فعالیت های پشت پرده دولت آمریکا برای انتخاب احمد شهید اقرار می کند.اکنون آیا انتخاب «احمد شهید» با حمایت مستقیم آمریکا و مسابقه او که جایزه های معنادار به اصلاح حقوق بشری را از غرب و آمریکا دریافت کرده است با تهیه یک گزارش حقوقی که باید اصول بی طرفی را رعایت کند در تضاد نیست؟
اولین سؤال این است که چرا گزارش یک نهاد رسمی سازمان ملل باید پیش از انتشار در اختیار شبکه بی بی سی قرار بگیرد که ماهیت رسانه ای ندارد و ابزار فریب و سیاسی کاری سیاست های انگلیسی و صهیونیستی است، ضمن آن که ارائه سرسری به یک رسانه، قبل از تسلیم آن به سازمان ملل اقدامی مجرمانه است. با این فضاحت آشکار و سابقه روشن آقای احمد شهید و حمایت های قبلی آمریکا آیا می توان به روش تهیه گزارش گزارشگر ویژه حقوق بشر تنها ذره ای اعتماد داشت؟
5- گزارش 21 صفحه ای آقای احمد شهید در سه بخش «مقدمه»، «متدلوژی و روش کار» و «وضعیت حقوق بشر» تنظیم شده که در بخش اخیر به موضوعاتی چون رفتار با فعالان جامعه مدنی، آزادی اجتماعات، حقوق زنان، مجازات های قانونی و... پرداخته شده است و جمعاً این گزارش در 78 بند تکمیل شده است.
6- در ماهیت و محتوای این گزارش بندبند آن قابل نقد مستدل است چرا که در هر بند گزارشگر ادعاهایی را مطرح کرده است بدون آن که این ادعاها از حداقل پشتوانه ای برخوردار باشد مانند یک چک بی محل و بی پشتوان�� که تنها کشیده می شود و از تامین اعتبار برخوردار نیست.
7- اگر هم در پاره ای موارد گزارشگر ویژه تلاش کرده تا شواهد و استناداتی را به پیش بکشد آنچنان ناشیانه عمل کرده است که نه یک حقوقدان یا وکیل دادگستری یا حداقل یک دانشجوی حقوق بلکه یک انسان حقوق نخوانده نیز سستی و ضعف کار را بر مبنای عقل و منطق به وضوح تشخیص می دهد.
شایان ذکر است؛ بندهای 19، 22، 26، 27، 30، 34، 38، 52، 74 و... این گزارش در همین زمینه قابل توجه است.
8- البته آقای احمد شهید گویا پی برده است که این گزارش بسیار ضعیف و دم دستی است؛ از همین روی در بند آخر گزارش با اذعان به این که ادعاهایی مطرح شده اجازه سفر به ایران را درخواست کرده است تا به زعم او صحت و سقم ادعاها مشخص شود. در این باره نیز باید گفت خود همین گزارش نشان می دهد که ایران اسلامی تصمیم درستی گرفته است که این مهره وابسته به آمریکا و غرب را به کشور راه نداده است!
9- آقای احمد شهید در گزارش خود به مجازات های اسلامی و قانونی جمهوری اسلامی حمله کرده و حتی در بند 54 این گزارش احکام ارث را که برگرفته از نص قرآن است، مصداق نقض حقوق بشر قلمداد کرده است! اینجاست که می توان فهمید چرا این شخص که نام مسلمانی را یدک می کشد در سال 2009 جایزه «مسلمان دموکرات»! را در یک کنفرانس بین المللی از آن خود کرده است. و بالاخره باید گفت آنچه که در سراسر این گزارش آمده چیزی جز یک نوشته و انشاء بر مبنای راهبرد «اسلام آمریکایی» نیست.
آمریکا با تلاشهای فراوان و دیپلماسی فعال از طریق تماس با دولتهای مختلف اروپا، آسیا و آفریقا درصدد گسترش فضای منفی علیه جمهوری اسلامی برآمد و دولت عربستان را نیز وادار کرد از ایران به سازمان ملل شکایت کند و خواستار رسیدگی به موضوع شود. دولت جمهوری اسلامی ایران نیز ضمن رد اتهامات وارده، از آمریکا خواست اگر اسنادی مبنی بر مشارکت افراد ایرانی در چنین توطئهای دارد آنها را به دولت ایران تسلیم نماید تا بررسی شود، اما دولت آمریکا از این کار خودداری کرد و با زبان قلدری و تهدید به تلاش خود علیه ایران ادامه داد و خواستار مطرح شدن موضوع در شورای امنیت سازمان ملل شد. دبیرکل سازمان ملل نیز پرونده را به شورای امنیت فرستاده است.
تکمیل ژست توخالی مبارزه با تروریسم توسط دولت اوباما، منصرف کردن توجه مردم آمریکا از مشکلات داخلی، تحت الشعاع قرار دادن قیامهای مردمی در کشورهای مختلف جهان به ویژه آمریکا و منطقه خاورمیانه عربی و شمال آفریقا، وارد کردن فشار بر ایران و بدنام ساختن نظام جمهوری اسلامی به منظور تخریب وجهه آن نزد ملتهای منطقه و درگیر کردن آل سعود با یک دعوای بیحاصل که میتواند به سقوط آنها منجر شود از جمله پاسخهائی است که به این سؤال داده میشود. از میان این پاسخها، دو محور اخیر را میتوان محتملتر دانست. وجود جمهوری اسلامی ایران برای تحقق اهداف آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه یک مانع بزرگ به حساب میآید و ضربه زدن به موجودیت این مانع قدرتمند طبعاً از اهداف آمریکا و صهیونیسم بین الملل است. آل سعود نیز با شرایط دشواری که اکنون دارد، به پایان تاریخ مصرف خود رسیده و طبیعی است که دولت آمریکا نگران آینده نفوذ خود در عربستان باشد و از هم اکنون برای جایگزین کردن مهرههای خود دست بکار شود.
این هفته در مسائل خارجی، تبادل اسرا در فلسطین اشغالی، تحولات تازه در جنگ لیبی، اظهارات مقامهای آمریکایی درباره ادامه حضور در عراق و همچنین تداوم جنایات دیکتاتور یمن، از جمله رویدادهای مهم بودند.
این موضوع، یک عقب نشینی آشکار و ذلت بار برای رژیم صهیونیستی است، چرا که صهیونیستها تاکنون از گردن نهادن به آن خودداری میکردند. روزنامه "هاآرتص" چاپ فلسطین اشغالی، روز تبادل اسرا را روز سیاه و غم انگیز برای اسرائیل عنوان کرده و آنرا یک پیروزی کم سابقه برای حماسیها دانسته است. این روزنامه، با انتقاد شدید از سردمداران تل آویو به خاطر پذیرش آزادی این تعداد فلسطینی، آنرا مایه تقویت پایگاه حماس، نه تنها در غزه بلکه در کرانه باختری خوانده است.
علاوه بر منابع داخلی رژیم صهیونیستی، محافل غربی هوادار این رژیم نیز مبادله اسرا را پیروزی برای حماس دانستهاند که علیرغم خواسته غرب، توازن قوای سیاسی در فلسطین اشغالی را به نحو بارزی به سود حماس، در برابر فتح و محمود عباس تغییر داده است.
این هفته، "لئون پانه تا" وزیر دفاع آمریکا ابراز امیدواری کرد که واشنگتن و بغداد درخصوص ادامه حضور بخشی از نظامیان آمریکایی در عراق، پس از ضرب الاجل 10 دی ماه آینده به توافق برسند! اظهارات این مقام بلندپایه تازهترین موضع گیری دولتمردان آمریکایی در علنی ساختن اهداف واشنگتن برای ادامه اشغال عراق میباشد.
آمریکاییها حتی گستاخانه خواستار اعطای مصونیت قانونی به این نظامیان شدهاند. در این باره اظهارات برخی مقامها و جریانها در دولت عراق، از جمله وزیر خارجه عراق، درباره لزوم تاخیر در عقب نشینی نیروهای آمریکا از این کشور، به منزله چراغ سبز برای آمریکاییها میباشد و آنها را برای باقی ماندن در عراق وسوسه میکند.
این هفته، در لیبی، جنگ میان انقلابیون و بقایای نیروهای قذافی در دو منطقه "بنی ولید" و "سرت" با شدت ادامه یافت که در روزهای اخیر، انقلابیون توانستند بر "بنی ولید" تسلط کامل پیدا کنند و در سرت نیز، بنابه اظهار مقامات شورای انتقالی، بخش اعظم شهر دردست انقلابیون است.
اکنون با آزادی تقریباً تمامی لیبی از چنگ نیروهای قذافی، محاصره شخص دیکتاتورو سیف الاسلام قذافی، فرزند ارشدو مهره کلیدی رژیم قذافی تنگتر شده است و طی روزهای آینده باید منتظر دستگیری آنان بود.
البته مردم یمن نیز با مقاومت حماسی و اعتراضاتی که از 8 ماه قبل، تقریباً همه روزه برگزار کرده اند، نشان دادهاند که قصد عقب نشینی ندارند و تا سرنگونی دیکتاتور و محاکمه وی از پای نخواهند نشست. علی عبدالله صالح اگرچه توانسته است بار دیگر با حمایتهای بیشرمانه و خائنانه شیوخ ریاض سر پا بایستد ولی این شرایط، موقتی است. وی این واقعیت را باید بداند که ادامه جنایات، کیفر و مجازات وی را، در فردای پیروزی ملت یمن، سنگینتر خواهد کرد و سرنوشت سیاهتری را برای وی رقم خواهد زد.
امری که با واقعیت امروز آمریکا و برخی دیگر از کشورهای توسعه یافته، فاصله دارد. برای روشن شدن این مطلب لازم است تا مختصرا فرآیند توسعه اقتصادی و صنعتی در این کشورها مورد بررسی قرار گیرد:تحلیل گران عوامل متعددی را در رشد اقتصادی دخیل می دانند. هرچند سرمایه گذاری های دولتی، سیاست های اقتصادی و تاکید بخش خصوصی بر خلاقیت، از عوامل اثرگذار در توسعه است اما، حجم سرمایه تجمیع یافته را می توان شناخته شده ترین عامل شتاب دهنده در رشد اقتصادی دانست.
نظام سیاسی حاکم بر آ مریکا، نظام لیبرال سرمایه داری است. به اعتقاد معتقدان به این تفکر،دست نه چندان نامرئی سرمایه داران از آستین بازار بیرون آمده و بهترین شکل تخصیص منابع را رقم خواهد زد. بنابراین ساز و کار بازار، خود بهترین مرجع توزیع ثروت است. به علاوه سرمایه داران برای صیانت از منافع خویش ناگزیرند تا سطح قابل قبولی از رفاه عمومی را برای سایر عوامل تولید (از جمله نیروی کار و نیروی متخصص) فراهم نمایند. بنابراین دولت و مجموعه قوانین این کشور، علیرغم اعلام بی طرفی در عرصه اقتصاد، عملا بر حمایت جدی از سرمایه داران تاکید دارد. از سوی دیگر در نظام سرمایه داری، این راکفلرها و کلان سرمایه داران هستند که به دولت ها و سناتورها وجاهت داده و اعتبار می بخشند. واقعیت دولت در نظام سرمایه داری، از وکالت سرمایه داران جدا نیست.
سرمایه داران اما، در سایه حمایت های دولت سرمایه سالار، از آفت های دوران رکود در امان مانده اند و با اخراج نیروی کار، و کاهش نرخ دستمزد از ارکان نظام سلطه حمایت کرده اند، این است که جامعه آمریکا در سال اخیر بیشترین میزان بیکاری در طول ۳۰سال گذشته خود را تجربه می کند. این درحالی است که بدهی این کشور نسبت به ۱۰۰سال گذشته به بیش از ۵۱برابر افزایش یافته است.از سوی دیگر، شکل گیری شبکه های در هم تنیده ثروت و قدرت در حکومت آمریکا باعث شده است تا منافع عمومی جامعه بیش از پیش در اهداف منفعت طلبانه راکفلرها هضم شود. تا آنجا که تامین هزینه های هنگفت جنگ هایی که منافع برای مردم آمریکا ندارد از محل خزانه ملی توجیه می یابد تا از این طریق سود سرشاری را از فروش سلاح، درآمد نفت و ... به جیب غول های اقتصادی دنیا سرازیر کند یا منافع سیاسی آنها و کارتل های صهیونیستی را تامین کند.
این بدان معنی است که هر کودک آمریکایی در بدو تولد ۱۵هزار دلار به سایر کشورها و بیش از ۳۰هزار دلار به اقتصاد ملی کشورش بدهکار است. بدهکاری ریشه داری که دیون سال های بعد از جنگ جهانی دوم را نیز در دل خود گنجانده است! واقعیت امروز جنبش های مردمی در آمریکا، به خصوص در خیابان وال استریت (به عنوان نماد نظام سرمایه داری)، اعتراض به حمایت ساختاریافته دولت از سرمایه داران و پیگیری منافع آنان در سیاست های کلان اقتصادی و اجتماعی است. اما آیا این جنبش ها می تواند به سلطه نظام سرمایه داری در آمریکا پایان دهد؟ یا این شروعی است که نتیجه آن در آینده به بار خواهد نشست.
ایشان همچنین با تاکید بر استقامت ملی و استمرار حرکت عمومی ملت بزرگوار ایران، قانع شدن به دستاوردهای میانی راه و از سوی دیگر نا امیدی از تحقق اهداف نهایی را دو آفت بزرگ توقف زا در این مسیر برشمرده و افزودند: «ملت عظیم الشأن ایران، در وسط راه "تعالی و پیشرفت و افتخار" توقف نمی کنند و با اطاعت از فرمان پروردگار کریم در قرآن مجید، با قدمهای استوار و محکم راه خود را تا رسیدن به جامعه اسلامی و برخوردار از عدالت، طراوت، آگاهی و مردم سالاری حقیقی ادامه خواهد داد.»
از این منظر باید گفت هر نیت و قدمی برای پمپاژ روح وحدت ، امید و نشاط به کالبد جامعه ایرانی که بتواند منجر به تقویت گفتمان پایداری و استقامت ملی شود، ارزشمند است و باید از عوامل آن تجلیل کرد؛ تجلیلی که خود بی شک، تلاشی در مسیر فرهنگ سازی در ابعاد ملی تلقی می شود.در واقع اهتمام به چنین رویکرد مبارکی، امروز از جمله ضروری ترین مسایل و نیازهای کشور است که هم مردم و هم به ویژه مسوولان باید در تحقق آن مشارکت جدی و فعال داشته باشند.
این که امروزه مشاهده می کنیم هر کشوری - با هر قدرت اقتصادی و سیاسی و برخورداری از دامنه تاثیرگذاری- می کوشد تا از طریق ایجاد و بستر سازی های انگیزه بخش در جامعه، موتور تحرک آینده اقتصاد ، سیاست ، امنیت فرهنگ دنیا را در دست بگیرد، ناظر بر همین مساله است که ملتی در دنیا می تواند پیشرفت دنباله داری داشته باشد و عزت مندانه زندگی کند که ضمن تاکید بر اصول و ارزش های غیرقابل خدشه و حراست از استقلال و آزادی خویش، موج امید و اعتماد را در درون خود ایجاد کرده و روز به روز دامنه نفوذ آن را تقویت کند.
«تسهیلات بانکی ، سود و چالشها»عنوان سرمقالهی روزنامهی آفرینش به قلم حمیدرضاعسگری است که در آن میخوانید؛نظام بانکی به عنوان متولی سرمایه در کشور نقش بسزایی در برنامه ریزی و هدایت فعالیت های اقتصادی دارد. جذب سرمایه و ایجاد تمایل برای سپرده گذاری از جمله وظایف نظام بانکی می باشد که به تناسب منابع مالی که در اختیار دارد می تواند به متقاضیان تسهیلات بدهد. متاسفانه در چند سال گذشته اتخاذ برخی سیاست های مالی که بستر اجرای آن فراهم نبوده باعث اختلال در فعالیت نظام بانکی شده است.
در همینزمینه بانک ها برای جلوگیری از زیان بیشتر مجبور شدند به فعالیت های مشارکتی روی بیاورند. اما مشکل دیگری که به سبب این کاهش نرخ سود ایجاد شده، فاصله بین نرخ سود تسهیلات و نرخ سود سپردهها در نظام بانکی کشورمان می باشد که به گفته کارشناسان اقتصادی تفاوتی 6 تا 10 درصدی دارد، در حالی که این نرخ در کشورهای توسعه یافته 2درصد میباشد. بنابراین فاصله زیاد بین 2 نرخ سود تسهیلات و سپردهها موجب ناکارایی نظام بانکی میشود. در حال حاضر یکی از راه های کسب درآمد بانک ها مضاربه می باشد که ازطریق آن سودهای بالا و غیر متعارفی را دریافت می کنند.
از جنبه دیگری اگر به قضیه نگاه کنیم، متضرر اصلی در این بین سپرده گذاران هستند. چون آنها با سپرده گذاری در بانک ها سودهای ناچیز به دست می آورند و از کمترین تسهیلات هم استفاده نمی کنند و برنده اصلی در این میان بانک ها هستند که با پرداخت سود پایین به سپرده گذاران، سرمایه های آنها را در قالب فعالیت های تجاری مصرف می کند و از طرفی دیگر با دادن تسهیلات و امورمشارکتی همچون مضاربه به متقاضیان سودهای کلان به دست میآورند. این عدم تعادل در پرداخت سودها موجب شده تا وظیفه اصلی بانک ها که جذب و تولید سرمایه می باشد مختل شود و بانک ها به بنگاه های سودآور تبدیل شوند که فقط کسب سود خود را پیگیری می کنند و عملا عاملی برای رشد و توسعه اقتصاد و تنظیم کننده تورم در بازار تلقی نمی شوند .
مردم سالاری:وحدت داخلی در برابر جنگ روانی خارجی«وحدت داخلی در برابر جنگ روانی خارجی»عنوان سرمقالهی روزنامهی مردم سالاری به قلم سروش ارشاد است که در آن میخوانید؛این روزها در کنار منتشر شدن اخباری در خصوص گزارش احمد شهید گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد برای ایران و همچنین گزارش پرونده هسته ای توسط آمانو، شاهد فعال شدن بیشتر آمریکا، انگلیس و فرانسه علیه ایران هستیم. فعالیت هایی که با طرح توطئه علیه سفیر عربستان در آمریکا، وارد مرحله جدید شده و تحلیل صحیح از این شرایط و موضع گیری ها، در وضعیت کنونی از اهمیت بالا یی برخوردار است.
سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا روز سه شنبه در جمع خبرنگاران باز هم ادعای واشنگتن را تکرار کرد وگفت: آمریکا در پاسخ به توطئه ترور سفیر عربستان سعودی در واشنگتن به تلا ش های خود برای اعمال شدیدترین تحریم ها علیه ایران ادامه می دهد.
وزیر امور خارجه انگلستان هم در اظهاراتی شدید، از ادامه تحریم ها علیه ایران سخن به میان آورد و ادعاهای گذشته را این بار با سخنی تندتر تکرار کرد.
البته طی این سال ها، همواره شاهد جنگ روانی غرب علیه ایران بوده ایم، اما این جنگ روانی این بار با تاکتیک طرح توطئه ترور علیه سفیر عربستان، جنبه های دیگری به خود گرفته است و علی رغم تکذیب ها و واکنش های مکرر دستگاه دیپلماسی، آمریکا این پروژه را به پیش می برد.
اما، در کنار دیپلماسی قوی، باید زمینه برای وحدت همه گروه ها فراهم شود تا مبادا اختلا فات داخلی، به اقدامات آمریکا در تلا ش برای منزوی سازی ایران کمک کند.
الف) سست بودن عناصر اصلی سناریوی تنظیم شده
2- ماهیت گروههای درگیر در این ترور هم از طرف صاحب نظران داخل آمریکا هم زیر سؤال رفته است. اساسا کار کردن با یک گروه غیرمسلمان آن هم در داخل خاک آمریکا با سابقه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در تعارض است.
4- بنا به اظهارات دوستان منصورارباب سیر(متهمی که در این رابطه دستگیر شده است) او شخصی فوقالعاده غیرسیاسی بوده، دورهای به خرید و فروش اتومبیل مشغول بوده و در دورهای هم در ساخت و ساز مسکن سرمایه گذاری میکرد. او که به شوخ طبعی و حواس پرتی معروف است، به گفته یکی از دوستانش اگر میگفتند مستربین قصد ترور سفیر عربستان را داشته آن قدر تعجب نمیکرد که از نسبت دادن این اتهام به این شخص متعجب شده است.
ب) اهداف احتمالی آمریکا در طراحی این سناریو
2- آمریکا برای تحت تاثیر قراردادن اخبار مربوط به جنبش موسوم به"اشغال والاستریت" نیاز به یک بازی جدید رسانهای داشتند. با گسترده شدن جنبش والاستریت بهویژه وقتی که اتحادیه کارگری آمریکا به این جنبش پیوست، آمریکا نگران شده و خبری ساختگی را منتشر کرده تا افکار عمومی را به سمت این موضوع انحرافی سوق دهد؛ این که چقدر در این زمینه موفق بوده است، باید اجازه دهیم زمان بگذرد، اگر این جنبش با قوت ادامه پیدا کند؛ معلوم میشود این سناریو کار ساز نبوده است.
4- بحث دیگر این است که اخیرا بعضی از کشورهای اتحادیه اروپا درباره موثر بودن سیاست تحریمها علیه ایران ابراز تردید کرده بودند و خود را آماده میکردند که به صورت آشکار و یا پنهانی مناسبات اقتصادی خود را در شرایط رکود موجود در اروپا با ایران از سر بگیرند.
با این وجود به نظر نمیرسد حافظه تاریخی مردم جهان ماجرای ساختگی سلاح های کشتار جمعی که ادعا میشد صدام حسین در حال ساخت آنها است را از یاد برده باشد. واقعیت آن است که در دنیای امروز آمریکا و متحدانش با هر کشوری که سیاست های آنها را نپذیرد به بهانه های مختلف درگیر میشود. سناریو ساختگی منصور ارباب سیر هم دقیقا در ادامه همین مسیر برای بد نام کردن ایران تنظیم شده است.
در مقابل ایران خود را برای مقابله همه جانبه با تحریم ها آماده کرده است و میکوشد با برگزاری انتخابات پرشور پارلمانی در 12 اسفند ماه شرایط را برای دشمنان خود سخت تر کند. اگر ایران موفق شود فضای پر شور انتخاباتی را با حمایت گسترده مردم فراهم کند در واقع در همه پرسی غیر مستقیم از مردم برای ادامه مقابله و مقاومت در برابر فشار سیاسی، اقتصادی غرب با موفقیت برگزار کرده است.
«پرهیز از سیاسیکاری در بازنگری علوم انسانی»عنوان سرمقالهی روزنامهی شرق به قلم جعفر توفیقی است که در آن میخوانید؛بحث بازنگری در برنامههای درسی و آموزشی مستقل از آنکه در چه رشتهای مانند علومانسانی، فنی و مهندسی و پایه باشد، امری پسندیده و لازم است. باید توجه داشت به دلیل تحولات اجتماعی، محیطی، منطقهای و بینالمللی ضرورت ایجاب میکند که برنامههای درسی بازنگری و بازنویسی شوند. امر بازنگری در رشتههای تحصیلی یک سنت علمی در همه دانشگاههاست و به همین ترتیب نیز نظریات و علم توسعه و رشد پیدا میکنند و علوم جدید جایگزین علوم قدیم میشوند.
اهمیت رشتههای علوم انسانی و بازنگری در آن مانند رشتههای فنی و پایه نیست بلکه از اهمیت بیشتری برخوردار است. رشتههای مهندسی، فنی و پایه معمولا از یک اصول مشترک در دنیا پیروی میکنند و بر همان اساس نیز به روز میشوند اما ارتباط مستقیمی با نظامهای ارزشی و فرهنگی ندارند اما رشتههای علوم انسانی بازگو و منعکسکننده باورها، ارزشها و فرهنگ جوامع هستند و ارتباط مستقیمی با مشکلات دارند. مستقل از اینکه تجدیدنظر در علوم انسانی سیاسی است یا نیست، نفس این عمل پسندیده است و رسالت دانشگاهها در مرزهای دانش بازنگری و حرکت رو به جلو است.
باید مراقبت کرد که صرفا به استناد آنکه نظریاتی از کشورهای غربی آمده و منشاء آنها غرب است با آنها برخورد حذفی نشود. بخشی از این نظریات یافتههای دانشمندان سراسر جهان است. باید از نظریات سایرین در سایر نظامها ارزیابی، نقد و برداشت درستی داشته باشیم. طبیعی است نظریات مختلف، نقطه قوت و ضعف دارند و دانشمندان باید توان ارزیابی و نقد نظرات سایر دانشمندان را داشته باشند تا از آنچه که همخوانی دارد، استفاده کنند و طبیعتا آنچه که سازگار نیست را کنار بگذارند، ضمن آنکه بازنگری مستلزم تقویت نظریهپردازی در داخل کشور است. نظریهها در رقابت، فضای گفتوگو و آزاداندیشی و کرسیهای نقد و بررسی آزاد، امکان ظهور و بروز پیدا میکنند و میتوانند با دیگر نظریات رقابت کنند.
نظریهها در داوری و نقد و گفتوگو است که باز و پخته میشود و جای خود را پیدا میکند. از طرفی نمیتوان بهطور کلی گفت، نظریات اسلامی مغایر با نظریات غربی است. اینها همه علوم بشری هستند و در بعضی مباحث اشتراک دارند و میتوانند همکاری کنند و در بعضی موارد نیز افتراق دارند.
دنیای اقتصاد:تاملی بر یارانه ارزی«تاملی بر یارانه ارزی»عنوان سرمقالهی روزنامهی دنیای اقتصاد به قلم محمود اسلامیان است که در آن میخوانید؛وقتی رانتی حاصل میشود، نباید تردید داشته باشیم که هیچ سازمان و ارگانی قادر به کنترل و توزیع آن نخواهد بود؛ زیرا منافعی غیرعادلانه حادث میشود که افرادی میتوانند به آن دسترسی داشته باشند و تجربه نشان داده این دسترسی جز فساد و بیعدالتی حاصلی نخواهد داشت. طی سالهای گذشته به موارد متعددی از این گونه رانتها میتوان اشاره کرد.
2- نان: گندم در همه ادیان مورد احترام است. رانت موجود باعث شده بود، سالانه میلیونها تن از این نعمت خدادادی در مسیرهای غیرطبیعی قرار گیرد. نانواییها سرقفلیهای غیرواقعی پیدا کرده بودند و فروش آرد قاچاق امری طبیعی و عمومی بود. تعدیل مذکور باعث شد میلیونها تن صرفهجویی حادث و منابع کشور حفظ شود. علاوهبر آن کیفیت نان تا حدی در کشور بهبود یافت.
خوشبختانه با تدابیر اتخاذ شده در بسیاری از موارد یارانهها که یا از آن عموم استفاده میکردند یا خواص از آن بهره میبردند، تعدیل و تا حدی حذف شد. در این میان آنچه باعث تعجب است برخورد بانک مرکزی با مساله ارز است. شکاف غیرمعقول ایجاد شده فیمابین ارز دولتی و آزاد طی ماههای اخیر تکرار تجربهای است که سالهای سال امری غیرعادلانه و فسادآور بوده است. مشکل ما این است که گاهی با بدیهیات مقابله میکنیم و با اصول متقن و روشن اقتصادی سرناسازگاری داریم.
1- ذخایر ارزی کشور و صلاح مملکت این اجازه را به بانک مرکزی میدهد که بتواند شکاف حاصله را پر کند. مسالهای که آقای بهمنی ریاست محترم بانک مرکزی بر آن اصرار دارد. در چنین حالتی جدا از اینکه بحثی در مورد نرخ عاقلانه ارز داشته باشیم، باید بانک مرکزی در سقفی که برای آن برنامه دارد فاصله را پر کرده و از ایجاد رانت جلوگیری کند. زیرا این نوع یارانه از آن دستهای است که منافع آن فقط به خواصی میرسد که اطلاعات لازم را از نوسانات داشته و متقابلا بسیاری از فعالان اقتصادی متضرر شده و علاوه بر آن فضا را ناامن میسازد.
تجربه سه دهه اداره کشور نشان داده است ایجاد رانت چه آن را کمو بیش عموم مصرف کنند و چه خواص از آن بهره ببرند، امری غیرعاقلانه و غیرعادلانه است و اصولا امکان مدیریت بر آن وجود ندارد. بدترین اتفاق برای مسوولان محترم بانک مرکزی آن است که ندانند چه استراتژی را باید انتخاب کنند و بهترین حالت داشتن یک برنامه مشخص برای اداره ذخایر ارزی کشور است که در کنار آن اقتصاد کشور بتواند حداقل در این بخش با آرامش امکان برنامهریزی داشته باشد. سوال اساسی این است، آیا تفاوتی میان رانت ارزی و سایر رانتها وجود دارد؟ اگر نه، علت بیتوجهی به آن چیست؟
افزایش نرخ سود علیالحساب اوراق مشارکت شرکتهای دولتی، غیر دولتی و شهرداریها به 17 درصد و افزایش وام مسکن اعضای هیات علمی برای خرید و احداث مسکن و نیز افزایش سقف اعطای تسهیلات به جوانان برای ازدواج و زندانیان از جمله تصمیمهایی بود که محمود بهمنی آن را اعلام کرد.
افزایش رقم وام به زندانیان و وام ازدواج و نظایر آن اگرچه مصرف عمومی دارد ولی تصمیمی عمیق و سازنده در این برهه زمانی نیست.
در واقع اعضای شورای پول و اعتبار در نظر دارند تمهیدی اتخاذ کنند تا دولت از امکان جمعآوری پولهای سرگردان بهرهمند شود و به این ترتیب خود را از تورم آزاردهندهای که هم اکنون به طور فزایندهای در جریان است برهاند اما از هم اکنون روشن است که این امر محقق نمیشود.
علاوه براین افزایش این نرخ به طور «دوفاکتو» افزایش تورم را که پیش از این از سوی مقامات ایرانی انکار میشد تایید میکند و به این ترتیب نرخ تورم انتظاری افزایش مییابد.
آنان قبلا هم در مورد نرخ طلا و ارز برای ارضای افکار عمومی وعدههای رنگارنگی به شهروندان ایرانی دادهاند اما کارنامه اجرایی همه این وعدهها نتوانسته نمره قبولی اخذ کند